باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 13 تير 1388 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هنجار های اجتماعی و توسعه نیافتگی ایران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ



 
   ● نويسنده: حسن - نظري ممقاني

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

«توسعه» اصطلاحي است كه در مجامع و محافل و نوشته هاي گوناگون به تنهايي يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده مي شود. از قبيل توسعه شهر نشيني، توسعه صنعتي، توسعه اقتصادي،توسعه فرهنگي، كشور توسعه يافته، كشورهاي در حال توسعه و ….

علماي اجتماعي هر كدام به تناسب ديدگاه فكري و مكتبي خود تعريفي از توسعه ارائه داده اند ولي همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معني ازدياد كمي ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفي در نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را در بر مي گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث در باره مفهوم وتعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنا براين فقط به بيان يك تعريف بسنده مي كنيم. ديويد لمن مي گويد: « توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگوني اساسي در ساحتها و نهادهاي اجتماعي – اداري و همچنين وجهه نظرهاي مردم است و در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را در بر مي گيرد.»

 

عوامل مؤثر در توسعه

صاحب نظران امر توسعه عوامل چندي را در رسيدن به آن مؤثر مي دانند كه بطور خلاصه مي توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:

1- عوامل اقتصادي

2- عوامل سياسي

3- عوامل اجتماعي

4- عوامل فرهنگي

در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در توسعه به موانع فرهنگي جامعه ما در رسيدن به امر توسعه خواهيم پرداخت.

 

1- عوامل اقتصادي

عده اي معتقدند توسعه موقعي تحقق مي پذيرد كه تركيب و ميزان معيني از پس انداز و سرمايه گذاري وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادي مورد نظر قرررار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهاي جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند كه آنقدر فقيرند كه ثروت لازم براي سرمايه گذاري بنيادي مورد نياز توسعه اقتصادي را ندارند. البته به نظر من اين امر در مورد كشور ما نمي تواند درست باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهاي جغرافيايي از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبي، معادن و منابع زير زميني و همچنين از لحاظ نيروي انساني هم ار نظر كمي و كيفي در مقعيت مناسب قرار دارد و نمي توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.

 

2- عوامل سياسي

پاره اي از محققان به عوامل سياسي و تاثير بر گزيدگان قوم در رشد و توسعه اقتصادي و تحول اجتماعي اشاره كرده اند از جمله باتامور نظرياتي ابراز داشته و بر نقش رهبران مليت پرست، مطلع و پيشوايان انقلابي تاكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگوني و پيشرفت مي شمارد. از اين لحاظ هم به نظر حقير ما مشكلي نداريم چرا كه پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره)و اهداف متعالي اين انقلاب از جمله قطع وابستگي و نفي سلطه بيگانگان بر امورات كشور راه را براي گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.

 

3- عوامل اجتماعي

برخي از صاحب نظران به عوامل اجتماعي مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت خود ساز در مي آورد وبه كار مي اندازد از قبيل آموزش و پرورش، حفظ و ازدياد سلامت مردم و تامين رفاه اجتماعي اشاره مي كنند. مثلا افزايش تخصص و مهارت از طريق تعليم و تربيت و رهايي افراد از بيماري و رنجوري به قدرت توليد آنها مي افزايد و آسايش خاطري كه از بيمه و ديگر تلاشهايي كه منجر به برقراري امنيت جامعه مي شود شوق و انگيزه تلاش را نيرو مي دهد و با توان بخشي به فرد معلول ( اعم از معلول جسمي و رواني ) قدرت كار از دست رفته را به نحوي باز مي گرداند.

 

4- عوامل فرهنگي

گروهي از محققان به عوامل فرهنگي در پيشرفت اقتصادي و رسيدن به توسعه اشاره كرده اند كه به برخي از آنها در اينجا اشاره مي شود : وجود معتقداتي كه به زندگي ناسوتي و موفقيت در حيات مادي اهميت ميدهد.حديث معروف «لا معاش له لا معاد له » در فرهنگ ديني ما اشاره به همين امر دارد.

 

الف - وجود معتقداتي كه براي كار و كوشش ارزش قائل است و به جاي فلسفه جبر از نظريه اختيار پيروي كند و فرد را در تعيين سرنوشت خويش و بهبود وضع خود مؤثر به داند.در اين مورد در اعتقادات ديني ما تاكيد زيادي شده اشت از جمله حديث معروف از امام صادق (ع) كه فرمودند : «الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله » كسي كه براي به دست آوردن روزي خانواده- اش مي كوشد، همانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند. همچنين در ادبيات ما بر اهميت و با ارزش بودن كار توجه قابل ملاحظه اي شده است. به عنوان نمونه :

برو كار مي كن مگو چيست كار

كه سرمايه جاوداني است كار

 

ب - وجود معتقداتي كه تحصيل علم و كسب فن را قدر شناسد و نياز و شوق دانايي و كارداني را در دلها بيدار كند. در اين زمينه هم در آموزه هاي ديني ما تاكيد زيادي شده است و حتي اولين آيه نازل شده بر پيامبر (ص) تاكيد بر ارزش علم و علم آموزي دارد. همچنين بيان حديث معروف « اطلبوا العلم ولو بالصين » از طرف پيامبر اكرم (ص) به عنوان بنيان گذار مكتب اسلام نشانگر اهميت و ارزش علم و كسب فن است.در قران مجيد بر تفاوت و تمايز آشكار دانايان و نادانان توجه شده است. « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون »

 

ج - وجود عناصري در فرهنگ ملي و نيز در بافت كلي جامعه كه اميد و انگيزه بهتر شدن و خوشتر زيستن و ارتقاء يافتن را در درون افراد پرورش دهد. در ارتباط با اين عامل هم در فرهنگ اسلامي و ايراني ما موارد زيادي به چشم مي خورد با اين مضمون كه هر كس امروزش با ديروزش برابر باشد مغبون و زيانديده است.

 

د - وجود عقايدي كه اسراف و اتلاف را به هر شكل مردود بداند و موافق اندوخته كردن و كاربرد سرمايه در توليد باشد. در قرآن مجيد كه همه ما مسلمان آن را به عنوان بهترين راهنماي زندگي افراد انسان قبول داريم در موارد متعدد بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير تاكيده شده است و حتي اسراف كنندگان در زمره برادران شيطان عنوان شده اند.« ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه كفورا ».

آنچه كه تا به حال مطرح كرديم شايد ما را به اين نتيجه برساند كه كشور ما بايد در گروه جوامع توسعه يافته قرار مي گرفت. ولي آنچه كه عملا مشاهده مي كنيم و بطور يك واقعيت بايد قبول كرد جامعه ما با شرايط مطلوب توسعه فاصله زيادي دارد. عوامل متعددي در نرسيدن جامعه ما به توسعه دخالت داشتند كه اگر بخواهيم به آنها بپردازيم مثنوي هفتاد من كاغذ شود.

 

ما در اين مقاله به برخي از ويژگيهاي فرهنگي اشاره مي كنيم. كه بيانگر برخي تناقض هاي فرهنگي است به اين معني آنچه كه در باورهاي ديني و اعتقادي ما وجود دارد و به عنوان عناصر متعالي براي تحقق شرايط توسعه مي توانند عمل كنند با آنچه كه عملادر جامعه ما عمل مي كنيم و در نگاه اول از ويژگيهاي فرهنگي جامعه ما شمرده مي شود تضاد وجود دارد ؛ و بطور مشخص مانع توسعه محسوب مي شوند. به عبارت ديگر بخشي از فرهگ اصيل ما بطور كامل در افراد جامعه دروني نشده اند.

 

موانع فرهنگي توسعه

 

1- فرهنگ مصرف و اسراف

در جامعه ما رقابت در مصرف بيشتر و به عبارت ديگر اسراف و تبذير به فراواني قابل مشاهده است. در نتيجه سابقه طولاني نظام اربابي و اشرافي كه بر جامعه ما حاكم بوده و افراد بالادست و اشراف برتري خود را با استفاده از وسايل گرانقيمت مثلا با پوشيدن لباسها و استفاده از وسايل خانگي گران قيمت و يا سوار شدن بر مركب گران بها به نمايش مي گذاشتند و به رخ ديگران مي كشيدند.وفخر فروشي مي كردند.معمولا در جامعه ما هر كس سعي مي كند خود را با استفاده از وسايل گران بها به عنوان فردي از طبقه بالا نشان دهد.اين فرهنگ هم در رفتار مردم عادي و هم در رفتار مسئولين ادارات- البته مسئولين هم بزرگ شده همين فرهنگ هستند. – كاملا قابل مشاهده است. و امروزه شاهد تبليغ استفاده از اين وسايل گران قيمت هستيم. ازقبيل گسترش فروشگاه هايي كه به ظاهر وسايل لوكس خارجي مي فروشند، انواع تورهاي كيش كه براي خريد كالاهاي لوكس انجام مي گيرد و حتي برخي از ادارت كاركنان خود را به عنوان تشويق به اين تورها مي فرستند.نمونه هايي از فرهنگ مصرفي جامعه ما هستند كه درنتيجه آن امكان پس انداز براي خانواده ها ممكن نمي شود و سرمايه كشور به سود توليد كنندگان خارجي از كشور خارج مي شود.

علاوه بر آنچه گفته شد موارد متعددي از فرهنگ اسراف و تبذير در شئون مختلف جامعه ما حتي در امور مربوط به دين و مراسم مذهبي به چشم مي خورد. از جمله :

- استفاده از انواع غذا ها در مراسم افطاري ماه مبارك رمضان،

- داشتن تعداد زيادي بلندگو و طبل ياماها در مرسم عزاداري ماه محرم كه ساخت كشورهاي خارجي است واين باعث رونق اقتصادي آنها مي شود،

- دعوت از چند نوحه خوان و سخنران در برگزاري مراسم تعزيه و در مرثيه ها كه حتي گاهي براي هركدام فقط چند دقيقه فرصت مي رسد و هيچكدام نمي تواند مطلب خود را ارائه نمايد،

- كثرت اعلاميه هاي همدردي به هنگام فوت فردي از طرف ديگران بيشتر براي خود نمايي صادر مي شود كه حتي بعضي وقتها مجالي براي خواندن همه آنها نيست،

- و دهها مورد ديگر.

موارد متعدد ديگري را نيز در سطح خرد و فردي به عنوان اسراف در جامعه ما مي توان مطرح كرد از قبيل: دور نان بيرون ريختن، شير آب را باز گذاشتن، غير اقتصادي عمل كردن و آدمهاي عاقل و مقتصد را خسيس خواندن و ….

در سطح كلان هم موارد گوناگوني از اسراف را در عمل و رفتار مسئولان جامعه مي توان بيان كرد :

- در يك اتاق كوچك با گنجايش حداكثر 30 نفر (‌به دور ميز u شكل) جلوي هر صندلي يك ميكروفن گذاشته شده است، با اينكه افراد بدون ميكروفن،صداي يكديگر را به خوبي مي شنوند ؛

- براي هر موضوع پيش پا افتاده،سمينار و كنفرانس در هتل هاي گرانقيمت برگزار كردن ؛

- مديران يك شركت يا يك اداره با هم بر سر تجهيزات ( تعداد تلفن هاي مدارداخلي و خارجي، نمابر، تلفن همراه، تعداد منشي ها، نوع ميز كار، مبلها و ميز و صندلي براي جلسات،انواع دستگاه هاي كامپيوتر براي هر اتاق و ديگر لوازم )‌، داشتن انواع اتومبيل هاي مدل بالا، توجه به نماي ساختمان و … با هم رقابت مي كنند و اگر خوب بنگريم مي بينيم كه حتي وزارتخانه ها هم با هم چنين رقابتهايي دارند.

-  اسراف در تبليغات انتخاباتي كه با هزينه هاي مصرف شده مي توان مثلا از لحاظ كاغذ و كتاب مشكل زيادي از آموزش و پرورش كشور را برطرف كرد و ترقي علمي جامعه را سبب شد و گامي در جهت رسيدن به توسعه بر داشت.

-  ودهها مورد ديگر از اسراف و حيف و ميل كردن اموال فردي يا بيت المال كه اغلب براي خود نمايي و برتري جويي است و نابود كردن سرمايه هايي كه مي توانستند در امر توليد و بهسازي امر جامعه قرار گيرند و باعث توسعه گردند.

 

2- فرهنگ تخريب

در راستاي مصرف و اسراف يك عنصر بسيار مناسب و مؤيد در نظام مصرفي ما، تخريب، تحقير و مسخره كردن است. نظام نابرابر اجتماعي، تحقيرهاي زياد و روشهاي آموزشي و تربيتي استبدادي در گذشته جامعه ما، ميزان پرخاشگري را آنقدر در فرهنگ ما گسترش داده است كه نه فقط در برابرموانع ارضاي نياز، عكس العملهاي خشن و پرخاشگرانه بروز و ظهور مي كند، بلكه در شرايط عادي نيز جوانان تمايل و علاقه قابل ملاحظه اي به تخريب دارند. از نمونه هاي بارز آن :

- پاره كردن تشكهاي اتوبوسها؛

- نوشتن و خراب كردن صندلي ها و ديوار هاي كلاسها و زير پا له كردن گچهاي پاي تخته سياه؛

- كندن چمن و شكستن شاخه هاي درختان پاركها و كنار خيابانها؛

- سنگ پر تاب كردن و شكستن شيشه هاي قطارها؛

و... همگي با اين تصور كه اينها متعلق به ديگران است.

 

- اگر در هنگام امتحانات خردادماه نگاهي به جلو مدارس بيندازيم، مي بينيم كه چگونه دانش آموزان، كتابهايشان را پاره كرده بيرون مي اندازند،

- چقدر از شيشه هاي ساختمان هاي اطراف مدارس و استاديوم ها با تير وكمان و سنگ توسط دانش آموزان و يا تماشاگران مسابقات ورزشي شكسته شده اند،كه بيانگر احساسات آنهادر خوب يا بد نوشتن امتحان و يا خوشحالي از پيروزي و ناراحتي از شكست تيم مورد علاقه شان است،

- دنبال كردن مرغ و خروس و الاغ روستائيان مانند حيوانات وحشي، توسط جوانان يا بچه هاي شهري كه يا از طرف مدرسه به اردو و يا به همراه والدين خود به تفريح رفته اند كه اين رفتار بچه ها به عنوان نماد فرهنگ شهري باعث تعجب روستائيان شده و آنها گيج مي مانند كه چه خوب است و چه بد ؟

جالب اين است كه در بيشتر موارد انجام اين كارها و تخريب كردن يك ارزش مثبت تلقي مي شود و اسم آن را « رزنگي »مي گذارند. حتي در برخي موارد چناچه افرادي در اين گروه ها چنين كار هايي را انجام ندهند مورد مسخره ساير اعضا قرار مي گيرند.

اين موارد نمونه هايي از تخريب در سطح خرد است، در سطح كلان موارد متعددي از تخريب شخصيت افراد وتخريب سرمايه هاي ملي و بيت المال به چشم مي خورد.

 

الف- تخريب شخصيت

- حمله و تخريب به شخصيت و عملكرد برخي افراد در رسانه هاي جمعي و در سخنراني ها گاهي به اندازه اي شديد است كه گويا ايشان اصلا هيچ نقطه مثبتي ندارد. ( در بيشتر موارد ما فقط مقدار خالي ليوان را مي بينيم آن را بيش از اندازه بزرگ مي كنيم.)

- تحقير و مسخره روستائيان توسط شهري ها؛

- تحقير ساكنان شهر هاي ديگر توسط تهراني ها و دادن اصطلاح شهرستاني كه به نظر تهراني ها آنها شهروند درجه دو هستند و حتي كم ارزش شمردن اهالي شهر هاي كوچك توسط ساكنان شهر هاي بزرگتر؛

- كم اهميت دانستن معلمان مقطع ابتدايي توسط معلمان مقاطع بالاتر و همچنين كم ارزش دانستن معلمان مقطع متوسطه از ناحيه مدرسان مراكز آموزش عالي.

 

ب- تخريب بيت المال

- تخريب بيت المال توسط دست اندركاران به فراواني به چشم مي خورد،

- ايجاد مكاني براي فضاي سبز با هزينه هاي آنچناني و بعد خراب كردن آن توسط مسئول بعدي،

- كشيدن خيابان با هزاران مشكل وبعد كندن و خراب كردن آن به بهانه كشيدن گاز، آب،تلفن و…،

- صرف هزينه هاي هنگفت براي اجراي طرح هاي مختلف بدون مطالعات و بررسي هاي همه جانبه و بعد متوجه شدن به اشكالات متعدد و متوقف كردن آن و به هدر دادن سرمايه هاي مادي و انساني قابل توجه و حركت از نو.( طرح نظام جديد آموزش و پرورش كه چندين بار تغيير حالت داده و هنوز هيچكدام به نتيجه مطلوب نرسيده است.)

و دهها مورد ديگر.

همه اين موارد يعني تخريب چه در سطح خرد و چه در سطح كلان باعث نابودي امكانات و سرمايه هاي مادي و معنوي و انساني جامعه شده و رسيدن به توسعه را غير ممكن مي سازد.

 

3- فرهنگ تملق

از ديگر ويژگي هاي فرهنگي جامعه ما كه دقيقا متناسب با فرهنگ تخريب عمل مي كند فرهنگ تملق و چاپلوسي است. به اين معني كه ديگران به خاطر منافع آني خود و براي حفظ موقعيت فعلي و شايد به اميد ارتقا به موقعيت بالاتر كار ها و اقدامات هر چند كاملا غير منطقي مسئولان رده بالا خود را تاييد مي كنند و با انجام برخي رفتار هاي نوكر مآبانه در مقابل آنهاو با دادن القاب با بار مثبت فراتر از شان و منزلت مسئو ل رده بالا، به نوعي از برنامه هاي آنها حمايت مي كنند و اين تصور هر چند غلط را در مسئولين بوجود مي آورند كه حتما آنها خيلي خيلي مهم هستند و اگر آنها نباشند مشكل عمده اي در امورات جامعه بوجود مي آيد. و در نتيجه به خود حق مي دهند كه هر برنامه اي را هر طور كه صلاح مي دانند و ظاهرا با نيت خير خواهانه انجام دهند. نمونه تملقات را مي توان در:

- پيام ها و آگهي هاي تبريك و تسليت كه در صفحات مختلف و مخصوصا صفحه اول روزنامه ها چعپمي شود؛

- پلاكارد هايي كه به هنگام آمدن مسئو لين بر سر در مكانهاي مختلف شهر نصب مي شود؛

- و استفاده از الفاظ و كلمات خاص كه به هنگام خير مقدم گويي مورد استفاده قرار مي گيرد، مشاهده كرد.

آقاي رفيع پور(1380) در كتاب توسعه و تضاد چند نمونه از اين آگهي ها را از روزنامه مورخه 30/9/72 ص 12 نقل كرده است.

 

بسمه تعالي

حضرت حجت الاسلام و المسلمين... و ورزش دوست جمهوري اسلامي ايران

رهنمودهاي پيامبر گونه حضرتعالي كه در واقع خطوط اصلي ورزش كشور را ترسيم نمود …

جنابان آقايان دكتر …. و دكتر ….

راي قاطع پزشكان عاليقدر به شما شخصيتهاي ممتاز و كم نظير جهت عضويت در هيئت مديره … نشانه سپاس و حق شناسي آنان نسبت به ايمان و خلوص و آزادگي و شرف و فضيلت و لياقت و شايستگي شما و ضامن قداست و بالندگي و اعتلاي اين نهاد قانوني است. ….

براساس تئوري مبادله انسانها نسبت به يك شخص وقتي تملق مي گويند كه از آنها انتظار نفع و فايده اي داشته باشند.

الا تا نشنوي مدح سخنگوي كه اندك مايه نفعي از تو دارند

كه گر روزي مرادش بر نياري دو صد چندان عيوب بر شمارند

گلستان باب هشتم ص 223

 

با كمي تامل در مورد نتايج تملق به روشني در مي يابيم كه هم منابع مادي جامعه و هم شخصيت و خود باوري افراد كه هر دو از ملزومات توسعه هستند مورد تهديد قرار مي گيرند به اين معني كه در نتيجه تملق و چاپلوسي افراد به يك تصور غلط و غير واقعي از خود مي رسند كه مي تواند در تصميم گيري آنها موثر بوده و منجر به هدر رفتن توان و انرژي جامعه گردد.

 

4- فرهنگ چشم هم چشمي

از جمله مواردي كه مي تواند امكانات جامعه را به هدر دهد رقابت هاي بي مورد در رسيدن به برخي موقعيت هاي كذايي و خود نمايي است كه با دقت نظر متوجه مي شويم كه هيج فايده اي به جز ناراحتي هاي ذهني و رواني و مصرف نامناسب منابع ندارد. همانطور كه در مباحث قبلي مطرح شد افتادن جامعه در مسير رقابت در مصرف، امكان پس انداز و سرمايه گذاري را به صفر مي رساند و توان و فرصت افراد را به خاطر رسيدن به اهداف كم ارزش به هدر خواهد رفت. نمونه اي از فرهنگ چشم هم چشمي را مي توان در موارد گوناگون مشاهده كرد از جمله :

- برگزاري مهماني هاي متقابل و مفصل تر؛

- رقابت در بر گزاري مراسم عروسي و حتي تعزيه در تالارهاي آنچناني؛

- رقابت در تعيين مهريه عروس خانمها و در خريد هاي ازدواج؛

- ثبت نام فرزندان در مدارس غير انتفاعي به خاطر رقابت با همسايه ها يا ديگر خانواده هاي فاميل؛

- تعويض وسايل منزل از جمله مبل ها،پرده ها و … براي رقابت و خود نمايي در مقابل فاميل و همسايه ها؛

- ثبت نام بچه در كلاسهاي مختلف از جمله زبان، كامپيوتر، موسيقي، …. براي فخر فروشي در برابر …؛

- حتي در برخي موارد گرفتن معلم خصوصي براي فرزندان؛

- رقابت در خريدن كادو به مناسبتهاي مختلف كه گاهي كادوي خريداري شده مورد نياز واستفاده طرف نيست؛

و …..

 

5- فرهنگ فرديت در مقابل تعاوني

در بسياري از موارد افراد جامعه ما سعي مي كنند در تمام كارها و برآوردن نياز هاي خود متكي به خود باشند. داشتن چنين روحيه اي باعث شده است مقدار زيادي از منابع و امكانات جامعه كه مي توانست در امر توسعه و توليد و سرمايه گذاري مورد استفاده قرار گيرد بصورت راكد در كمدها و انباري هاي خانه ها بماند و خاك بخورد.در اين جا براي روشن شدن مطلب مثالي ذكر مي كنيم و يافتن مصاديق ديگر را بر عهده ي خوانندگان محترم مي گذاريم.

معمولا مادران خانواده هاي آذربايجاني اعتقاد دارند كه بايد تمام وسايل خانگي كه مورد نياز است و در مناسبتهاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد تهيه و در خانه موجود باشد تا در صورت نيازبا خيال آسوده مراسم برگزار شود. و به همين علت در فرصتهاي گوناگون چنانچه پس اندازي در خانواده وجود داشته باشد براي خريدن چنين وسايلي هزينه مي شود. به عنوان مثال مادري كه صاحب پسري پنج ساله است با اين نظر كه موقع پايان خدمت سربازي اين پسر يك مهماني خواهند داد و مثلا صد نفر را دعوت خواهند كرد. از حالابه فكر تهيه و خريد انواع لوازم خانگي است. درحالي كه اين مهماني 15 يا 16 سال ديگر برگزار خواهد شد اين لوازم تهيه مي شوند و در كمدها و انباري ها نگهداري مي شوند.هر چند كه با اين كار نوعي آرامش رواني براي اعضاي خانواده به وجود مي آيد ول اين امر باعث راكد شدن مقدار زيادي از سرمايه هاي جامعه مي گردد كه مي توانست در امورات توليدي و اجتماعي سرمايه گذاري شود و براي كل جامعه مفيد واقع گردد.

براي نمونه اگر ما شهر تبريز را با جمعيتي در حدود يك ميليون و دويست هزار نفر(1200000) در نظر بگيريم. وبطور متوسط هر خانواده تبريزي پنچ نفري باشد. در تبريز حدود دويست و چهل هزار ( 240000 )خانواده زندگي مي كنند. اگر هر خانواده به طور متوسط مبلغ بيست هزار تومان (20000) را كه مي خواست براي خريدن لوازم خانگي كه فعلا مورد نياز نيست را كنار گذاشته و اين مبالغ را در يك مؤسسه اي كه مورد اطمينان است جمع كنند و در جاي مناسبي سرمايه گذاري گردد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ ( لازم به ذكر است كه اين مبالغ نه به عنوان صدقه بلكه به عنوان سهمي در سرمايه گذاري كه بايد بعدا به همراه سود حاصله عودت داده شود در يك جا جمع شود.(

تومان 4800000000 = 20000 × 240000 اگر سرمايه لازم براي ايجاد يك فرصت شغلي را 10000000 تومان ( ده ميليون تومان) در نظر بگيريم با اين مبلغ مي شود براي 480 ( چهار صد و هشتاد ) نفر ايجاد اشتغال نمود. به اين ترتيب هم مشكل بيكاري حل مي شود و هم توليد جامعه افزايش مي يابد كه به نوبه خود باعث رفاه جامعه شده و جلو برخي نابهنجاري هاي اجتماعي گرفته مي شود.البته اين مثال خيلي خيلي كوچكي بود، اگر ما اين را به كل جامعه تعميم بدهيم خواهيم ديد كه چه نتايج مثبتي خواهد داشت. مثلا در نظر بگيريم كه در هر خانواده ايراني بطور متوسط به اندازه پانصد هزار تومان ( 500000 ) طلاجات در دست و گوش و گردن زنان و دختران به عنوان زينت مورد استفاده قرار مي گيرد. اگر همه خانواده ها تصميم بگيرند كه مثلا به مقدار صد هزار تومان (100000 ) از اين طلاجات را در يك جا متمركز كنند و در امورات توليدي به كار گيرند خواهيم ديد كه چقدر از مشكلات اشتغال و به دنبال آن مسايل ديگر اجتماعي حل خواهد شد.

البته آنچه گفته شد نياز به بستر سازي فرهنگي دارد كه اولا مردم ما به ضرورت اين مسئله پي ببرند و ثانيا اطمينان پيدا كنند كه مسئولين اين مؤسسات كه براي به كاري گيري اين سرمايه تشكيل خواهد شد واقعا براي رضاي خدا و خدمت به مردم و رفع مشكلات جامعه به ميدان آمده اند ونه به نفع منافع شخصي و سوء استفاده از اين نيت خير حواهانه مردم.

به طور كلي در جامعه ما فرهنگ تعاوني مخصوصا در مورد فعاليت هاي اقتصادي تا به حال جا نيفتاده و فعاليت ها و كارهايي كه بصورت تعاوني و شرا كتي شروع شده بعد از مدتي به تعطيلي كشيده شده و چه سرمايه هايي كه راكد مانده و در حال از بين رفتن است. اينجانب شخصا تعداد قابل توجهي از كارخانه هاي كوچك و كارگاه هاي شراكتي چند نفري را مي شناسم كه به علت اختلافات سالهاست كه درشان لاك و مهر شده و ماشين آلات و مواد اوليه زيادي در حال خراب شدن و از بين رفتن هستند.

آنچه تا به حال مطرح شده برخي از ويژگيهاي فرهنگي جامعه ما بود كه به عنوان مانعي مي تواند در مسير توسعه جامعه ما عمل كند. براي رفع اين موانع ارائه الگوهاي مناسب تربيتي و آموزشي كه هم بايد مربيان اعم از والدين و معلمان، دست اندر كاران وسائل ارتباط جمعي، رهبران سياسي و فكري جامعه اول خود عامل به آنها باشند و هم فرايند تربيتي و آموزشي جامعه در سطوح و مراحل مختلف طوري طراحي و اجرا شود كه ارزشها وهنجارهاي مطلوب در فرزندان جامعه از اول دروني شود. الگو بودن رهبران و بزرگان جامعه در مقابله با اشرافي گري، راحت طلبي، رقابت هاي بي مورد، تحقير، تملق و انفرادي عمل كردن در جا انداختن عناصر فرهنگي موافق توسعه نقش بسزايي دارد.

 

منابع و مآخذ:

1- قران كريم

2- نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام

3- اصول كافي

4- رفيع پور، فرامرز 1380 : توسعه و تضاد، شركت سهامي انتشار، تهران.

5- رفيع پور، فرامرز 1378 : آناتومي جامعه، شركت سهامي انتشار، تهران.

6- ازكيا، مصطفي، 1369 : جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران، انتشارات اطلاعات، تهران.

7- گي روشه، تغييرات اجتماعي، ترجمه منصور وثوقي 1380، نشر ني، تهران.

8- سعدي، گلستان، به اهتمام غلامرضا فرخ منش، تهران : علي اكبر علمي و شركا، 1327.

9- بهار، محمد تقي : ديوان بهار.

10- بيليگتون، روزاموند و همكارن. فرهنگ و جامعه، ترجمه فريبا عزبدفتري 1380: نشر قطره، تهران.

 

    2024 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   توسعه (123)
●   جامعه شناسي ايران (7)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:21/03/1384

تاريخ شمسی نشر:21/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب