حسن پیرنیا (مشيرالدوله) (1)، متولد 1251 ش، فرزند ميرزا نصرالله مشيرالدوله. تحصيلات مقدماتي و معمول زمان را به اتفاق برادرش حسين پيرنيا (مؤتمن الملك) تحت مراقبت و نظارت پدر انجام داد و علوم متداول زمان را فرا گرفت. سپس براي ادامة تحصيل عازم روسيه گرديد و در رشتههاي نظام و حقوق فارغالتحصيل شد. بعد مدتي هم در فرانسه به تحصيل اشتغال ورزيد و به خدمت در سفارت ايران در روسيه درآمد و عنوان مستشار سفارت يافت. در 1317 هـ . ق پدرش به وزارت امور خارجه رسيد و او را به تهران احضار و با لقب مشيرالملك به رياست دفتر وزارت امور خارجه و منشي مخصوص خود تعيين نمود. در سفر اول مظفرالدين شاه به اروپا، مترجم زبان روسي شاه بود و در اين مأموريت توانست لياقت و كياست خود را ثابت كند. پس از بازگشت از اروپا، به پيشنهاد پدر و موافقت اتابك صدراعظم، به جاي ميرزا رضاخان ارفع الدوله به وزير مختاري ايران در روسيه تعيين گرديد.
در 1320 هـ . ق در مقام وزير مختاري ايران در روسيه به آن كشور رفت، ولي در مدت توقف خود در تهران كار عمدهاي صورت داد و آن تأسيس مدرسه علوم سياسي بود كه به همت ميرزا نصرالله خان وزير امور خارجه اين كار انجام يافت. و چهار هزار تومان بودجه ساليانه آن از محل معدن فيروزه تأمين گرديد. در سفر دوم مظفرالدين شاه به اروپا، در مسكو اقامت داشت . در اين سفر نيز موجب رضايت شاه و اتابك را فراهم نمود و خدمات وي مورد رضايت و تقدير واقع شد. در 1324 هـ . ق كه زمزمه مشروطيت در ايران بلند بود، به تهران آمد. پدرش مقام صدرات يافته و از طرف پدر و با موافقت شاه، مأمور تدوين نظامنامه مجلس گرديد و از اعضاي برجسته كميسيون بود.
پس از صدور فرمان مشروطيت و برقراري حكومت قانون از كار كنار رفت و متعاقباً وزير افخم و اتابك، عهدهدار نخستوزيري گرديدند. مشيرالسلطنه پس از قتل اتابك، به زمامداري رسيد و براي اولين بار ميرزا حسن خان مشيرالملك به عضويت كابينه دعوت شد. پست وي در كابينه، وزارت عدليه بود. اين كابينه دوام زيادي نداشت و مشيرالسلطنه در 4 آبان 1286 ش جاي خود را به ناصرالملك داد. در آن هنگام ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله پدر مشير الملك درگذشت و محمدعلي شاه چند روز پس از فوت ميرزا نصرالله خان، لقب مشيرالدوله را به پسرش ميرزا حسن خان داد و در كابينه ناصرالملك وزير امور خارجه گرديد. در همان موقع قرارداد 1907 يا تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ به وزارت خارجه ايران ابلاغ يا اعلام گرديد. ناصرالملك نيز درمقابل اختلاف مجلس و شاه دوام نياورد و جاي خود را به نظامالسلطنه مافي داد.
نظام السلطنه در كابينه نخستين خود از مشيرالدوله دعوت ننمود، ولي در دو ترميم كابينه، او را به وزارت امور خارجه برگزيد. در خرداد 1287 در كابينه ميرزا احمد خان مشيرالسلطنه وزارت علوم و اوقاف به وي سپرده شد و درترميم همان كابينه همچنان وزير علوم و اوقاف بود. در ارديبهشت 1288 در كابينه ناصرالملك كه با سرپرستي سعدالدوله اداره ميشد، وزارت عدليه را بر عهده داشت، ولي چون كشور در حال بحران بسر ميبرد، با ساير وزيران استعفا نمود.
پس از فتح تهران و تشكيل دولت جديد به رياست سپهدار تنكابني، مشيرالدوله در كابينه دوم و سوم وزير عدليه بود. در كابينه چهارم وزير تجارت گرديد. در اسفندماه 1289 در دو كابينه سپهدار تنكابني وزير عدليه بود و در ترميم كابينه به وزارت پست و تلگراف و تلفن منصوب گرديد. در مرداد 1290 در هيئت صمصام السلطنه بختياري، وزارت عدليه به عهده او محول گرديد و در ترميم همان دولت نيز شغل خود را حفظ نمود.
علاءالسلطنه مازندراني در كابينه خود كه در دي ماه 1291 تشكيل داد، مشيرالدوله را به وزارت علوم و معارف و اوقاف معرفي كرد. در اسفند ماه 1293 به نخستوزيري رسيد و وزارت جنگ را نيز عهدهدار شد. در سال 1296 در كابينه ديگر علاءالسلطنه، وزير جنگ بود و اين سمت را همچنان در كابينههاي عينالدوله و مستوفي الممالك حفظ كرد و امور وزارت جنگ را بر عهده داشت. در تيرماه 1299 براي بار دوم زمامدار گرديد و مدت پنج ماه در سمت نخستوزيري انجام وظيفه كرد تا بالاخره در آبان 1299 جاي خود را به سپهدار رشتي داد. در سوم بهمن 1300 به جاي قوام السلطنه از طرف مجلس چهارم به نخستوزيري رسيد و در كابينه خود وزارت كشور را شخصاً عهدهدار بود. در خرداد 1302 براي بار چهارم به نخستوزيري رسيد. در اين بار هم وزير كشور بود. در ادوار دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم نماينده مردم تهران در مجلس شوراي ملي بود. گذشته از اينكه چهار مرتبه نخستوزير بود، دو نوبت وزير كشور، هشت بار وزير عدليه، سه دفعه وزير امور خارجه، سه بار وزير علوم و شش بار وزير جنگ و يك مرتبه وزير تجارت و يك نوبت وزير پست و تلگراف (يعني روي هم رفته 24 بار وزير بوده) و پنج دوره نمايندگي مجلس را بر عهده داشته است. از مورخين و محققين معاصر است كه تأليفات ارزندهاي از خود به يادگار گذاشته است. مشهورترين اثر وي تاريخ ايران باستان است. در ده سال آخر حيات خود، غالباً به كارهاي فرهنگي و علمي اشتغال داشت. در دوران وزارت دادگستري ، قوانين مهمي به تصويب رسانيد. در 1314 در 63 سالگي درگذشت. فرزندان او نيز مانند پدر نام خانوادگي پيرنيا را براي خود انتخاب نمودند. هيچ يك از فرزندانش به مقام سياسي مهمي نرسيدند. از ديگر خدمات او تأسيس مدرسه نظام بود.
پاورقيها:
1- شش نفر از رجال مهم ايران لقب مشيرالدوله گرفتند:
الف) ميرزا جعفرخان مشيرالدوله معروف به مهندس كه به كمك عباس ميرزا نايب السلطنه در دوره فتحعلي شاه براي تحصيل به اروپا رفت و در رشته معدن فارغالتحصيل گرديد. سالها در كشورهاي مختلف سفير بود. براي به تخت نشستن ناصرالدين شاه زحماتي كشيد. از اعضاي اولية فراماسونري محسوب ميشود. رساله سرحديه از اوست.
ب) ميرزا حسين خان قزويني سپهسلار اعظم كه دو نوبت صدراعظم ايران شد. سالها سفير ايران در استانبول بود و موجبات سفر ناصرالدين شاه را به عتبات عاليه و اروپا فراهم كرد.
ج) ميرزا يحيي خان معتمدالملك، برادر ميرزا حسين خان سپهسالار و پسر نبي خان كه مدتها وزير امور خارجه و والي فارس و اصفهان بود. در 1309 هـ . ق درگذشت.
د) ميرزا محسن خان معين الملك سفير ايران در دربار عثماني كه در 1309 پس از فوت ميرزا يحييخان مشيرالدوله وزير خارجه شد و در 1317 هـ . ق در حالي كه وزير بود درگذشت.
هـ) ميرزا نصرالله خان نائيني كه ابتدا در دستگاه آصف الدوله محرر بود و بعد در زمان وزارت امور خارجه مؤتمن الملك وارد خدمت در وزارت خارجه شد و به تدريج ترقي كرد. در 1317 وزير خارجه شد و لقب مشيرالدوله گرفت.
و) ميرزا حسن خان مشيرالدوله، پسر ميرزا نصرالله خان در 1325 پس از فوت پدر، ملقب به مشيرالدوله گرديد.
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380