در اوايل قرن گذشته ، ژوزف پوليتزر دو دستاورد بزرگ براي دانشگاه كلمبيا به ارمغان آورد . بناي نخستين دانشكده روزنامه نگاري نخستين كار با ارزش او و اهداي جايزه به روزنامه نگاران برجسته با حمايت يك دانشگاه بزرگ به داوري روزنامه نگاران برجسته دومين دستاورد او براي جامعه روزنامه نگاران بود. اهداي اين جوايز در زمان ايجاد دگرگوني هاي عظيم اجتماعي در آمريكا پيشنهاد و ارائه شد. در آن زمان نقـــش روزنامه نگاران در جامعه به سرعت در حال تغيير بود. بنابراين مسوولان اعتقاد پوليتزر را مبني براحداث آموزشگاه هايي براي روزنامه نگاران جهت هماهنگي آنها با دوران جديد پذيرفتند .
شكي نيست كه در قرون گذشته اين عوامل در توسعه روزنامه نگاري نقش مهمي داشته اند . با ورود به قرن 21 و احتمال بروز دگرگوني هاي عميق، نقش رسانه ها در آمريكا از قرن گذشته نيز مهم تر شده است . بنابراين بهتر است نقش و موقعيت روزنامه نگاري در حال حاضر مشخص شـــــود و آموزش روزنامه نگاري در دانشگاه هاي بزرگ در دستور كار قرار گيرد تا رسانه هاي موجود بتوانند با دنياي جديد و كنوني سازگار شوند. براي رسيدن به اين هدف، گـــروهي از افراد مجرب در زميـــنه روزنامه نگاري و آموزش عالي آن تشكيل شده تا نوع و مدل دانشكده روزنامه نگاري در قرن بيست و يكم مشخص شود .
اين گروه مستقل ، متشكل از اعضاي دانشگاه، استادان روزنامه نگاري ، استادان ديگر بخش ها و دانشكده هاي دانشگاه كلمبيا و روزنامه نگاران شاغل در كليه رسانه هاي ديگر مي باشد . اين گروه از اكتبر 2002 تا مارس 2003 شش جلسه تشكيل داده اند . حضور و مشاركت اهل فن، در اين جلسات قابل توجه بود.
موضوع و شرايط بحث از قرار زير بــود : قرار نبود اين گروه ، دانشگاه روزنامه نگاري كلمـــــبيا يا به طور كلي دانشكده هاي روزنامه نگاري را بررسي كنند. تحقيقات جديد يا بررسي گسترده از فرهنگ آموزش روزنامه نگاري نيز در دستور كار قرار نداشت. دليل تشكيل اين جلسات ايجاد تفكر و آگاهي دادن به مردم و اختصاص زمان فراوان براي بحث و گفت و گو ، انعكاس و داوري درباره نتايج آن بود. براي نيل به اين اهداف ، كارشناسان فراواني در جلسه ها حضور داشتند. از ابتداي كار همه مي دانستند كه اين گروه نيازي به ارائه گزارش و تاييد نتايج گفت و گو ها ندارند. به همين دليل مطالب زير، قضاوت و راي نهايي اين جلسات نيستند.
موضوع مهم اين است كه در دنياي كنوني ، روزنامه نگاري ومطبوعات آزاد در زمره مهم ترين نيازهاي بشر قرار دارند. وجود دموكراسي ، جامعه مدني و بازارهاي آزاد بدون آن ها امكان پذير نيست. كيفيت و ماهيت دموكراسي و جوامع مدني و آزاد با تفكرات و نوع روزنامه نگاري موجود در آن جوامع ارتباط تنگاتنگ دارند. اهميت اين موضوع درحال حاضر بيش از گذشته است و به طور حتم در آينده بر اهميت و نقش آن افزوده خواهد شد.
فرايند جهاني سازي غيرقابل توقف است و براي رسيدن به اين هدف، بايد مطبوعات در تمام شهرها و روستاها در دسترس باشند. اهميت مطبوعات و روزنامه نگاري در دنياي مدرن امروز غيرقابل انكار و درحال افزايش است و تاثير آن ها در شكل دهي و ايجاد جوامع جهاني بيش از هر زمان ديگري افزايش يافته است.
در عين حال، مطبوعات نيز با مشكلات فـــراواني رو به رو هستند كه مي توان عوامل محدود كننده اي چون نفوذپذيري، تاثيرپذيري از فناوري هاي موجود و مالكيت خصوصي را نام برد. از طرفي فشارهاي مالي نيز عاملي تهديدكننده براي كاهش كيفيت و استانداردهاي مطبوعات و روزنامه نگاري است.
يكي از بهترين روش هاي مقابله با اين واقعيات- يعني اهميت روزافزون مطبوعات و توجه به تاثيرات مادي بر روند كاري آن ها- اين است كه مطبوعات و روزنامه نگاري به عنوان يك حرفه در نظر گرفته شود و با استفاده از استانداردهاي موجود از تاثير پذيري عوامل گفته شده در بالا بر كيفيت آن ها كاست.
ارزش مطبوعات براي جهان كنوني غير قابل انكار است. برآورده كردن نيازهاي كنوني اجتماع، چه از نظر كالاها و اجناس و چه از نظر خدمات و اطلاعات اهميت فراواني دارد و سيستم كنوني از عهده اين وظايف برمي آيد. اگر يك سيستم ارزشي براي مطبوعات در نظر گرفته شود ممكن است اين مزايا به معايب و مضرات تبديل شوند.
در قرن بيستم، رسانه هاي الكترونيكي درجهت منافع عمومي با تاثيرپذيري از سياست هاي دولتي و اجرايي همراه بوده است. اما در فضاي كنوني كه احترام به منافع عمومي و استانداردها اهميت فراواني دارد، نقش مطبوعات بسيار حساس است. در دنياي مادي امــروز بايد مطبوعات و جامعــــه روزنامه نگاري ثابت كند كه كسب درآمد و علل مادي نمي تواند بر فعاليت آن ها تاثيرمنفي داشته باشد.
سوال اصلي اين است كه چه كساني استانداردها را تنظيم مي كنند زيرا همه چيز با اين استانداردها مقايسه مي شود و آيا كساني كه اين استانداردها را تنظيم مي كنند توانايي تنظيم آن ها در بهترين شرايط را دارند. دانشگاه هاي بزرگ نقش حياتي در اين زمينه دارند و نقش آن ها در تنظيم استانداردهاي مطبوعاتي همچون نقش آن ها در علوم پزشكي ، مهندسي و قانون است.
بايد به اين موضوع اهميتي بيش از پيش داده شود و براي انجام اين كار توان تحقيقاتي و دوره تحصيلي مناسبي در نظر گرفته شود و خدمت به عموم در سرلوحه كار قرار گرفته باشد. اين كار نيازمند سرمايه گذاري هاي بيش تر در آموزش روزنامه نگاري است و ما بايد آمادگي لازم براي اين سرمايه گذاري ها را داشته باشيم. وجود دانشگاه هاي اختصاصي و حرفه اي براي دانشجويان اين رشته جهـــت تضمين عملكرد حرفه اي در بالاترين سطوح ممكن امري ضروري است.
دانشگاه هاي بزرگ، بايد امكانات لازم براي اين رشته را به خوبي فراهم كنند. استادان اين رشته بايد از ميان شاغلان در اين حرفه انتخاب شوند و همانند استادان دانشگاه هاي ديگر كار تدريس و تحقيق عملي در زمينه كار روزنامه نگاري به طور همزمان انجام شود. بايد توجه دانشجويان به مسائل مهم اجتماعي جلب شود و آن ها با انجام تحقيقات عملي با حرفه آينده خود آشنايي كامل پيدا كنند. دانشگاه هاي روزنامه نگاري بايد همانند مطبوعات از استقلال كامل برخوردار باشند و منتقداني وفادار تربيت كنند.
در دوره آموزش بايد به پرورش فكري دانشجويان اهميت فراواني داده شود و مو ارد مهم اين حرفه مورد تاييد قرارگيــرند. ايــن دانشگاه ها بايد با دانشكده هاي ديگر نيز ارتباط داشته باشند و تبـــادل اطلاعات و دانش با رشته هاي مشابه سبب افزايش توانايي دانشجويان خواهد شد.
دانشگاه هاي حرفه اي و تخصصي بايد بتوانند توانايي هاي مورد لزوم حرفه را در دانشجويان به وجود آورند.(1) دانشجويان بايد هنر نوشتن گزارش را كه اساس حرفه آنان است به خوبي فراگيرند. اين امر شامل مهارت هاي لازم براي تجزيه و تحليل و سازماندهي اطلاعات براي داستان هاي خبري و گزارش هاي تحقيقاتي است.(2) دانشجويان بايد توانايي ذهني براي برخورد با موقعيت هاي مختلف را كسب كنند و با علوم جديد آشنايي داشته باشندو همواره بر دانش خود بيفزايند.
به عبارت ديگر دانشجويان بايد يادبگيرند چگونه مانند يك روزنامه نگار فكر كنند.(3)دانشجويان بايد با چگونگي پيشرفت و تاريخچه شغل خود آشنا شوند. آن ها بايد با شخصيت هاي بزرگ و افكار آن ها آشنا شوند. آن ها بايد با چگونگي شكل گيري و تكامل حرفه روزنامه نگاري به شكل كنوني آشنايي كامل داشته باشند .(4) دانشجويان بايد هويتي حرفه اي داشته باشند و با معيارهاي اخلاقي و معنوي شغل خود آشنا شوند.
به نظر مي رسد دانشكده هاي روزنامه نگاري پيشر فته كنوني ، براي نيل به اهداف خود به برنامه ها و دروس جديدي نياز دارند. جمع آوري و ارائه متون مناسب و لازم نيازمند صرف زماني طولاني است يكي از دروس لازم براي اين رشته ايجاد كلاس هايي است كه در آن دانشجويان مطالب مطبوعات را خوانده و آن ها را با يكديگر مقايسه كنند.
آن ها بايد در آن كلاس ها افكار و اهداف نويسندگـــان آن متون را يافته و آن ها را تجزيه و تحليل نمايند و بتوانند مقالاتي شبيه مقالات مورد بحث تهيه كنند. آن ها بايد در نهايت بتوانند تاثير اين مطالب بر اجتماع را تجزيه و تحليل كنند. آن ها بايد بتوانند از افكار خود دفاع كرده و هنرهاي نوشتاري خود را تقويت كنند . در تمام اين مراحل، بايد به قواعد و استانداردهاي روزنامه نگاري پايبند بود. به علت وجود مطبوعات فراوان، ديدگاه هاي مختلفي در هر زمينه وجود دارد و ايــن كـــلاس ها مي توانند روش ها و تكنيك هاي مختلف مطبوعاتي را به دانشجويان بياموزند . البته اين روند در آموزش روزنامه نگاري در حال شكل گيــري است اما به نظر مي رسد به اهميت فراوان و چشمگير آن توجه نشده است .
يكي از مهـــم ترين نيازهاي روزنامه نگاران، داشتن دانش كافي درباره گزارشاتي است كه ارائه مي كنند . اين موضوع بايــد در دانشكده هاي روزنامه نگاري بسيار مهم تلقي شود. يكي از جــدي ترين و خوشبختانه سازنده ترين انتقادات موجود درباره مطبوعات، فقدان مطالب داستاني است. روزنامه نگاران فقط به حوادث جاري مراجعه و آنها را شرح مي دهند. (همانطور كه وكلا با اختلافات حقوقي و پزشكان با بيماري ها درگير هستند).
مطبوعات بايد بتوانند علوم تخصصي را به شكل اطلاعات عمومي و قابل درك براي مردم بيان كنند. انجام اين كار به شكل خوب بسيار مشكل است و نياز به دانش فراوان و ذاتــي دارد و نمي توان آن را فقط در كلاس هاي درس به دست آورد . دارا بودن اطلاعات عمومي، توانايي شخصي را در برخورد با مسائل نوين افزايش مي دهد. در حرفه روزنامه نگاري نيز همانند بخش هاي ديگر زندگي، حس رضايت عميق شخصي با كاوش و جست و جوي فراوان در ماهيت اصلي موضوعات مختلف به دست مي آيد. به عبارت ديگر، گذر سطحي از مطالب و حوادث ، مطبوعات را از هدف خود دور خواهد كرد.
در حال حــــــاضر، جامعه روزنامه نگاري به ارائه گزارش هاي خبري و تخصصي و در نتيجه براي گزارشگران اهميت فراواني قائل است. بنابراين دانشگاه ها بايد فرصت هايي براي دانشجويان فراهم كنند تا اين تخصص را به خوبي فراگيــــرنــــد. تخصص گرايي خطرات خود را دارد و ما بايد براي مقابله با آن ها آماده باشيم. برخي از متخصصان معتقدند كه نگارش مطالب براي خوانندگان غيرمتخصص ، سبب كاهش مهارت نويسنده خواهد شد. البته بايد پذيرفت همه متخصصان توانايي نوشتن براي افراد معمول را ندارند. ( در واقع يك مهارت خاص است).
هميشه به نويسندگان و گزارشگراني كه كارهاي عمومي و رايج اين شغل را انجام مي دهند نيــــاز مبرمي وجود دارد. دانشكده هاي مطبوعاتي كنوني بايد بتوانند براي اين افراد نيز اطلاعات پايه و اساسي مورد نياز را فراهم كنند.
به دست آوردن دانش و اطلاعات كامل درباره همه موضوعات امري غيرممكن است اما اين ايده نبايد سبب شود دانشجويان از ادامه يادگيري و فعاليت اجتناب ورزند. دانشكده هاي روزنامه نگاري در كنار دانشكده هاي ديگر قرار دارند و دانشجويان اين رشته مي توانند از اطلاعات دانشجويان ديگر نيز به شكل عمومي آگاهي يابند. به عبارت ديگر، وجود متخصصان متعدد و گوناگون در يك دانشگاه، زمينه كسب اطلاعات عمومـي در تمـــام مــوارد را براي روزنامه نگاران فراهم كرده است. يكي از روش هاي ممكن اين است كه در تمام دوره هاي درسي و كلاس ها، فضاي ذخيره و اضافي براي اين گونه موارد در نظر گرفته شود. براي انجام اين كار، بايد استادان و كارشناسان بخش هاي ديگر دانشگاه نيز براي انجام اين كار تمايل داشته باشند و به احتمال فراوان كسي با اين موضوع مخالفت نخواهد كرد.
براي انجام اين كار، روش هاي ديگري نيز وجود دارد. دوره هاي آموزشي روزنامه نگاران بايد به گونه اي طراحي شوند كه آن ها با علوم رايج، در حد نياز و به شكل عمومي آشنايي پيدا كنند. مثلا داشتن اطلاعات عمومي درباره آمار، اقتصاد، وقايع مهم تاريخي و فلسفي ضروري و لازم است. بــــراي دست يابي به اين هدف، همكاري تمام كارشناسان دانشگاه ها در دانشكده روزنامه نگاري امري ضروري است. در برخي زمينه هاي مورد نياز از قبيل مذهب، اقتصاد و علوم زيست شناسي نياز است اطلاعات اختصاصي مورد لزوم نيز براي روزنامه نگاران فراهم شود.
تمام دانشكده هاي تخصصي، بخش عمده اي از برنامه هاي آموزشي خود را به انجام كارهاي عملي دانشجويان و تخصص آينده آن ها اختصاص مي دهند. دانشجويان رشته پزشكي، امراض را تشخيص مي دهند، دانشجويان رشته هنر، نقاشي و بازيگري را تمرين مي كنند و دانشجويان رشته حقوق، دعاوي حقوقي را تجزيه و تحليل مي كنند.
ائتلاف عمل و فكر يكي از مهم ترين ابزارهاي يادگيري است و در صورت انجام آن به درستي، بسيار موثر نيز خواهد بود. به همين دليل، دوره هاي درســــي دانشكده روزنامه نگاري بايد به گونه اي باشد كه آن ها را با زمينه هاي كاري آينده خود آشنا و تبديل آنها به يك روزنامه نگار آشنا كند.
پرسش مطرح ديگر اين است كه كدام بخش از آموزش هـــاي رايج روزنامه نگاري مورد تاكيد قرار گيرند و ائتلاف بين علوم مختلف چگونه انجام شود؟
براي پاسخ به اين سوال بايد برخي چيزها را مورد توجه قرار داد. بايد توجه داشته باشيم كه فرصت يك دانشجو بسيار اندك و گرانبهاست. به همين دليل بايد از تمام دوران تحصيل استفاده بهينه شود و تمام راه و روش هاي ديگر نيز مورد ارزيابي قرار گيرند. ثانيا بايد نيازهاي دانشجويان نيز در طول دوره مورد توجه قرار گيرد. ثالثا بايد از تاكيد بيش از حـد در كيفيــت آمــوزش مهارت هاي پايه اي خودداري كنيم. دانشجويان به طور طبيعي خواهان اين نوع آموزش هستند زيرا دوست دارند هر چه زودتر متخصص شوند و يافتن شغل متناسب، همواره فكر و ذهن آنها را مشغول مي كند.
دانشجويان بايد دروس لازم خبرنگاري را پشت سر بگذارند و با مهارت هايي چون گزارشگري اخبار آشنايي داشته باشند. براي انجام اين كار، ايجاد فضاي آموزشي براي درك مسايل پيچيده ضروري است. رابعا، ما بين آموزش ارائه شده و استاداني كه براي اين كار جذب مي شوند نيز رابطه تنگاتنگي وجود دارد. اگر لازم است در آموزش روزنامه نگاري، تخصص ويژه اي مورد تاكيد قرار گيرد، ضرورت دارد استاداني جذب شوند كه علاوه بر روزنامه نگاري، در آن علوم نيز تخصص و تبحر داشته باشند.
بــراي انتقال اين مهارت ها و توانايي ها به دانشجويان، بايد روش هايي انتخاب شوند كه خارج از كلاس درس نيز انجام شوند. مي توان يك نشريه بزرگ در دانشكده و به وسيله دانشجويان راه اندازي كـرد. همچنين مي توان برنامه هايي طراحي كرد كه دانشجويان پس از فارغ التحصيل شدن مدتي به عنوان منشي و همكار به فعاليت بپردازند.
براي انجام اين كار، اختصاص زمان كافي براي مدارس و دانشكده هاي روزنامه نگاري لازم است. البته ممكن است طول دوره و دروس با توجه به نيازمندي هاي آموزشي دانشجويان در مقاطع مختلف تحصيل تفاوت داشته باشند. زمان آموزش، به مقدار مطالبي كه دانشجو بايد فراگيرد و همچنين به توانايي هاي او نيز بستگي كامل دارد.
اگر بــراي يـادگيري بخشي از دوره هاي درسي، به زمان فراوان نياز باشد بايد اين كار انجام شود و در قبال آن دانشجويان كمك هاي آموزشي مربوط به هزينه هاي فوق را دريافت كنند. به عبارتي ديگر طولاني شدن دوران تحصيل و به تعويق افتادن كاريابي، بايد توسط دانشكده جبران شود.
يكي از روش هاي ممكن اين است كه دانشجويان مقاطع تحصيلي متفاوت بتوانند با ادامه فعاليــت خـــود در بخش هاي دولتي، از حمايت هايي چون بخشش بدهي هاي تحصيلي و شهريه برخوردار شوند.
سوال نهايــي اين است كه چگونه مي توانيم از ميــزان موفقيـــت دانشكده هاي روزنامه نگاري آگاه شويم؟ يكي از راه هاي پاسخگويي به سوال بالا اين است كه ببينيم آيا دانشجويان و محصلان با استعداد علاقه اي به ورود به اين دانشگاه ها دارند يا خير موضوع اصلي اين است كه اعطاي مدارك رسمي براي روزنامه نگاران با توجه به تفاوت استعدادها و تخصص ها بسيار مشكل است به همين دليل، روزنامه نگاران فراواني وجود دارند كه بدون اخذ مدرك به اين كار اشتغال دارند. برنامه هاي آتي بايد بــه گــونه اي باشند كه تمام روزنامه نگاران، ضرورت تحصيل و يادگيري مطالب دانشگاهي را براي خود لازم بدانند.