در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري رسانه ديگري هم وارد رقابتهاي انتخاباتي شده است: اينترنت اين تکنولوژي به علت ويژگيهاي منحصر به فرد خود قابليت انتشار اخبار واطلاعات و دادههاي ديجيتالي از قبيل فيلم و عکس و انيميشن و ساير اطلاعات به صورت مولتيمديا، مورد استقبال و کاربرد کانديداها و هواداران آنها قرار گرفته است. برخي از اين کاربردها از اين قرارند:
1- راهاندازي سايت اينترنتي توسط کانديداها
2- راهاندازي سايت اينترنتي توسط هواداران کانديداها
3- راهاندازي وبلاگ رسمي توسط برخي کانديداها
4- راهاندازي وبلاگ توسط هواداران کانديداها
5- راهاندازي سايتهاي خبري توسط احزاب و تشکلهاي سياسي به صورت غيررسمي و يا رسمي
6- استفاده از چت رومها براي تبليغات
7- استفاده از شبکههاي دوستيابي نظير اورکات و قزاق توسط کانديداها براي ارتباط با جوانان
8- راهاندازي سيستمهاي نظرسنجي اينترنتي
9- انتشار اخبار محرمانه و يا دروغ در راستاي جنگ رواني بين ستادها از طريق اينترنت
10- ارسال ايميلهاي فلهاي توسط ستادها براي مخاطبان ايراني
11- انتشار بنرها يا آگهيهاي تبليغاتي اينترنتي در سايتهاي پر مخاطب
12- راهاندازي سايتهايي توسط گروههاي اپوزيسيون برعليه روند کلي انتخابات
13- بازتاب وسيع انتخابات در فضاي وبلاگنويسي فارسي
14- فعال شدن خبرگزاريهاي اينترنتي در آستانه انتخابات
در واقع فضاي اينترنت درمورد انتخابات بسيار داغ است و به نوعي ميشود گفت در غياب برخي رسانههاي حزبي، اينترنت به عنوان يک رسانه آلترناتيو در مقابل جريان رسمي رسانهاي کشور عمل ميکند. از طريق رصد کردن فضاي وبلاگها و محتواي منتشر شده در آنها ميتوان حتي به نوعي افکارسنجي از طريق تکنيک تحليل محتوا درمورد انتخابات رياستجمهوري پرداخت، چيزي که کمتر به آن توجه شده است.
البته هنوز در مورد استفاده از امکانات اينترنت براي تبليغات و اطلاعرساني در فرايند انتخابات ضعفها و خلاءهايي وجود دارد که بايد به آنها توجه کرد مثلا بايد به اين نکته اذعان داشت که کاربران اينترنت داراي ويژگيهايي خاص از نظر طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، سطح رفاه اقتصادي و سطح سواد و آموزش هستند و لزوما نميتوان اين گروه را به همه جامعه تعميم داد با اين وجود با توجه به رشد آمار کاربران اينترنت در ايران ورسيدن آنها بر رقم 7 ميليون نفر در سال 1384 ميتوان گفت که بخشي از طبقه نخبه که در اصطلاح علوم اجتماعي به آن گروه مرجع ميگويند از طريق اينترنت تغذيه فکري و اطلاعاتي ميشوند و اين گروه به نوبه خود به صورت زنجيرهاي بر روي ساير طبقات تاثير ميگذارند.
با انتشار خبر هک شدن برخي از سايتهاي اصلاحطلبان در هفته گذشته ميتوان گفت که ما وارد فاز جديدي از رقابتهاي اينترنتي کانديداها تحت عنوان «جنگ اينترنتي» شدهايم جنگي که حتي مرزهاي اخلاقي و قانوني را نيز در نورديده است.
عليرغم اين موضوع نميتوان اين مسئله را ناديده گرفت که اينترنت در اين دوره از انتخابات به گرم شدن تنور رقابتها کمک کرده است و بخشي از مردم که از نحوه اطلاعرساني رسانههاي رسمي اعم از مطبوعات و صدا و سيما راضي نيستند به اينترنت روي آوردهاند، بالا رفتن آمار بازديدکنندگان سايتهاي سياسي در هفتههاي اخير شاهدي بر اين مدعاست. در کنار اين رقابتها، وزارت کشور، شوراي نگهبان و نيروي انتظامي و ساير دستگاههاي دستاندرکار انتخابات نيز با راهاندازي و فعالسازي سايتهاي اينترنتي خود در امر اطلاعرساني تحرک محسوسي از خود نشان دادهاند. همچنين ميتوان گفت که با ورود وبلاگنويسان ايراني به فرايند انتخابات و حتي پشتيباني عملي از برخي کانديداها، يک حرکت سياسي در ميان جوانان وبلاگنويس ايراني انجام شده است که به دمکراتيزهتر کردن فضاي اينترنت و افزايش مشارکت مردم در فرايندهاي سياسي کمک ميکند.