انسان معاصر درگير مسائل زيادي است که براي از ميان بردن يا تخفيف دادن آنها از ابزار مختلفي سود مي جويد. از جمله راهکارهايي که از دوران گذشته براي انسان مطرح بوده ، پناه بردن به قدرت لايزال الهي است.
اين موضوع اکنون به شکل ديگري در ديدگاه هاي روان شناسي و روانپزشکي مورد توجه قرارگرفته است. امروزه مکاتب درماني مختلف ، روان شناسان ، روانپزشکان ، مشاوران و علماي تعليم و تربيت به نحوي از انحائ سعي مي کنند به انسان سرگشته معاصر تفهيم کنند که راه حل مشکلات روحي و رواني را نمي توان در لابلاي دستورهاي انسان ساز و نجات بخش دين و خداشناسي يافت.
رفتار مذهبي يکي از رفتارهاي پيچيده انساني است که کمتر مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است ، به گونهاي که در مجلات روانپزشکي و روان شناسي چاپ شده، درباره پژوهش هاي مذهبي بوده است (لارسون و همکاران ، 1988).
البته بوده اند انديشمندان و پژوهشگراني که به نقش مذهب در سلامت روح و جسم اشاره داشته اند. راش ، جيمز، يونگ ، فرانکل و فروم هر کدام به نوبه خود اهميت رفتارها و اعتقادات مذهبي را يادآور شده اند ؛ اما قسمت عمده روان شناسي نسبت به اين موضوع بي تفاوت بوده و بسادگي از کنار آن گذشته است.
بسياري از فرهنگ ها افزون بر درمان هاي پزشکي کلاسيک ، روشهاي سازمان يافته اي براي مقابله با بيماري هاي بدني و رواني انسان دارند.
در اين طريق همواره ايمان و اعتقاد مذهبي داراي اهميت بوده و درمان مبتني بر ايمان به خداوند به عنوان نيروي فوق طبيعت ، سابقه اي ديرينه ميان پيروان مذاهب گوناگون داشته است.
سيري در متون ادبي و عرفاني ايران نيز نشان مي دهد از ديرباز شاعران و عرفاي ايراني به اين موضوع توجه داشته اند. حافظ، غزلسرا و عارف نامي ، ضعف حکمت را در گشودن معماي زندگي اين گونه بيان مي کند: سخن از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را يا در شاهنامه فردوسي آمده است:
ز دانش نخستين به يزدان گراي که اويست جان تو را رهنماي
تو را دين و دانش رهاند درست در رستگاري ببايدت جست
گرچه درمان بيماري هاي جسمي و رواني در پزشکي امروز مبتني بر استفاده از روشهاي مرسوم پزشکي فيزيکي و شيوه هاي متداول روان درماني است و بيشترين تاکيد بر اين روشها در کتب آموزشي مشاهده مي شود، بررسي هاي بين فرهنگي که به وسيله روان شناسان ، روانپزشکان و مردم شناسان انجام شده است ، نشان مي دهد رابطه ايمان و اعتقاد مذهبي با سلامت جسم و روح نه تنها در جوامع شرقي که در ميان پيروان مذاهب سراسر جهان موضوعي اثبات شده است.
پس مي توان از اين عامل براي بهبود اختلالات رواني و جسماني سود جست. امروزه مي دانيم که بروز بيماري صرفا تحت تاثير عوامل فيزيکي قرار ندارد و جسم و روان هر دو در بروز بيماري موثرند و اين نکته رشد رشته جديدي در روان شناسي ، با عنوان بهداشت رواني را در پي داشته است که هر روزه بر ابعادش افزوده مي شود.
اين رشته کاربردي روان شناسي در سه حوزه پيشگيري ، تشخيص و درمان اختلالات رواني مطرح است. از ميان مفاهيم موجود در بهداشت رواني دو عنوان فشار رواني و شيوه هاي مقابله با آن از اهميت بيشتري برخوردار است که در سالهاي اخير روان شناسان به صورت گسترده اي آنها را مورد تحقيق و پژوهش قرار داده اند.
روان شناسان اين حوزه اصرار زيادي به رابطه ذهن و بدن دارند که پيش از آنها در بحثهاي فلاسفه مطرح بوده است. بشر طي قرنها به اين نتيجه رسيده است که وجود او چيز برتر همان جوهر هستي يا قوه باطني است که حوزه عملش داخل مرزهاي فيزيکي بدن ماست.
رابطه بين جسم و روح را نمي توان به رابطه ساختمان و پايه هاي آن تشبيه کرد، هر چند پايه هاي بنا در زيرزمين نهفته است ، ولي مهمترين و ضروري ترين بخش غيرقابل انفکاک ساختمان و نگهدارنده آن به شمار مي آيد. به همين ترتيب ، روح نيز بخش زيربنايي يک موجود زنده است که جسم بر آن تکيه دارد.
ترديدي نيست که پزشکي نوين پيشرفت هاي زيادي کرده ، سير شتاباني نيز در دستيابي به دقيق ترين روشها براي درمان بيماران دارد. فناوري جديد پزشکي با پيچيده ترين ابزار به کمک پزشکان آمده است.
آخرين روشهاي تشخيصي ، جراحي و طبي از يک سو و شيوه هاي دقيق روان درماني مبتني بر تازه ترين يافته هاي روانشناختي از سوي ديگر براي درمان و کاستن دردهاي جسماني و رواني انسان به کار گرفته مي شود. با اين حال انسان دردمند در چنگال بسياري از بيماري ها اسير مانده و اين پيشرفت ها گره گشاي مشکلات نيست.
از آنجا که بينش و اعتقاد انسان به مذهب و ايمان به اصول الهي در بهبود سير بيماري ، کاستن درد و رنج و افزايش تحمل عوارض بيماري نقش تعيين کننده دارد، به کارگيري اين نيروهاي بالقوه و ارزشمند اهميت دارد.
تاثير اين عامل در پيشگيري از مسائل و مشکلاتي از قبيل خودکشي ، اعتياد به موادمخدر، بزهکاري ، طلاق و افسردگي در تحقيقات زيادي تاييد شده است.
به طور کلي مي توانيم بگوييم که بررسي هاي انجام شده موثر بودن مداخلات مذهبي در کاهش اضطراب و تحمل فشارهاي رواني پس از بهبود را نشان داده اند. رابطه بين مذهبي بودن با کاهش اضطراب و ناراحتي هاي رواني در مطالعات همه گيرشناسي مورد بررسي قرار گرفته و تاييد شده است.
وجود فشارهاي رواني ، امنيت و آرامش فرد را به مخاطره مي اندازد و وجود نداشتن امنيت و آرامش نيز به نوبه خود فشار رواني را تشديد مي کند. اين دور باطل بايد در جايي متوقف شود و آن ايجاد آرامش و برقراري امنيت است.
اعتقاد ديني و مذهبي نيز بر اين موضوع اصرار دارد، يعني امنيت فرد را تضمين کرده ، به وي آرامش ارزاني مي دارد. به يقين افرادي که پيوندي استوار و محکم با پروردگار خويش برقرار کرده اند هرگز در برابر تند باد حوادث آرامش روحي رواني خود را از دست نمي دهند و به مراتب پايين تر تنزل نمي کنند.
در حالي که گروه ديگر با ايمان و اعتقاد ضعيف تر خيلي زود دچار پريشاني و اضطراب مي شوند؛ بنابراين آن زماني که دل از ياد خدا غافل مي شود و خود را در منجلاب امور فاني مي اندازد، مستعدترين زمان براي از ميان رفتن آرامش انسان و ايجاد انواع گوناگون بيماري هاي رواني است.
بايد بگوييم انسان مومن هيچ گاه مضطرب نيست ، چرا که فرد مضطرب انساني است که از حوادث ناگوار آينده بيمناک است ، در حالي که فرد مومن به علت پناه بردن به خداوند و انجام فرايض و عبادات بر مشکلات فائق آمده ، احساس اضطراب ندارد.
سازوکارهاي بازدارنده دين در برابر فشار رواني
به نظر مي رسد دين حداقل با 2 وسيله بازدارنده به مقابله با فشار رواني مي رود:
1-آرام سازي
2-تخليه هيجاني
1-آرام سازي: امروزه از جمله تکنيک هاي درماني براي مشکلات روانشناختي استفاده از تکنيک آرام سازي است. در اين روش فرد بايد تلاش کند به حالتي آرام و عاري از فشار دست يابد.
بدين منظور روشهاي مختلفي ابداع شده است. در يکي از اين روشها که آرامش آموزي نام دارد، فرد ياد مي گيرد که عضلات مختلف خود را منقبض و بعد آرام کند.
به کمک تمرين هاي مداوم ، با اين روش مي توان در مواقع فشارهاي رواني آرامش لازم را به دست آورد و به طريق مناسبي با آن مقابله کرد.
به نظر مي آيد آنچه در لايه زيرين اين روش وجود دارد اندکي خودشناسي است. بدين معني که فرد توجه و تمرکز را به وجود خود معطوف مي کند تا بتواند آن را در اختيار بگيرد و به مقابله با فشار رواني بپردازد؛ اما آنچه در آرام سازي ديني موجود است بسيار ژرف تر و عميق تر از اين گونه آرام سازي هاست.
دين که مربوط به ژرفاست ، قهرا آرام ساز است. البته مسير عادي آن اين گونه است که اولين مفهوم متبلور در واژه آرام ، لطافت آن است. نوعي ملايمت و نرمي که با لطافت ونرمي روح آشناست.
انسان با داشتن اين وجه ، آرام ، مطمئن است و ايمان دارد. ايمان نيز عبارت است از توکل و اعتقاد کامل به خداوند کارساز و اين مقامي است از کمال و معرفت انساني ، زيرا انسان هر اندازه خدا را بشناسد و از قدرت و رحمت و حکمت او بيشتر آگاه شود، وابستگي او به ذات بي همتا زيادتر مي شود.
کسي که به درجاتي از توکل مي رسد هرگز ياس و نوميدي به خود راه نمي دهد. او در برابر مشکلات و حوادث سخت احساس ضعف و زبوني نمي کند و مقاوم است.
همين ايمان و توکل چنان قدرت رواني اي به انسان مي دهد که مي تواند بر سخت ترين مشکلات پيروز شود. بنابراين راه چاره را در امنيت خاطر، اطمينان قلبي و توکل به خدا جستجو مي کنيم.
اين موضوع به درجه ايمان افراد بستگي دارد و خداوند متعال با تاکيد تمام در سوره رعد، آيه 28، مي فرمايد: «دل آرام گيرد با ياد خدا». همين مساله در انديشه بسياري از متفکران معاصر نيز وجود دارد.
آنها معتقدند بسياري از مشکلات انسان معاصر اساسا مربوط به نياز او به دين و ارزشهاي معنوي است. آرنولد توين بي مي گويد: بحراني که اروپاييان در قرن حاضر دچار آن شده اند اساسا به فقر معنوي آنان بر مي گردد.
وي معتقد است : تنها راه درمان اين فروپاشيدگي اخلاقي که غرب از آن رنج مي برد بازگشت به دين است. در همين زمينه است که بنيامين راش ، پدر روانپزشکي امريکا مي گويد: دين آنقدر براي پرورش و سلامت روح آدمي اهميت دارد که هوا براي تنفس.
با اين تفاسير مي توان گفت اصولا ايمان تاثير بسزايي در ايجاد احساس آرامش و امنيت در انسان دارد. 2تخليه هيجاني : يکي از جنبه هاي ارزنده و مهم نهادهاي مذهبي ، وابستگي روحاني شديدي است که پيروان يک مذهب به پايه هاي اصول اعتقادي آن دارند، به طوري که خالصانه و آگاهانه به آن عشق ورزيده ، دستورهاي آن را تعبدا اجرا مي کنند.
يکي از مصاديق اين عشق و اعتقاد خالصانه را مي توان در زيارتگاه ها و قبور ائمه از جمله مشهد مقدس مشاهده کرد.
در اين مکان مقدس همه ساله زايران بسيار زيادي اعم از پير و جوان سر از پا نشناخته و نيازمند، معتقد، خالص ، مملو از هيجانات و احساسات مذهبي ، گرد حرم مطهر تجمع مي کنند و بجز دعاهايي که به صورت گروهي يا فردي خوانده مي شود، اکثر زوار محکم به ضريح چسبيده ، آن را مي بوسند و در آغوش مي کشند و امام را با تمام آرزوها و غم و غصه هاي خود مورد خطاب قرار مي دهند و به ياري مي طلبند.
اثرات رواني برقراري چنين ارتباطي با امام و آزاد شدن هيجاناتي که همراه دعا و نيايش ايجاد مي شود، بوضوح در حالت رواني و رفتاري فرد مومن مشهود است. اثرات رواني چنين عمل مذهبي اي در افراد مختلف متفاوت است.
رهايي رواني پس از اين نوع ارتباط با امام ، موضوعي واقعي است و اين تجربه بيشتر با علاقه ، وفاداري و خلوص نيت فرد ارتباط دارد. بديهي است که از نظر شيعه غير از برداشت هاي فوق ، نکات و اهداف عميق تري نيز در زيارت عتبات متبرکه نهفته است.
منابع :
احمد الهري ، سيدعلي: نقش ايمان و اعتقاد مذهبي در درمان بيماري ها و معرفي 3 مورد، فصلنامه انديشه و رفتار، سال دوم ، شماره 4، بهار 1375، صفحات 12-4.
بلهري ، جعفر: نيروي شفابخش ايمان ، نشريه روان شناسي مرکز روانپزشکي رازي ، شماره 13، سال 1365، صفحات 46-41.
جيمز، ويليام: دين و روان ، ترجمه قائني ، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، تهران1372.
سيف ، علي اکبر: تغيير رفتار و رفتاردرماني ، نظريه ها و روشها، نشر دانا، تهران 1373.
صبوري ، مجتبي: آموزش دين فرآيندي فراگير، از ژرفا و آرام ، سمپوزيوم جايگاه تربيتي در آموزش و پرورش دوره ابتدايي ، معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش ، تهران.1371.
غباري ، باقر: باورهاي مذهبي و اثرات آنها در بهداشت روان ، فصلنامه انديشه و رفتار، سال اول شماره 4، بهار 1374، صفحات55-48.