باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 50 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بازگشت به سرزمين يهودا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مرتضي - شيرودي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

هيچ‌يك‌ از كساني‌ كه‌ درباره‌ی گرايش‌هاي‌ مختلف‌ مسيحي‌ يهودي‌ قلم‌ زده‌اند، تاريخي‌ كهن‌تر از عصر اصلاح‌ ديني‌ براي‌ آن‌ (مسيحيت‌ يهودي‌)، نيافته‌اند. پس‌ از آن‌، پوريتن‌ها، علاوه‌ بر حفظ‌ تئورك‌ِ لزوم‌ شكل‌يابي‌ دولت‌ يهودي‌، آن‌ را به‌ عرصه‌ی عمل‌ سياسي‌ صهيونيسم‌ مسيحي‌ آوردند و سرانجام‌، با پايان‌جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ و با پديد آمدن‌ دولت‌ يهودي‌ اسرائيل‌، به‌ آن‌ جامعه‌ی عمل‌ پوشاندند. تأسيس‌ دولت‌ اسرائيل‌، از آن‌ رو كه‌ تحقق‌ اولين‌ مرحله‌ از مراحل‌ چندگانه‌ی ظهور مسيح‌ است‌، تحولي‌ شگرف‌ در انديشه‌ی صهيونيسم‌ مسيحي‌ پديد آورد كه‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ آن‌، زايش‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ و سپس‌ به‌ عرصه‌ی قدرت‌ آمدنش‌، جلوه‌ی ديگري‌ از آن‌ را (پسا مسيحيت‌ صهيونيستي‌) متجلي‌ ساخت‌:

 

مسيحيت‌ يهودي‌:

نهضت‌ اصلاح‌ ديني‌، با لوتر و آراي‌ اعتقادي‌ جديد او آغاز شد. وي‌ پيش‌ از آغاز نهضت‌، تحت‌ تأثير عميق‌ آموزه‌هاي‌ عبراني‌ بوده‌ و از اين‌ رو، بخشي‌ از اصلاح‌ دين‌ مسيحيت‌ را بر آن‌ استوار ساخت‌؛ از جمله‌: رويكرد به‌ بهشت‌ دنيوي‌ يهودي‌، به‌ جاي‌ آخرت‌گرايي‌ كاتوليكي‌ نشست‌. ربا كه‌ در مسيحيت‌ِ كاتوليك‌ تحريم‌ و در يهوديت‌ مجاز بود، در پروتستان‌ هم ‌مجاز شناخته‌ شد. به‌ علاوه‌، بزرگ‌داشت‌ و برتر شمردن‌ قوم‌ يهود و تعلق ‌سرزمين‌هاي‌ فلسطيني‌ يا ارض‌ موعود به‌ اين‌ قوم‌، از ديگر مشخصه‌هاي‌ به‌ عاريت‌ گرفته‌ی لوتري‌ها از عهد عتيق‌ به‌ شمار مي‌آيد. لوتر در ستايش‌ و تمجيد از قوم‌ برگزيده‌ خدا!! به‌ اندازه‌اي‌ پيش‌ رفت‌ كه‌ شبهه‌ يهودي‌ بودن‌ او مطرح ‌گرديد.

انتشار كتابي‌ از او به‌ نام‌ مسيح‌، يك‌ يهودي‌ زاده‌ شد (چاپ‌ 1523) كه‌ در آن‌ يهوديان‌ را خويشاوندان‌ (برادران‌ و پسرعموهاي‌) عيسي‌ مسيح‌ مي‌داند، و از كاتوليك‌ها مي‌خواهد اگر از اين‌كه‌ او را كافر بنامند، خسته‌ شده‌اند، بهتر است‌ وي‌ را يهودي‌ بخوانند، اين‌ شبهه‌ را بيش‌ از پيش‌ دامن‌ زد و سبب ‌گرديد كه‌ برخي‌، پروتسانيسم‌ را مسيحتي‌ بدانند كه‌ بر بنيادها و شالوده‌هاي‌ يهودي‌ شكل‌ گرفته‌ و شايد از اين‌ نظر، بتوان‌ به‌ نحوي‌ پيدايي‌ مسيحيت‌ يهودي‌ را توضيح‌ داد. خاخام‌ آبراهاي‌ لوي‌ در تأييد چنين‌ نگرشي ‌مي‌گويد: «لوتر در پنهان‌ يهودي‌ اين‌ بود كه‌ تلاش‌ مي‌كرد، تا آرام‌ آرام‌ مسيحيان‌ را به‌ انعطاف‌ وا دارد.» البته‌، اقدام‌ لوتر در نوشتن‌ مطالبي‌ عليه ‌يهوديان‌، در سال‌هاي‌ پاياني‌ عمرش‌، تنها توانست‌ اندكي‌ از اين‌ شبهه‌ را از لوتري‌ها دور سازد؛ در حالي‌ كه‌ يهوديان‌ از مجموعه‌ اقدامات‌ يهودگرايي‌ لوتر خرسند بودند و از اين‌ رو، به‌ دفاع‌ از نهضت‌ اصلاح‌ ديني‌ پرداختند؛ نتيجه‌ آنكه پروتستان‌ دشمن‌ ديرينه‌ی يهوديان‌ يعني‌ كليساي‌ كاتوليك‌ را از اريكه‌ی قدرت‌ مذهبي‌ به‌ زير كشيد.

 

صهيونيسم‌ مسيحي‌:

حدود صد سال‌ پس‌ از لوتر، فرقه‌ پوريتن‌ِ كالوني‌، بيش‌ از ديگران‌ در گسترش‌ و نهادينه‌سازي‌ آموزه‌هاي‌ توراتي‌ نقش‌ آفريد. اين‌ فرقه‌ی پروتستاني‌ كه‌ هنجارهاي‌ اخلاقي‌ آن‌ منطبق‌ با تورات‌ بود، به‌ عنوان‌ يهودگري‌ انگليسي‌ شناخته‌ مي‌شد و با سرنگوني‌ پادشاه‌ انگليس‌ توسط‌ كرامول‌، در اين‌ كشور قدرت‌ و قوت‌ گرفت‌ و در آن‌ زمان‌ بود كه‌ اعلام‌ كردند: حضور يهوديان‌ در فلسطين‌، مقدمه‌ی دومين‌ ظهور مسيح‌ است‌. وابستگي ‌پوريتن‌ها به‌ يهوديت‌ به‌ حدي‌ رسيد كه‌ از تمامي‌ مذاهب‌ پروتستاني‌ پيشي‌ يافت‌، لذا از انتخاب‌ نام‌هاي‌ يهودي‌ چون‌: ساموئل‌، آموس‌، سارا و جوديت‌ بر فرزندان‌شان‌، نبايد تعجب‌ كرد. پوريتن‌هاي‌ انگليسي‌ اعتقاد داشتند كه‌ قبل‌ از بازگشت‌ مجدد مسيح‌، بايد يهوديان‌ به‌ سرزمين‌هاي‌ مقدس‌ باز گردند و در اين‌ راه‌، انگليس‌ اولين‌ كشوري‌ خواهد بود كه‌ يهوديان‌ را به‌ سرزمين‌هاي‌ ابراهيم‌، اسحاق و يعقوب‌ انتقال‌ خواهد داد. عقايد پوريتن‌ها، پس‌ از گسترش‌ بي‌مانندش‌ در انگليس‌، به‌ آمريكا هم‌ راه‌ يافت‌ و نقشي‌ ويژه‌ در تأسيس‌ آمريكا بازي‌ كرد و نزديك‌ بود كه‌ به‌ اين‌ دليل‌، نام‌ آمريكا را از نيوانگلند به‌ نيواسرائيل‌ تبديل‌ كنند. پس‌ از آن‌، افكار پوريتني‌، چه‌ آمريكايي‌ و چه‌ انگليسي‌ كه‌ تا عرصه‌هاي‌ قدرت‌ سياسي‌ و نيز مذهبي‌ گسترده‌ شد، نقشي‌ مهمي‌ در پيداش‌ صهيونيسم‌  ايفا كرد؛ از جمله‌:

1. كتاب‌ دو سفر به‌ قدس‌، نوشته‌ی ناتانيل‌ كروچ‌ مسيحي‌ (چاپ‌ 1704) يكي ‌از نمونه‌هاي‌ مهم‌ در بسترسازي‌ صهيونيسم‌ قبل‌ از هرتصل‌ است‌، او تنها راه ‌تبديل‌ سرزمين‌ مقدس‌ (فلسطين‌) از وضعيت‌ بياباني‌ و بي‌علفي‌ به‌ سرزمين ‌شير و عسل‌ وعده‌ شده‌ی توراتي‌ را، باز پس‌گيري‌ آن‌ توسط‌ يهوديان‌ مي‌دانست‌.

2. لرد شاه‌ فتسبري‌ از رجال‌ انگليسي‌ در 1839 نوشت‌: زمان‌ انتظار دومين ‌ظهور مسيح‌، تنها وقتي‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد كه‌ يهوديان‌ در فلسطين‌ گرد هم‌ آيند. شافتسبري‌ در پايه‌ی اين‌ استدلال‌ كه‌ هر ملت‌ بايد داراي‌ وطن‌ باشد و سرزمين‌ كهن‌ از آن‌ ملت‌ كهن‌ است‌، مشوق نظري‌ و عملي‌ مهاجرت‌ يهوديان‌ به ‌فلسطين‌ گرديد.

3. ويليام‌ بلاكستون‌ كه‌ به‌ پدر صهيونيسم‌ مسيحي‌ آمريكا مشهور است‌، در اواخر قرن‌ نوزده‌ ميلادي‌ بر آن‌ بود که اگر سالي‌ در فلسطين‌ كشور صهيونيستي ‌اسرائيل‌ تأسيس‌ گردد، مسيح‌ دوباره‌ ظهور خواهد كرد. قبل‌ از اين‌، وي‌ از دولت‌ آمريكا خواسته‌ بود كه‌ دولت‌ اسرائيل‌ را در فلسطين‌ تشكيل‌ دهد.

4. در همين‌ دوره‌، چهره‌ی مشهور ديگر صهيونيسم‌ مسيحي‌، سايروس‌ اسكوفيلد آمريكايي‌ است‌ كه‌ با نگارشي‌ تفسير عهد عتيق ‌(انجيل‌ آخرالزمان‌) بر پايه‌ی افكارِ جديدِ كشيش‌ جان‌ داربي‌ انگليسي‌، بر افكار پوريتن‌ها تأكيد ورزيد. اين‌ كتاب‌ معتبرترين‌ تفسير و بهترين‌ مرجع‌ براي‌ انجيل‌ شناخته‌ مي‌شود.

5. با چاپ‌ كتاب‌ دولت‌ يهودي‌ در 1894 و برگزاري‌ كنگره‌ بال‌ (1897)، مسيحيان‌ در جهت‌ شكل‌ بخشيدن‌ به‌ دولت‌ يهودي‌، گام‌هاي‌ مؤثري‌ برداشتند. مانند: پيمان‌ سايكس‌ پيكو (1914) اعلاميه‌ بالفور (1917)، پيمان‌ورسا (1919)، قيموت‌ بر فلسطين‌ (1923) و طرح‌ تقسيم‌ فلسطين‌(1947)

 

مسيحيت‌ صهيونيستي‌:

1948 را بايد نقطه‌ی آغازين‌ قوام‌يابي‌ انديشه‌ی مسيحيت‌ صهيونيستي‌ دانست‌، به‌ آن‌ دليل‌ كه‌ دو پيش‌بيني‌ آن‌ يعني‌: مهاجرت‌ يهوديان‌ به‌ ارض‌ موعود و تشكيل‌ دولت‌ يهودي‌ توسط‌ يهوديان‌ مهاجر، تحقق‌ يافت‌. پيروزي‌ در جنگ‌هاي‌ اعراب‌ و اسرائيل‌، به‌ ويژه‌ جنگ‌ 1967، ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ِ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ را بيش‌ از پيش‌ به‌ صحنه‌ آورد. موشه‌ دايان‌، ـ وزير دفاع‌ ـ در همين‌ سال‌ گفت‌: «هر كس‌ مذهبي‌ نبود، امروز مذهبي‌ شده‌ است‌.» زيرا، مرزهاي‌ اسرائيل‌ با اشغال‌ قدس‌ ما با مرزهاي‌ ارض‌ موعود، مطابقت‌ بيشتري‌ داشت‌ و نيز زمينه­ی‌ ديگر ظهور مسيح‌ را كه‌ تخريب‌ مسجدالاقصي‌ و قبه‌الصخره‌ است‌ را فراهم‌ مي‌آورد. به‌ علاوه‌، اشغال‌ جنوب‌ لبنان‌، باز مرزهاي‌ اسرائيل‌ را به‌ سوي‌ اسرائيل‌ بزرگ‌ يا توراتی ِاز نيل‌ تا فرات‌، پيش‌تر كشاند.

البته‌ در فاصله‌ 1948 تا 1982، جنبش‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ از يك‌ سو از تأسيس‌ و توسعه‌ی ارضي‌ اسرائيل‌ خرسند بود و از سوي‌ ديگر، از اين كه‌ دولت‌ در تسلط‌ غيرمذهبي‌هاي‌ صهيونيست‌ است‌، ناخرسند. تلاش‌ اين‌ جنبش‌ براي‌ مسيحي‌ صهيونيستي‌سازي‌ دولت‌ به‌ دليل‌ پيروزي‌هاي‌ نظامي‌ دولت ‌لائيك‌ اسرائيل‌ و حمايت‌ آمريكا از آن‌ ناكام‌ ماند. بنابراين‌، جنبش‌ كوشيد مسيحي‌ صهيونيستي‌سازي‌ را از پايين ‌(جامعه‌) آغاز كند و با دولت‌ به‌ مخالفت‌ و مجادله‌ برنخيزد؛ چون‌ به‌ اعتقاد خاخام‌ كوك‌: «همين‌ دولت ‌غيرمذهبي‌ صهيونيستي‌، ابزار ناخودآگاه‌ تحقق‌ اراده‌ی مسيح‌ موعود به‌ شمار مي‌آيد.» به‌ هر روي‌، جنبشي‌ يهودي‌سازي‌ از پايين‌ در اسرائيل‌ و مسيحي‌سازي‌ از پايين‌ در آمريكا، از وجوه‌ مشتركي‌ در فعاليت‌هاي‌ مذهبي ‌بهره‌ دارند. آن‌ها شعار پارسايي‌ شخصي‌ و پاي‌بندي‌ به‌ موازين‌ اخلاقي‌ را به ‌ميدان‌ آوردند و جهت‌گيري‌هاي‌ سياسي‌ اجتماعي‌ مسيحيان‌ و يهوديان ‌غيربنيادگرای حاكم‌ را زير سؤال‌ بردند و آن‌ را به‌ زيان‌ رستگاري‌ و تكاپوي ‌اخروي‌ و ظهور حضرت‌ مسيح‌ دانستند و آن‌ها را متهم‌ مي‌كردند كه ‌مسئوليت‌ ابتدايي‌ خود در تبليغ‌ كلام‌ خداوند در عهد عتيق‌ و عهد جديد را به‌ كناري‌ نهادند. هفته‌نامه‌ی تايم‌ و نيوزويك‌، 1976 را سال‌ مسيحيان‌ و يهوديان‌ بنيادگرا يا مسيحيت‌ صهيونيستي‌ ناميدند؛ زيرا مطبوعات‌ به ‌اهميت‌ اين‌ پديده‌ پي‌ بردند و به‌ علاوه‌، پس‌ از طي‌ يك‌ دوره‌ تجدد حيات ‌اخلاقي‌ و بلوغ‌ اخلاقي‌، خود را آماده‌ی ورود به‌ سياست‌ مي‌كرد.

 

پسامسيحيت‌ صهيونيستي‌:

از 1982 به‌ بعد، آغاز دوره‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌آن‌ را پسامسيحيت‌ صهيونيستي‌ ناميد. به‌ آن‌ دليل‌ كه‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌، هم‌ در آمريكا و هم‌ در اسرائيل‌ به‌ قدرت‌ دست‌ يافت‌ و از يك‌ جنبش ‌مذهبي‌ به‌ يك‌ حزب‌ سياسي‌ِ حاكم‌ تبديل‌ شد و كار يهودي‌ و مسيحي‌سازي‌ از بالا(حكومت‌) را آغاز كرد. مسيحيت‌ صهيونيستي‌ در اين‌ دوره‌، دو مرحله ‌را سپري‌ كرده‌ است‌.

 

مرحله‌ی اول:

در دوره­ی نخست‌، كارتر و بيگن‌ با برپايي‌ كمپ‌ ديويد به ‌آرمان‌هاي‌ اين‌ جنبش‌ خيانت‌ كردند. در پي‌ آن‌، عقب‌ نشيني‌ از صحراي‌ سينا پيش‌ آمد و اين‌، با هدف‌ باز يافتن‌ راه‌ رستگاري‌ و با فرا رسيدن‌ قلمرو توراتي ‌اسرائيل‌ مغايرت‌ داشت‌. به‌ بيان‌ دیگر، به‌ قدرت‌ رسيدن‌ جيمي‌ كارترِ انجيل‌گرا (1976)، نقطه‌ی آغاز مرحله‌ی ورود مسيحيان‌ صهيونيست‌ به‌ سياست‌ است و مناخيم‌ بيگن‌ هم‌ در 1977 از حزب‌ ليكود به‌ قدرت‌ رسيد، ولي‌ آن‌دو  با برپا ساختن‌ كمپ‌ ديويد، آرمان‌هاي‌ جنبش‌، انديشه‌ و نظريه‌ی مسيحيت‌صهيونيستي‌ را موقتاً ناديده‌ گرفتند، اما با انتخاب‌ رونالد ريگان‌ و اسحاق شامير، فضاي‌ عمومي‌ و سياسي‌، بيش‌ از گذشته‌ در اختيار مسيحيان ‌صهيونيست‌ آمريكايي‌ و اسرائيلي‌ قرار گرفت‌. شايد از اين‌ رو ريگان‌، 1983 را سال‌ كتاب‌ مقدس‌ ناميد.

 

مرحله‌ی دوم:

 آنچه‌ پروژه‌ی قدرت‌يابي‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ را كامل‌ كرد، انتخاب‌  شارون‌ از ليكود (2001) و بوش‌ از جمهوري‌خواه ‌(2001) است‌. هم‌زمان‌ با انتخاب‌ آن‌ دو، هال‌ ليندسي‌ در كتاب‌ پر تيراژ 25 ميليوني ‌پيشگويي‌هاي‌ انجيل‌، جاي‌ آمريكا كجاست‌، ثابت‌ كرد كه‌ دولت‌ آمريكا رهبري‌ جنگ‌ آرماگدون‌ كه‌ پس‌ از آن‌، مسيح‌ در اسرائيل‌ فرود مي‌آيد، را برعهده‌ دارد. نوردونر ـ استاد دانشگاه‌ شيكاگو و پروفسور تاريخ‌ خاور نزديك‌- نيز از شدت‌ شباهت‌ دستورالعمل‌هاي‌ پيش‌ روي‌ سياست‌ خارجي‌ بوش‌ و شارون‌، شگفت‌زده‌ شده‌ و با صراحت‌ بيان‌ مي‌دارد كه‌ يك‌ رابطه­ی‌ طبيعي‌ در اين‌ ميان‌ و بين‌ اين‌ دو وجود دارد. در حقيقت‌، گروه‌ بنيادگرايان‌ مسيحي‌ بر هيأت‌ حاكمه­ی‌ آمريكا تسلط‌ يافته‌اند. اينان‌ نه‌ تنها عهده‌دار مناصب‌ كليدي‌ در دولت‌ بوش‌، بلكه‌ تشكيل‌دهنده‌ی هسته‌ و حلقه‌هاي‌ مشاوراني‌اند كه‌ با شكل‌دادن‌ به‌ سياست‌ آمريكا و با تنظيم‌ تأثيرگذارترين‌ و مهم‌ترين‌ روزنامه‌ها و نشريه‌هاي‌ آمريكايي‌، عليه‌ سقط‌ جنين‌، هم‌جنس‌بازي‌، هرزه‌گري‌ و موادمخدر به‌ مقابله‌ پرداختند و به‌ قدرت‌ رسيدن‌ بنيامين‌ نتانياهو در اسرائيل ‌(1996) در مورد نحوه‌ی مقابله­ی‌ اسرائيل‌ با اعراب‌ و لزوم‌ سرنگوني‌ صدام‌، پيشنهادهايي‌ به‌ او دادند. بنابراين‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ دست‌ يافت‌ كه‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ نخست‌ هدفش‌ مبارزه‌ با شر اجتماعي‌ و از1990 به‌ بعد، علاوه‌ بر آن‌، به‌ مبارزه‌ با شر بين‌المللي‌ روي‌ آورد. آوري‌آنروي‌، روزنامه‌نگار و نويسنده‌ی اسرائيلي‌ با تأكيد بر مطالب‌ فوق مي‌افزايد: «آمريكا جهان‌ را تحت‌ تأثير قرار داده‌ و يهوديان‌ آمريكا را.»

 

خلاصه‌ی اين‌ بحث‌ آنکه پسامسيحيت‌ صهيونيستي‌ در قوام‌يابي‌، مراحلي‌ را طي‌ كرده‌ است‌، مانند: لوتر آموزه‌هاي‌ توراتي‌ را به‌ ميان‌ مسيحيان‌ِ پروتستان ‌آورد. او به‌ پيشگويي‌ تورات‌ پيرامون‌ نجات‌ تمام‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ عنوان‌ يك‌ امت‌، ايمان‌ پيدا كرد و در اين‌باره‌ گفت‌: «چه‌ كسي‌ مي‌تواند روي‌ از يهود برتابد و مانع‌ بازگشت‌ آن به‌ سرزمين‌ خويش‌ در يهودا (فلسطين‌)شود.» (مسيحيت‌ يهودي‌) در نيمه‌ی اول‌ قرن‌ شانزده‌، پروستان‌هاي‌ پوريتني‌ شروع‌ به‌ انعقاد پيمان‌هايي‌ نمودند كه‌ بر پايه‌ی آن‌، تمام‌ يهوديان‌ مي‌بايست‌، اروپا را به‌ قصد فلسطين‌ ترك‌ كنند و به‌ اين‌سان‌ و به‌ تدريج‌، مسأله‌ی بازگشت ‌يهودي‌ها رنگ‌ و بوي‌ سياسي‌ يافت‌ (صهيونيسم‌ مسيحي‌)كه‌ نقطه‌ی اوج‌ آن‌، شكل‌گيري‌ رسمي‌ صهيونيسم‌ در 1897 بود. تأسيس‌ دولت ‌اسرائيل‌(1948) نقطه‌ی آغازين‌ ظهور نظريه‌ی مسيحيت‌ صهيونيستي‌ است‌؛ زيرا ايجاد يك‌ دولت‌ يهودي‌، تحقق‌ پيشگويي‌هاي‌ توراتي‌ به‌ شمار مي‌آمد كه‌ اشغال‌ قدس‌ در 1967، آن‌ را هر چه‌ بيش‌تر به‌ مرزهاي‌ توراتي‌ نزديك‌ ساخت‌. اين‌ واقعه‌ را خام‌ خام‌ مارك‌، آرتانِن‌ِ بااوم‌، رابط‌ مشهور مسيحيان‌ و يهوديان‌ عامل‌ مؤثري‌ در حيات‌ مسيحيت‌ صهيونستي‌ مي‌داند  و مي‌گويد: «از جنگ‌ 1967 به‌ بعد، پروتستان‌ به‌ علت‌ هم‌دردي‌ با فلسطين‌، ازصهيونيست‌ها دور شد كه‌ اين‌ خلاء توسط‌ مسيحيان‌ بنيادگرا مبلغان‌ انجيلي‌ (مسيحيان‌ صهيونيست‌) پُر گرديد.» قدرت‌يابي‌ تدريجي‌ جناح‌ افراطي‌ دست‌ راستي‌ در آمريكا (بوش‌) و در اسرائيل‌ (شارون‌) به‌ ويژه‌ از 2001، مسيحيت‌ صهيونيستي‌ را از عرصه‌ی فعاليت‌هاي‌ مذهبي‌ به‌ قدرت‌ سياسي‌ رسانيد. اين‌ همان‌ واقعه‌اي‌ است‌ كه‌ پروفسور اسرائيل‌ شاهاك‌، استاد دانشگاه‌ عبري‌ و رييس‌ انجمن‌ اسرائيلي‌ حقوق بشر و حقوق مدني‌، از آن‌ سخن‌ مي‌گويد: «حالا، صهيونيسم‌ به‌ طور كامل‌ دنبال‌ آمريكا و وابسته‌ به‌آن‌اند، يعني‌ اين‌ اتفاق و اتحاد با مسيحيان‌ راست‌ نوين‌ كه‌ هر اقدام‌ نظامي‌ يا جنايت‌كارانه‌اي‌ كه‌ اسرائيل‌ مرتكب‌ مي‌شود، صحه‌ مي‌گذارد، برقرار شده‌است‌.»

 

    166 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   صهيونيسم مسيحي. (44)
●   مسيحيت (176)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:22/03/1384

تاريخ شمسی نشر:22/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب