باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 100 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
هسته هاي متفكر و سياست خارجي امريكا
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 12/04/1384

   ● نويسنده: دونالد - آبلسون

مترجم: نعمت الله - مظفرپور

 
 

درآمد مترجم:


شكل گيري هسته هاي متفكر(THINK TANKS) و نحوه تعامل آنها با سياست، سياست خارجي و دفاعي از موضوعات جالب توجه در مطالعه سياست در امريكاست. اساسا به عكس روشنفكران فرانسه، روشنفكران ايالات متحده ارگانيك ترند. يعني تعامل مثبت و غير مستقلانه تري با قدرت دارند.از اين رو نخبگان فكري مستقر در هسته ها به طور متوالي به نهادهاي اجرايي رفته و پس از تخليه فكري و كسب تجربه عملي به هسته ها بر مي گردند و اين گردش ادامه دارد. آنها گاه در مقابل سازمانهاي دولتي ايستادگي كرده و مسير لوايح را به نفع آن چيزي كه منافع ملي نام دارد، تغيير مي دهند. گسترش هسته هاي متفكر ريشه در ماهيت و پيچيدگي جامعه سياسي امريكا دارد. هسته ها از زماني پديدار شده اند كه سياست خارجي و دفاعي با شكل گيري تقسيم كار، حجم و عمق بيشتري پيدا كرده است.


گرچه هسته ها امروزه به پديده اي جهاني تبديل شده اند، هسته هاي امريكايي به دليل توان مشاركت مستقيم و غير مستقيم درسياست و تعامل سياستمداران به كسب راهنمايي از آنها از همتايان خود در ساير كشورها متمايز هستند. امريكن اينترپرايز اكنون محل آمد و شد سردمداران سياست خارجي است.


نكته مهم در اينجا و با عطف توجه به جنبش نرم افزاري مدنظر رهبران انقلاب اسلامي اين است كه هسته ها خروج اپدئولوژيك از امريكانيسم ندارند، گرچه در درون ايدئولوژي، بي طرف، مستقل و پژوهش محورند. لذا هسته هاي مطالعاتي ما هم نمي توانند خروج ايدئولوژيك داشته و پروژه هاي سياسي عليه حكومت اسالمي اجرا كنند و اين امري عقلي است.طراحي مدنيت اعم از ديني و سكولار، نياز مبرم به مراكز مطالعاتي مستقل و ناقد دارند. در اينجا برگردان مقاله اي كه رويكردي تاريخي به اين مساله در امريكا دارد و توسط «دونالد آبلسون» نگاشته شده است، تقديم مي گردد.


 


هنگامي كه وقايع تاسف بار 11 سپتامبر 2001 رخ داد، مجموعه روزنامه نگاران و مقامات اجرايي در ايالات متحده تلاش كردند تا متخصصين سياسي را بيابند كه به دو پرسش جنجالي پاسخ گويند: چرا بزرگترين سمبل اقتصادي و نظامي امريكا – مركز تجارت جهاني و پنتاگون – مورد حمله قرار گرفتند؟ چه كسي مسئول تنظيم و ترتيب اين اقدام زشت و بي رحمانه است؟


براي پاسخ به اين پرسش ها، روزنامه نگاران، صاحب نظران هسته ها را مخاطب قرار داده و ترغيب به كار كردند. پژوهش عجولانه آنها به زودي جواب داد. حتي قبل از شوك روزنامه نگاران، صاحب نظران و تحليل گران هسته هاي متفكر مربوط به سياست خارجي و دفاعي در شبكه هاي مختلف تلويزيوني ظاهر شده و به تبادل نظر پرداختند. هفته ها و ماهها بعد از واقعه، ظهور صاحب نظران هسته ها در مطبوعات به خاظر واقعه ملتهب 11 سپتامبر براي صاحب نظراني كه نقش فعال در فرايند سياستگزاري داشته اند، اصلا عجيب نبود. از آنجايي كه هسته ها در پرورش، تنظيم و انتقال ايده ها و افكار سياستمداران و مردم سهيم هستند، به سختي ممكن بود اين فرصت را از دست داده و درباره اسف بار ترين روزهاي تاريخ معاصر امريكا، اظهار نظر نكنند. حصول دستيابي به رسانه ها فقط يكي از استراتژي هاي متعددي است كه هسته ها براي شكل دهي افكار عمومي و سياست ملي بدان تكيه مي كنند. هدف من توصيه فعاليتهاي هسته ها در امريكا و مطالعه سطح تاثيرگذاري و عدم تاثيرگذاري اين نهادهانيست بلكه تطور و گسترش هسته هاي امريكايي را بررسي خواهم كرد.


من سعي دارم استراتژيهاي متعدي كه آنها براي تاثيرگذاري بر تصميم گيري در سياست خارجي به كار مي گيرند را روشن سازم. يعنوان نتيجه روشن خواهم ساخت كه چرا هسته ها در امريكا جلوه اي منسجم در چشم انداز سياسي امريكا دارند. ديگر اينكه چرا سياستگزاران كنگره، دولت و بوروكراسي وسيع فدرال اغلب جهت دريافت راهنمايي به آنها متوسل مي شوند.


 


تاريخ مختصر هسته هاي متفكر امريكايي:


انديشمنداني كه رشد و توسعه هسته هاي امريكايي را مورد مطالعه قرار داده اند، عموما توافق دارند كه ماهيت متكثر سيستم سياسي با فقدان ديسپلين حزبي مشخص و دقيق و سرمايه و بودجه هايي برپايه بشر دوستانه موجب پراكندگي و تكثير هسته ها در ربع آخر قرن بيستم شده است. متاسفانه بر سر اين موضوع توافق نيست كه اولين هسته در ايالات متحده امريكا چه زماني بوجود آمد و اساسا چه كسي اين چنين اركاني را بوجود آورد. نتيجه اينكه صاحب نظران به جاي اينكه چيستي هسته ها را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند، كار خود را منحصر به تعيين و تعريف امواج و مقاطع رشد و بالندگي هسته ها كرده اند.


به هرحال من در اين مقاله، هسته را به عنوان اركاني غير انتفاعي، بي طرفانه(نه غير ايدئولوژيك) و پژوهش محور در نظر مي گيرم كه اهداف اوليه آنها تاثيرگذاري بر افكار عمومي و سياست ملي است.


سه ملاحظه و نقطه نظر اساسي بايد مدنظر قرار گيرد. نخست اينكه گرچه اصطلاح هسته هاي متفكر اساسا در طول جنگ جهاني دوم در امريكا به كار رفت و ناظر بر محيط ها و مكانهاي امنيتي بود كه دانشمندان امور دفاعي و طراحان نظامي درباره مسايل استراتژيك بحث مي كردند. اما كاربرد خاص و محدود آن درباره 2000 سازمان امريكايي است كه مشغول تحليل سياست هستند. همچنين اصطلاح هسته ها ناظر بر 2500 نهاد مشابه نهادهاي امريكايي در سراسر جهان است. اين اصطلاح ممكن است موسسه و سازماني مانند «راند»، يكي از نهادهاي تحقيقاتي سياسي و دفاعي را به خاطر آورد كه داراي بيش از 1000 ميليون دلار است. يا ممكن است براي توضيف يك مكان مطالعاتي كوچك مانند«موسسه واشنگتن براي مطالعات سياسي» به كار رود كه داراي 12 كارمند و بودجه اي در حدود 1 تا 2 ميليون دلار است.


در وقايع نگاري هسته هاي امريكايي به ويژه آنهايي كه مربوط به مطالعه سياست خارجي هستند، درك اين نكته لازم است كه تنوع و تكثر عمده اي در جامعه هسته ها يافت مي شود. همچنين لازم است در نظر داشته باشيم كه هسته ها همگي تمايل دارند كه افكار عمومي و ترجيحات سياسي و گزينه هاي تصميم گيري را شكل دهند. نحوه تاثيرگذاري آنها بر سياست بستگي به حيطه كاري، اولويت و منابع و پشتوانه هاي آن دارد.


 


نسل اول: هسته ها به مثابه نهادها و موسسات تحقيقاتي سياست:


اولين موج بزرگ هسته هاي سياست خارجي در امريكا در آغاز دهه 1910 ظاهر شده اند. به طور كلي آنها به تبع تمايلات شخصيت هاي انسان دوست و روشنفكران شكل گرفتند. اين موسسات براي گرد هم آمدن صاحب نظران و رهبران از بخش هاي خصوصي و دولتي جهت مطالعه و بررسي موضوعات جهان تشكيل شدند. سه موسسه در دهه هاي آغازين قرن بيستم شكل گرفتند: 1. بنياد كارنگي براي صلح بين الملل(1910) كه توسط آقاي اندرو كارنگي، سلطان فولاد تاسيس شد. 2. موسسه مطالعات جنگ، انقلاب و صلح هوود(1919) كه توسط رئيس جمهور اسبق آقاي هربرت هوور تاسيس شد. 3. شوراي روابط خارجي (1911) كه حيات آن از يك كلوپ شبانه كه به صورت ماهانه تشكيل مي شد، شروع به كار كرد و به يكي از موسسات برجسته امور خارجي در دنيا تبديل شد. يك هسته ديگر يعني موسسه تحقيقاتي دولت (1916) بعدها با تركيب با دو موسسه ديگر يعني موسسه واشنگتن و موسسه برجسته امريكايي براي تحقيق در سياست عمومي، موسسه بروكينگز را شكل دادند. بروكينگز يك موسسه معتبر و محافظه كار است كه توجه ويژه اي به موضوعات سياست خارجي دارد.


 


نسل دوم: ظهور مقاطعه كاران دولتي


متعاقب جنگ جهاني دوم، توسل به راهنمايي ها و نظرات مستقل پيرامون سياست خارجي براي سياستگزاران امريكايي، بيش از گذشته جنجال برانگيز شد. جهت مواجهه با مسئوليت هاي سنگين قدرت هژمون(امريكا) در جهان دو قطبي، تصميم گيران واشنگتن خواستار دريافت ديدگاهها و مهارت هاي هسته ها شدند تا امكان سياست امنيت ملي منسجم و مشخص فراهم آيد. در سال 1948 سياستگزاران امريكايي به هسته ها مراجعه كردند. شركت راند در مي 1948 جهت ارتقا و حفاظت از علايق امنيتي امريكا در عصر اتم شكل گرفت. راند با نسل جديد هسته ها، مقاطعه كاران دولتي، به وجود آمد. يعني موسسات پژوهشي سياسي كه عمدتا توسط آژانس ها و مراكز دولتي ظاهر شدند و تحقيقاتشان مسايل و دغدغه هاي خاص سياستگزاران را مخاطب قرار داده و بررسي مي كرد. راند، سالهاي بعد الهام بخش مقاطعه كاران دولتي متعددي از قبيل موسسه هادسون (1961) و موسسه شهري (urban) گرديد.


 


نسل سوم: ظهور هسته هاي متفكر حمايتي:


هيچ نوع از هسته ها در طول سه دهه اخير به اندازه هسته هاي حمايتي مورد توجه رسانه ها قرار نگرفته اند. ايجاد ارتباط بين تحقيقات پيرامون سياست با تكنيك ها و روش هاي تجاوز گرانه دولت و سرمايه داران، كاركرد مشترك آنها با خيلي از گروههاي ذينفع است. اما هسته هاي حمايتي اساسا ماهيت و نقش جامعه هسته ها را متحول كرده اند. به عكس هسته هاي آغازين قرن بيستم كه به درگيري و آلوده شدن با تنش ها و منازعات سياسي بي ميل نبودند، هسته هاي حمايتي از جمله csis(1962)، بنياد هرتيج (1962) و موسسه كاتو (1977) از فرصت تاثيرگذاري بر جهت گيري و محتواي سياست خارجي استقبال كردند. وقتي دنياي هسته ها بيشتر رقابتي گرديد، خيلي از آنها درصدد برآمدند اهميت جلب توجه افكار عمومي و سياستمداران به خود را بيشتر مورد توجه قرار دهند.


 


نسل چهارم: هسته ي به ارث مانده از شخصيت ها:


جديد ترين نوع هسته ها كه در مجموعه سياستگزاري خارجي ظهور پيدا كرده اند، چيزي است كه ما از آن به موسسات «ارث بنياد» (Legacy based) تعبير مي كنيم. هسته هاي ارث بنياد شامل مركز كارتر در آتلانتا و واشنگتن و «مركز صلح و آزادي نيكسون» مي شود كه توسط روساي جمهوري سابق به وجود آمدند و به عنوان ميراثي براي حوزه سياست داخلي و خارجي ماندگار شدند.


اين موسسات كتب و مقالات زيادي منتشر كرده و كارگاههاي آموزشي تشكيل دادند. آنها بدين طريق تحقيقات زيادي را در حوزه هاي متعدد سياست هدايت مي كنند.


 


استفاده از نفوذ: استراتژي هاي هسته هاي متفكر امريكا


هسته ها مشغول توسعه و ارتقاي اين ايده ها و انديشه ها هستند و مانند شركت هاي خصوصي، منابع قابل ملاحظه اي را به انتقال توليدات خود اختصاص مي دهند. آنها بر خلاف شركت ها موفقيت خود را با معيار سود ارزيابي نمي كنند. به عنوان سازمانهاي غير انتفاعي به ثبت رسيده اند، بلكه توفيق خويش را با مقدار تاثير گذاري شان در شكل دهي سياست عمومي و افكار عمومي اندازه مي گيرند.


با اين نگاه، هسته ها به گروههاي ذينفع و فشار مي مانند كه با سازمانهاي غير دولتي ديگر براي قدرت و پرستيژ سياسي رقابت مي كنند. علي رغم تفاوت هاي قابل ذكر بين هسته ها و گروههاي ذينفع، ويژگيهاي مشترك بارزي بين آنها وجود دارد. هسته ها از لحاظ اندازه، وضعيت اداري و منابع سازماني تفاوت هاي عمده اي با يكديگر دارند اما براي تاثيرگذاري در سياست عمدتا هم به كانال هاي خصوصي و هم كانال هاي عمومي متوسل مي شوند. از 200 هسته در امريكا قريب به 25 درصد، مستقل و آزاد هستند. اكثريت عمده اي نيز وابسته به دانشگاه هستند.


در عرصه مردمي، هسته ها به استراتژيهايي متوسل مي شوند كه ديدگاهشان را به سياستمداران ومردم منتقل كنند. آنها اين هدف را از طريق برگزاري كنفرانس هاي عمومي و سيمنارها دنبال مي كنند و مسايل متعدد سياست خارجي را مورد بررسي قرار مي دهند. هسته ها:


1. صاحب نظران دانشگاهي را براي ارايه سخنراني در دانشگاهها و كلوب ها تشويق مي كنند.


2. كميته هاي قانونگذاري را مورد نظارت قرار مي دهند.


3. نظرات خود را از طريق چاپ و رسانه هاي الكترونيكي گسترش مي دهند.


4. تحقيقاتشان را منتشر كرده اند.


5. سياست هايي در اينترنت راه اندازي مي كنند.


 


از بعد شخصي و خصوصي، متخصصين هسته ها در سياست خارجي از طرق مختلف در پي سهيم شدن در سياست خارجي هستند:


1. گرفتن مقام وزارت


2. مقامات پايين و ساير جايگاهها در دولت فدرال


3. خدمت با عنوان مشاورين انتخابات رياست جمهوري، عضويت در تيم هاي انتقال قدرت و دادن مشورت به اعضاي كنگره و روساي جمهور


4. دعوت سياستمداران برجسته از وزارت دفاع، خارجه، شوراي امنيت ملي، سيا و جاهاي ديگر براي شركت در كارهاي آموزشي و سمنيارها


5. آماده كردن و توجيه سياستگزاران كنگره، قوه مجريه و دولت فدرال با ارايه آگاهيهاي سياسي و مطالعات و تحقيقات پيرامون موضوعات مربوط به سياست خارجي.


 


ارزيابي تاثيرات هسته هاي متفكر بر سياست: آيا هسته هاي امريكايي موثر هستند؟


تا كنون پژوهشگران و روزنامه نگاران پذيرفته اند كه هسته ها منحصرا پديده اي امريكايي هستند و ديگر اينكه آنهايي كه در واشنگتن و حومه واقع شده اند، داراي تاثير و نفوذ خاصي هستند. هر دو مفروض بايد لحاظ و بررسي گردد. اول اينكه گرچه ايالات متحده، محمل خيلي از برجسته ترين هسته هاي متفكر جهان است اما هسته هاي متعددي در خيلي از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه پديدار شده اند. در كانادا، بريتانيا، آلمان، استراليا و خيلي از كشورهاي اروپاي غربي، آسيا، خاورميانه و آفريقا، هسته هاي زيادي ظهور يافته اند. هسته هايي كه بر پايه اراده بنيادهاي بشر دوستانه، شركت ها و سازمانهاي بين المللي مانند بانك جهاني و احزاب سياسي بوجود آمده اند، گسترش جهاني دارند. چيزي كه هسته ها را در امريكا متمايز مي كند – علاوه بر تعداد آنها – سطح و مقدار تاثيرگذاري آنها در فرايند سياست پردازي است.


به طور خلاصه قوي بودن منابع مالي نيست كه آنها را از همتايانشان در ساير كشورها متمايز مي كند بلكه توان هسته هاي امريكا در مشاركت مستقيم و غير مستقيم در سياستگزاري و تمايل سياستمداران براي رجوع به آنان جهت دريافت مشاوره و راهنمايي است. بدين دليل محققين به اين نتيجه مي رسند كه آنها بيشترين تاثير را بر شكل گيري سياست عمومي دارند. متاسفانه محققين كمي به موضوع نحوه حصوصل نفوذ و تاثيرگذاري بر سياست و موانع متعددي كه مانع ارزيابي و اندازه گيري نفوذ هسته ها مي شوند؛ توجه دارند. اما مهم اين است كه بپذيريم هسته ها در مراحل مختلف سياستگزاري از نفوذ بالايي برخوردارند.


در حالي كه بعضي هسته ها مثل ›امريكن اينترپراير» و «بنياد هرتيج» در كمك به مشي دعواهاي سياسي خاص مانند دعوا پيرامون دفاع موشكي موثرند، برخي ديگر مانند راند سياستگزاران را بيشتر در ارزيابي و محاسبه هزينه ها و منافع تكنولوژي نظامي ياري مي دهند. وقتي تعداد هسته ها در ايالات متحده و جامعه بين الملل رشد مي كنند، به اين نتيجه مي رسيم كه نفوذ و تاثيرگذاري آنها فزاينده است. قبل از اين نتيجه گيري پژوهشگران و روزنامه نگاران به بذل توجه ويژه اي به چگونگي و تاثيرگذاري هسته ها بر دعواها و مجادلات سياست خارجي و توجه ويژه سياستگزاران بخش هاي مختلف دولتي و وزارتخانه ها به راهنمايي و نظرات هسته ها نيازمند هستند.


هسته هاي متفكر به عنوان بازيگري معين و مهم در جامعه سياسي و سياستگزاري بوده اند. اين حقيقت كه آنها در حد زيادي گسترش يافته اند، بيشتر گوياي فرهنگ، جامعه و سياست ايالات متحده است تا سطح و مقدار تاثيرگذاري سازمانهايي خاص بر محيط سياستگزاري و تصميمات خاص سياسي. شكي نيست كه هسته ها كمك شاياني به سياست داخي و خارجي امريكا كرده و مي كنند. مسايل مورد بحث و مجادله محققين، مقدار و چگونگي تاثيرگذاري هسته هاست و بر اصل مساله، توافق وجود دارد.


پاسخ به اين سوالات و سوالات ديگر نيازمند راه انداختن باب بحثي ديگر درباره نقش و كاركرد اين سازمانها و جايگاه آنها در فرايند سياستگزاري خارجي امريكاست.

 

    633 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   سیاست خارجی آمریکا 
●   كانون انديشه 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:12/04/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب