رسانه هاي غربي بخصوص آمريكا چنان با قاطعيت در مورد اهداف نظامي برنامه هسته اي ايران صحبت مي كنند كه به مخاطبان خود اجازه تفكر راجع به اين موضوع را نمي دهند. دكتر محمد سهيمي استاد و مدير گروه مهندسي شيمي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي در مقاله اي كه در نشريه هاروارد اينترنشنال ريويو به چاپ رسانده است، با توجه به مسائل اقتصادي، فني و زيست محيطي بر حق ايران،براي ادامه برنامه هسته اي پا مي فشارد و آن را در جهت ارتقاي بنيان صنعتي و فني كشور بسيار حياتي مي داند. به اعتقاد وي، جامعه جهاني نبايد تسليم فشارهاي آمريكا براي محدود سازي برنامه هسته اي ايران شود.
روز 9 فوريه 2003، محمد خاتمي در مورد برنامه ايران براي توليد اورانيوم غني شده، يعني سوخت رآكتورهاي هسته اي و نيروگاه هاي هسته اي صحبت كرد. از آن زمان، كارشناسان و بازرسان آانس بين المللي انري اتمي به طور منظم از تاسيسات هسته اي ايران بازديد كرده اند. دولت جورج دبليو بوش استدلال مي كند منظور اصلي ايران ساخت سلاح هاي هسته اي است و اتحاديه اروپا، روسيه و اپن كه روابط تجاري گسترده اي با ايران دارند، ايران را براي افشاي جزئيات اين برنامه زير فشار گذاشته اند.
اين مقاله به بررسي برنامه ايران براي توليد برق با نيروگاه هاي هسته اي و توجيه اقتصادي، فني و زيست محيطي آن مي پردازد. استدلال آمريكا ضد برنامه هسته اي ايران اين است كه با توجه به ذخاير عظيم نفت و گاز، اين كشور به انري هسته اي نياز ندارد. هنگامي كه محمد رضا پهلوي برنامه هسته اي ايران را در سال 1974 آغاز كرد، امكان توجيه اقتصادي نيروگاه هاي هسته اي وجود نداشت. جمعيت ايران كمتر از نصف تعداد كنوني بود كه 70 ميليون نفر برآورد مي شود، توليد نفت حدود 8/5 ميليون بشكه در روز بود كه بسيار بيش از توليد كنوني 9/3 ميليون بشكه در روز است، مصرف داخلي انري كمتر از يك چهارم مصرف كنوني بود، براي از بين بردن گاز طبيعي، آن را مي سوزاندند و برخلاف حالا، ذخاير نفت در حال نزول نبود. حال اين سئوال مطرح مي شود: از آنجايي كه آمريكا در سال هاي دهه 1970، شاه سابق را به ساخت نيروگاه هاي هسته اي تشويق كرد، چرا حالا بر اين اعتقاد است كه ايران به نيروگاه هاي هسته اي نياز ندارد، در حالي كه همين طور كه اين مقاله نشان مي دهد، اين نيروگاه ها اكنون از نظر اقتصادي توجيه پذير اند
حركت ايران براي دستيابي به فناوري هسته اي در اواسط دهه 1960 و در چارچوب موافقت نامه هاي دوجانبه بين ايران و آمريكا قوت گرفت. تا سال 1974، آمريكا پيشنهاد شاه را براي تشكيل كميسيون مشترك اقتصادي كه مناسبات تجاري ايران با آمريكا را نظم و گسترش دهد، رد مي كرد. اما پس از افزايش شديد بهاي نفت در سال هاي 74-1973، آمريكا به ناگهان به تشكيل كميسيون مشترك اقتصادي با ايران علاقه مند شد. روز 13 آوريل 1974، ريچارد هلمز سفير وقت آمريكا در ايران در نامه اي سري به اسدا...علم، وزير دربار، نوشت: ما متوجه اولويتي كه اعليحضرت به توسعه روش هاي ديگر توليد انري از طريق انري هسته اي مي دهد، شده ايم. واضح است كه اين زمينه اي است كه شايد بتوانيم در آن به شكلي سودمند، برنامه مشخصي براي همكاري و همياري داشته باشيم. در دو بخشنامه امنيت ملي به تاريخ 22 آوريل 1975 و 20 آوريل 1976، جرالد فورد، رئيس جمهوري وقت آمريكا فروش تجهيزات غني سازي و بازآوري اورانيوم و پلوتونيوم را به ايران تصويب كرد، مشروط بر آنكه ايران هشت رآكتور از آمريكا بخرد. آنگاه ايران و آمريكا موافقت نامه اي را به ارزش تقريبي 15 ميليارد دلار امضا كردند كه براساس آن آمريكا با ساخت 8 نيروگاه هسته اي در ايران موافقت كرد كه ظرفيت كل آن۸۰۰۰ مگاوات بود. اعلام رسمي اين موافقت نامه در اكتبر۱۹۷۷ توسط سيدني سوبر، نماينده وزارت خارجه آمريكا در نشست آمريكا و ايران: مشاركتي روزافزون صورت گرفت.
مصرف و منابع انري
جمعيت فعلي ايران حدود 70 ميليون نفر است، در حالي كه اين رقم در سال 1974 به هنگام آغاز برنامه ساخت نيروگاه هاي هسته اي 30 ميليون نفر بود و برآورد مي شود اين رقم تا سال 2021 به 100 ميليون نفر برسد. از سال 1978، مصرف انري ايران به طور متوسط ساليانه 5/5 درصد افزايش يافته در حالي كه توليد انري آن با مصرف همگام نبوده است. تقاضا براي نيروي برق ساليانه هشت درصد بالا مي رود. در نتيجه پيش بيني ايران اين است كه تا سال 2021، به 70000 مگاوات برق نياز دارد، در حالي كه توليد فعلي 31000 مگاوات است. توليد اين ميزان برق نيازمند مصرف 112 تا 140 ميليون بشكه نفت در سال است، چون 18 درصد توليد برق از سوختن نفت به دست مي آيد. اگر اين روند ادامه يابد و منبع انري ديگري جايگزين نفت خام نشود و اگر ايران توليد نفت را به طور چشمگيري افزايش ندهد، در خلال دهه آينده به وارد كننده نفت بدل خواهد شد. اين امر براي كشوري كه 80 درصد كل عوايد صادراتي خود و 45 درصد از كل بودجه ساليانه را از صدور نفت كسب مي كند، فاجعه بزرگي است. به علاوه، ايران حدود 942 تريليون فوت مكعب گاز طبيعي دارد كه 2/15 درصد كل ذخاير جهان را تشكيل مي دهد و از اين نظر، پس از روسيه در مكان دوم قرار دارد. در نتيجه، گاز طبيعي به طور فزاينده اي به يك منبع اصلي انري براي ايران تبديل مي شود.
ضرورت انري هسته اي
استدلال اصلي منتقدان برنامه انري هسته اي اين است كه ايران با برخورداري از ذخاير بزرگ نفت و گاز، نيازي به نيروگاه هاي هسته اي ندارد. اما انگليس، كانادا و روسيه كه همه از صادر كنندگان نفت هستند، بخش عمده اي از نيازهاي خود را به برق از نيروگاه هاي هسته اي تامين مي كنند. ذخاير گاز روسيه حدود يك چهارم ذخاير شناخته شده گاز دنياست و كانادا روزي 5/1 ميليون بشكه نفت به آمريكا صادر مي كند. هر دو كشور به ساخت نيروگاه هاي هسته اي ادامه مي دهند. بين سالهاي 1974 كه ايران نخستين قرارداد ساخت نيروگاه هاي هسته اي را منعقد كرد و 2000، استفاده از نيروگاه هاي هسته اي براي توليد برق در جهان با ضريب 12 افزايش يافته است. تا سال 2021، 10 درصد برق ايران بايد از نيروگاه هاي هسته اي، 20 درصد نيروگاه هاي آبي، 5 درصد ديگر منابع و 60 درصد باقي مانده از گاز طبيعي تامين شود تا اتكاي ايران به نفت براي توليد برق برطرف شود و صادرات بيشتر نفت و جلوگيري از آلودگي زيست محيطي به ايجاد درآمد بيشتر بينجامد. در حال حاضر، 19 درصد برق جهان از نيروگاه هاي هسته اي به دست مي آيد و اين نسبت تا سال 2021، به 27 درصد خواهد رسيد. به علاوه، استفاده از نيروگاه هاي هسته اي و آزاد كردن بخشي از منابع گاز طبيعي كه اكنون صرف توليد برق مي شود، مزاياي زيادي براي ايران خواهد داشت. برنامه انري هسته اي ايران به شكل گيري و توسعه ظرفيت هاي تازه و بي سابقه اي براي ايجاد زيرساخت هاي فن آوري و نيز تاثير بر رشته هاي ديگر، گسترش دانش فني و تحقيقات هسته اي در ساير صنايع و رشته هاي علمي مانند پزشكي و كشاورزي خواهد انجاميد. ارزش افزوده و تنوع آموزش هاي مربوط به فن آوري هسته اي در ايجاد گروهي جديد از فن سالاران و دانشمندان در ايران موثر خواهد بود. ارزش افزوده ناشي از توليد محصولات پتروشيمي با استفاده از گاز طبيعي همراه با اشتغال و پايه صنعتي كه ايجاد مي كند و ارز خارجي ناشي از صدور گاز، بسيار بيش از ارزشي است كه ايران با سوزاندن گاز براي توليد برق كسب مي كند.
اگر بخواهيم برآورد واقعي از هزينه استفاده از نفت و حتي گاز طبيعي به عنوان منبع انري به دست آوريم، نه فقط بايد درآمدي را كه ايران مي تواند با صدور نفتي به دست آورد كه در حال حاضر براي توليد 18 درصد برق خود مصرف مي شود، بلكه بايد آثار منفي مصرف نفت را بر محيط زيست و هزينه درمان افرادي را كه بر اثر آلودگي نفتي بيمار مي شوند، در نظر گرفت. اگر ايران چرخه كامل سوخت هسته اي را حفظ كند، كوير مركزي وسيع آن مي تواند مكان مناسبي براي دفن زباله ها در اعماق زمين باشد، مانند كوهستان يوكا در نوادا.
پيامدهاي بين المللي
برنامه هسته اي به رقابت در عرصه تسليحات هسته اي در خاورميانه منجر نخواهد شد، چون در اين منطقه از مدت ها قبل سلاح هسته اي وجود دارد. اسرائيل، روسيه، پاكستان و هند سلاح هسته اي دارند. تركيه عضو ناتو است و با سلاح هاي هسته اي آن محافظت مي شود. عربستان سعودي و كشورهاي عرب خليج فارس در محافظت نيروهاي آمريكايي هستند.
تركيه و مصر اخيرا به كسب رآكتورهاي هسته اي ابراز علاقه كرده اند، اما اين بدان معنا نيست كه رقابتي در خاورميانه شروع شده است. طبيعي است كه مصر پس از به پايان رساندن منابع نفت و گاز خود در پي دستيابي به منابع ديگر انري باشد. با توجه به اتكاي تركيه به واردات نفت، گاز و برق، براي تركيه عاقلانه است كه برنامه انري هسته اي داشته باشد. چنانچه ايران ناچار شود از چرخه سوخت هسته اي چشم بپوشد اين امر اثر منفي نيرومندي بر توسعه نيروگاه هاي هسته اي به عنوان منابع انري در كشورهاي در حال توسعه خواهد داشت چون اين امر بدان معناست كه آمريكا آن بخش از مفاد ان پي تي را كه حق تمام ملل را براي استفاده مسالمت آميز از انري هسته اي به رسميت مي شناسد، فقط در صورتي قبول مي كند كه كشورهاي مورد نظر را قبول داشته باشد. تا زماني كه آانس بين المللي انري اتمي، ايران را ناقض تعهدات بين المللي در مورد تسليحات هسته اي تشخيص نداده است، جامعه جهاني نبايد تسليم فشار ناموجه كشورهايي شود كه از پيمان هاي بين المللي به عنوان ابزاري براي پيشبرد اهداف خود و متحدان خود استفاده مي كنند.