باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 32 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
علی  دشتی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




علی دشتی: از نويسندگان و محققين ادب فارسي، سياستمدار و روزنامه‌نويس عصر مشروطيت است. وي در 1272 ش در كربلا تولد يافت. پدرش شيخ عبدالحسين در كسوت روحانيت بود. مقام مدرسي داشت. گاهي در عراق و بين‌النهرين و زماني در جنوب ايران به سر مي‌برد. فرزندش به سيره خانوادگي تحصلات خود را از مقدمات زبان فارسي و عربي و رياضيات در مدرسه حسيني عراض شروع كرد و تا حدود سطح ادامه داد. چندي هم در حوزه‌هاي علمي نجف و كربلا درس خارج گرفت. مخصوصاً در منطق و كلام و فلسفه مطالعات عميق‌تري نمود و به آموزش زبان‌هاي خارجي نيز پرداخت. در 1298 در حكومت وثوق‌الدوله به ايران آمد.م مدتي در اصفهان و شيراز اقامت گزيد. در آن هنگام موضوع قرارداد ايران و انگليس معروف به قرارداد 1919 از اهمّ مسائل روز بود. دشتي با قرارداد مخالفت ورزيد و با نوشتن مقالات و ايراد خطابه‌ها در صف مخالفين دولت درآمد. حكومت دستور توقيف و تبعيد او را صادر كرد. چند روزي در زندان به سر برد و به خارج از كشور تبعيد شد ولي قبل از آنكه از مرز خارج شود، وثوق‌الدوله ساقط شد و دشتي به تهران معاودت نمود و سردبيري روزنامه ستاره ايران را عهده‌دار شد و با نشر مقالات انتقادي و كوبنده در صف مخالفان حكومت و طرفداران آزادي و حكومت قانون قرار گرفت. در كودتاي 1299، دشتي از طرف دولت بازداشت شد و در تمام مدت حكومت سيدضياءالدين، در زندان به سر برد. در همين مدت بود كه توانست تخيلات و مشاهدات عيني خود را تحت عنوان ايام محبس به روي كاغذ آورده و انتشار دهد. در اسفند 1300 امتياز روزنامه شفق سرخ را گرفت و به انتشار آن مبادرت نمود. شفق سرخ كه بعدها به صورت يوميه درآمد، از جرايد تندرو و بيباك و انتقادي آن روز بود. او در دوران انتشار روزنامه با مقامات مؤثر آشنائي بيشتري يافت و مشغول محكم كردن وضع خود شد. با داور و تيمورتاش طرح دوستي ريخت و شالوده محكمي براي آينده سياسي خود بنيان نهاد و در انتخابات دوره پنجم كه عوامل سردار سپه فعال مايشاء بودند، دشتي سر از ساوه درآورد و وكيل مجلس شوراي ملي گرديد. ولي هنگام طرح اعتبارنامه او، سيد حسن مدرس به عنوان مخالف سخن گفت و اسنادي در مجلس ارائه داد كه او با انگليس‌ها ارتباط داشته و با كمك آنها وكيل شده است و سرانجام اعتبارنامه او رد شد. دشتي در دوره ششم از بوشهر به وكالت رسيد. در ادوار هفتم و هشتم مجدداً از ساوه سردرآورد و دوره نهم وكيل بوشهر شد. در همين دوره بود كه از وي سلب مصونيت شد و به زندان افتاد و امتياز روزنامه شفق سرخ هم ابطال گرديد. او مدتي را در زندان بود تا با شفاعت عده‌اي از زندان خارج شد و به عضويت اداره شهرباني درآمد و رياست دايرة راهنماي نامه‌نگاري در اداره سياسي شهرباني به او سپرده شد. او در آنجا تنها نبود، عبدالرحمن فرامرزي، ابوالقاسم پاينده، ابوالقاسم شميم و چند نفر ديگر هم عضويت داشتند. اين دايره موظف بود كه سانسور مطبوعات را در حد كامل انجام دهد. با توجه به تعداد مطبوعات محدود آن ايام، هيچ روزنامه‌اي حق نداشت حتي آگهي‌هاي تبليغاتي خود را هم بدون اجازه اين قسمت چاپ كند. مطبوعات موظف بودند همه روزه نوشته‌هاي خود را بدانجا برده، پس از مطالعه اجازه چاپ به آنها داده شود و غالباً داستان‌هاي عشقي و تاريخي نيز از تيغ سانسور مصون نمي‌ماندند.
دشتي بعدها معتقد بود كه انجام اين كار موجب حيات من شد. اگر تن به اين كار نمي‌دادم، جان سالم از زندان بيرون نمي‌بردم . در هر حال خدمات دشتي در شهرباني موجب شد ديكتاتور ايران نسبت به او مجدداً توجه پيدا كند و از سر تقصيرات او بگذرد و باز در سنگر پارلمان بنشيند. او در دوره دوازدهم به وكالت مجلس رسيد ولي اين بار نه از بوشهر و نه از ساوه انتخاب شد، بلكه از دماوند به وكالت مبعوث گرديد. در دوره سيزدهم نيز از دماوند به وكالت رسيد. در شهريور 1320 رضاشاه رفت، ايران اشغال شد، و دامنه جنگ بين‌الملل همه جا را گرفت. دشتي اولين وكيلي بود كه عليه رضاشاه سخن گفت و او را متهم ساخت كه جواهرات سلطنتي را با خود برده است. از آن روز به بعد دشتي در مجلس آرام نداشت و مرتباً دولت‌ها از حربه برنده نطق او مصون نبودند و يكي از اركان مجلس محسوب مي‌شد.
در انتخابات دوره چهاردهم، دشتي با آراء قابل ملاحظه‌اي هم طراز مؤتمن الملك، مصدق‌السلطنه، سيد محمد صادق طباطبائي از تهران به وكالت رسيد و فراكسيوني به نام فراكسيون مستقل تشكيل داد و خود مدير آن شد. همچنين حزبي به نام عدالت بنياد نهاد. در طول مشروطيت ايران، قدرت يا حكومت قوه مقننه هيچ موقع به اندازه دوره سيزدهم و چهاردهم نبوده است و در اين ادوار بود كه دولت‌ها دست‌نشانده تني چند از نمايندگان مجلس بودند. عمر كوتاه كابينه‌ها نشانگر حكومت وكيلان بوده است. در آن دو دوره دشتي در تثبيت و تزلزل دولت‌ها نقش اساسي داشت و در انتخاب وزيران و بلندپايگان موثر بوده. در دوره چهاردهم يك بار تكليف زمامداري به او شد، نپذيرفت يا كارش سر نگرفت. پس از خاتمه دوره چهاردهم و فترت نسبتاً طولاني، دشتي به دستور قوام‌السطنه رئيس دولت وقت، طبق ماده 5 حكومت نظامي بازداشت شد و مدتي به جرم تحريك عليه حكومت در زندان به سر برد. پس از سقوط قوام، از زندان بيرون آمد و سوداي سفارت در سرپرورانيد و سرانجام با عنوان سفير كبير به قاهره رفت. سه سال در آنجا بود، با تسلط و تبحري كه به زبان و ادبيات عري داشت، در محافل دانشگاهي اسم و رسمي پيدا كرد. چند سخنراني در دانشگاه الازهر ايراد نمود، و شيخ السفراء شد. در اواخر سال 1329 در كابينه علاء وزارت مشاور گرفت. دو ماه در كابينه بود تا اين بار سفير ايران در لبنان گرديد و در تمام مدت حكومت مصدق‌السلطنه در بيروت ماند. عدم تغيير او از سفارت لبنان فقط در اثر مساعي و جديت دكتر حسين فاطمي بود كه دشتي را پيش‌كسوت مي‌دانست. در 1332 به تهران آمد و سناتور شد و تا آخر عمر در كرسي سنا باقي ماند.
دشتي روزنامه‌نگاري منقد و تندرو بود. روزنامه شفق سرخ در نخستين سال‌هاي تأسيس اين موضوع را اثبات مي‌كند. ولي بعدها به صورت يك روزنامه خبري طرفدار دولت درآمد. او به زبان و ادبيات پارسي و تازي و فرانسه تسلط داشت، از زبان‌هاي آلماني و انگليسي هم بهره گرفته بود. فوق‌العاده تيزهوش ، كم تحمل ، لجوج و عصبي مزاج بود. خودخواهي زايدالوصف داشت، به ديگران به نظر تحقير مي‌نگريست. استدلال و كلام خود را وحي منزل مي‌دانست . درجواني و ميانسالي سخنوري صحنه‌ساز بود. در دوران پيري و كهولت ، منزوي و گوشه‌گير بود.
شهرت دشتي بيشتر در كار نويسندگي اوست. تخيلي و احساسي چيز مي‌نوشت ولي كارهاي جدي هم دارد. بيشتر دو اوين شعراي پارسي و تازي را خوانده و تفحص كرده بود. به همين مناسبت كتاب‌هائي در آن زمينه انتشار داده است. غير از كتاب ايام محبس و كتاب فتنه كه هر كدام چندين بار به چاپ رسيده‌اند، در اواخر عمر به نقد دواوين شعراء پرداخت. از آن ميان عناوين در قلمرو سعدي، دمي با خيام، سيري در ديوان شمس، حافظ چه مي‌گويد، شاعري ديرآشنا ، نگاهي به صائب را بايد نام برد كه در كمال مهارت به نقد و تفسير پرداخته و شاعر را آنچنان كه خود شناخته است، معرفي مي‌كند. از آثار ديگر او در ديار صوفيان، اعتماد به نفس، عقلاء بر خلاف عقل را بايد نام برد.
كتاب ديگري هم تحت عنوان پنجاه و پنج نوشت كه قسمتي از تاريخ پنجاه ساله بود. گرچه آن نوشته دستوري در مقابل دريافت دستمزد قابل ملاحظه‌اي انجام گرفت، ليكن در خلال نوشته‌ها نقد و نيش وجود دارد.
علي دشتي هيچ موقع به دنبال مال و منال نرفت و چيزي تا آخر عمر نيندوخت. در جواني باغچه‌اي در تيغستان شميران خريداري كرده بود كه تا آخرين روزهاي حيات در آن مي‌زيست. او در تمام عمر همسري انتخاب نكرد و در سن 90 سالگي بلاعقبه درگذشت.
 
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 2، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380
 
 

    232 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   حكومت پهلوي (170)

تصاوير

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب