«اعتياد به اينترنت»، «اختلال ناشي از استفاده بيش از حد از اينترنت»، يا «استفاده نامعقول و بيمار گونه از اينترنت»، همگي عبارتهايي هستند كه براي توصيف يكي از بيماريهاي نوين ناشي از اينترنت به كار ميروند. بدون توجه به نامي كه بر اين بيماري مينهند، بايد گفت، به سختي ميتوان پزشك يا روانپزشكي را پيدا كرد كه تا به حال با اين عارضه مدرن و ديجيتال مواجه نشده باشد. وكلاي حقوق خانواده، از ميزان بالاي طلاقهاي ناشي از عشق مجازي، سايبرسكس (1) و ديگر امور جاري در اينترنت خبر ميدهند. چه بسيار كاركناني كه به علت استفاده بيش از حد از پست الكترونيك، دانلودپورنوگرافي و يا وبگرديهاي بيپايان در محل كار، شغل خود را از دست دادهاند. هيچ شكي نيست كه اينترنت پيش قراول انقلاب صنعتي ديجيتال است؛ اما اين پديده وقتي تأثيرات رواني قوي خود را بر زندگي برخي افراد ميگذارد، نشان ميدهد كه خطرات بالقوهاي نيز در چنته دارد. اينترنت آنگونه كه ما فكر ميكنيم نيست، بلكه داراي اثرات بالقوه اعتيادي قدرتمندي است.
واقعيت اعتياد به اينترنت و كامپيوتر
به نظر ميرسد كه استفاده اعتيادي از اينترنت، همانند ديگر انواع اعتياد، داراي دوره تحمل وترك مشابهي است. همچنين شواهد تحقيقاتي فزايندهاي تأكيد ميكنند كه بسياري از كاربران اينترنت، تحت تأثيرات منفي استفاده از اينترنت قرار گرفتهاند. اين گونه به نظر ميرسد كه هنگامي كه شما نيازمند صرف وقت بيشتري در اينترنت هستيد، يا ميخواهيد به محتويات تحريكبرانگيزتري دست پيدا كنيد، ميتوانيد دايره صبر و تحمل خود را در قبال اين وسوسه افزايش دهيد. البته وبسايتهاي اعتيادآور و تحريكزا، لزوماً سايتهاي سكسي و غيراخلاقي نيستند بلكه اغلب اوقات، اين سايتهاي بسيار معروف اينترنت (NetHeads) هستند كه فرد را به خود معتاد ميسازند. طبق يك نظرسنجي، 62درصد كاربران اينترنت اظهار داشتهاند كه به طور مرتب به سايتهاي پورنوگرافي سر ميزنند و اضافه كردهاند كه برخي اوقات دچار برانگيختي جنسي نيز ميگردند. طبق اين تحقيق، اين افراد به طور متوسط در طول يك هفته، چهار ساعت را به گشت و گذار در سايتهاي غيراخلاقي بزرگسالان ميگذرانند و 5/37درصد از آنان نيز اعتراف كردهاند كه در نتيجه تحريكبرانگيزي اين سايتها، دچار اعمال غيراخلاقي شدهاند. براي چنين افرادي، اينترنت بيشترين تحريكبرانگيزي و هيجان جنسي را فراهم ميكند.
از دست دادن كنترل
سرگذشت شخصي به نام فـِرِد، بيانگر وقايع معمولي است كه بر سر افرادي ميآيد كه دل مشغوليهاي جنسي آنها، هنگامي كه با قدرت اينترنت تركيب ميشود، خطرات بسياري ميآفريند. فرد، يك متخصص 29 ساله است كه شغل بسيار آتيهداري نيز دارد. شيوه افراطي و در برخي اوقات محكوم به شكست استفاده او از اينترنت، نشان ميدهد كه اينترنت از لحاظ سكسي چه قدر ميتواند اعتيادزا باشد.
فرد شغل نان و آبداري داشت و درصدد بود تا با يكي از رفقايش ازدواج كند. همه چيز خوب پيش ميرفت، جز اين كه فرد به سايتهاي پورونوگرافي در اينترنت معتاد شده بود. زماني كه من او را براي دفعه اول ديدم، او هر روز در سر كار حاضر ميشد و پس از آن، ساعتها به ديدن عكسهاي پورنو مشغول ميشد و حتي گاهي اوقات، او تا ساعت 3 بامداد پاي كامپيوتر بيدار مينشست، در حالي كه ميبايست ساعت 7 سركار حاضر ميشد. او مرتباً از سايتهاي پورنوگرافي فيلمهاي سكسي خريد ميكرد و اين عمل را تا آنجا ادامه داد كه متوجه شد، كارت اعتبارياش خالي شده است. فرد صدها دلار براي اتصال به اينترنت خرج كرد، در حالي كه تنها هدف و كار او از وبگردي، جستجو و يافتن زنان عريان بود. او خود را معتاد و خارج از كنترل توصيف ميكرد و ميگفت كه نميتواند جلوي خودش را بگيرد. او چندين مرتبه سعي به ترك اين عمل كرده بود، اما هيچگاه به نتيجه نرسيده بود. او به ته خط رسيده بود. او حس ميكرد كه ديگر كنترلي بر زندگياش ندارد و از اين بابت شديداً نگران بود. او ميتوانست ديگر ابعاد زندگياش را كنترل كند، اما اين يكي آنقدر قوي بود كه او را ناكام ميگذاشت. امان به هر حال، در نتيجه تلاشهاي يك گروه روان درمان، فرد نهايتاً توانست بر اين بيماري فائق آيد و زندگي خود را دوباره شروع كند. براي فرد و بسياري اشخاص ديگر، اينترنت ميتواند به محرك جنسياي تبديل شود كه نهايتاً به يك الگوي اعتيادي استفاده از آن، منتهي گردد.
جسمي يا رواني؟
تفاوتي كه گاهي اوقات، پزشكان بين اعتيادات جسمي و رواني قائل ميشوند، تا حدودي بيربط و مطمئناً غيركاربردي است. ما موجودات «كلي سـِرِشتي» هستيم. شما هيچگاه نميتوانيد اندامهايي را ببينيد كه بدون مغز در حال راه رفتن هستند و يا بالعكس. (بله البته شما حتماً با افراد تهي مغزي روبرو شدهايد، اما منظور من آنان نيستند؟) اين تمايز مصنوعي بين ذهن و جسم، براي فهم چگونگي فعاليت اعتياد، ارزش كاربردي كمي دارد، زيرا ذهن و جسم ما به طور يكپارچه و منسجم فعاليت ميكنند، گويي كه هر دو يك واحدند. مسيرهاي شيميايي مجزايي وجود دارند كه كليه بخشهاي بدن ما را به سيستم عصبي مركزي ما، از جمله سيستم درونريز، متصل ميكند. به طور خلاصه، ما آنچه «فكر ميكنيم»، آنچه «حس ميكنيم» و آنچه «انجام ميدهيم»، هستيم. هر چه كه ما تجربه ميكنيم، بر سلامت جسمي و رواني ما تأثير ميگذارد. سلامتي از يكپارچگي روابط متقابل بين كليه ابعاد ما، از جمله بعد رواني و كمتر ملموس ما، به وجود ميآيد.
بنابراين، بيماري عبارت است از فقدان اين يكپارچگي بين اجزاي وجودي ما. اعتياد ميتواند يك نشانه مهم در تبيين اين امر باشد كه اين عدم يكپارچگي چگونه ميتواند در زندگي ما متبلور شود. وابستگي روانياي كه هنگام اعتياد و عادت كردن به يك رفتار يا ماده رخ ميدهد، بسيار قوي است. تقريباًتمام افرادي كه من آنان را به علت اعتياد مورد درمان قرار دادهام، احساس «نياز» واقعي به رفتار يا مادهاي كه آنان را كنترل كند، دارند. همچنين بسياري از افراد ديگري كه من با آنان مصاحبه كردهام نيز اذعان دارند كه آنان هم، چنين حسي نسبت به استفاده از اينترنت دارند. اينترنت از حيطه كنترل آنان خارج شده و جايگاهي محوري و غيركاربردي در زندگي آنها يافته است.
شايد هيچ نمونهاي بهتر از ساندرا هكر نتواند قدرت اعتياد به اينترنت را توصيف نمايد. اعتياد اينترنتي او عبارت بود از اعتياد به خواندن اخبار و عناوين مهم در سايتهاي خبري اينترنت. وي از طرف دادگاه، به علت اين كه تمام شب و روز خود را پاي كامپيوتر و اينترنت گذرانده بود و فرزندان خود را طي اين مدت رها كرده بود، تحت تعقيب قرار گرفت. او فرزندانش را در خانهاي كثيف و پر از نكبت رها كرده بود، در حالي كه خودش در يك اتاق تميز و زيبا، پاي يك كامپيوتر جديد و مدرن، وقت خود را ميگذارند و هيچ توجهي به فرزندانش نميكرد.
اين پرونده در كانون توجه افكار عمومي قرار گرفت؛ چرا كه تفكر عمومي مردم، مبني بر عدم امكان اعتياد به اينترنت را مور چالش قرار داد و نشان داد كه چگونه كودكان ميتوانند تحت تأثيرات منفي اينترنت قرار بگيرند. اين ماجرا نشان داد كه اعتياد به اينترنت ميتواند حتي اصليترين غرايز ما، يعني نگهداري از كودكانمان را نيز تحتالشعاع خود قرار دهد. با اين وجود، در حالي كه اين ماجرا براي ما يك نمونهي نادر به شمار ميرود، واقعيت اين است كه اين ماجرا، اولين و آخرين نمونه در اين زمينه نبوده و نخواهد بود. از آن زمان تاكنون، من دهها مرتبه با پروندههايي روبهرو شدهام كه در آنها اعتياد به اينترنت، زندگيهاي زناشويي، مشاغل، كسب و كار و روابط افراد را تحت تأثير قرار داده است و من مجبور شدم در رابطه با آنها، با افراد صاحبنظر دربارهي اعتياد به اينترنت و مسائل حضانت كودكان، به مشورت بپردازم.
رفتارهايي كه به طور بالقوه اعتيادآورند عبارتند از: اعمال جنسي، قمار،تغذيه، ورزش، خريد، تلويزيون،كامپيوتر، اينترنت و به علاوه، مواد مخدر و نوشيدنيهاي الكلي. البته اين ليست به هيچوجه جامع نيست و به اندازه اعمال لذتآوري كه وجود دارد، احتمال اعتياد نيز وجود دارد. من معتقدم كه فرآيند اصلي رواني ـبيولوژيكي اعتياد، بدون توجه به منبع ايجاد آن، يكسان است. رفتارهاي ذكر شده در بالا، چه چيز مشتركي دارند؟ چه چيزي آنها را اعتيادآور ميسازد؟ و چرا برخي افراد از لحاظ رواني و فيزيولوژيكي به اين اعمال معتاد ميشوند، در حالي كه ديگران نميشوند؟ در كل، اين اعمال كه به طور مرتب، اگر نگوييم هر روز، توسط اكثر مردم انجام ميشوند و هيچ مشكلي براي آنان ايجاد نميكنند، هنگامي كه با شرايط ويژه اي همراه ميشوند، اثر اعتيادي خود را هويدا ميسازند. اغلب اوقات، اين الگوي اعتيادي تا صورت جدي و محكمي به خود نگيرد، خود را نشان نميدهد و پس از آن است كه آثار زيانبار آن ظاهر ميگردد. بسياري از افراد به اعمال و رفتارهاي عليالظاهر بيخطر معتاد ميشوند و اينترنت نيز نمونه جديدي است كه اخيراً به ليست بلندبالاي اعمال داراي پتانسيل اعتيادي اضافه شده است. يك نصب كننده مودم، اخيراًبه من گفت كه او تا به حال واكنشي قويتر از واكنشهايي كه افرادي كه سرويس اينترنت آنان خراب ميشود، از خود بروز ميدهند، نديده است. او توضيح ميداد كه اين افراد، پس از قطع اتصال اينترنتيشان، دچار نوعي عزلت و گوشهگيري ميشوند.
استفادههای بجا و نابجا از اينترنت
چرا اينترنت اين قدر اعتيادآور است. براي پاسخ دادن به اين سؤال، اجازه بدهيد نگاهي گذرا به ماهيت قمار ـ كه بيشترين شباهت را به اينترنت دارد ـ بيندازيم. تعداد كمي از مردم را خواهيد يافت كه معتقد باشند، قمار داراي پتانسيل اعتيادآور است. اما واضح است كه اعتياد به قمار، يك پديده واقعي است و معتادان به قمار، به ناگاه پيميبرند كه به اين پديده معتاد شدهاند. اين رفتار، تأثيرات فراواني بر روابط و سلامتي آنها خواهد داشت. معتادان به قمار، ممكن است در راه بازي قمار، خانه، اتومبيل، خانواده و شغل خود را از دست بدهند. حال ممكن است آنها در يك كازينو مشغول قمار باشند، يا روي يك مسابقه ورزشي شرطبندي كرده باشند، براي بازار بورس قمار كرده باشند و يا اين كه صرفاً يك كارت بازي ساده انجام دهند؛ هرچه باشد، هدف آنها پيروزي در اين قمارها است. همه اين رفتارها با بالارفتن ميزان «سروتونين» (1) عصبي ـ شيميايي همراه است كه ما به هنگام احساس شادي موقت، آن را حس ميكنيم. اين فرآيند، كوتاه مدت اما بسيار شديد، لذتبخش و اعتيارآور است. ما ميدانيم كه اكثر مردم دوست دارند تا چيزهاي لذتبخش را تجربه كنند و از چيزهاي غير لذتبخش دوري نمايند. ما همچنين ميدانيم كه آنها تجربههايي را كه لذتبخش ميدانند، تكرار خواهند نمود. زندگي معمولي در مقايسه با هيجان اعتياد و رسيدن به اوج آن، خسته كننده و ملالآور به نظر ميرسد و بسياري از اعتيادات از زماني آغاز ميشوند كه فرد احساس ملالت و كسالت ميكند. خستگي، حس بسيار آزاردهندهاي به انسان ميدهد، يك نوع حس بيماري كه اكثر مردم سعي ميكنند از آن فرار كنند. من معتقدم كه بسياري از رفتارهاي خود مخرب، از اين طريق آغاز ميشوند. آنها اصولاً تلاشي براي حل يك مشكل (خستگي و كسالت) هستند، اما در اين فرآيند، اعتياد گسترش مييابد و يك مشكل جديد را ايجاد ميكند.
ما دوست نداريم كه احساس ناراحتي كنيم و دوست نداريم، زمانمان با احساسات ناخوشايند سپري شود. احساس ناخوشايند ما را مجبور به تفكر، احساس و شايد هم انجام دادن كاري ميكند كه اين روند را تغيير دهيم. اين ميتواند براي بسياري از ماها يك كار بسيار دشوار باشد. دلايل اين كه چرا اين كار اين قدر سخت است، پيچيده هستند. شايد اين، به فرهنگ ما بر ميگردد كه ما نبايد حس آزاردهنده داشته باشيم و اگر همچنين حسي داشته باشيم، نبايد زياد طول بكشد. اعتيادات شايد تا حدي نتيجه جامعهاي باشند كه توانايياش را در درمان طولاني مدت معضلات، از دست داده باشد. جامعهاي بدون تحمل درد و بدون طاقت تغيير و دگرگوني. اعتيادات، راه جداسازي ما از تجارب درونيترمان هستند و اين كار به واسطه تأييد ضمني هر كسي و چيزي كه ما ميبينيم، از جمله رسانهها، صورت ميگيرد. هيچ كس نميخواهد حسي از درد و رنج داشته باشد. بنابراين ما سعي ميكنيم، ناراحتيهاي خودمان را به طرق گوناگون رفع كنيم و اينترنت مؤخرترين نمونه اين طرق است. البته ما نميگوييم كه اينترنت تماماً بد است، چرا كه مطمئناً اين گونه نيست. اينترنت سهم عظيمي در بهبود كيفيت زندگاني انسان داشته است. اينترنت هم حالتي از ارتباط است و هم مكاني مجازي براي برقراري ارتباط؛ و صرفاً يك ابزار ارتباطي نيست. با اين وجود، بيگمان، پتانسيل اعتيادي اينترنت، روي ديگر سكه آن است.
انكار و تكذيب
صفت مشخصه كسي كه به اين الگوي اعتيادي (اينترنت) گرفتار شده است، اما قبول ندارد كه اين رفتارش از حيطه كنترل او خارج است، «انكار» است. انكار يك مكانسيم دفاعي رواني است كه شخص را قادر ميسازد به رفتارش ادامه دهد؛ عليرغم پيامدهاي آشكار و منفياي كه اين رفتار بر زندگي او دارد، اين شيوه، شيوهاي براي دفاع از خودمان در برابر احساس و چشيدن موارد ناخوشايند و آزاردهنده است.
در مور اعتياد به قمار، فرد معتاد بيگمان با هشدارها و گلايههاي مكرر همسرش روبرو خواهد شد كه به او ميگويد، ديگر تحمل مصرف كردن پساندازها، از دست دادن شغل و مزاحمتهاي مداوم طلبكاران را ندارد. در اين خصوص، فرد معتاد به قمار، مطمئناً باز هم اعتياد خود را به قمار انكار خواهد نمود و ادعا خواهد كرد كه او بر تمام رفتارهايش كنترل كامل دارد. انكار به فرد اجازه ميدهد تا واقعيت را تحريف كند (يك دفاع روانشناختي بسيار قوي). اين نوع عمل ميتواند پيامدهاي نابودكنندهاي بر زندگي ما داشته باشد و توانايي ناديده گرفتن چنين پيامدهايي، در حالي كه اعتياد ادامه دارد، صفت مشخصه انكار است.
انكار، در شكلهاي مختلف، در تمامي اعتيادات وجود دارد. انكار در فرآيند گسترش يك رفتار اعتيادي، يك امر ضروري است و از زماني كه اعتياد شروع به تسلط بر فرد ميكند، موضع انكار و تكذيب اعتياد نيز شروع ميگردد. به عبارت ديگر، ما نبايد رفتارهاي اعتيادي را ادامه بدهیم. به علت انكار، تأثير رفتار منفي ما هيچگاه مورد توجه و اعتراض قرار نميگيرد، تا هنگامي كه آنقدر فراگير ميگردد كه ما ديگر نميتوانيم آن را ناديده بينگاريم؛ آنگاه است كه ما ته خط هستيم. افراد ممكن است بدون آگاهي از پيامدهاي منفي رفتارهايشان، براي مدت نامعلومي يك عمل را ادامه دهند و اين واقعيت برخلاف بسياري ديگر از مصائب و مشكلات شخصي است. اغلب اوقات، يك فرد تا زماني كه تشخيص ندهد كه رفتارش تحت كنترلش نيست و نيازمند كمك است، براي حل مشكل خود، احساس نياز به كمك نميكند. اين امر (احساس نياز به كمك) معمولاً در موقعي رخ ميدهد كه اثرات منفي اعتياد آنقدر بارز و آشكار شدهاند كه انكار و تكذيب ديگر فايدهاي ندارد. در اين زمان، فرد معتاد ديگر قادر به انكار اعتیاد خود نيست. هر كس بايد چارچوب زماني خودش را كشف كند كه چه زماني و چگونه بايد با اعتيادش مقابله كند. اين امر البته براي خانواده و دوستان فرد معتاد ميتواند بسيار آزاردهنده و مأيوسكننده باشد، چرا كه آنها اغلب از مسأله اعتياد، بسيار قبل از آنكه خود معتاد اعتراف كند، آگاهي داشتهاند. پيامدهاي منفي استفاده از اينترنت، به طور چشمگيري گوناگون و متنوع هستند. من در موارد مختلفي در زمينه اينترنت، مشورت دادهام كه در بسياري از آنها، كاركنان و كارمندان به هنگام استفادههاي شخصي از كامپيوتر محل كار، دستشان رو شده است. اين استفادههاي شخصي ميتواند از ضايع كردن زمان قابل توجهي از كار شركت، تا دانلود كردن فايلهاي غيراخلاقي بر روي كامپيوتر محل كار، متفاوت باشد. در برخي موارد، برخي كاركنان با نمايش دادن مطالب و محتويات غيراخلاقي براي همكاران خود (برخلاف خواست آنان)، آنان را مورد آزار و اذيت جنسي (حتي به صورت تصادفي!) قرار دادهاند. حتي در برخي موارد با سوءمديريت مديراني روبرو هستيم كه (حتي به طور ندانسته) اين امكان را براي كارمندانشان فراهم كردهاند تا با استفاده از شبكه محل كار، ايميلهايي براي ديگران بفرستند كه براي آنها ناخوشايند باشد.
من همچنين موارد بيشماري از زوجهايي را ديدهام كه به علت استفادههاي نامناسب از اينترنت دچار مشكلات شديد زناشويي شدهاند و برخي از اين موارد، حتي به تحقيقات در زمينه حضانت از كودكان آنها نيز انجاميده است.
هر روز من ماجراهايي را از افرادي كه به علت استفاده بيش از حد و نامناسب از اينترنت دچار دردسر شدهاند، ميشنوم يا دريافت ميكنم. اين استفادههاي نامناسب ميتواند، بيش از حد مقرر استفاده كردن از شبكه باشد، يا موارد عشقها و دوستيهاي اينترنتي و يا اين كه مصرف كردن بيش از اندازهي پول در راه قماربازيهاي آنلاين، بورس بازي، خريد و يا حراج باشد. من ميترسم كه با گسترش اينترنت باند پهن، سطح كنوني رشد 6 درصدي اعتياد كاربران اينترنت به آن، افزايش يابد، اما واقعيت اين است كه اين افزايش محتمل به نظر ميرسد، چرا كه هرچه قدر حالت جذب مادهي مخدر سريعتر شود، پتانسيل اعتيادي آن هم بيشتر ميگردد. اينترنت باند پهن، تأثيرات رواني را تسريع ميبخشد. اين امر ميتواند به تجارب اعتيادي بيشتري منجر گردد.
عده كمي، به جز آنها كه تا به حال مشكلي از بابت اينترنت داشتهاند، ميتوانند قدرت و جذابيت آنلاين بودن را تشخيص دهند. البته اين، به طور سريعي در حال تغيير است. هر چند كه اين امر شايع نيست، اما من شك ندارم كه ميليونها نفر در سراسر جهان به علت استفادهي سرسامآور از اينترنت، تأثيرات منفي آن را در زندگيشان تجربه كرده و ميكنند و من همچنين معتقدم كه شمار اين افراد به رشد خود ادامه خواهد داد. شناسايي هر دو جنبهي روشن و تاريك اينترنت، ما را قادر خواهد ساخت، تا به جاي اين كه در دام تكنولوژي بيفتيم، از آن استفادهي بهينه نماييم.