باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 29 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آرامش جاويدان و اقامه قسط
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: علي اصغر - نصرتي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

اهداف اصلي و فرعي در نظام سياسي اسلام

هر حركت در نظام هستي و به طور مسلم، هر رفتاري در انسان ها، براي رسيدن به هدفي انجام مي گيرد و با هر روشي نيز نمي توان به يك هدف دست يافت؛ بنابراين روند حركت براي دستيابي به مقصد خاص، بايد پيرو تناسب ها و ضوابط خاص باشد. همه ي نظام  هاي سياسي و نيز نظام سياسي اسلام، به مثابه ي يك مجموعه ي حقيقي (عيني) از اين قاعده مستثني نيستند و در نتيجه داراي هدفي خاص و اصول يا مقررات حاكم بر حركت هستند و اين مقاله اين اصول و مقررات را بررسي مي كند.

الف. اهداف نظام سياسي اسلام

جريان حركت هر مجموعه، در جهت وصول به هدف اصلي و واحد آن، سامان و وحدت مي يابد؛ اما رسيدن به آن، با تحقق اهداف جزئي ممكن مي گردد؛ بنابراين پس از بيان هدف اصلي نظام سياسي اسلام كه مقصود و منظور نهايي حركت را بيان مي كند، مي توان به طرح اهداف فرعي پرداخت كه زمينه ساز تحقق اصلي هستند.

هدف اصلي نظام سياسي اسلام

هدف اصلي در نظام سياسي اسلام، توسعه ي بستر تقرب الهي است كه تنها انسان به عنوان جزئي از نظام هستي و اشرف مخلوقات، مسير از او (انا لله) و به سوي او (اليه راجعون) را طي مي كند و منزلگاه نهايي اش، باريافتن در جوار قرب الهي خواهد بود. (قرآن كريم) در بيان اين حقيقت مي فرمايد: اِنّ المتقين في جناتٍ و نَهَر في مقعد صدقٍ عند مليكٍ مقتدر ؛(۱) به راستي كه تقواپيشگان در باغ هاي خرم و باشكون و با نهرهاي روان، در جايگاهي راستين نزد پادشاهي با اقتدار، منزل مي كنند.

كمال اين منزلت و موقعيت، مرتبه اي است كه انسان، محبوب خدا قرار گرفته و عمل او، خدائي مي شود. خداي متعال در حديث قدسي، خطاب به رسول گرامي اسلام مي فرمايد:

ما تقرّب الي عبدُ بشي احبّ الي مما افترضتُ و انّه ليتقرّب الي بالنافله حتي اُحبُّه فاذا اَحببتُه كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به و يده التي يبطش بها (۲)هيچ بنده اي به چيزي محبوبتر از فرائض، به من نزديكي پيدا نمي كند و با عمل كردن به مستحبات (نوافل) تا آن جا به من نزديك مي شود كه محبوب من قرار مي گيرد؛ چون محبوب من شد، من گوش او مي شوم كه با آن مي شنود و چشم او مي شوم كه با آن مي بيند و زبان او مي شوم كه با آن سخن مي گويد و دست او مي شوم كه با آن اِعمال قدرت مي نمايد.

در جامعه اسلامي، همه چيز در خدمت تعالي انسان قرار مي گيرد. اين تعالي با تقرب به خداوند حاصل مي شود و حكومت نيز زمينه ساز اين تقرب تعالي بخش است.

در مقدمه قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است: هدف از حكومت، رشد دادن انسان در حركت به سوي نظام الهي است (و الي الله المصير) تا زمينه ي بروز و شكوفايي استعدادها، به منظور تجلي خداگونگي انسان، فراهم آيد .

اما چگونه اين هدف مهم، واقع مي شود؟ پاسخ را بايد با گذر از مسير تحقق اهداف فرعي ذيل، جستجو كرد.

 

اهداف فرعي نظام سياسي اسلام

اهداف فرعي كه در واقع ابزار رسيدن به هدف اصلي هستند، به نوبه ي خود، هدف دسته اي از عملكردهاي نظام سياسي قرار مي گيرند. اين اهداف عبارتند از:

 

1. اقامه قسط و عدل

يكي از هدف هاي والاي پيامبران الهي در زمينه سازي محيط براي اصلاح، رشد، قسط و عدل است.

قرآن كريم مي فرمايد: لقد انزلنا رسلنا بالبينات انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناسُ بالقسط (۳) ما انبيا را فرستاديم؛ به آنها بينات و ميزان داديم تا مردم قيام به قسط كنند. امام در تبين اين معنا مي فرمايد: تا.... عدالت اجماعي در بين مردم باشد، ظلم ها از بين برود و به ضعفا رسيدگي شود (۴)

عدالت نه تنها امر نيكو و پسنديده اي است كه دين آن را محترم و ارزشمند دانسته و هدف ارسال رسل، تحقق عدالت و قسط معرفي مي شود؛ بلكه اسلام، آن را مقياس و ملاك ارزشمندي مطرح مي كند.

شهيد مطهري مي نويسد: اصل عدالت از مقياس هاي اسلام است كه بايد ديد چه چيز بر او منطبق مي شود. عدالت در سلسله علل احكام است، نه در سلسله معلولات، نه اين است كه آن چه دين گفت، عدل است بلكه آنچه عدل است دين مي گويد. اين معنا مقياس عدالت بودن است براي دين...

اجراي قسط و عدل در مقياس وسيع اجتماعي، جز به وسيلة حكومت امكان پذير نيست؛ چون لازمة تحقق عدالت، وجود قدرت و توانايي مافوق اراده هاي فردي و گروهي است كه متجاوز را به جاي خود مي نشاند و حقوق ستمديده را به وي باز مي گرداند. در ساية عدالت است كه حق در جايگاه شايستة خود قرار مي گيرد و چهرة باطل آشكار شده از صفحة جامعه رخت برمي بندد؛ بنابراين اميرالمؤمنين (عليه السلام) شاخص وسيلة ارزيابي سياست را عدالت دانسته و در غرر الحكم مي فرمايد: ملاك السياسه العدل .

و هم چنين كلام بلند پيشواي عدالت پيشگان علي (عليه السلام)، كه فرمودند: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم نشان از عظمت و جايگاه رفيع اجراي عدالت در جامعه دارد؛ زيرا پايه هاي حكومت بر پذيرش روحي و احساس مقبوليت عمومي استوار شده و امنيت عمومي و آرامش اجتماعي به امنيت رواني متكي است. امنيت رواني نيز به احساس وجود عدالت در جامعه باز مي گردد. با تضعيف شاخص استقرار عدالت، امنيت مخدوش و استمرار و تداوم حكومت به خطر مي افتد.

اصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز نشان مي دهد كه يكي از هدف هاي اساسي تأمين نظام سياسي مبتني بر اسلام، برقراري قسط و عدل است (۶)

 

۲ . برقراري نظم و امنيت

نظم و امنيت اجتماعي هرچند دو مقولة مجزا از يكديگرند؛ ولي در سنخيت به هم نزديكند و از وسيله هاي ضروري آرامش و هنجار يك جامعه محسوب مي شوند.

در فرهنگ قرآني امنيت يك مفهوم وسيع، متوازن و عميق دارد و شامل تمامي ابعاد زندگي و حوزه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و امنيتي داخلي و خارجي مي شود و بر الگويي از امنيت تأكيد مي شود كه با اقتدار و انسجام و وحدت و ارتباط جامعه اسلامي و استحكام دروني جامعه پيوند دارد (۷)

امنيت به عنوان هدف نظام سياسي از اهميتي برخوردار است كه پس از عصر نوزائي، فلاسفة سياست، مهم ترين كار ويژة حكومت را، ايجاد امنيت و جلوگيري از هرج و مرج دانسته اند، كساني چون هابز بر اين باورند كه هدف و وظيفة حكومت تنها برقراري نظم و امنيت در جامعه است، به عقيدة وي انسان ها گرگ همديگرند و ضرورت وجود دستگاهي كه انسان ها را مهار و در جامعه امنيت برقرار كند امري الزامي است؛ يعني وظيفة اصلي حكومت اين است كه مقررات و قوانين را به اجرا گذارد و مانع ايجاد هرج و مرج و ناامني در جامعه شود و در برابر تهديد كنندة خارجي قوة دفاعي داشته باشد تا بتواند از موجوديت و كيان كشور حراست كند.

در اسلام نيز امنيت و آرامش اجتماعي، بدون توجه به نوع نظام سياسي و اقسام آن، مورد توجه و احترام است و اخلال در نظم اجتماعي و امنيت جامعه از محرمات مورد اتفاق فقها است. از سوي ديگر، حفظ امنيت در چارچوبه نظام سياسي و برخورد با فتنه گري ها و اقداماتي كه آرامش رواني جامعه را به هم مي زند و امنيت سياسي، اجتماعي را سلب مي نمايد، مورد توجه فراواني قرار گرفته است. قرآن در سورة مائده با لحن شديدي كيفر محارب و مفسد في الارض را كه به تجاوز، شرارت و جنايت اقدام نموده و امنيت جامعه را به خطر مي اندازد، اين گونه بيان داشته است: انما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الارض فسادا ان يقتلوا أو يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف أو ينفوا من الارض (۸) كيفر و مجازات آنان كه با خدا و پيامبرش مي جنگند و در زمين فساد مي كنند، آن است كه كشته يا به دار آويخته شوند يا دست ها و پاهايشان بر خلاف يكديگر قطع شود يا آن كه از سرزمين خود تبعيد شوند.

حفظ امنيت ملي، در روابط نظام اسلامي با بيگانگان، يكي ديگر از اهداف نظام اسلامي است. تأمين امنيت ملي در اين حيطه پيشگيري از تجاوز و ترسانيدن دشمن از هجوم به سرزمين و حكومت اسلامي است.

 

۳ . ارتقاي فرهنگي

هدف ديگري كه حكومت اسلامي تعقيب مي كند، رشد و تعالي فرهنگي فرد و جامعه است. مقولة فرهنگ، اداراكات، تمايلات، علم و اخلاق را شامل مي شود. آيات متعددي از قرآن، رساندن پيام الهي و آيات او را به گوش مردمان، آموزش كتاب، حكمت و تزكيه نفوس را از مهم ترين رسالت هاي پيامبران مي داند؛ چنانچه در سورة جمعه آمده است: هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم؛ يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين خداوند از ميان مردم امّي، پيامبري برانگيخت تا آياتش را براي مردم تلاوت نموده، آنان را تزكيه نمايد و كتاب و حكمت بياموزد؛ هرچند پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.

آية ذكر شده، در برگيرندة كاركردهاي مورد انتظاري است كه مجموعا رشد فرهنگي را نتيجه مي دهد؛ اين كارها عبارتند از: تزكيه، رساندن آيات الهي به مردم، تعليم كتاب و تعليم حكمت.

احياي ارزش هاي اخلاقي و تزكيه نفوس از اساسي ترين آرمان هايي است كه رسول خدا(ص) هدف بعثت خويش را ترويج و تحكيم آن ها معرفي مي كند؛ چنانچه مي فرمايد: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق به رسالت برانگيخته شدم تا فضايل اخلاقي را به كمال برسانم(۹).

جنبة ديگر رسالت اسلام و نظام سياسي آن، نقش تعليمي آن است كه متناسب با سطح نيازهاي بشر و آموزه هاي ديني، دو مقولة عمده را شامل مي شود: الف. آن دسته از مقررات و احكام زندگي بشر كه از ناحيه خداوند آمده و مصون از هرگونه نقص و انحراف است. ب. در بخش هايي كه ميدان حضور فعال عقل است. حكمت آموزي پيامبر به بشر، او را به گام برداشتن در ميدان هايي كه تلاش عقلاني را طلب مي كند، ياري مي رساند.

در مجموع، نظام سياسي اسلام، الهام گرفته از رسالت پيامبر و موظف به ارتقاي جهت گيري اخلاقي و ارزشي، هماهنگي و انطباق مقررات فردي و اجتماعي با احكم الهي و رشد عقلانيت بشر است.

 

۴ . تأمين رفاه عمومي

تلاش براي تأ مين رفاه عمومي و پاسخ گويي به نيازهاي مادي كه زمينه ساز ارضاي ساير نيازهاي اجتماعي هستند، جهت دستيابي به سعادت و آرامش واقعي، به صورت هدفي مهم، پيوسته مورد عنايت اسلام و نظام ديني بوده است.

توجه به اين مطلب را مي توان از اخلاق احكام اقتصادي اسلام و تمهيداتي كه براي توزيع عادلانه ثروت و امكانات بين همگان و رفع گرفتاري ها و رنج هاي مردم، پيش بيني شده است، مشاهده كرد؛ همچنان كه سيرة پيشوايان معصوم (عليهم السلام) و اهتمام آنان به امور مردم، حتي غير مسلمانان، تأييد كنندة اين موضوع است. براي نشان دادن توجه اسلام و پيشوايان گرامي آن، به رفاه و آسايش عمومي، شواهد و نمونه هاي فرواني مي توان ارائه نمود كه تفصيل آن، بررسي جداگانه اي را طلب مي كند.

امام علي (عليه السلام) در فرمان تاريخي به مالك اشتر از مأموريت هاي اصلي وي، سر و سامان دادن امور مردم و آباد كردن شهرهاي آن ديار را ذكر نموده است (۱۰). و در جاي ديگر از همان فرمان مي فرمايد كه لازم است توجه و انديشه ات به آباد سازي زمين، از توجه به دريافت خراج، بيشتر باشد (۱۱) آن حضرت، حتي در زماني كه تصدي مقام امامت اجتماعي را نداشتند با تلاش فردي و از دسترنج خود باغ هاي فرواني احداث و چاه هاي آبي حفر نمودند كه علاوه بر تأمين معيشت خود، صرف رفع نياز مستمندان جامعه مي شد. در خطبة 131 نهج البلاغه، اصلاح شهرها و سرزمين و آرامش و امنيت ستمديدگان ، هدف حكومت معرفي مي شود(۱۲).

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در بند 12 از اصل سوم، تعميم رفاه، آسايش و رفع محروميت را با تعبير پي ريزي اقتصادي صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعيمم بيمه ، از وظايف دولت اسلامي مي داند و در اصل چهل و سوم يكي از پايه هاي اقتصاد كشور را براي تأمين استقلال اقتصادي جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد، تأ مين نيازهاي اساسي: از قبيل مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه، معرفي مي كند (۱۳)

 

ب. اصل نظام سياسي اسلام

نظام سياسي اسلام، براي دستيابي به اهداف و آرمان هاي متعالي، انساني و الهي خود، سير خاصي را دنبال مي كند و حركت خويش را بر پايه ها و اصولي بنياد مي نهد كه نتيجة طبيعي و منطقي آن، ايجاد زمينه و فراهم سازي بستري است كه به تحقق هدف هاي موردنظر مي انجامد. اصول نظام سياسي اسلام، هر چند در متني رسمي و به صورت مدون نيامده است؛ اما با تعميق و دقت در منابع اسلامي و قانون اساسي جمهوري اسلامي، مي توان مواردي را به عنوان اصول نظام سياسي اسلام برشمرد؛ از جمله، امامت و رهبري مستمر، اجتهاد مستمر فقهاء بهره مندي از علوم و تجارب پيشرفته بشري و توسعه آن ها، نفي ستم گري و ستم پذيري و سلطه گري و سلطه پذيري، محو استبداد و خودكامگي، تأمين آزادي هاي فردي و اجتماعي، تحكيم بنياد خانواده، افزايش مشاركت اجتماعي در ادارة امور، عمومي كردن امر به معروف و نهي از منكر، تحكيم برادري، وحدت و تعاون عمومي بين همة  مردم، اسلامي بودن قوانين، برنامه ريزي حمايتي در جهت زدودن فقر اجتماعي، و هم چنين كرامت انساني، قانون مداري، شايسته سالاري و اصالت خدمت.

برخي از مهمترين اصول مذكور، در چهار محور زير تبيين مي شود:

 

1. كرامت انساني

 اسلام، انسان را برترين آفريده و اشرف مخلوقات مي داند؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: و لقد كرمنا بني آدم و حملناهم في البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم علي كثير ممن خلقنا تفضيلا (۱۴) ما فرزندان آدم را كرامت بخشيده، آنان را در خشكي و دريا فعال ساخته، از پاكي ها بهره مند و بر بسياري از مخلوقات برتري بخشيديم.

وقتي انسان صاحب كرامت است، شايستگي پيوند با خدا و افتخار بندگي او را دارد و آنگاه كه كرامت و عزت خويش را ناديده گرفت، در اسارت و بندگي غير خدا گرفتار مي شود؛ چنانچه فرعون در ابتدا قوم خود را تحقير كرده، عزت و كرامت انساني آن ها را زير پانهاد.

يكي از نمودهاي كرامت انساني، آزادي اوست كه معارف ديني نيز توجه فراواني به اين معنا دارد. از همين رو قانون اساسي جمهوري اسلامي، كرامت انساني را در اصل دوم مورد تأكيد قرار داده و كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسؤوليت او را تنها براي خدا مي داند و در اصل سوم، تأمين آزادي هاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون را از وظايف دولت اسلامي مي داند.

صبغة مردمي و تكيه بر آراي عمومي در تصميم گيري  هاي نظام نيز الهام گرفته از ارزشمندي انسان در نظام سياسي اجتماعي اسلام است كه اصول متعددي از قانون اساسي؛ مانند: اصل ششم (تكيه بر آراي عمومي)، اصل هفتم (شوراها)، اصل سيزدهم (حقوق اقليت ها)، به آن اشاره مي كنند.

از جمله مسايلي كه در سير بزرگداشت اسلام و نظام اسلامي، نسبت به حقوق انسان قابل ذكر است، مقام و منزلتي است كه اين مكتب براي زن قايل است.

اصولا مسأله اي به نام زن كه حكايت از ستمي تاريخي بر وي در طول اعصار و قرون متمادي، دارد يكي از معضلات اساسي بشر به شمار مي رود. در ميان مكتب ها، اديان و فرهنگ هاي مختلف، عالي ترين و جامع ترين نسخة التيام بخش اين درد تاريخي را، اسلام به بشرين داده است، مكاتبي بوده و هستند كه داعية حمايت از حقوق تضييع شده زن را دارند! اما به علت بشري بودن اهداف آن ها و آلوده شدن به اغراض، منافع و هواهاي نفساني، تعدي ها ديگر و بلكه نارواتري عليه زن صورت گرفته است. نمونة آن تمدن غربي است كه به نام آزادي، زن را وسيلة لذت جويي مردان قرار داده و به نام تساوي حقوق زن و مرد، رشته خانواده را از هم گسسته، زن را از داخل خانه به كارخانه ها كشانده و از او به عنوان كارگري رام و ارزان، بهره كشي اقتصادي مي كند.

اسلام، در زماني كه با زن به عنوان انسان درجة دوم و در رديف حيوانات برخورد مي شد، نجات و احياي حقوق او از برنامه هاي اساسي خود دانست و مرد و زن را در سير عبوديت و كمال، يكسان مورد عنايت و خطاب قرار داد؛ چنانچه قرآن مي فرمايد: (من عمل صالحا من ذكر أو انثي و هو مؤمن فنحيينه حياه طيبه) در اين ميان مظلوميت زن، او را بيشتر در معرض برخورداري از حمايت هاي اسلام قرار داده است. به فرموده امام راحل: اسلام مي خواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند، اسلام زن ها را نجات داده است از آن چيزهايي كه در جاهليت بود. آن قدري كه اسلام به زن خدمت كرده است، خدا مي داند به مرد خدمت نكرده است (۱۵)

هر چند كه تبليغات دشمنان اسلام و شبهاتي كه مغرضين و منحرفين كم اطلاع از اسلام، در مسالة زنان رواج مي دهند بسيار زياد است؛ اما زن، بزرگي ويژه اي در جامعه دارد كه اگر برتر از مرد نباشد، كمتر نيست (۱۶) اسلام بدون توجه به جنسيت، مرد و زن را به عنوان نوع بشر هدف دعوت انبيا قرار داده و رشد و تعالي آن ها را دنبال مي كند. اسلام طرفدار تكامل بشر است، براي اسلام جنس مرد و زن مطرح نيست،  يك جا سخن از مرد گفته مي شود و يك جا از زن، يك جا از مرد تجليل مي شود و يك جا از زن؛ زيرا اين ها دو بخش يك پيكرة بشر هستند. (۱۷)

 

۲ .   قانون مداري

هر جامعه براي تنظيم و آراستگي امور خود، نيازمند قانون و مقرراتي است كه اجراي آن ها، رشد و توسعة جامعه را نتيجه بدهد.

در جامعه اي كه بر مدار عدالت مي چرخد، از شاخص هاي اصلي آن تكيه بر قانون و قانون گرايي است. معناي صريح و روشن قانون گرايي را مي توان از كلام معمار انقلاب اسلامي، امام ره دريافت؛ چنانكه مي فرمايد: در اسلام قانون حكومت مي كند پيغمبر اكرم هم تابع قانون بود،  تابع قانون الهي، نمي توانست تخلف بكند (۱۸)

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، به عنوان ميثاق ملي ـ اسلامي مردم مسلمان ايران ـ كه نشأت گرفته از منابع اسلامي بود و توسط فقها و انديشمندان اسلامي گرانقدري تنظيم شده است ـ نيز به تساوي همگان در برابر قانون اشاره كرده و خاطرنشان مي سازد كه: مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند، از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ و نژاد، زبان و مانند اين ها سبب امتياز نخواهد شد (۱۹)

در اصل ديگري: تساوي جنس زن و مرد در مقابل قانون را اين گونه بيان مي كند: همة افراد ملت، اعم از زن و مرد، يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همة حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند (۲۰)

 

۳ . شايسته سالاري

نظام اسلامي، پيشبرد هدفي متعالي را در برنامه خود قرار داده است تا سعادت انسان در دنيا و آخرت تأمين شود. تأمين چنين هدفي، نيازمند علم و آگاهي كامل شناخت، مسير، كيفيت سير و هم چنين توانايي ادارة مجموعه تا رسيدن به مقصد است. حكومت به عنوان سازمان اجتماعي كه عهده دار سرپرستي امور انساني و زمينه سازي براي رسيدن به رشد است، براي ايفاي نقش خود تفكيك وظايفي را ايجاد نموده و در نتيجه تخصص ها و صلاحيت هاي متنوعي را تعيين مي نمايد.

در يك جامعه و نظام سالم، كساني مي توانند عهده دار مسؤوليت هاي اجتماعي و سرپرستي امور شوند كه صلاحيت و شايستگي لازم براي تصدي آن مسؤوليت را دارا باشند. قرآن كريم از زبان دختر حضرت شعيب، عبارتي نقل مي فرمايد كه مي توان از آن، لزوم شايستگي و صلاحيت براي احراز هر مسؤوليت را استفاده نمود: قالت احديهما يا ابت استئجره ان خير من استئجرت القوي الامين (۲۱) يكي از آن دو گفت: اي پدر، او را استخدام كن، زيرا بهترين كسي را كه مي تواني استخدام كني، كسي است كه توانمند و امين باشد. چنانكه در قصة طالوت آمده است و قال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا اني يكون له الملك علينا و نحن احق بالملك منه و لم يوت سعه من المال قال ان الله اصطفيه و زاده بسطه في العلم و الجسم (۲۲) پيامبر آن قوم به ايشان فرمود كه: خداوند طالوت را حاكم شما قرار داد،  پرسيدند: چگونه مي توان پادشاه ما باشد؛ در حالي كه ما بر امر پادشاهي شايستگي بيشتري داريم و او ثروتمند نيست. پيامبر فرمود خداوند او را برگزيده است و به وي علم و توانايي زيادي بخشيده است. هرچند آن قوم نيز قايل بودند كه بايد فرد شايسته اي بر آنان حكومت كند؛ ولي ملاك شايستگي را داشتن مال و ثروت مي دانستند كه آية شريفه به اصلاح ملاك هاي شايستگي پرداخته و علم و قدرت رهبري را ميزان صلاحيت حكومت معرفي نموده است.

شايسته سالاري، يا رعايت صلاحيت و اهليت در تصدي مناصب حكومتي، يك اصل عقلي است و هر جامعه اي كه به دنبال تأمين خوشبختي و سعادت باشد از اين قاعده پيروي مي كند. آموزه هاي ديگر ديني نيز سرشار از تأكيد اين اصل بوده و سپردن امور به اهلش را توصيه نموه و از قراردادن نا اهلان بر مصادر امور(۲۳) منع كرده اند. قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز با استناد به : ان الارض يرثها عبادي الصالحون صالحان را عهده دار حكومت و ادارة امور ممكن، مي داند(۲۴)

 

۴. اصالت خدمت

در اسلام، قدرت و حكومت مقصد نهايي نيست. بلكه ابزاري است جهت تحقق هدف هاي و الا و اصيل كه در صفحات پيشين بدان اشاره گرديد. امام ره مي فرمايد عهده دار شدن حكومت في حد ذاته، شأ ن و مقامي نيست؛ بلكه وسيلة اجراي احكام و برقراري نظام عادلانه است، ... ائمه و فقهاي عادل موظفند كه از نظام و تشكيلات حكومتي براي اجراي احكام الهي و برقراري نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند. صرف حكومت براي آنان، جز رنج و زحمت چيزي ندارد. (۲۵)

در تعابير فوق، حكومت و قدرت با جهت گيري اصلاح و خدمت رساني به پيشرفت مد نظر انبيا و اولياي الهي است. نه براي ارضاي حس خودخواهي و خودپرستي و قدرت طلبي؛ چرا كه در نزد اوليا خداوند، فرمان راندن بر مردم در چند روزة دنيا، اگر منشأ اثر و خدمت خدا پسندانه اي نباشد از بي ارزشترين امور است.

 

خلاصه و نتيجه

نظام سياسي اسلام، مانند هر نظام سياسي ـ و اصولا هر مجموعه اي ـ هدف هايي را دنبال مي كند كه به دو گروه اصلي و فرعي تقسيم مي شوند. هدف اصلي نظام اسلامي، توسعة بستر و زمينه هايي است كه تقرب انسان به پيشگاه خداوند و آرامش و آسايش جاويدان او، در آن گستره حاصل مي شود. اهداف فرعي نظام سياسي اسلام كه ابزار تحقق هدف اصلي مي باشند؛ عبارتند از: اقامة قسط و عدل، برقراري نظم و امنيت، ارتقاي فرهنگي و تأمين رفاه عمومي. نظام سياسي اسلام، براي دستيابي به اهداف اصلي و فرعي خود، سير خاصي را دنبال نموده و حركت خود را بر پايه ها و اصولي بنياد مي نهد، آن اصول كه چارچوبة عملكرد نظام سياسي را معين مي كنند عبارتند از: كرامت انساني، قانون مداري، شايسته سالاري و اصالت خدمت.

 

پي نوشت ها:

1. قمر، آيات 55 و 54 . 2. كليني، محمد بن يعقوب؛ اصول كافي، ص۳۵۲ . 3. حديد، آيه 25 . 4. صحيفه نور؛ ج۱۵؛ ص۱۴۶. 5. مطهري، مرتضي؛ بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي .6. جمهوري اسلامي، نظامي است بر پاية ايمان به ... كه از راه ... قسط و عدل و استقلال سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و همبستگي ملي را تأمين مي كند. 7. دري نجف آبادي، قربانعلي، نگاهي به امنيت از منظر اميرمؤمنان عليه السلام ، فصلنامه حكومت اسلامي؛ شمارة 18، ص 281. 8. مائده، آيه 33 . 9. طبرسي، مكارم الاخلاق، ج 1، ص 36

۱۰.فيض الاسلام، نهج البلاغه، ص 982. 11. همان، ص 1004. 12. همان، ص 398. 13. قانون اساسي؛ اصل 43، بند اول. 14. اسراء، آيه 70. 15. صحيفه نور، ج 3، ص 82. 16. صحيفه نور، ج 4، ص 201. 17. رهبر معظم انقلاب، آيت الله سيدعلي حسيني خامنه اي، كيهان، 30/7/76. 18. صحيفه نور، ج 10، ص 29. 19. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل 19. 20.همان، اصل 20 . 21. سوره قصص، آيه 26. 22. بقره، 247. 23. رسول خدا(ص) فرمود : كسي كه خود را بر جمعي از مسلمانان مقدم بدارد و بداند كه در بين آنان كسي كه برتر از او باشد، وجود دارد، بدون شك به خدا و پيامبرش و مسلمانان خيانت كرده است. الغدير، ج 8، ص 291. 24. مقدمه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران. 25. امام خميني ره ، ولايت فقيه، ص 70.

 

    119 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   حكومت اسلامي (88)
●   نظام سیاسی اسلام (9)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:22/03/1384

تاريخ شمسی نشر:22/03/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب