در قرن حاضر نيز همچون قرون گذشته بسيار شنيده و ديده مى شود كه اخلاق هيچ ارتباطى با سياست ندارد حال اين سياست، شفاف باشد يا غير شفاف.
در اين خصوص، نمايندگان شركت هاى نفت و گاز انگليس و آمريكا با آگاهى از اين موضوع كه ذخاير زيرزمينى نفت ليبى به حدى است كه به تنهايى مى تواند تا ۸سال تمام نياز آمريكا را تأمين كند، براى نشان دادن علاقه خود به از سرگيرى رابطه با اين كشور منتظر فرانسه نماندند. زمانى كه فرانسوا فيون، نامزد رياست جمهورى سال ۲۰۰۷ فرانسه و دبير اول حزب سوسياليست اين كشور، ديپلماسى پنهان دولت نيكولا ساركوزى در مصالحه با ليبى را فاش ساخت؛ چنين وانمود كرد كه از وجود چنين سياستى در سفارتخانه هاى ساير كشورهاى غربى اطلاع ندارد در حالى كه از سال ها پيش اين سفارتخانه ها در اعمال سياست سازش با حكومت معمر قذافى، از فرانسه پيش افتاده اند .
روابط غير عادى فرانسه با ليبى با سفر اخير سيسيليا ساركوزى، همسر رئيس جمهورى فرانسه آغاز نشد بلكه اين روابط از اكتبر سال ۲۰۰۲ يعنى زمانى كه دومنيك دوويلپن، وزير سابق امور خارجه اين كشور براى تضمين عدم دخالت نظامى قذافى در چاد و ساحل عاج به ليبى سفر كرد، آغاز شده بود.در همان زمان بود كه وزير امور خارجه فرانسه خواستار توقف تحريم هاى غرب عليه ليبى شد، تحريم هايى كه تجارت با اين كشور را با مشكلات عديده اى مواجه كرده بود.اين تحريم ها به بهانه شركت فعال دستياران سرهنگ قذافى در سوء قصد هايى بود كه دولت ليبى را در زمره دولت هاى تروريستى قرار مى داد.از اتهام هاى اين كشور فجايع هوايى لاكربى اسكاتلند در سال ۱۹۹۸ و شركت هوايى UTA در نيجر بود.در حالى كه بسيارى از روزنامه هاى بين المللى از پرداختن به انفجار يك باشگاه شبانه در سال ۱۹۵۶ در برلين به دست عوامل ليبيايى غافل ماندند، جهان غرب سياست خويش در قبال قذافى را ذيل عنوان ديدگاه واقع گرايانه پيش مى برد وبراين ديدگاه واقع گرانه، نگرانى سرويس هاى اطلاعاتى مخفى غرب افزوده مى شود كه به دنبال اطلاعاتى در باره مذاكرات مخفيانه سرهنگ قذافى با عبدالقدير خان، دانشمند هسته اى پاكستان بودند.دانشمندى كه گفته مى شود حداقل براى ۵ كشور از جمله كره شمالى امكانات ساخت نيروگاه اتمى را فراهم كرده است. ليبى در نظر داشت تا از اين راه توان دفاعى واستراتژيك خود را گسترش دهد؛ هدفى كه به صدام حسين نيز نسبت داده شد اما تا زمان كشف روابط ليبى با پاكستان اتفاق مشابه صدام براى قذافى نيفتاد .
* ملاقات هاى مخفى در انگليس
شايد اين سيف الاسلام قذافى، پسر ارشد معمر قذافى بود كه پدرش را براى ترك رؤياى سلاح هاى هسته اى در دنيايى كه در مقابل طرح هايش قرار داشت متقاعد كرد.سيف الاسلام بخشى از تحصيلات خود را در لندن سپرى كرده بود و با تحليل ها و شيوه هاى سوسياليسم كاملاً آشنا بود تحليل هايى كه وى را از جبهه گيرى در برابر يك دشمن احتمالى بر حذر مى داشت .
شخصيت ديگرى كه نقش مهمى در تحولات فكرى قذافى ايفا كرد كسى نبود جز موسى كوسا، رئيس سرويس هاى اطلاعاتى ليبى كه تحصيلات خود را در دانشگاه ميشيگان آمريكا به اتمام رسانده بود.وى در ادامه به عنوان ناظر سفارت لندن انتخاب شد اما پس از مدتى از اين سفارتخانه اخراج شد.سرويس هاى مخفى انگليس نيز بلافاصله به فرانسوى ها هشدار دادند كه انتقال وى از لندن به پاريس، كنجكاوى هاى بيش از حد او را كاهش نخواهد داد . ليبى نيز در اين سال ها با تحريم هاى سنگين دست و پنجه نرم مى كرد.اين كشور تا آن زمان روابط خوبى با شركت هاى نفتى انگليسى و آمريكايى داشت.اما همواره بيش از حدى كه تصورش ممكن باشد از قطع رابطه با فناورى هاى غرب رنج مى برد زيرا اين كشور براى توسعه و پيشرفت نيازمند نوسازى صنعت نفت و گاز خود بود. سيف الاسلام در پى رايزنى هاى خود با موسى كوسا، از روابط خود در لندن براى برقرارى تماس با دو تن از افسران MI-6، سرويس جاسوسى انگليس در جهان، بهره برد.وى به محض ملاقات با اين دو افسر تمام برگ هاى بازى خود را رو كرد و اين تضمين را داد كه پدرش در ازاى لغو تحريم ها براى بازگشت شركت هاى نفتى به ليبى، از تمامى اقدام هاى تروريستى و نيز برنامه هاى بلندپروازانه هسته اى خود چشم پوشى كند .
پيشنهادات سيف الاسلام آن چنان دقيق و قانع كننده بود كه مخاطبانش از ديويد مانينگ، مشاور وقت تونى بلر خواستند تا آنها را بررسى كند. اين تبادل نظرات در ادامه در سطوح بالاتر نيز ادامه يافت.در آوريل سال ۲۰۰۳ اين ملاقات ها به ديدار سيف الاسلام، محمد كوسا و جرج تنت، رئيس سابق سيا منتهى شد كه با حضور ريچارد ديرلاو از اعضاى بلند پايه MI-6 برگزار شد و در آن توقف برنامه هاى هسته اى و انهدام سلاح هاى كشتار جمعى ليبى مورد بررسى قرار گرفت. در اينجا از لحاظ روانشناسى مى توان به شخصيت معمر قذافى پى برد كه بشدت از بمباران كاخ هاى خود توسط آمريكا ترسيده بود و از اين كه مرگ از بيخ گوشش رد شده بود به خود سپاسگزار بود.فشارهاى سيف الاسلام و گزارش هاى واقع گرايانه رئيس سرويس هاى اطلاعاتى ليبى درباره اوضاع بين المللى نيز تأثير خود را بر قذافى گذاشته بود.
از سال ۲۰۰۴ و در سال ۲۰۰۵ شركت هاى آمريكايى نشان دادند كه آماده از سرگيرى روابط خود با ليبى هستند. بدين ترتيب در اكتبر سال ۲۰۰۴ تحريم هاى تجارى عليه اين كشور عملاً برداشته شد و آثار ملموس آن از آغاز سال ۲۰۰۵ آشكار شد. اين اتفاقات درست در زمانى به وقوع پيوست كه ساركوزى و دوستان وفادار آشكار و پنهانش در سرويس هاى امنيتى ساير كشور از جمله روسيه چشم به پرونده ليبى دوخته بودند و خود ساركوزى نيز وارد مبارزات انتخاباتى رياست جمهورى فرانسه شده بود . دانشمندان وابسته به ليبى در جريان برنامه هسته اى اين كشور، انگليس و آمريكا را از ۵ مركز فوق سرى هسته اى در جنوب پايتخت اين كشور مطلع كردند.اتحاديه اروپا نيز آماده بود تا با همكارى هاى اقتصادى و سياسى با ليبى امكان بهره مندى دو طرف را از اين همكارى ها ميسر كند .
در ادامه ايتاليا، آلمان ، تونس و تركيه به اين حلقه كه به طور ناگهانى در ليبى بوجود آمده بود وارد شدند.اما اين سؤال مطرح است كه چرا فرانسه وارد اين حلقه نشد ؟ بى شك علت آن همان ديپلماسى موازى و غير شفاف دولت نيكولا ساركوزى است كه در زمان مناسب و با چاپلوسى وارد اين حلقه شود. اين فرصت در پرونده پرستاران مجرم بلغارى فراهم شد.