تلاش واشنگتن در بزرگنمايي تهديد كره شمالي براي جهانيان ، توجيه مناسبي براي استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكاست. در مقابل كوششهاي كه شمالي نيز در غنيسازي اورانيوم به منظور توليد سلاحهاي هستهاي ممكن است تلاش براي عقيم گذاشتن استراتژي آمريكا باشد.
با تداوم بحران بر سرمايه هستهاي كره شمالي، مقامات آمريكا بجاي، برخورد نظامي با پيونگيانگ سياست مهار از طريق اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي را جهت وادار نمودن اين كشور به توقف برنامههاي هستهاياش اتخاذ نمودهاند.
از يك طرف كرهشمالي در آرزوي تحكيم و ثبات اقتصادي خود است اما نهادهاي مالي بين المللي كه تحت نظر آمريكا عمل ميكنند اجازه همكاري با كرهشمالي را ندارند و بنابه گفته مقامات آمريكا، تازمانيكه كرهشمالي به برنامههاي هستهاي خود ادامه دهد، تحريمهاي اقتصادي نيز عليه كرهشمالي ادامه خواهد داشت و از اين جهت كرهشمالي در انزواست. از طرف ديگر كرهشمالي اميدوار بود كه براساس قرار داد 1994 و تعهدات آمريكا، دولت آمريكا موانع تجاري و اقتصادي كرهشمالي را دفع كند و دو راكتور آب سبك 100 مگاواتي را تا سال 2003 تأسيس كند، هدف آمريكا از انعقاد اين قرار داد كاهش احتمال دستيابي كرهشمالي به بمبهاي هستهاي از طريق تبديل زبالههاي هستهاي بوده و احداث راكتورهاي آب سبك ( R.W.T ) در مراحل بعدي تعهدات توافق شده ميان آمريكا و كرهشمالي قرار داشت. در حال حاضر اگر هيچ مانعي براي كرهشمالي ايجاد نشود، به نظر ميرسد كه اولين راكتور تا سال 2008 تكميل شود. در حاليكه براساس توافق 1994 قرار بود دو راكتور تا سال 2003 ايجاد شود، به تأخير انداختن اين وضعيت محركي شد براي كرهشمالي تا در اجراي اين هدف متهورانه عمل كند. اولين پيامد اين تأخير اقدام كرهشمالي در آزمايش موشك « تيبودونگ » بود به دنبال اين " كالين پاول " وزير امور خارجه ايالات متحده در سال 2002 طي سخنراني اظهار داشت: « كرهشمالي در حال دور شدن از مواد توافقنامه است» پس از اين به دنبال اعتراض كرهشمالي به غنيسازي اورانيوم كه ممكن است تلاش پيونگيانگ در جهت تسريع تبديل راكتورهاي آب سبك باشد، آمريكا اتهام محور شرارت را به كرهشمالي منتسب كرد و بنابه گفته بعضي تحليلگران اين حركت احتمالي اقدام نظامي آمريكا عليه كرهشمالي را توجيه كرد.
لذا اگر آمريكا به تعهدات خود، مبنيبر انعقاد قرار داد مناسب، گسترش همكاريها و دستيابي كرهشمالي به نهادهاي بينالمللي پايبند باشد، كرهشمالي ممكن است از اقدامات اخير خود در خصوص توليد بمب اتمي چشم پوشي كند.
اين در حالي است كه سياست خارجي ايالات متحده ممكن است هيچ تمايلي به خروج كرهشمالي از فهرست كشورهاي تهديد كننده نداشته باشد. اكنون از چند ديدگاه بزرگنماين واشنگتن در تهديد كرهشمالي را مورد بررسي قرار ميدهيم.
ديدگاه اول:
بزرگنمايي واشنگتن در تهديد كرهشمالي به بهانه استقرار و موجه جلوه دادن سيستم دفاع موشكي ( D.M.T ) به منظور خنثي كردن رشد نظامي و قدرت سياسي چين است. اين بدين معني است كه دولت چين با توجه به رشد 7 درصدي اقتصاد خود براي اينكه از نظر قدرت و نفوذ استراتژيك از ژاپن پيشيگيرد تنها به زمان نياز دارد، اين نگرانيها بويژه استقرار نظاميان، حكومت ژاپن را نيز تحت تأثير قرار داده است. علاوه بر اين مقامات آمريكايي نيز نميتوانند تهديد قدرت منطقهاي و منافع اقتصادي خود را از سوي چين تحمل كنند.
بر همين اساس، از زمانيكه آمريكا و ژاپن مايل به ايجاد استقرار سيستم دفاع موشكي جهت خنثي كردن تهديدات پكن شدند، كرهشمالي نيز بنابه دلايلي به ايجاد سيستم دفاع موشكي درمقابل ژاپن مبادرت ورزيد علاوه بر اين سيستم دفاع موشكي متحرك آمريكا قادر به تضعيف تهديدات نظامي و كاهش نفوذ سياسي چين است. چين هم نزديكترين متحد كرهشمالي ات و با نگراني روابط كرهشمالي و آمريكا را دنبال ميكند، زيرا چين از مرزهاي جنوبي كرهشمالي در مقابل نفوذهاي ناخواسته دفاع كرده است اين بدين معني است كه نا استواري كرهشمالي از نظر سياسي، ميتواند عامل حركت نيروهاي آمريكايي منطقه غير نظامي به سمت شمال و تلاش اين كشور براي پر كردن خلاء قدرت ناشي از يك حكومت قدرتمند شود. لذا چنين حركت و اقدامي ميتواند موجبات نبرد ضروري با پكن را فراهم آورد. بنابراين چين در حفظ كرهشمالي داراي منافع سياسي و اقتصادي است.
ديدگاه دوم :
در كنار كرهشمالي و چين، مقاومت كرهجنوبي در مقابل تهديدات آمريكا مطرح است، كرهجنوبي نيز در شبه جزيره كرهداراي منافعي است و در اين كشور آرزوي ايجاد يك ارتباط مستحكم با كرهشمالي در آينده بسيار قومي است. لذا دورنماي روابط وخيم با پيونگيانگ در سئول پذيرفته شده نبوده ولي نگران كننده است. به دنبال خطرات و هزينه زياد جنگ احتمالي، سياست درهاي باز كرهجنوبي ( سياست آفتاب تابان ) اتخاذ شد و اتخاذ اين خط مشيها وس سياستهاي متفاوت يك شكاف سياس عميق ميان كره جنوبي و آمريكا ايجاد خواهد كرد.
ديدگاه سوم: ژاپن از ديگر كشورهايي است كه در كنار كرهشمالي، چين و كرهجنوبي در مقابل اقدامات و تهديدات موضع مرددي را در پيش گرفته است به عبارت ديگر ژاپن بر سر دورارهي قرار گرفته كه آيا از طرح دفاع موشكي آمريكا جهت حمايت و پشتيباني و استقرار نيروهاي سلح در ژاپن حمايت كند و يا متحدان منطقهاي خود مثل كرهجنوبي و چين را با خود همراه سازد و اين ترديد ژاپن به بزرگترين بازار صادرات اين كشور كه آمريكا باشد آسيب رسانده است. در نتيجه دور از تصور است كه آمريكا بخواهد خطر مواجهه نظامي مستقيم عليه كرهشمالي را بپذيرد. بسياري از تحليلگران معتقدند كه آمريكا در منطقه شرق آسيا و شبه جزيره كره عمدتاً مراقب رشد نظامي و نفوذهاي سياسي چين بوده و در كنار آن تمامي فعاليتهاي كره شمالي را به عنوان يك تهديد بالقوه زير نظر دارد. و در نهايت ميتوان چنين بيان كرد كه هشدارها و تهديدات آمريكا عليه كرهشمالي و خروج و عقب نشيني نيروهاي آمريكا از مرز ميان دو كره، تمرين نيروهاي نظامي در كرهجنوبي و مانورهاي نظامي آمريكا در افغانستان و بغداد و نمايش دفاع موشكي جديد، در حقيقت به نوعي حفظ تعادل قواي منطقهاي جهت حفظ منافع مورد علاقه واشنگتن درمنطقه است.