باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 159 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
شير مادران مدرن!
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


جدای از جايگاه و اهميت شير مادر در فرهنگ ها و اديان، جوامع مختلف علمی نيز از جمله برجسته ترين مدافعين اين موهبت خداوندی هستند؛ اما زندگی بشر مدرن سبب شده است تا اين پاک ترين و سالم ترين غذای نوزادان نسل بشر نيز از آسيب ها و آلودگی های زندگی صنعتی مدرن مصون نماند. آنچه در پی می آيد، مقاله ای است که توسط يک مادر آمريکايي نوشته شده است؛ مادری که انتشار گزارش ها و تحقيق های علمی وی را نگران فرزندان خود ساخت و او را بر آن داشت تا شير خود را به آزمايش بگذارد.

 
   ● نويسنده: فلورنس - ويليامز

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1384 - شماره 21

 
 

در صورتی که بخواهيم اجزای سازنده شير مادر را معرفی کنيم، با چنين فهرستی روبرو خواهيم شد: چهار درصد چربی، ويتامين های A ، C ، E و K، لاکتوز، مواد معدنی ضروری، هورمون رشد، پروتئين، آنزيم و پادتن. شير يک مادر سالم، حاوی صد در صد چيزهايي است که يک کودک برای زنده ماندن بدان ها نيازمند است. چنين شيری، حتی حاوی نوعی وسيله دفاعی است که در سال های بعد کودک را در مقابل بيماری هايي چون ديابت و سرطان مصون می دارد. شير مادر، کودک را در برابر ميکروب ها مقاوم می نمايد و به تقويت رشد مغز و تبديل آن به کودکی باهوش تر نسبت به همتايانش که از شير مادر استفاده نکرده اند، می انجامد. چنين کودکانی به عفونت های کمتر، بستری کمتر در بيمارستان و نيز کمتر شدن سندرم ناگهانی مرگ کودک روبرو می شوند. برای مادر نيز شير دادن طبيعی، از فشارهای روحی و سرطان های تخمدان و پستان می کاهد.

فهرست ديگری را که حداقل محصول آزمايش شير تعداد زيادی از زنان امروزی می باشد و يقيناً هم به هيچ وجه اشتها آور نيست با هم بخوانيم: ددت (يا همان آفت کش ممنوعه و به شدت مقاومی که بيشتر شهرتش به واسطه نابودی نسل عقاب های سر سفيد آمريکايي است)، پی سی بی ، ديوکسين، پرکلرات، جيوه، سرب، بنزن و آرسنيک. امروزه، زمانی که فرزندان خود را شير می دهيم، علاوه بر اجزای سازنده شير يعنی چربی، قند، پروتئين و ... که سيستم ايمنی کودک و نيز سوخت و ساز و فعاليت های مغزی کودک را هدايت می کند، متأسفانه تا حدودی نيز آن ها را با موادی چون حلال ها، شوينده ها، نگهدارنده ها، بو زداهای توالت، مواد آرايشی، محصولات جانبی بنزين، انگل کش ها و قارچ کش ها آشنا می سازيم.

از آنجا که شير مادر حاوی پروتئين و چربی بالاست، از اين رو فلزات سنگين و مواد سمی ديگر را نيز جذب می کند و کليه مواد شيميايي محيط زندگی از جمله سوسک کش ها، مواد نگهدارنده در کرم دست و صورت، کروم خارج شده از دودکش منازل و ... را جذب خود می­سازد. آزمايش ها حکايت از آن دارد که در شير مادرهای امروزی، اکثر اين گونه مواد شيميايي وجود دارد.

آزمايش های انجام شده بر روی دختر يک ساله ام، بيانگر آن است که برخی از اين مواد شيميايي تا ساليان سال، تا آنجا که حتی آن را به فرزندان خود منتقل سازد، در بدن او باقی خواهد ماند. به عنوان نمونه، PCB می تواند برای چند دهه در بافت بدن او باقی بماند و حتی ميزان آن به نسبت ميزان آن در بدن من هم بيشتر است که دليل آن نه به خاطر کوچک تر بودن کودک، که به خاطر نوع غذايش يعنی شير است؛ شيری که مواد آلوده اش از غذای مصرفی من بيشتر است.

اساساً، برای يک مادر و کودک، رابطه عاطفی مهم ترين رابطه محسوب می شود. من هم به عنوان يک مادر، سخت بدين موضوع علاقمندم و همچون بسياری از مادران می خواهم بهترين غذای ممکن را به کودکم بدهم. از اين رو، از مصرف الکل و کافئين خودداری می کنم. از غذاهای پر ادويه و توت فرنگی خودداری می نمایم. همچنين از ويتامين ها استفاده می کنم تا کلسيم و آهن مورد نياز کودکم تأمين شود. سيگار هم نمی کشم و در مورد خطرات آفت کش ها و فلزات سنگين هم آگاهم و از اين رو احتياط های لازم را نيز لحاظ می نمايم. از آنجا که در چهار سال گذشته، دو کودک به دنيا آورده و از آن ها پرستاری نموده ام، از اين رو در اين مدت، همواره سعی کرده ام از غذاهای طبيعی و مواد آلی استفاده کنم. حتی محل زندگي ام را شهری آرام و سرسبز در کوه های راکی يعنی خيلی دورتر از بزرگراه های آلوده شهر های بزرگ انتخاب نموده ام. اما با اين وجود، باز هم برخی بررسی ها و گزارش ها مرا نگران ساخته است. امروزه اخبار و گزارش های متعددی درباره ميزان آلودگی شير مادران به جيوه وجود دارد که بخشی از آن محصول استفاده از ظروف تفلون و برخی مواد شيميايي کند ساز (1) است و همين مورد دوم است که مرا سخت نگران ساخته است؛ چرا که حتی با وجود چنين موادی در عرصه طبيعت، پاک ترين غذای طبيعت يعنی شير مادر هم آلوده به اين مواد شيميايي است. حال با اين اوصاف، آيا بايد به دنبال غذايي ديگر برای کودکانمان باشيم؟ به دنبال چنين نگرانی ای بود که بر آن شدم تا دريابم که در اين مدت چه مواد سمی ای را به عنوان مادری 37 ساله به پسر و دختر خود منتقل کرده ام.

از همين رو، شير خود را برای آزمايش نوعی ماده کند ساز با عنوان PBDE  که در گزارش های مختلف علمی بيش از مواد ديگر برجسته شده بود و حتی با عنوان PCB جديد يعنی همان ماده شيميايي صنعتی ای که در اواخر دهه هفتاد ممنوع شده بود، به آزمايشگاه فرستادم. مطمئن بودم که به هر حال بايد مقداری از آن در شير من موجود باشد، چرا که آزمايش ها بيانگر آن است که همه حيوانات و انسان ها حاوی اين ماده هستند که البته ميزان آن در شير مادران آمريکايي، نسبت به ديگر زنان جهان، بيشتر است. پس از دو ماه انتظار، اطلاعات بسيار بيشتری در مورد مواد شيميايي مختلف موجود در حول و حوش خود کسب کردم. توجه خود را به هر چيزی معطوف نمودم که حاصل چنين حالتی، تبديل شدنم به نوعی مادر بسيار نگران نسبت به آلودگی های شيميايي بود؛ مادری که ديگر می داند، حتی بالش زير سرش آلوده به مواد شيميايي سمی است.

کنجکاوی اين دوره سبب شد تا مسائل بسياری از زندگی کنونی مان برايم روشن شود. خلاصه اين که ما در جامعه ای آلوده به اين گونه مواد شيميايي به سر می بريم. برای نخستين بار در دهه پنجاه بود که ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم از ماده ای شيميايي به نام «پلی اورتان» در برخی تجهيزات خود استفاده نمود. سپس اين مواد در همه جا به کار گرفته شد و به عنوان يک معجزه صنعتی شناخته شد. موادی ارزان، نرم و انعطاف پذير. ويژگی های اين ماده سبب شد تا همه چيز پيرامونمان به اين ماده آلوده شود. ميز، صندلی، جوراب، لباس، ديوار، سقف، لوازم آشپزخانه و ... و بعد هم گرد و غبار منازل و ورود آن به بدن که حداقل ماه ها و به طور معمول سال ها در بدن باقی خواهد ماند. اين ماده در همه چيز يعنی در گوشت، سوسيس، لبنيات، پس مانده فاضلاب، کودهای شيميايي، ماهي های آب شور و شيرين، پرندگان و حتی کامپيوتر و به عبارتی ديگر در همه چيز و همه جا، حتی در جگر آدمی وارد شده است.

اما در مورد ورود مواد شيميايي به داخل شير مادر و شناسايي اين موضوع، بايد به سال 1951 يعنی نخستين باری که مواد سمی آفت کش در شير مادران سياه پوست آمريکايي ای که مورد آزمايش ددت قرار گرفتند ديده شد، بازگرديم. بعد از آن، در سال 1966 ، يک محقق سوئدی پس از آن که دريافت، چنين ماده ای در بافت يک عقاب مرده وجود دارد، تصميم گرفت شير همسرش را مورد آزمايش PCB قرار دهد. پنج سال بعد از اين آزمايش، سوئد اين ماده را ممنوع اعلام کرد و بعد از آن بود که ايالات متحده استفاده از اين ماده را قدغن نمود. اما با اين وجود، به واسطه گستردگی دامنه مصرف و مقاومت اين ماده، هنوز هم در مادرانی که حتی بعد از سال 1978 به دنيا آمده اند، اين ماده وجود دارد. حتی بررسی محققين مبين آن است که مادرانی که در هلند و قطب شمال زندگی می کنند، آلودگی شان به اين ماده بيش از ديگران است که خود می تواند نتيجه آلودگی ماهی ها و آبزيان اين مناطق به اين ماده باشد. نتيجه چنين آلودگی ای در مادران اين مناطق، تولد کودکانی با توانايي يادگيری پايين تر، هوش کمتر و مقاومت پايين تر در برابر عفونت ها بوده است و حتی برخی از اين مشکلات، تا دوران بلوغ هم در کودکان باقی مانده است.

پيام روشن چنين تحقيقاتی آن است که در دنيای امروز ديگر تغذيه با شير مادر آن گونه که تصور می شود، نيست. حتی کودکانی که از شير مادر بهره می برند، در مواردی در معرض آلودگی بيشتر نسبت به همتايان خود هستند، اما اين بدين معنا نيست که از اين شيوه دست برداريم، چرا که باز هم همين شير مادر است که کودک را در برابر برخی آلودگی های شيميايي مصون می دارد.

محققين سوئدی که برای نخستين بار در سال 1981 ، ماده شيميايي PBDE را در بدن اردک ماهی کشف کردند، دريافتند که همانند PCB ، اين ماده در بافت های چربی اين جانور ذخيره شده است. از اين رو، بعدها تصميم گرفتند تا شير مادر را نيز مورد آزمايش اين ماده قرار دهند که نتايج آن جوامع علمی را متحير ساخت. مطالعات آن ها نشان داد که از آغاز دهه هفتاد که اين ماده به صورت تجاری به بازار عرضه شد، تا سال 1998 ، ميزان آن در شير، به ازای هر پنج سال دو برابر شده که هيچ ماده شيميايي ای در بيست و پنج سال اخير چنين سابقه ای نداشته است.

پس از اين موضوع بود که کيم هوپر، يکی از متخصصين آمريکايي در زمينه کنترل مواد شيميايي در کاليفرنيا اعلام کرد: «ابتدا توجهی به اين موضوع نکرديم و تصور می نمودم، که اين مشکل اروپاست؛ اما با آزمايش های پيه دريايي دريافتيم که در عرض ده سال، ميزان آلودگی اين جانور دريايي به اين ماده، افزايش صد برابری داشته است. سپس هنگامی که دانشمندان اروپايي آزمايش های زنان آمريکايي را مشاهده نمودند، ابتدا تصور کردند که اشتباهی در آزمايش ها رخ داده است، چرا که ميزان آلودگی آن ها به اين ماده، به طور متوسط ده تا صد برابر زنان اروپايي بود.

تا کنون اطلاعات اندکی در مورد تأثيرات بهداشتی اين ماده بر روی انسان ها منتشر شده است. چرا که انجام اين آزمايش ها بر روی انسان با مشکلات و موانعی همراه بوده و از اين رو، عمده آزمايش ها بر روی حيوانات آزمايشگاهی صورت گرفته است. به عنوان نمونه، در مورد موش های صحرايي، قرار گرفتن آن ها در معرض PBDE سبب شده که رشد مغزی و نيز غده تيروئيد و ديگر غدد درون ريزشان با اختلالاتی همراه شود.

اکربرگمن، رئيس بخش شيمی زيست محيطی دانشگاه استکهلم که يافته هايش در ممنوعيت

PBDE  در اروپا بسيار سودمند بود، در اين باره گفت: «اميدوارم که هيچ گاه توانايي بيان تأتيرات اين ماده بر روی انسان را نداشته باشم که اگر بدان بپردازيم، يقيناً يأس همه ما را فرا مي گيرد.»

آمريکا در سال 1976 يعنی زمانی که کنگره ممنوعيت PCB را اعلام نمود، مصوبه ای را تصويب کرد که بر اساس آن به دفتر حفاظت محيط زيست اين کشور اين اجازه را می داد تا مواد شيميايي جديد را تأييد نمايد. تقريباً 58 هزار ماده شيميايي، بدون هيچ گونه تحقيقی در مورد ماهيت، تأثير و پيامدهای آن، به تأييد اين دفتر رسيد که از آن جمله می توان به PDBE اشاره نمود. امروزه نيز نسبت به دو هزار ماده شيميايي جديدی که همه ساله به بازار عرضه می شود، اين دفتر رفتاری بسيار منفعلانه دارد. اگرچه بر اساس قانون، توليد کنندگان ملزم به ارائه هر گونه اطلاعات درباره سلامت و ايمنی اين مواد شيميايي هستند، اما از کل مواد شيميايي ای که هم اکنون توسط کودکان و خانواده های آمريکايي مصرف می شود، تنها 25 درصد دارای اطلاعات لازم هستند. در حدود سی سال گذشته، اين دفتر تنها توليد کنندگان را ملزم به آزمايش بر روی 1500 ماده شيميايي نموده است که ده درصد کل مواد موجود در بازار می باشد. نکته ديگر اين که در اين مدت، تنها تعداد انگشت شماری از اين موارد رد شده اند.

چارلی آئور از دفتر مقابله با آلودگی ها و مواد سمي، در اين باره می گويد: «نمی خواهيم شاهد شکل گيری يک ساختار شيميايي در بافت بدن افراد جامعه باشيم.» وی در مورد PDBE می گويد: «اگرچه نگرانی هايي درباره اين ماده وجود دارد، اما اطلاعات لازم در مورد آن وجود ندارد.» با اين وجود، در سال 2003 ، اين دفتر با بزرگترين توليد کننده اين ماده شيميايي در آمريکا توافق نامه ای امضا نمود که بر اساس آن، توليد دو نمونه از سه نمونه توليدی اين شرکت تا سال 2004 متوقف شد. وی در مورد تأثير اين ماده گفت: «به مرور زمان، آثار اين مواد محو خواهد شد!»

اما سؤال آخر از سوی منِ مادر آن نيست که آستانه خطر اين مواد برای کودکانمان چه ميزان است، بلکه سؤال من آن است که به راستی چرا بايد اين مواد آلوده و البته رايج و فراگير توليد شود؟

 

منبع: www.healthandenergy.com

 

پی نوشت:

1- مواد کند ساز به برخی مواد شيميايي اطلاق می گردد که فعل و انفعالات شيميايي را کند نموده و از مقاومت بالايي برخوردارند.  

 

    298 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سلامت (48)
●   کودکان (108)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/04/1384

تاريخ شمسی نشر:00/00/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب