من شاگردانم را بدون داشتن حتي يك دلار در شهرهاي ديگر رها كردم. حتي كارت اعتباري اين افراد را نيز گرفتم تا تكيهگاهي براي پرداختهاي خود نداشته باشند. 6 ماه بعد از آن جمع 20 نفري، 15 نفر موفق شده بودند خانهيي تهيه كرده و ازدواج كنند. ضمن آنكه حقوق دريافتي آنها بسيار بالا بود. سه نفر كار و همسر مناسب داشتند، اما خانه نه و تنها 2 نفر بدون كسب موفقيت نزد من آمدند. من به شاگردانم ياد دادم سرنوشت هركسي دست خودش است و هميشه اين ضربالمثل چيني را براي آنها ميگويم: «هركسي معمار سرنوشت خويش است!»
آنتوني رابينز كه يكي از پيشگامان شيوههاي درست فكري و ارتباطي در امريكا و حتي جهان است در جديدترين كتاب خود با نام «موفقيت نامحدود» از كلمه جديدي به نام «مهندسي تفكر» نام ميبردأ البته «مهندسي تفكر» از كشفيات رابينز نيست اما يكي از كساني است كه ايدههايش در اين زمينه براي بسياري از كارشناسان قابل استناد است. مثالي كه در اول گزارش آمد، مثالي است واقعي از كاري كه رابينز با شاگردانش ميكند و عجب آنكه 85 درصد اين افراد تنها با طراحي فكر خود به جايي رسيدند كه شايد آرزوي افراد بسياري باشد. او دليل اين موفقيت را در كتاب جديدش اينگونه بيان ميكند: در كتابي كه سال 1987 چاپ شد (منظور كتاب به سوي كاميابي است كه يكي از پرفروشترين كتابهاي سال امريكا شد) من ايدههاي زيادي براي موفقيت داشتمأ اما نميدانستم عامل به حركت درآوردن اين چرخه موفقيتآميز چيست! سالها مطالعه كردم و در تحقيقاتم به اين نتيجه رسيدم كه فكر انسان مانند هرچيز خام ديگري ميتواند شكل بگيرد. پس ميتوان منافذي براي اين ماده خام تعبيه كرد كه تنها عوامل خاصي را به داخل راه دهند. هرچه كيفيت اين عوامل بالاتر باشد ذهن شما پوياتر خواهد شد و اين همان مهندسي تفكر است. چيزي كه ميتواند در سالهاي آينده كليد موفقيت در دنيا باشد.
مهندسي تفكر در آغاز راه واژه مهندسي تفكر كه چند صباحي است در كتابها و پايگاههاي اينترنتي روانشناسي و مديريتي به آن اشاره ميشود نزديك به چند سال است كه در كشورهاي اصطلاحا جهان اول به كار ميرود. شايد شكل اين كلمه متفاوت باشد اما ماهيت كلي آن يكي است. به عبارت ديگر در كشوري كه افرادش ملزم به فكر كردن باشند، اين ريشه در يك زمينه مساعد شكل ميگيرد. «اوا بريندا آدامز» از معدود استادان دانشگاهي در امريكاست كه متد تدريساش براي بسياري الگو قرار ميگيرد. اين استاد جامعهشناس در مقاله خود با عنوان «شكلدهي مغز با دست» كه در روزنامه ساندي تايمز به چاپ رسيده، مينويسد:«وقتي شاگردانم تنها سوالي را از روي نفهميدن ميپرسند جواب قانعكنندهيي به آنها نميدهم! تنها گوشهيي از جواب اصلي را به آنها ميگويم تا وادار شوند به دنبال آن بروند. در پايان اگر صلاح ديدم، جواب كامل را به آنها ميدهم ولي تاكيد ميكنم كه بنيان كارهاي من شكلدهي فضاي مغز است. دقيقاص مثل شكلدهي يك خمير. با اين تفاوت كه شما خمير را فقط براي زيبايي يا به كار بردن در يك كار استفاده ميكنيد ولي مغز شما ميتواند بزرگترين پشتوانه زندگي شما باشد.» «اوا بريندا» در ادامه مقالهاش به جملهيي از فيلسوف بزرگ آلماني «نيچه» اشاره ميكند و ميگويد: «هركسي كه در ذهنش يك علامت سوال بزرگ داشته باشد ميتواند تمام قفلهاي زندگي را باز كند.» علامت سوالي كه نيچه گفته و بريندا در مقالهاش استفاده ميكند همان مهندسي تفكر است. بنابراين چيزي كه بسياري از كارشناسان و صاحبان صنايع به آن تكيه ميكنند قدرت تفكر است. اين توان تفكر يا تفكر بهينه فاكتورهاي زيادي را ميطلبد كه از آن جمله ميتوان به بهترين تصميم در كوتاهترين مدت، انتخاب بهترين راه در بين راههاي بهتر ديگر و... اشاره كرد.
نمونه بارز اين گونه فرهنگسازي را ميتوان در مدارس و دانشگاههاي ژاپن يافت. ژاپن كشوري است كه به لحاظ داشتن منابع طبيعي تا ؤروتهاي ملي در رده نازلي قرار دارد. اين كشور پس از جنگ جهاني دچار خسارات فراواني شد اما ژاپنيها با پشتكاري مثالزدني كشورشان را بازسازي كردند.
. رسم است كه در مدارس و دانشگاههاي اين كشور آسيايي، دانشآموزان و دانشجويان موظفند در كنار دروس تئوري خود در يك زمينه فني نيز مهارتهاي لازم را كسب كنند. طبق آمارهاي رسمي سازمان ملل در زمينه مهارتهاي فني،ژاپن با اختصاص 83 درصد از كل افراد تحصيلكرده، بالاترين رقم مهارتهاي فني را داراست. به عبارت ديگر اين افراد تنها به يادگيري تئوريهاي رايج در دروس خود نميپردازند بلكه بايد بتوانند چيزي را به عنوان ساخته دست خود ارايه دهند. اين كار به آنجا ميرسد كه به عنوان نمونه شاهد آنيم كه بسياري از ساعتهاي ساخته شده در اوقات فراغت دانشآموزان ژاپني به عنوان كالاهاي درجه يك و دو در كشورهاي جهان سوم به فروش ميرسد. اينكه قيمت اين ساعتها چقدر است موردنظر نيست، مهم نفس كار است كه پشت هر ساعتي كه ميسازند تفكر نهفته است. كشورهاي جهان سوم و معضلي به نام عدم تفكردكارت، رياضيدان بنام ميگفت: «من فكر ميكنم، پس هستم.» اين افراد در چندين سال قبل به اين نتيجه رسيده بودند كه تنها افرادي كه توانايي سازماندهي عوامل مثبت را در ذهن خود دارند ميتوانند موفق باشند. اما چنين روندي تقريباص در كشورهاي جهان سوم ديده نميشود. فصل جداكننده كشورهاي جهان اول و سوم در همين مورد است. كشورهاي توليدكننده با پشتوانه عظيمي به نام آيندهنگري حركت ميكنند در حالي كه كشورهاي مصرفكننده چنين مسايلي را مورد توجه قرار نميدهند.
ايران كه در بين كشورهاي خاورميانه صاحب جايگاه خاصي در صنايع پايه است هنوز هم در بخشهايي خود را محتاج تفكر غيرايراني ميداند. به عبارت ديگر چون در كشورمان به اين مساله در ابعاد وسيع توجه نشده، بسياري از ما به اين نتيجه ميرسيم كه براي فكر كردن ساخته نشديم. نمونه بارز اين مساله را ميتوان در جشنواره خوارزمي ديد. اين جشنواره كه هر سال برگزار ميشود جايگاهي است براي تلاش آنهايي كه ميخواهند طراح ذهن خود باشند. هر سال جوانان پرشوري با هزاران اميد و آرزو با آخرين دستاوردهاي خود پاي در رقابتي سخت ميگذارند . در پايان نفرات برگزيده كه واقعاص دانش آموزان زبدهيي هستند تنها يك جايزه ناچيز دريافت ميكنند و بدون كوچكترين حمايتي از سازمان يا ارگاني خاص رها ميشوند. اين هرز رفتن پايههاي اصلي تفكر،همان چيزي است كه باعث جداشدن كشورهاي جهان اول و سوم ميشوند. در بلژيك اگر دانشآموزي بتواند با وسايل خود يك فناوري جديد را به بازار عرضه كند تا آخرين لحظه تحصيلش در هر مقطعي كه باشد به صورت رايگان تحصيل ميكند. ضمن آنكه توسط دولت در جايگاهي خوب به كار گرفته ميشود. بلژيك كه جزو كشورهاي درجه دوم اروپاست داراي چنين ساختاري است. حال بايد به كشورهايي نظير فرانسه و انگلستان فكر كرد كه درچه جايگاهي به لحاظ حمايتهاي تفكري قرار دارند. بدون توجه به مسافراني كه سوار تاكسياش ميشدند حرف ميزد. او كه بازنشسته سازمان تامين اجتماعي بود ميگفت: «چهار سال پيش پسرم در دانشگاه ... يك وسيله سنجش ميزانآب مزرعه ابداع كرد. اين دستگاه ميتوانست حساب كند كه در يك مزرعه چه ميزان آب بايد مصرف شود. دستگاه او را براي ؤبت برديم. مسوولان وقت جواب دادند از اين دستگاهها زياد ساخته ميشود. در ضمن ايران آنقدر باران و آب ندارد كه نيازي براي سنجش آن باشد. پسرم سال بعد از ايران رفت و در استراليا به تحصيلاتش ادامه داد. او در حال حاضر يكي از مهندسان موفق كشاورزي است. امثال اين جوان دركشور زيادند. آنها كه خواسته يا ناخواسته فكر را به بهترين شكل تزيين ميكنند خواهان زيادي دارند اما جايي براي بروز اين استعدادها ندارند!