مهمترين بحران زندگي اجتماعي انسان در دوره هاي مختلف تاريخ بشر، مساله اخلاق و نحوه سلوك انسان در جامعه با هم نوعان خود بوده است. هر چه زندگي انسان پيچيده تر مي شود و از حالت ابتدائي و بسيط خارج مي گردد، مسئله اخلاق هم شكل گسترده تر و پيچيده تري به خود مي گيرد و تعريف اخلاقي روابط انسانها در جامعه مشكل تر مي شود و تشخيص مصاديق اخلاقي از غير اخلاقي دشوار تر مي گردد. پيچيدگي دنياي امروز در ابعاد مختلف زندگي باعث شده است كه اخلاق در حرفه هاي مختلف بصورت جداگانه مطرح گردد. در جامعه پزشكي طرح بحث اخلاق به دليل اهميت حرفه پزشكي از جايگاه ويژه اي برخوردار است و حتي مباحث اخلاق پزشكي با عنوان Medical Ethics مباحث علمي بسيار جدي و گسترده اي را به خود اختصاص داده است. علت طرح مباحث اخلاق پزشكي و تاكيد بر اهميت آن به اين خاطر است كه مسائل آن فراتر از اخلاق عمومي است و آنچه به عنوان اخلاق عمومي مطرح مي شود نمي تواند جوابگوي نيازهاي اخلاق در حرفه پزشكي باشد. در اين نوشتار به اجمال به بعضي از ضرورتهاي مباحث حرفه اي اخلاق پزشكي در ضمن مطالب زير اشاره مي كنيم.
اهميت حرفه پزشكي در اسلام:
با مراجعه اجمالي به منابع اسلامي به وضوح مي توان به اهميت حرفه پزشكي و جايگاه ارزشمند آن در اسلام واقف شد. اهميت اين موضوع از چند جهت قابل بحث است:
1- سلامتي انسان امري اجتناب ناپذير است.
انسان بدون سلامتي نمي تواند به زندگي خود ادامه دهد. بيماري آرامش انسان را مي گيرد و فعاليت هاي طبيعي او را مختل مي كند. مراجعه به پزشك بطور عمده در هنگام بيماري انجام مي شود. به همين دليل حرفه پزشكي در شرائط بحراني فرد روبرو مي شود و لذا حرفه پزشكي از اهميت بالائي و حساسي برخوردار است. امام علي (ع) مي فرمايند: « الصحة افضل النعم » (ميزان الحكمه /6/2988) يعني سلامتي برترين نعمتها است. و پزشك اين نعمت بزرگ را به بيمار بر مي گرداند. بنابراين ارزش حرفه پزشكي از نظر اسلام تابع ارزش سلامتي از نظر اسلام است.
2- زمينه هاي توجه به خدا در حرفه پزشكي فراوان است:
با توجه به اينكه علم پزشكي به درمان بيماري و حفظ سلامت انسان مي پردازد، پزشك بايد خصوصيات و ريزه كاري هاي نظام خلقت را در بدن مورد مطالعه قرار دهد بنابراين در طول دوران آموزش و حتي در هنگام درمان بطور مداوم با پيچيدگي هاي نظام هستي سرو كار دارد و اين مسئله باعث مي شود كه پزشك بيش از سائر افراد توجه به عظمت الهي داشته باشد. زمينه سير و سلوك و كسب معنويت براي او فراهم تر است لذا حرفه پزشكي بيشتر از سائر حرفه ها انسان را با خدا مرتبط مي كند. خداوند در قرآن مي فرمايد: « … و من احياها فكانما احيا الناس جميعا …» مائده /32 يعني هركس انساني را زنده نمايد گويا به همه انسانها حيات بخشيده است. اطلاق آيه شريفه كه شامل حيات جسماني و مادي هم مي شود جنبه الهي و ماوراء طبيعي كار پزشك را بيان مي كند. خصوصا با توجه به اينكه بسياري از اسرار خلقت بر انسان پوشيده است و عليرغم پيش بيني هاي پزشكي مسير درمان و معالجه بيمار مسائلي اتفاق مي افتد كه باعث مي شود انسان به عظمت خداوند پي ببرد. در روايات اسلامي اين نكته نيز آمده است كه كار طبابت را خود خداوند انجام مي دهد و طبيب واقعي خود اوست. پيامبر گرامي اسلام (ص) خطاب به فرد پزشكي فرمودند: « الله الطبيب بل انت رجل رفيق …» (ميزانالحكمه / 7/3286) يعني خداوند طبيب است و تو رفيق مهربان هستي. اين حديث و احاديث مشابه آن به اين حقيقت اشاره مي كند كه معالجه كننده واقعي ذات اقدس الهي است بنابراين پزشك بايد توجه كند كه كار و حرفه او ابزار دست خداوند است و در واقع دست خدا به او نيرو و توان معالجه مي دهد و اگر طبيب به اين مسئله توجه كند در تمام مراحل معالجه خدا را مي بيند. در قرآن كريم از قول حضرت ابراهيم آمده است كه: « و اذا مرضت فهو يشفين» (شعراء/80) يعني و هنگامي كه بيمار مي شوم او مرا درمان مي كند. مي توان گفت طبيب تجلي اسم شافي خداوند است كه در عالم ملك ظهور كرده است. از اين نظر حرفه پزشكي در اسلام حرفه اي مقدس است.
3- دانش پزشكي مورد تمجيد پيشوايان ديني قرار گرفته است:
همانطور كه بيان شد به دليل هدفي كه علم پزشكي دارد يعني تامين سلامتي انسان و جنبه هاي الهي و معنوي اين حرفه در روايات اسلامي شغل و دانش پزشكي در كنار علوم الهي عنوان شده است. از پيامبر گرامي اسلام (ص) نقل شده است كه فرمودند: « العلم علمان: علم الاديان و علم الابدان » (بحار الانوار /220) يعني دانش بر دو قسم است: علم دين شناسي و علم طب. اين تقسيم در اين حديث ناظر به هدف علم است كه يا به منظور تغذيه روح و معنويت انسان است كه خداوند پيامبران را بدان جهت فرستاده است و آن شناخت دين الهي است و يا به منظور سلامت جسمي و تقويت بنيه و توان كاري انسان است كه علم پزشكي متكفل آن است. بنابراين در كنار هم قرار گرفتن علم الاديان و علم الابدان بيانگر ارزش علم پزشكي است كه بر سائر علوم مقدم است. تشابه علم دين و علم طب از نظر هدف باعث شده است كه در روايات اسلامي نيز به اين شباهت به عنوان يك ارزش نگاه شود. به عنوان مثال امير المومنين (ع) در مورد پيامبر (ص) مي فرمايند: « … طبيب دوار بطبه قد احكم مراهمه و احمي مواسمه …» (نهج البلاغه/خطبه 108) يعني او (پيامبر) طبيبي است كه بر سر بيماران گردان است مرهم هاي او سمومند و داغ نهادن (جراحي) او كار ساز است استفاده از تعابير رايج در پزشكي در مورد پيامبر نشان دهنده ارزش و اهميت اين حرفه از نظر هدف با پيامبران است.
4- دستورات بهداشتي و درماني اسلام:
در اسلام توصيه هاي زيادي درباره مسائل بهداشتي و درماني وجود دارد كه بررسي و جمع آوري آنها مجال ديگري را مي طلبد. مباحثي همانند مراحل خلقت انسان در قرآن و يا آياتي كه توصيه به نكات بهداشتي و اخلاقي مي كند نظير آيه شريفه: « فلينظر الانسان الي طعامه » (عبس / 24) يعني انسان بايد به غذاي خود بنگرد و نيز آنچه كه در روايات اسلامي آمده است نظير اين جمله پيامبر كه فرمودند « المعدة بيت الداء و الحمية راس كل دواء » (بحار الانوار /65/123) يعني معده انسان خانه همه دردها و پرهيز كردن سرآمد همه داروها است و احاديث و آيات مشابهي كه در اين زمينه ها وجود دارد نشان دهنده ارزش و اهميت علم پزشكي در اسلام است كه مورد توجه و توصيه پيشوايان ديني هم قرار گرفته است.
معيار فعل اخلاقي از نظر اسلام
يكي از مهمترين مباحث فلسفه اخلاق اين است كه ما با چه معياري مي توانيم عملي را اخلاقي بدانيم و يا آن را از دائره افعال اخلاقي خارج كنيم. مثلا اگر كسي در كار و كسب خود با مراجعه كنندگان با صداقت رفتار كرد آيا اين صداقت هميشه فعل اخلاقي است ؟ يا مشروط به شرائط ديگر است ؟ اين بحث از مباحث جدي در فلسفه اخلاق است اما بطور خلاصه بر طبق نظريه استاد مطهري (ر.ك. كتاب تعليم و تربيت در اسلام و كتاب فلسفه اخلاق ) يكي از دو ملاك زير را مي توان به عنوان شرط عمل اخلاقي به حساب آورد: اول رضايت خداوند يعني اگر انسان كاري را انجام دهد و هدف او در انجام كار كسب رضايت الهي باشد به اين معني كه ملاك ارزش عمل خود را مشروط به امور مادي نكند اين كار داراي ارزش اخلاقي خوناهد بود بنابراين اگر كسي به قصد رضايت الهي دروغ نگويد و به ديگران كمك كند و امثال اين امور اين فرد بر اساس ملاكهاي اخلاقي رفتار كرده است.
دوم وجدان انساني:
اگر انساني بر فرض خدا را قبول نداشته باشد و رضايت الهي مد نظر او نباشد ولي در عين حال ارزش كار خود را مشروط به امور مادي نكند بلكه بخاطر وجدان انساني كاري را انجام دهد اين عمل هم اخلاقي است. بنابراين اگر كسي به انسان درمانده اي كمك كند يا صداقت داشته باشد تا وجدان خود را آرام كند اين عمل اخلاقي خواهد بود. اما اگر اين كمك كردن يا راست گفتن در ازاي امور مادي باشد مثلا راست بگويد تا او هم راست بگويد و او را فريب ندهد يا در موقع اضطرار او هم به كمك بيايد اين عمل اخلاقي نيست بلكه يك عمل تاجرانه است. جمله معروف امام حسين (ع) كه در روز عاشورا فرمودند كه اگر دين نداريد در دنيا آزاد مرد باشيد بيان كننده ملاك فعل اخلاقي است كه انسان حتي با افكار غير الهي هم مي تواند اخلاق داشته باشد.
گرچه بدون شك پشتوانه رضايت الهي در امور اخلاقي بسيار قوي تر و كار آمد تر از وجدان انساني است و حال با توجه به آنچه گفته شد در حرفه پزشكي زمينه هاي بروز فعل اخلاقي نسبت به سائر حرفه ها بسيار فراهم تر است زيرا جامعه پزشكي هميشه در شرائط بحراني و نامساعد مراجعه كنندگان با آنها روبرو مي شوند بنابراين زمينه هاي كمك و همكاري و صداقت و پارسائي براي آنان مهيا تر است و حتي اگر پزشكي معتقد به خدا هم نباشد زمينه هاي اخلاقي براي او وجود دارد و چقدر زيباست كه يك پزشك مسلمان هميشه در افعال خود خدا را در نظر داشته باشد تا علاوه بر اينكه از نظر اخلاقي وجدان خود را آرام نگه مي دارد در جهت كسب معنويت نيز گام بر دارد و در جهت كمال و سير و سلوك معنوي حركت كند به مراقبت از انجام عبادات ظاهري مستحبي براي او ارزشمند تر است. اين توفيقي است كه خداوند براي جامعه پزشكي فراهم كرده است.
ارزشهاي معنوي بيماري و سلامتي
نگاه اسلام به مسئله بيماري و سلامتي همراه با ارزشهاي معنوي است يعني اسلام به بيماري صرفا به عنوان يك عارضه ظاهري نمي نگرد تا همه توجه فرد را به بهبودي خود منصرف كند كه در نتيجه اگر سلامتي به دست نيامد دچار افسردگي و اضطراب گردد. اسلام به بيماري و سلامتي به عنوان ابزارهائي براي كسب معنويت توجه مي كند لذا از نظر ارزشهاي معنوي هيچكدام داراي ارزش ذاتي نيست اگر انسان ار بيماري استفاده معنوي كند بيماري داراي ارزش مي شود و اگر از سلامتي در جهت كسب رضايت الهي بهره مند گردد سلامتي وسيله شكرگزاري به درگاه الهي خواهد بود.
امام سجاد (ع) در مناجات هاي خود با خداوند به درگاه الهي عرضه مي دارند كه: «فماادري يا الهي اي الحالين احق بالشكرلك و اي الوقتين اولي با حمدلك اوقت الصحه التي هناتني فيها طيبات رزقك … ام وقت العلة التي محصتني بها …» (صحيفه سجاديه /110) يعني خدايا من نمي دانم كدام حالت شايسته تر براي شكر گزاري است هنگام صحت كه توان استفاده از روزي پاك تو را دارم يا هنگام بيماري كه وسيله رهائي من از گناهان است. اين مناجات در واقع نحوه برخورد با بيماري و سلامتي و ميزان ارزش معنوي آن ها را به انسان مي آموزد. در روايات اسلامي نيز به اين مسئله بسيار توجه شده است. پيامبر فرمودند: « لايمرض مؤمن ولا مؤمنة و لا مسلم و لا مسلمة الا حط الله به خطيئته » (ميزان الحكمه/11/5523) يعني هيچ مرد و زن مومن و مسلماني مريض نمي شود مگر اينكه خداوند به سبب آن بيماري گناهان او را مي بخشد. بنابراين درد و رنجي كه انسان در بيماري مي كشد بي اجر نزد خداوند نمي ماند و نيز در روايت مشتركي از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) آمده است كه « بيدار ماندن يك شب از شدت مريضي و درد از عبادت يك سال افضل است » (ميزان الحكمه /11/5530) وقتي نگاه اسلام به بيماري همراه با ارزش معنوي باشد قطعا عيادت مريض هم داراي ارزش خواهد بود. پيامبر (ص) فرمودند: « عائد المريض يخوض في الرحمه » (ميزان الحكمه /11/5530) يعني عيادت كننده مريض در رحمت الهي غوطه ور است. بنابراين وقتي جامعه پزشكي به درمان بيماري مي پردازد كاري الهي مي كنند و لازم است كه هم دقت در كار خود داشته باشند و هم تقواي الهي را مراعات كنند تا آن ارزش معنوي را تكميل كنند. امير المومنين (ع) مي فرمايند: «من تطبب فليتق الله و ليجهد » (ميزان الحكمه/7/3288) يعني هركس به طبابت مي پردازد بايد مراعات تقواي الهي را بنمايد و تلاش و كوشش خود را به كار گيرد. لزوم رعايت تقوي هم به خاطر دقت در طبابت و الهي شدن كار طبابت است و هم بخاطر ارزش معنوي كه در بيماري و سلامت وجود دارد.
* دكتر مهدي ابراهيمي: استاديار و مدير گروه معارف اسلامي دانشگاه علوم پزشكي مشهد