زندگي
«محمد تقي اديب نيشابوري» (دوم) متخلص به «راموز» در خيرآباد از قراي بلوك عشق آباد نيشابور در 1310 هجري قمري چشم به جهان گشود. نام مادرش فاطمه و پدرش اسدالله بود. اسدالله كه از دانش و فطانت بي بهره نبود، علاوه بر خياطي كه پيشه او بود مكتب داري هم مي كرد و به كودكان قرآن مي آموخت.
پدر كه محمد تقي را مستعد فراگيري علوم مي بيند در 18 سالگي براي كسب علم به مشهد مقدس مي فرستد و او سه سال در خدمت دايي بزرگوارش مرحوم شيخ محمد كدكني (در گذشته 1357 هـ.ق) كه از بزرگان علما بود با جديت به كسب علم پرداخت. از اواخر سال1333 هـ.ق در محضر درس استاد يگانه ادبيات و بلاغت اسلامي آن زمان در حوزه خراسان ـ يعني ميرزا عبدالجواد اديب نيشابوري معروف به اديب اول (درگذشته 1344 هـ.ق)ـ حاضر شد و بعد از آزمون ورودي كه به صورت شفاهي صورت مي گرفت مورد توجه و عنايت خاص ايشان قرار گرفت به طوري كه خود در 25 سالگي صاحب حوزه تدريس گرديد.
رشته هايي از علوم كه استاد در آن تبحر و يا آگاهي مكفي داشت عبارتند از: ادبيات عرب و فارسي، منطق، فلسفه، رياضيات، اصول، فقه، رجال، حديث، تفسير، طب قديم، نجوم و غرائب. اما ادبيات عرب وجه غالب تدريس ايشان بود و متون مختلفي را حدود 60 سال به صورتي كم مانند تدريس نمودند، از جلمه: شرح سيوطي، مغني، شرح مطول، شرح نظام، حاشيه ملا عبدالله، معالم و مقامات حريري.
حوزه هاي تدريس ايشان متفاوت بود: مسجد تركها، جامع گوهرشاد، مدرسه هاي سليمان خان، ميرزا جعفر و خيرات خان، آرامگاه شيخ بهايي و در واپسين سالهاي عمر در منزل مسكوني خود واقع در محله عيدگاه مشهد.
ويژگيهاي اخلاقي
خصوصيات اديب دوم خود كتابي ديگر است، چشمان نافذ و قيافه جدي، محبت پدرانه، تواضع و بي آلايشي، اخلاص در ارادت به ائمه هدي و اولياء الله و عشق به اعتلاي وطن و … از او چيز ديگري ساخته بود. حافظه اي قوي به وسعت مطالعات تمام عمر و تسلط عجيب بر اين حافظه نيز از ديگر خوصياتش بود.
«داراي روحيات كم نظيري بودند: قناعت، مناعت طبع و استغنا از خلق و در اوايل امر رها كردن موقعيتها و پستهاي پول خيز و عمر را در بست و با اخلاص تمام در خدمت دين گذاشتن»
از دريافت وجوهات شرعيه براي گذران زندگي خودداري مي كرد و امرار معاش با دريافت حق التدريس اندكي بود كه از طلاب مي گرفت و چون از سال 1341 به عنوان مدرس آستان قدس رضوي مشغول خدمت گرديد ديگر حق التدريس مرسوم را از شاگردان نگرفت.
مردمي زيست و شيفته هيچ جاه و مقامي نگشت؛ زماني به يكي از كارمندان دولت گفته بود «اين ميزها مانند زنان روسپي اند، هر روز دست كسي هستند، فريفته آنها نشويد».
آثار:
مكتوبات استاد اعم از نظم و نثر قبل از سال 1365 هـ.ق تاليف شده و آنچه باقي مانده بر دو دسته است:
الف ـ نظم:
به غير از ديوان اشعار كه چهار هزار بيت است، منظومه هايي عرفاني از ايشان به يادگار مانده كه عبارتند از:
1ـ آيين نامه
2ـ آسايش نامه
3ـ حديث جان و جانان
4ـ ستايش نامه
5ـ طريقت نامه
6ـ فيروزي جاويد
7ـ گوهر تابنده
8ـ مجمع راز و منبع نياز
9ـ يعقوبيه
ب ـ نثر:
1ـ تاريخ ادبيات عرب
2ـ تاريخ ادبيات ايران (تا حكيم ناصرخسرو)
3ـ تابش جان و بينش روان (در حكمت الهي)
4ـ البدايه و النهايه (در حكمت)
5ـ گوهرنامه و رساله قافيه
6ـ آرايش سخن (در علم بديع)
از تاليفات استاد مجموعه اي شامل تاريخ ادبيات عرب،رساله قافيه، آرايش سخن و چند قصيده و غزل به نام « گوهر دانش » در 1337 ش به چاپ رسيده است.
وفات:
در زمستان سال 1347 ش. هنگام رفتن به مدرس به زمين خورده دچار شكستگي پا شدند و همين حادثه موجب شد كه خانه نشين شده و بالاخره در 21 آذرماه 1355 ش (بيستم ذي الحجه 1396 هـ.ق) به رفيق اعلي پيوست و به همت بعضي از شاگردانش در ايوان آخرين غرفه جنوب غربي صحن عتيق (انقلاب) رضوي به خاك سپرده شد:
كتابخانه شخصي استاد بنا به سفارش خودشان به آستان قدس رضوي اهدا گرديد.
منابع:
1. کتاب منتخب اشعار اديب نيشابوري/ به اهتمام فرزندان، چاپ اول ـ بهار 1380
2. http://abarshahr.blogfa.com/post-41.aspx