قفقاز به ناحيه اي در شمال ايران و ترکيه اطلاق مي شود که از درياي خزر تا درياي سياه امتداد دارد و حد شمالي آن را دامنه هاي شمالي رشته کوههاي قفقاز- بزرگ- و دشتهاي کوبان و ترک تشکيل مي دهد. به لحاظ سياسي اصطلاح قفقاز در حال حاضر به ناحيه اي گفته مي شود که کشورهاي آذربايجان ارمنستان و گرجستان در ان واقع شده اند و در حقيقت بخش جنوبي قفقاز را شامل مي شود. ناحيه قفقاز از ديرباز از لحاظ تعدد اقوام و طوايف گوناگون از متنوع ترين مناطق جهان است. همين ويژگي بهمراه وجود کانونهاي اختلاف ارضي در اين منطقه در زمان شوروي همواره درد سرهاي زيادي براي مقامات آن کشور بدنبال داشته و در مقاطعي آنانرا مجبور به اتخاذ سياستهاي مشت آهنين و جابجائي هاي گسترده جمعيتي در اين سرزمين نموده است.
پس از فروپاشي شوروي کانونهاي بحران در اين منطقه به يکباره فعال شده و مناقشاتي نظير بحران قره باغ و درگيري آذربايجان و ارمنستان- درگيريهاي داخلي گرجستان از قبيل مناقشه آبخازيا - مناقشه آجارستان و اوستيا و در داخل روسيه نيز مسائل قفقاز شمالي و حرکتهاي جدائي طالبانه در داخل فدراسيون روسيه که نمونه شاخص آن بحران چچن بوده است را بوجود آورد. وقوع اين بحرانها در شرايطي بود که اين کشورها بتازگي استقلال خود را بدست آورده و با انبوهي از مشکلات اقتصادي و گسستن ييوندهاي گذشته که ميراث از هم پاشيده شدن شوروي بود دست و پنجه نرم مي کردند.
نظر به حساسيت و اهميت اين منطقه کشورهاي گوناگون از جمله همسايگان آن تلاشهاي مختلفي را براي يافتن فرمول مناسب براي تامين امنيت اين منطقه آغاز نمودند. از جمله نظريات مطرح شده در اين زمينه فرمول ۳+۳ شامل سه کشور قفقاز باضافه روسيه ترکيه و ايران و نيز فرمول ۳+۳+۲ شامل سه کشور قفقاز باضافه کشورهاي روسيه ايران و ترکيه بهمراه اروپا و آمريکا بود که در محافل سياسي منطقه مورد توجه بود.
علاوه بر اين اتحاديه اروپا با طراحي برنامه اي تحت عنوان پيمان ثبات قفقاز سعي در ايفاي نقش بيشتر در اين منطقه بود که با توجه به بازيگري ضعيف آن چندان با توفيق زيادي همراه نبوده است.
اخيرا در سفر وزير خارجه ايران به منطقه مجددا موضوع تامين امنيت در اين منطقه با مشارکت همسايگان مورد بحث قرار گرفت واز جمله به فرمول ۳+۳ اشاره گرديد که در محافل سياسي منطقه بازتابهائي را بدنبال داشت. در روسيه برخي از رسانه هاي جمعي با اشاره به تحولات رخ داده در جهان و توجه بيش از حد آمريکا به مسائل اين منطقه چنين برداشت نمودند که ارائه فرمولهاي سنتي در اين منطقه چندان با واقعيت همراه نبوده و حل مسائل اين حوزه در کانون توجهات دو قدرت يعني روسيه و آمريکا قرار گرفته است.
در زمان کمي پس از اين بحثها روياروئي دو کشور روسيه و آمريکا هنگامي آشکار شد که نمايندگان اين دو کشور در امور درياي خزر هر يک به طرح ايده هاي خود براي انتقال انرژي از درياي خزر به مراکز مصرف اشاره نمودند . ويکتور کاليوژني نماينده ويژه روسيه در امور درياي خزر در همايش باکو اعلام نمود که آذربايجان مي تواند گاز صادراتي خود را از مسير بلو- استريم که گاز روسيه را از طريق درياي سياه به ترکيه انتقال مي دهد صادر نمايد. اين پيشنهاد بلافاصله از سوي استيفن مان همتاي آمريکائي وي رد شده و تاکيد گرديد که آمريکا به هيچ وجه با تداوم انحصار روسيه بر شريانهاي انتقال انرژي منطقه موافقت نخواهد کرد. در رويداد ديگري نماينده آمريکا ضمن سفر به تفليس و ملاقات با شوارد نادزه رئيس جمهور گرجستان و مقامات انرژي آن کشور مخالفت خود را با انعقاد قرارداد اخير صدور گاز روسيه به گرجستان و در ادامه به ارمنستان اعلام نمود. وي خاطر نشان ساخت که اين قرارداد تاثير منفي خود را بر طرح طرح انتقال گاز باکو- تفليس - ارضروم برجاي خواهد گذاشت. اين در حالي است که شواردنادزه بلافاصله ضمن مصاحبه با راديو دولتي آن کشور اعلام نمود که اين کشور به هيچ وجه از قرارداد باکو - تفليس - ارضروم عقب نخواهد نشست و به تعهدات خود عمل خواهد کرد ضمن اينکه کشورش علاقمند است همکاري خود با روسيه را نيز ادامه دهد. وي در ادامه خاطر نشان ساخت که اين موضوع با مقامات آمريکائي هماهنگ شده و مشکلي وجود ندارد.
اين رويدادها در شرايطي در منطقه روي مي دهد که روسيه تمامي تلاش خود را بکار مي برد تا کشورهاي مشترک المنافع را بصورت عملي و نه تحت فشارهاي سياسي و بکار گيري ابزارهاي بازدارنده به چارچوب همکاري با خود سوق دهد. طبيعي است در اين زمينه قفقاز جايگاه ويژه اي براي اين کشور برخوردار است و بهمين خاطر روسيه با تک تک کشورهاي اين منطقه وارد فضاي همکاري جديدي شده است که توافقات با ارمنستان آذربايجان و پيشرفت هاي هر چند کند و بطئي با گرجستان در همين راستا مي باشد. آنچه مسلم است عامل اقتصاد در تحولات کنوني قفقاز اهميت بيشتري پيدا مي کند و پيگيري پروژه هائي نظير خطوط انتقال انرژي و يا راه اندازي خطوط راه آهن روسيه به گرجستان و ارمنستان از جمله علائم آن مي باشند. از سوي ديگر آمريکا نيز به اينگونه تحرکات روسيه واقف بوده و درصدد است در روند اقدامات روسيه اخلال بوجود آورده و از همگرائي کشورها با آن ممانعت بعمل آورد. اقدامات اين کشور در منطقه نيز در چارچوب موضوعاتي نظير خطوط انتقال انرژي - اتحاديه گوام و غيره در دست پيگيري ميباشد.