تولد
سید ابوالحسن فاضل بهسودی در سال 1319 هجری شمسی در «کجاب بهسود» استان میدان افغانستان که در 100 کیلومتری شهر کابل (پایتخت) واقع گردیده است، در یک خانواده مذهبی و علمی دیده به جهان گشود. با درخشش این ستاره در فضای کانون پر محبت خانوادگی، دیدگان خانوادهاش روشن گردید. قبل از تولد، پدرش حجة الاسلام و المسلمین سیّد محسن مصطفوی در سن 20 سالگی رحلت نموده بود، این سیّد از بدو تولد آغوش گرم و پر از محبت پدر را ندید.
عمویش علامه سیّد حسن مصطفوی معروف به «سیّد آخوند» مسئولیت سرپرستی وی را به عهده گرفت و با دقت تمام به بارور کردن استعدادهای او همّت گماشت.
از تبار نیکان
سید ابوالحسن از نظر سلسله نسب از جمله سادات عالیقدری است که اجدادش از بزرگان منطقه بودهاند. و همه از علماء و پیشگامان ترویج معارف دینی به حساب میآمدهاند. پدرش سیّد محسن کربلایی فرزند سیّد مصطفی فرزند سیّد سلطان فرزند سیّد میرزا حسین فرزند سیّد فضل اللّه فرزند سیّد صافی فرزند سیّد احمد فرزند سیّد عبداللّه فرزند سیّد میرزا حسن فرزند سیّد امین (سیّد سالم ،سیّد اسلام و سید یحیی که سه فرزند سیّد امین هستند، در منطقه، دفن و جزء قبور محترم دارای بارگاه مجلّل هستند و مورد توجه زیاد مخلصین قرار میگیرند و در مناسبتهای مذهبی و حتی جهت رفع مشکلات به آنها توسل میجویند و در کنار آرامگاه آنها نذر مینمایند و آنان را صاحب کرامات میدانند.) و سلسله نسب سیّد ابوالحسن فاضل که از سادات جلیل القدر حسینی میباشد، به امام زین العابدین (ع) میرسد.
تحصیل
سید ابوالحسن با استعداد فوق العادهای که داشت، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش نزد عمویش به پایان رسانید. دروس مقدماتی و قسمتی از قوانین را نیز نزد عمویش علامه حاج سیّد حسن مصطفوی فرا گرفت و پس از فوت عمویش بخش دیگری از قوانین و همچنین رسایل را نزد مرحوم شیخ خان علی خواتی (مشهور به حاج شیخ) فرا گرفت.
پس از آنکه مدارس بهسود را فراخور نیاز و ضرورت تحصیلی خود ندید برای طی نمودن مدارج بالاتر علمی به کابل عزیمت و دروس سطوح عالیه را نزد استاد فرزانه و عالم ربانی حضرت آیت اللّه شهید سیّد محمد سرور واعظ آموخت و بسیار سریع از چهرههای ممتاز حوزه علمیه محمدّیه - که زیر نظر و هدایت شهید واعظ اداره میشد. - گردید و جایگاه خاصی را در بین طلاب علوم دینی باز نمود.
در سال 1349 هجری شمسی جهت تحصیل، عازم نجف اشرف شد و به درس کفایة الاصول مرحوم آیت اللّه شیخ صدرا بادکوبی و نیز در درس مکاسب آیت اللّه شیخ حسین لنکرانی، شرکت و بهره فراوانی از این دو عالم بزرگوار گرفت و از سال 1351 بمدت 10 سال در دروس خارج آیات عظام و مراجع بزرگ و افتخارات حوزه علمیه نجف اشرف، چون خوئی و صدر شرکت داشت و از سرچشمههای فضیلت، تقوی و فقاهت این دو چهره علمی کمال استفاده را برده، پس از 15 سال اقامت در کنار بارگاه ملکوتی امیر المؤمنین (ع) و بهرهگیری از منابع سرشار فقهی و اصولی ... سرانجام به درجه اجتهاد نائل آمد.
اساتید
آیت اللّه فاضل از حضور فرزانگان علم و تقوا - چه در افغانستان یا نجف اشرف - کمال استفاده را برد.
نخستین استاد او عمویش سیّد حسن مصطفوی است که دوره مقدّماتی را در حضورش خواند و سپس از مرحوم شیخ خان علی که از مردان پارسا و علمای ربّانی بود، علوم حوزهای را فرا گرفت.
و پس از چندی برای پیمودن بالاترین سطوح علمی، راهی شهر کابل شد و افتخار شاگردی آیت اللّه شهید سیّد محمّد سرور واعظ را کسب و در مدرسه علمیّه محمّدیّه مقیم گردید. آیت اللّه واعظ که از همان منطقه بهسود است، پس از سالها کسب فیض از حضور آیت اللّه العظمی حکیم و قرار گرفتن در صف شاگردان درجه اول ایشان، به دستور وی عازم افغانستان میشود و مدرسه محمدیّه، مسجد و کتابخانه تأسیس مینماید. و با فصاحت خاصی که داشت به ترویج معارف دینی میپردازد و دستگاه حکومتی که حضور شخصیتهای علمی و مبارز را مانع سلطنت خویش میبیند، شهید واعظ را دستگیر و سه سال از فعّالیتهای فرهنگی محروم میکند و پس از آزادی باز به نجف اشرف میرود و آثار گرانقدر خود را که عبارتند از: تقریرات اصول آیت اللّه خوئی (مصباح الاصول) ، سیف الاسلام و تحفة الفقیه، به چاپ میرساند. و با بازگشت دوباره، محدوده فعّالیّت خویش را گسترش میدهد و تا آخر عمر شاگردان زیادی را پرورش میدهد که آیت اللّه فاضل یکی از آنها است. مرحوم فاضل در نجف با استفاده از حضور فرزانگان علوم دینی و معارف قرآنی مانند:
- آیت اللّه شیخ صدرا بادکوبی
- آیت اللّه شیخ حسین لنکرانی
- آیت اللّه العظمی خویی
و آیت اللّه العظمی شهید صدر
مراحل کمال را میپیماید واز شاگردان درجه اول آنها قرار میگیرد. در این باره آیت اللّه حائری عراقی میگوید:
«من با ایشان در درس آیت اللّه شهید صدر میرفتم. آیت اللّه فاضل از شاگردان خوب شهید صدر بودند. شهید صدر علاقه زیادی به او داشت و او را دوست میداشت. همچنانکه من او را دوست میدارم.»(1)
آیت اللّه صدر عنایت و علاقه عمیقی به ایشان داشت طوری که، رابطه عمیق، عاطفی و فکری و هماهنگی ایشان با آیت اللّه صدر برای همه محسوس بود.(2)
تدریس
در اول شروع تحصیلات - چه در بهسود و یا کابل - و پس از اتمام دروس خویش به تدریس آنها میپرداخت. آیت اللّه فاضل مدت زمانیکه در نجف اشرف بودند، علاوه بر شرکت در درسهای خارج اصول وفقه، فلسفه و کلام و پژوهش پیرامون معارف اسلامی و توجه به مسایل جهان و مشکلات جامعه اسلامی، به تدریس نیز مبادرت میورزید؛ یکی از بستگانش میگوید:
«آن فقید سعید در نجف اشرف، درسهای سطوح عالیه از جمله کفایه، مکاسب، رسایل، حلقات شهید صدر و درسهای عقائد را، تدریس میکردند، که در درسهای ایشان طلاب فاضل از کشورهای مختلف افغانستان، پاکستان، ایران، لبنان و عراق شرکت مینمودند.»(3)
و هنگامی که وارد سوریّه میگردد و مدّت کوتاهی که در آن کشور اقامت دارد، به تدریس میپردازد. دیگری میگوید:
«آیت اللّه فاضل، پس از آنکه مدت کوتاهی به درجه اجتهاد میرسد، به تدریس میپردازد و در سوریه نیز برای رونق دادن به حوزه علمیّه زینبیّه مشغول تدریس سطوح عالی کلام و معارف اسلامی میگردد.»(4)
آیت اللّه فاضل پس از ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران و اقامت در حوزه علمیّه قم پیرو در خواست تعدادی از فضلاء افغانی حوزه علمیّه قم در سال 1365 به تدریس خارج فقه و اصول مشغول میگردد. این جلسات نخست در مدرسه توحید که زیر نظر شخص ایشان تأسیس شده و اداره میگردید، دایر و در سال 1369 هجری. شمسی به سالن شماره 31 مدرسه آیت اللّه العظمی گلپایگانی منتقل گردید، تا اینکه مجدداً از سال 1375 در دفتر ایشان دوباره آغاز و تا قبل از ارتحال ایشان ادامه یافت.(5)
خدمات فرهنگی - سیاسی
آیت اللّه فاضل خدمات ارزندهای را انجام دادند و یا در پی انجامش فداکاری و ایثارگری فراوان نمودند که ما در این مقال بر اساس ظرفیت این مبحث به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
1 - وحدتطلبی
حضرت آیت اللّه فاضل همبستگی احزاب شیعی و هماهنگی مجموعههای شیعی و سنّی را گامی مطمئن در مسیر وحدت ملی تلقی میکرد.
در نتیجه تلاشهای مخلصانه ایشان بود که در جامعه تشیّع زمینههای فکری «وحدت» بوجود آمد، تخاصم به تفاهم همگانی مبدل و سرانجام «حزب وحدت اسلامی افغانستان» وارد عرصه سیاسی - اجتماعی کشور گردید، در حقیقت «حزب وحدت اسلامی افغانستان» دستآورد تفکّر و مساعی همه جانبه آن مرد الهی بود.
حضرت آیت اللّه فاضل با داشتن مسؤولیت ریاست شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی بدون تردید یکی از مظاهر راستین با شوکت شیعیان در عرصههای سیاسی - فرهنگی - اجتماعی و علمی در افغانستان به شمار میرفت.
تلاشهای نستوهانه ایشان برای اشتراک عادلانه شیعیان در «شورای مشورتی در هور پندی»، ایجاد هماهنگی میان سران احزاب جهادی تسنّن و تشیّع، ارائه طرح رسمیّت مذهب جعفری در قانون اساسی آینده در شورای عالی قیادی، نمایندگی از جانب شیعیان در نشستهای ایران، پاکستان، عربستان سعودی و مذاکره با سران احزاب در حضور رؤسای دولتهای یاد شده، اقامه اولین نماز عبادی - سیاسی جمعه در کابل، ابتکارات صلح میان نیروهای مستقر در پایتخت، بسیج عمومی شیعیان در دفاع از کیان اعتقادی و اصالت مکتبی آنها را میتوان از جلوههای مبارزاتی آن فقیه مجاهد دانست.
حضرت آیت اللّه فاضل بستر مناسب برای همزیستی در فردای وطن را تحکیم همگرائی و همبستگی میان همه گروههای اجتماعی در کشور میدانست و به همین جهت همواره آنها را به «هماهنگی»، و «تفاهم» دعوت میکرد، ایشان در این راستا موانع زیادی را از سر راه مجموعههای شیعی و سنّی برداشته بود.
حضرت آیت اللّه فاضل عضویت در «شورای عالی قیادی افغانستان» را به دلیل ایجاد فضای بهتر الفت و تعمیم وفاق معنوی میان جامعه شیعی و اهل تسنّن، پذیرفت و برای این منظور گامهای مؤثری برداشت.
ایشان گرایشهای فاقد پشتوانه فرهنگی را برای همبستگی واقعیتهای قومی و مذهبی در کشور نه تنها خطرناک تلقی میکرد بلکه موضعگیری علیه افکار و خطوط انحرافی را گامی مهم در جهت وحدت ملّی و حفظ ارزشهای اساسی جامعه به شمار میآورد. ایشان بدون مبالغه پیش آهنگ افشاء و سائس و حیلههای شیطانی حلقههای کژاندیش و بد رفتار در جامعه بود.
2 - دعوت به صلح
بی شک تحوّل و دگرگونی در ابعاد حیات اجتماعی بخصوص جامعه بحران زده افغانستان و هماهنگ نمودن افراد جامعه به وظایف دینی و اجتماعی و ایجاد تفاهم ملّی و ایجاد باور به اقتدار سیاسی و فرهنگی، بدون حضور فعّال چهرههای ممتاز و خستگیناپذیر همانند آیت اللّه فاضل میسور نیست. وجود علماء دینی کمک شایانی بود در شکوفایی استعداد و نجات فرزندان امت. وجود مرحوم آیت اللّه فاضل در عینیت جامعه، در شرایطی که تنشهای جاری در کشور، پیکره خسته جامعه را خستهتر مینمود، رایحه صلح و آرامش بود. همیشه و در هر محفل فریاد صلح را سر میداد. به جهت شایستگیهائی چون تواضع، مشورت پذیری، احترام به نظریات دیگران، بردباری، پر کاری و همکاری با نیروهای مؤمن، علی رغم سنگین بودن میدان عمل، با امیدواری برنامههای اصلاحی خویش را رها نکرد. مشکلات فکری، سیاسی و فرهنگی در افغانستان طوری بود، که کار مؤثر را مشکل مینمود. ولی آیت اللّه فاضل صحنه را ترک نکرد و در برابر بحرانهای موجود حضور اصلاح گرانه خود را حفظ نمود، طوری که غیبت امروزیش به معنای غیبت آثار و اعمالش در دنیا و آخرت نمیباشد.(6)
مرحوم آیت اللّه فاضل همینطور برای بر قراری صلح و رفع تشنّجات گروهی (شیعه - سنّی) در سال 1364 در رأس یک هیئت صلح وارد کشور افغانستان شد و دستههای متخاصم را به تفاهم دعوت و با هوشیاری خویش، کشمکشهای نظامی و قشری و گروهی را در بسیاری از مناطق خشکانید. این کار ارزشمند را در سال 1365 در مناطق مرکزی و در سال 1373 در منطقه جاغوری به انجام رسانید، صلح و آرامش را بر قرار ساخت.
3 - تقریب بین المذاهب اسلامی
آیت اللّه فاضل با توجه به ساختار سیاسی و فرهنگی افغانستان نزدیک شدن مذاهب موجود در صحنههای سیاسی - فرهنگی و جهادی کشور را یکی از راههای مؤثر و پشتوانه قوی و مثبت برای پیشرفت امور جامعه به حساب میآورد. وی با اخلاص تمام در داخل کشور برای تحقق طرح تقریب مذاهب اقدامات لازم را به عمل آورده و تماسهایی با شخصیّتهای مذهبی اسلامی نیز بر قرار کرده بود. در کتاب زندگینامه آیت الله فاضل، آمده است:
«ایشان هماهنگیهای برادرانه را با علمای طراز اول، برادران اهل سنّت و جماعت بوجود آورده بود و برای تحقق طرح همبستگی مذاهب اسلامی به کنکاش گوناگون پرداخته بود و از همین رو، روابطی نزدیک با شخصیتهای علمی - مذهبی برادران اهل تسنّن، چون:
- مرحوم شیخ سعید شعبان، در لبنان
- قاضی حسین احمد، در پاکستان
- سیّد برکة، در فلسطین
- دکتر حسن ترابی، در سودان
و مولوی نصراللّه منصور، در افغانستان بوجود آورده بود.»(7)
4 - ایجاد نهضت فکری - سیاسی
این شخصیّت فرزانه میکوشید قشرهای حوزه و دانشگاه را با هم نزدیک کند و لذا با جدّیت تمام به سازماندهی این دو نیروی پیشتاز مشغول بود. یکی از اساتید دانشگاه میگوید:
«همکاری سیاسی، آیت اللّه فاضل با دانشگاهیان از سال 1367 آغاز گردید و تا زنده بود ادامه داشت مرحوم آقا به منزل من تلفن کردند و تاریخ جلسه را در منزل ما تعیین نمودند که تشریف آوردند و پس از یک سلسله گفت و شنود، تصمیم بر این شد که بنده تشکیلات جدیدی را با ارائه مقدّمه - که انگیزه و هدف در آن وحدت ملّی در بستر اسلام تحت شعار «لا اله الا اللّه» است. - تهیّه کنم. دستور آقا اجرا شد، امّا متأسفانه زمانیکه وقت مساعد فرا رسید و از تخت بیمارستان، امر به فعّالیّت علنی داده شد، آقا به رحمت حق پیوست.»(8)
با تلاشهای خردمندانه ایشان بود که مقدور شد تشکّلهای سیاسی شیعه در یک تشکّل گرد آیند و با انسجام کامل در عینیّت جامعه حضور یابند. این شخصیّت علمی - سیاسی پس از بوجود آمدن دولت اسلامی در افغانستان با حضور جدی خویش در عرصه سیاسی - فرهنگی، خواستار حضور مقتدرانه شیعیان در حکومت گردید. و با پذیرفتن عضویت در شورای عالی قیادی دولت اسلامی افغانستان (شورای رهبری) زمینه را برای دفاع از حقوق شیعیان مهیّا نمود و به نمایندگی از مجموعه شیعیان و شرکت در نشستهای ایران، پاکستان و عربستان - که در جهت صلح و تفاهم برگزار شده بود. - حضور جامعه تشیّع را در واقعیّت سیاسی - فرهنگی و نظامی، به نمایش گذاشت و طرح به رسمیّت شناختن مذهب جعفری را در قانون اساسی افغانستان میتوان یکی از ابتکارات ایشان به حساب آورد.
اقامه اولین نماز عبادی - سیاسی جمعه در کابل را نیز میتوان از جلوههای مبارزات و فعّالیّتهای خستگیناپذیر این شخصیت دانست. آقای اشراق حسینی میگوید:
«آیت اللّه فاضل در نظر داشت دانشکده علوم سیاسی در کابل بسازد تا در پرتو آن، فرزندان امّت شیعه را کادرسازی سیاسی نماید و پروژه خاتم الانبیاء که یکی از ابتکارات این مرد بود از جامعیّت خاصی برخوردار بود. ایشان میفرمود: این حوزه علمیّه را بخاطر آن ساختم و طرحش را تهیّه نمودم که با جامع الازهر مصر رقابت کند. زیرا هدف از تأسیس این پروژه که عبارت است از:
1 - تدریس مقاطع مختلف تا دروس خارج فقه و اصول.
2 - تدریس رشتههای جدید بر اساس نیاز جامعه.
3 - محور دار التقریب مذاهب باشد و فقه مقارن، درس گفته شود و دهها هدف دیگر را در این طرح گنجانیده بود.»(9)
احداث پروژه خاتم الانبیاء را با مساحت 100/000 متر مربّع با ملحقات آن از قبیل خوابگاه طلّاب، کتابخانه، مسجد، حسینیّه، حمّام، باشگاه ورزشی و بازارچه، روی دست گرفته بودند. هدف آیت اللّه فاضل از ایجاد طرح بزرگ خاتم الانبیاء در شهر کابل، سامان بخشی به اوضاع درسی و معیشتی طلّاب و تقلیل ضریب مهاجرت آنها به ایران و پاکستان، تدریس دروس سطوح عالیه خارج فقه مقارن ( جعفری - حنفی) اساس گذاری عملی تقریب بین المذاهب اسلامی و سر انجام رشد فرهنگ عمومی جامعه، بوده است.(10)ایشان با وجود مشکلات اقتصادی، مدرسه علمیّه توحید را در شهر مقدس قم در تاریخ 1364 تأسیس و با برنامههای آموزشی مناسب به پرورش طلّابی مشغول شدند که از مناطق محروم و شهرهایی که شیعیان در اقلیت به سر میبرند، همانند، شهرهای بدخشان و پنجشیر و غیره روی به حوزه میآوردند. مدرسه علمیّه خاتم الانبیاء در مشهد مقدس یکی دیگر از اقدامات بسیار ثمر بخش آیت اللّه فاضل بود که با برنامههای متنوع، تعداد بسیاری از جوانان رابا معارف اسلامی آشنا کرد و تحویل جامعه داد.
خدمات اجتماعی
یکی از کارهای اجتماعی آیت اللّه فاضل ایجاد دارالایتام بود و با توجه به مسئولیّتهای خطیر سیاسی - فرهنگی که ایشان داشت، لحظهای از خدمت به تودههای محروم و خانوادههای شهداء و ایتام... غافل نبود و در همین راستا مؤسّسه خیریّه خاتم الانبیاء و دارالایتام را در کابل و برخی از شهرهای جمهوری اسلامی ایران راه اندازی نمود. زیرا که او از متن دردها، رنجها و محرومیتهای جامعه قد برافراشته بود. آقای اشراق حسینی در این زمینه، میگوید:
«در کابل وقتی یتیمی به او مراجعه میکرد، خود ایشان کفشها را به پای بچهها میکرد و اندازهگیری مینمود، هر گاه که شماره کفش با پای یتیمها اندازه نبود، عوض میکرد و با تواضع خاصی میگفت: فرزندم! خوب است؟»(11)
ویژگیهای اخلاقی
خصوصیات اخلاقی آیت اللّه فاضل از جهات مختلف شایسته بررسی و مطالعه میباشد و از مصاحبه با دوستان، هم دورههایشان و شاگردان آن مرحوم، پیداست که وی از صفات نیک زیادی بهرمند بوده و ما در این فرصت کم، برخی از صفات او را از زبان دوستان و همسنگریهای فرهنگی - سیاسیاش میشنویم.
1 - تعبد
آنچه را که نخستین شایستگی او میتوان به حساب آورد، تقوی و یا پایبندیش به دستورات دینی بود. این صفت از همان اوان جوانی در زندگیش درخشش و جلوهای خاص داشت. یکی از بستگانش میگوید:
«در همان دوران جوانی که بیش از بیست سال از عمر شریفش نگذشته بود، تقیّد خاصی به برنامههای دینی داشت، در هیچ شرایط غسل جمعه و نماز شب او ترک نمیشد.»(12)
نیایش خالصانه آن مرد فرزانه که از ژرفای دل مملو از عشق سرچشمه میگیرد، او را اسوه تقوی و عمل صالح قرار میدهد. مرحوم آیت اللّه فاضل بسیاری از ادعیه را از حفظ داشت و با تلاوت قرآن که محرم تنهاییاش بود، در سراسر زندگی، الهام میگرفت .
2 - دوستی اهلبیت (ع)
یکی از نقطههای بارز شخصیت معنوی ایشان، دل پاک و روح مالامالش از محبت اهلبیت عصمت بود. در پیچ و خم زندگی به ولایت اتّکا مینمود و معضلات خویش را با کمک دو نیروی معنوی - توکّل و توسّل - حل میکرد. معظم له میگفت:
«فرزندان من و اخوی - آیت اللّه مصطفوی - میدانند که از اول زندگی با ولایت شروع نمودم و از اول اهل ولایت بودم. من در نجف در دوران حکومت بعث اذعان داشتم، ماندن در جوار مولی علی (ع) بستگی به عنایت خود مولی دارد. با تمام فشارهایی که از سوی بعثیهای از خدا بی خبر، بر حوزه علمیه میرفت، آن ولایت بود که سالیان درازی از هر گونه آسیب و گزندی برای من امان داد و تا پایان دوران تحصیلات در آن حوزه بزرگ در پناه ولایت، پناه داده شدم و از درسهای مراجع بزرگ بهره کافی گرفتم، به شما و هر کس دیگر توصیه میکنم که یگانه راه رسیدن به پیروزی، ولایت و توسلات به اهل بیت میباشد.»(13)
وی حتی در سختیهای آخر حیات خویش و با توجه به آنکه توان شرکت در محافل مذهبی و توسل به اهلبیت را نداشت و شرایط بدنش مقتضی نبود، دوست داشت در توسلات حضور یابد. یکی از دوستان نقل میکند که:
«دو شب قبل از رحلت آن عالم ربّانی، دستور فرمود تا روضه مادرش زهراء3 خوانده شود. از آنجایی که شرایط جسمیاش اجازه پائین آمدن از پلهها را نمیداد، گفت: مرا ببرید پشت پنجرههایی که مشرف به زیرزمین خانه است. وقتی خود را کنار روزنه رسانید، سر را به دیوار گذاشت و از ته دل به مظلومیت فاطمه زهراء3 اشک میریخت.»(14)
3 - بر خورد نیکو
در معاشرتهای اجتماعی بسیار، با تواضع وفروتنی رفتار مینمود و در برابر تندی دیگران عکس العمل نشان نمیداد و با متانت خاص و گذشت که سیره پیشوایان اسلام است، از کنار مسایل میگذشت. آیت اللّه آصفی میفرماید:
«ایشان در مجموع، فرد بسیار مؤدّب، بااخلاق، بزرگوار و دوست داشتنی واز لحاظ تقوی بسیار عالی بود.»(15)
آیت الله عالمی بلخابی هم میفرماید:
«آیت اللّه فاضل گذشته از شخصیّت علمی که داشت، مردی آرام، فکور، دلسوز جامعه، خوش گفتار و در رفتار اجتماعی باوقار بود و در دفاع از حقوق فرهنگی و سیاسی تشیّع، عظمت و اقتدار خود را حفظ مینمود. در برخوردها با اخلاق نیکویش همه را مجذوب میساخت، حتّی کسانی را که دید مثبت نسبت به علماء نداشتند.»(16)
این شخصیّت دینی، مردی متفکّر و اسلام شناس بود. همچنین آقای محقّق میگوید:
«اخلاق او کمتر از جنبههای دیگر شخصیّتی وی نبود. او به حق مجسّمه تواضع، بردباری، اغماض، احسان، وقار و حلم بود. ظاهر متبسّم، جذّاب و آرام او حکایت از روح متین، منطق، سلامت روحی و مهربانیاش داشت.»(17)
پسر عموی معظّم له میگوید:
«من مدّت سی سال که آشنایی نزدیک با ایشان داشتم و در دوره بچگی با هم بودیم، ندیدم که با کسی دعوا کند و یا احساس ناراحتی در چهرهاش پیدا باشد. از بیکاری رنج میبرد و خود را همیشه به چیزی مشغول میساخت.»(18)
4 - شجاعت
این فقید سعید و مجاهد خستگیناپذیر با توجه به بحران سیاسی، فرهنگی و نظامی کشور افغانستان، با دلاوری تمام که ویژه چنین مردانی است، وارد عرصه اجتماعی شد. مرحوم فاضل حتی در اوان جوانی در بین هم قطارانش به عنوان طلبهای شجاع و دلاور مطرح بوده، یکی از دوستان وی نقل میکند: «من و جمعی از هم کلاسیهایش، با حضور استادش (شیخ جانعلی) و تعداد مؤمنین که خیلیها هنوز هم زنده هستند، صحنهای از شجاعت وی را شاهد بودم، بدین صورت: رود سبز آب - منطقه خوات از توابع بهسود - که در افغانستان مشهور است، آب رودخانه در یک قسمت که میرسد جمع میشود و بنام (گوش رودی) یاد میگردد و حدود نود متر عمق دارد.
یک روز که افراد نامبرده جمع بودند، و مرغابیها در همان محدوده گشت میزدند و مرغانی هم در هوا پرواز مینمودند، آقای فاضل گفت: ای کاش تفنگی میبود تا صیدی را میزدم! استادش گفت: تو نخست شکار را بزن، از آب در آوردنش بدوش من. که ناگهان آیت اللّه فاضل تفنگ را بدست گرفته و در حالیکه روی دست گرفته بود، در دم مرغی را هدف قرار داد و صید در مرکز (گوش رود) افتاد. استاد به یکی از شاگردان دستور داد: برو صید را بیاور. شخص نامبرده با سرعت خود را به آب انداخت، بجای آنکه صید را نجات بدهد، خود را بدست امواج (گوش رود) گرفتار ساخت و با یک ناله، ناپدید گردید. همه مبهوت مانده بودند که ناگهان سیّد بزرگوار و طلبه شجاع با دلاوری بی نظیر، خود را به دهان متلاطم رود انداخت. در همان حال ناگهان شخص غرق شده روی آب آمد و قادر نبود حرکت کند و عن قریب بود که دوباره به قعر امواج فرو رود. مرحوم فاضل بدن بی حال وی را بر گرفت و از مهلکه نجات داد. مرد نجات یافته هنوز در قید حیات میباشد.»(19)
5 - تحمّل سختی
آیت اللّه سیّد ابوالحسن فاضل سختیهای زندگی را از همان روز که سایه پدر از سرش کم شد، شروع کرد و با مشکلات فراوانی مواجه شد. از یک طرف بی سرپرستی و از سویی فقر اقتصادی او را در تنگنای زندگی قرار داد، ولی او با استواری خاصی که از اجداد طاهرش به ارث برده بود، خود را نباخته بلکه مردانه از خارستان زندگی عبور و قلههای کمال را به بالاترین مدارج تخصّصی پیمود و برای رسیدن به مقامات علمی و معنوی مراحل سختی را پشت سر نهاد. خصوصاً در دوران جهاد و هجرت فکری - سیاسی ایشان که مرحله حساس زندگی وی را تشکیل میدهد. در این باره چنین آمده است که:
«او شخصیتی بود، با استقامت و بردبار، که برای رسیدن به صلح و آرامش در کشور، علی الخصوص در بین امت شیعه افغانستان، متحمل رنجهای مختلف گردید. زخم زبانهای زیادی بر او زدند، تهمتهای ناروا بر او بستند، کار شکنیها و هوچی گریها راه انداختند. اما هیچگاه شکایت کسی از او شنیده نشد. در حالیکه او اشاعه دهندگان این اباطیل را میشناخت. با وجود این هر وقتیکه با توطئه گران و شایعه سازان رو در رو میشد، طوری بر خورد مینمود که گویا هیچ خبری نبوده است.»(20)
او در مواقع بحرانی و خطر هیچ وقت دچار سردرگمی نمیشد و با روحیه شکست ناپذیری که، جزء خصیصه وی بود، در برابر حوادث استوار بود. فرزندش تعریف میکند:
«روز 13 محرم الحرام 1371ش حاج آقا، با تعدادی از نیروهای شیعه که من هم جزو آنها بودم، عازم، انستیتو علوم اجتماعی (مرکز حزب وحدت اسلامی) شدیم و پس از طی نمودن قسمتی از راه، صدای چند انفجار را شنیدیم. بدون اعتنا پیش میرفتیم. ناگهان متوجه شدیم که توسط نیروهای وهّابی - حزب سیاف - محاصره شدهایم. به دستور حاج آقا کلیه سلاحها به زمین گذاشته شد. ما را از ماشین پیاده و طرف مقرّ فرماندهی خود هدایت کردند. حاج آقای فاضل با خونسردی به پیش میرفت. مؤمنانی که ایشان را میشناختند گمان میکردند که ماشین وی خراب شده و پیاده میرود. این حرکت آرام و حساب شده باعث شد نیروهای شیعه از دستگیری حاج آقا اطلاع یابند. وقتی ما را داخل پایگاه خود انتقال دادند، همه را کنار دیوار به صف کردند و آماده تیر باران نمودند. همینکه داشتند نشانه میرفتند، پدرم سینه خود را سپر کرد. جلو آمد و ما را در پناه خویش گرفت و با فصاحت و قاطعیتی که خاص ایشان بود، آنها را تهدید و از عواقب این عمل غیر منطقی آگاه ساخت. در همین اثنا، یکی از علماء اهل سنت که حاج آقا را میشناخت سر رسید و ایشان را در آغوش گرفت و پس از عذر خواهی ما را رها ساخت.»(21)
آیت اللّه فاضل تمام این مشکلات را برای خاطر تودههای رنجدیده و عذاب کشیده شیعه تحمّل مینمود. با توجّه به سن و سنگینی بدن و نبود امکانات مسافرتی، دشتها و دامنه ها را پشت سر میگذاشت تا صلح را برای جامعه تشیع و مجموع کشور به ارمغان ببرد و در این راه، خستگی و تشنگی را احساس نمیکرد و با پاهای آبله زده درس قهرمانی، استقامت و مردانگی را به آیندگان میداد. یکی از علماء میگوید:
«یک هیئت برای ایجاد آشتی میان احزاب شیعه به افغانستان رفت. آیت اللّه فاضل نیز در ترکیب آن هیئت بودند. در این سفر من مقاومت بی نظیر ایشان را شاهد بودم. پس از 25 سال که آیت اللّه فاضل در تاریخ 1364/ 11 /25 به وطن میرفت، با تحمل بسیار، بیست و شش روز پیاده روی را به پایان رسانید. در این سفر که میبایست از کوهها و بیراههها طی طریق کرد، وی از نبود امکانات و سختی راه چیزی به زبان نمیآورد. با وجود آنکه اغلب اعضای جوان و سر حال هیئت، مانده بودند و از سختی راه و مشکلات آن شکوه داشتند. در روزهای آخر ایشان میگفت: پایم درد میکند. و برای آخرین بار نسبت به وضعیت جسمی خویش میگفت: پا درد فعلی من نتیجه همان سفر سرد و زمستانی میباشد. زیرا در این سفر هوا زمستانی و سرد بود، هر گاه در وسط راه با آنکه هر نفر یک پتو بیشتر نداشتیم و استراحت میکردیم، هنگامیکه بیدار میشدیم آب را که یخ زده است و با شکستن یخها، آب وضوء تهیه میکردیم. همه از وضعیت پیش آمده اظهار ناراحتی میکردند، ولی ایشان از خود مقاومت عجیبی نشان میداد و به دیگران روحیه میبخشید.»(22)
از آنجایی که برای شخصیت دیگران ارزش قائل بود، قشرهای مختلف را مجذوب خویش ساخته بود و برای حفظ مصالح جامعه، حضور خیلیها را در واقعیت جامعه تحمل مینمود. یکی از اساتید دانشگاه کابل نیز میگوید:
«یکی از اوصاف پر جاذبه آن مرحوم را باید مشورت پذیری، افق دید وسیع و احترام به افکار و نظرات دیگران دانست. ایشان مردی بزرگ بود که همواره خودمحوری، جزماندیشی و استبداد فکری را نفی مینمود و در رابطه با آزادی در عرصه تفکّر، نقد و گفتگو برای یارانش، به مثابه الگو در آمده بود. نه تنها خود در برابر جوسازی ها، هوچی گریها و هیاهوی تبلیغاتی، شکیبایی نشان میداد بلکه همواره یارانش را نیز به برخوردهای مهربانانه و بزرگ منشانه توصیه مینمود.»(23)
آثار علمی
آیت اللّه فاضل به موازات تحصیل و تدریس در نجف اشرف با قلم بسیار زیبای خویش، کتابهایی را نیز به رشته تحریر در آوردهاند و چند اثر با ارزش ایشان انتشار یافته است که عبارتند از:
1 - آراء الذّرین، حول الذّرة و الحرکة
ایشان وقتیکه در نجف بود، مکتبهای انحرافی - فلسفی مخصوصاً مارکسیسم در عراق گسترش مییافت. در همان زمان بود که کتاب فلسفی با ارزش خود بنام - اتم و حرکت - آراء الذرین... را نوشت که توسط یکی از شاگردان ایشان، حجة الاسلام و المسلمین سیّد عبداللّه فضل اللّه در سال 1356 در لبنان به چاپ رسید.
آیت اللّه فاضل در این اثر خود بسیار زیبا دیدگاه دانشمندان مادی و الهی را در مورد مادّه و حرکت، به تعریف در آورده و بیان کرده که نقش آن در تغییر مکانیکی مادی چیست؟ ماده، حرکت و صورت ترکیبی پدیدههای جهان را بسیار عالی بیان نموده است و دیدگاه فلاسفه الهی را در ردّ اندیشه مارکسیسم بیان کرده و حدود تجربه و علوم تجربی را مشخص ساخته است.
با رعایت سیر منطقی بحث و طرح سؤالات پیرامون موضوع، به خوانندگان روشنایی میبخشد و فلسفه دوستان را به اقناع فکری میرساند.
2 - حول المعتقدات
در این اثر، دیدگاه مادیون را در مورد جهان و هدفمندی نظام هستی بیان و سپس رد نموده است و تبیین ساخته که خداشناسی ریشه فطری دارد و خیلی پدیدههایی هستند که با دستگاههای مادی قابل درک و کشف نیستند. از کوچکترین ماده عالم همانند اتم تا بزرگترین پدیده نظام هستی، نیازمند علت هستند.
در بخش دیگری از این کتاب به:
- هدفمندی جهان هستی
- ترکیبات فیزیکی جهان و سیر تکامل آن بر اساس قانونمندی، اشاره نموده است .
و در پایان به معاد و رستاخیز انسانی پرداخته و پاسخ منکران مرگ را داده است که با مرگ، انسان پایان یافته نیست، بلکه مرگ خود نوعی تکامل است و اهداف قیامت، استقرار عدالت و رسیدگی به حقوق مظلومین میباشد.
3 - حوار حول المهدی الفاطمی
در این کتاب روایات متواتری از رسول اکرم (ص) و سایر ائمه (ع) در شأن امام عصر (ع) نقل نموده است و نیز از علماء اهل سنت درباره ولادت، قیام و شرایط ظهور آن حضرت روایاتی را جمع آوری نموده است و سلسله سند آنها را نیز بسیار دقیق آورده است. و با شیوه مناظره، بین دو نفر سؤال کننده و پاسخ دهنده، بحث را شروع و سپس سؤال مطرح شده را بسیار روشن و متین جواب میدهد.
دلایل عقلی - فلسفی برای اثبات طول عمر امام زمان (ع) و بقاء وی از حوادث طبیعی به رشته تحریر در آمده است و کتاب ارزشمندی است که مایه علمی و دقت نظر این عالم ربّانی را نشان میدهد.
4 - منتهی المطالب فی شرح المکاسب
این اثر تحقیقی و گرانسنگ که یکی از آخرین آثار علمی و قلمی ایشان است، حاوی نکات ظریف و بدیع در شرح و توضیح کتاب «محرّمات» مکاسب شیخ اعظم میباشد که جلد اول آن به زیور طبع آراسته گردیده و در دسترس دانش پژوهان قرار دارد و جلد دوم آن آماده نشر میباشد. این اثر، کمک شایان به محصلین علوم دینی مینماید. و خدمتگزاری ایشان را نسبت به حوزههای علمیه نشان میدهد، و متأسفانه اجل نگذاشت تا از وجود پر مایه خویش دانش دوستان را فیض بخشد و افکار بلند خود را در قالب آثار مطبوع به رشته تحریر در آورد.
آثار غیر مطبوع
آیت اللّه فاضل غیر از آثار ارزشمندی که چاپ و به دست مردم رسیده، نوشتهها و آثار غیر چاپی را نیز تدوین و آماده انتشار ساختهاند:
1 - تقریرات درس خارج اصول آیت اللّه العظمی خوئی
2 - تقریرات فقه آیت اللّه العظمی خوئی
3 - تقریرات خارج فقه شهید صدر
4 - تقریرات خارج اصول آیت اللّه العظمی صدر
5 - تقریر موضوعی: که سلسله درسهای استادش شهید صدر است.
6 - خاطرات دوران جهاد
این نوشتهها بیشتر در زمانی تدوین شده است که ایشان در نجف بودند.
شاگردان
آیت اللّه فاضل در مدت حضور خویش در افغانستان، نجف اشرف و قم، شاگردان فراوانی را تربیت نمودهاند و از فیض و کمال علمی خویش بهرمند ساختهاند مانند:
1 - شیخ علی اکبر محقق
2 - سید محمد باقر زکی
3 - شیخ محمد محقق
4 - شیخ ابواحمد ساعدی
5 - سیّد عبداللّه فضل اللّه لبنانی، که کتاب اتم و حرکت ایشان توسط او انتشار یافته است.
6 - شیخ گردی حسین توکلی، که اکنون در نجف است و از اساتید آن حوزه میباشد.
7 - سیّد باقر علوی، مقیم نجف اشرف.
8 - شیخ علی حسن رفیعی، از اساتید جامعه در نجف اشرف.
وفات
این فقید سعید پس از سالها، خدمات انجام یافته و یا نیمه تمام و به یاد ماندنی و یک عمر تلاش بی وقفه علمی - سیاسی در سپیدهدم 1377/7/23 و به سن 58 سالگی و در اثر بیماری سرطان خون، روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد و
پیکرش در بارگاه حضرت معصومه آرام گرفت.
پینوشتها
1 - مصاحبه با آیت اللّه حائری (عراقی)
2 - مصاحبه با آیت اللّه شیخ مهدی آصفی
3 - مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمین سیّد محمّد مصطفوی (پسر عمو)
4 - مصاحبه با شیخ محمّد محقق بلخی - مسئول امور فرهنگی دفتر معظم له
5 - نقل از زندگینامه آیت اللّه فاضل
6 - نقل از الجهاد شماره 873 بقلم السید ابو جعفر عذاری - یکی از دانشمندان عراق
7 - نقل از زندگینامه مرحوم، ص .7
8 - مصاحبه با دکتر هدی ریاضی - استاد دانشگاه (تهران)
9 - مصاحبه با سیّد حسین اشراق حسینی - ریاست سیاسی وزارت دفاع ملی افغانستان
10 - اقتباسی از زندگینامه مرحوم .
11 - سیّد حسین اشراق حسینی
12 - مصاحبه با سیّد محمد باقر صمیمی - پسر عموی ایشان
13 - مصاحبه با آیت اللّه مصطفوی - اخوی ایشان
14 -سیّد حسین اشراق حسینی
15 - مصاحبه با آیت اللّه آصفی
16 - مصاحبه با آیت اللّه عالمی بلخابی
17 - شیخ محمد محقق
18 - حجة الاسلام و المسلمین سید محمد باقر صمیمی - پسر عمو -
19 - حجة الاسلام و المسلمین سید محمد باقر صمیمی
20 - دکتر هدی ریاضی
21 - حجة الاسلام و المسلمین سید حسن فاضلزاده - فرزند ایشان
22 - مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمین سید حسین عالمی بلخی - وزیر تجارت افغانستان
23 - مصاحبه با استاد محمد اسماعیل قاسمیار - حقوقدان و استاد دانشگاه کابل
منابع: