باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
محمد ساعد  مراغه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




محمد ساعد مراغه: فرزند شيخ احمد قاضي زاده، در يكي از قراء مراغه در 1260 متولد شد و به همراه پدرش به قفقاز رفت و تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در تفليس به اتمام رسانيد و براي ادامة تحصيل عازم پترزبورگ گرديد و مدرسة عالي علوم سياسي و حقوق آنجا را تمام كرد. مدتي نيز در فرانسه و آلمان به تحصيل اشتعال داشت و به خدمت در وزارت امور خارجه درآمد. ساعد از 1282 الي 1300 در شهرهاي مختلف قفقاز با سمت كارمند و نايب كنسول و كنسول انجام وظيفه مي‌نمود تا اينكه در اين سال ماموريت جديدي به او محول گشت و كنسول ايران در آنكارا گرديد. مأموريت ساعد در تركيه نيز طولاني شد و يازده سال در آنجا سكونت داشت و غالباً مستشار سفارت و يا در غياب سفراي كبار، امور سفارت را اداره مي‌كرد.
ساعد در اين مدت زير دست رجالي مانند سيد محمد صادق طباطبائي و ذكاء الملك فروغي و مستشارالدوله صادق كه عنوان سفارت داشتند، به رموز كار و اصول سياست آشنائي يافت و از تجارب سياسي و اداري به حد كافي بهره‌مند گرديد.
در 1311 ساعد به ايران احضار شد و بنا به پيشنهاد علي اصغر زرين كفش كفيل وزارت كشور، به آن وزارتخانه رفت و به استانداري رضائيه منصوب شد و مدت دو سال در آنجا با رويه دائمي خود يعني محافظه‌كاري، امور استانداري را اداره نمود. در 1313 به تهران بازگشت و مجدداً به وزارت خارجه رفت و ابتدا رئيس ادارة شرق و بعد مدير كل آنجا شد و بعد با سمت وزير مختار شارژ دافر شوروي شد. بالاخره در 1316 به وزير مختاري ايران در رم رسيد و در 1318 سفير كبير ايران در شوروي شد.
در واقعة شهريور 1320 كه منجر به اشغال ايران از طرف قواي شوروي و انگليس گرديد، ساعد در مسكو بود و شب سوم شهريور ماه 1320، مولوتف وزير خارجه شوروي او را احضار كرد و از حملة قواي كشور خود به ايران،‌ساعد را مطلع ساخت.
ساعد تا اسفندماه 1320 در پست سفارت ايران در شوروي باقي ماند تا اينكه سهيلي او را براي عضويت كابينة خود دعوت نمود. ساعد به تهران آمد و به وزارت امور خارجه رسيد. در كابينة قوام السلطنه، ساعد همچنان وزير خارجه ايران بود و در نخست وزيري دورة دوم سهيلي، ساعد وزارت خارجه را بر عهده داشت.
از وقايع عمده دوران وزارت خارجه او ورود سران سه كشور بزرگ به تهران است. ساعد در مقام وزارت خارجه، وسيلة سفراي سه كشور (شوروي،‌آمريكا و انگليس) از كنفرانس تهران استحضار يافت و سهيلي نخست وزير را در جريان امر قرار داد. در همين كنفرانس با تلاش ساعد و سهيلي، تضمين نامه براي كشور ما صادر شد.
پس از افتتاح دورة چهاردهم مجلس شوراي ملي، با وجودي كه سهيلي نخست وزير و تدين وزير كشورش مساعي لازم را براي توفيق دوستان خود به كار برده بودند، ولي چهرة جديد مجلسيان كه تا دو سال ديگر خيالشان راحت بود، در مقابل سهيلي به نحو ديگري جلوه‌گري نمود (و تدين وزير كشورش مساعي لازم را براي توفيق دوستان خود به كار برده بودند، ولي چهره جديد مجلسيان كه تا دو سال ديگر خيالشان راحت بود، در مقابل سهيلي به نحو ديگري جلوه‌گري نمود) و سهيلي كه متكي به اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان بود، پس از استعفا كه هنگام افتتاح مجلس صورت مي‌گيرد، نتوانست رأي اعتماد بگيرد و لاجرم از نخست‌وزيري كنار رفت. ساعد به مناسبت نقش عمده‌اي كه در سمت وزارت امور خارجه در مدت دو سال متوالي داشت و با عنايت به اين نكته كه سال‌ها در كشور شوروي در مأموريت‌هاي مختلف انجام وظيفه نموده و بهتر مي‌توانست با اولياي آن كشور كنار بيايد، مورد تمايل نمايندگان قرار گرفت و فرمان نخست‌وزيري او صادر شد و مقارن نوروز سال 1323 ساعد زمامدار شد و كابينه خود را تشكيل داد ولي چون كابينه او مقبول نمايندگان واقع نشد، ناچار در مقام ترميم برآمد و يك هفته بعد از نخست‌وزيري در كادر وزيران خود تغييراتي داد و تا آذر 1323 بر سر كار بود و سه بار كابينه خود را ترميم نمود. ساعد در هر سه كابينه پست وزارت خارجه را برعهده داشت.
از حوادث مهمي كه در دوران زمامداري او پيش آمد، رشد بعضي از احزاب و ايجاد تشنجات در شهرهاي مختلف بود. همچنين در دوره زمامداري او طرح نمايندگان مجلس درباره مذاكرات نفت و تحريم آن به تصويب رسيد.
در آذرماه 1323 جاي خود را به يكي از وزراي مشاورش (سهام‌السلطان بيات) كه مورد تأييد اقليت چهل نفري مجلس چهاردهم بود، داد و خود به مسافرت رفت. ساعد در دوران زمامداري قوام‌السلطنه به ايران بازگشت و در انتخابات دوره پانزدهم مجلس كانديداي رضائيه شد و به وكالت از طرف مردم آن شهرستان به پارلمان راه يافت. در آبان‌ماه 1327 مجلس به زمامداري محمد ساعد مراغه رأي داد و از طرف نمايندگان دوره پانزدهم، به نخست‌وزيري رسيد و كابينه خود را تشكيل داد. در اين كابينه، پست وزارت كشور را عهده‌دار شد و قريب يك سال امور وزارتخانه را سرپرستي مي‌نمود تا اينكه دكتر اقبال را به وزارت كشور برگزيد. وي تا فروردين 1329 نخست‌وزير بود. تشكيل مجلس مؤسسان دوم و همچنين انتخابات دوره شانزدهم مجلس و دوره اول سنا در دوران او انجام گرفت. همچنين هيئت تصفيه كارمندان كه در دوران رزم‌آرا ليست آن منتشر شد، مربوط به دوره زمامداري ساعد است. ساعد در دوره نخست‌وزيري، چند بار مورد استيضاح قرار گرفت. وي نيز مانند قوام‌السلطنه و سهيلي چندروزي پس از تشكيل مجلس كه انتخاباتش را خود انجام داده بود، كنار رفت و چندين بار اعلام جرم عليه او گرديد ولي ساعد مردي پاكدامن و وطن‌پرست بود و هيچ‌گونه نسبتي به او صحيح به نظر نمي‌ رسيد.
محمد ساعد مراغه پس از استعفا از نخست‌وزيري، در ارديبهشت سال 1329 سناتور انتصابي رضائيه شد ولي دو ماه بعد با سمت سفير كبير عازم تركيه گرديد و در اوايل سال 1331 از كار كنار رفت. در دوره دوم سنا كه در اسفند 1332 صورت گرفت، ساعد مجدداً سناتور رضائيه شد و چهارسال در مجلس سنا، سناتور شد و اين مقام را در دوره پنجم نيز احراز كرد. مدتي هم سفير ايران در دربار واتيكان بود.
ساعد مجموعاً دو بار نخست‌وزير و هشت مرتبه وزير امور خارجه و يك بار وزير كشور و چهارمرتبه سفيركبير و وزير مختار و چهار دوره نماينده مجلس سنا و يك بار هم وكيل مجلس بوده است. ساعد ديپلماتي ورزيده و سياستمداري عاقل بود و ظاهراً در بين مردم به سادگي و بلاهت معروفيت داشت. درحالي كه هوش و ذكاوت وي در بين رجال ايران ضرب‌المثل است. ساعد مردي فوق‌العاده زرنگ بود و نسبت سوءاستفاده و رشوه به وي داده نشده است. به افكار عمومي عقيده داشت و غالباً در دوران نخست‌وزيري خود، وزيراني انتخابي مي‌نمود كه در بين مردم وجهه داشتند. به آذربايجان و آذربايجاني علاقمند و به زبان‌هاي روسي و فرانسه مسلط بود. انگليسي را نيز تا حدي مي‌دانست. تركي استانبولي را نيز به رواني صحبت مي‌كرد. با وجودي كه لهجه تركي داشت، ليكن فارسي را بخوبي مي‌نوشت. تحصيلات عاليه او در رشته حقوق و علوم سياسي در دانشكده تفليس و پطرزبورگ و سويس انجام گرفته بود.
ساعد در 1352 در 91 سالگي در تهران درگذشت و طبق وصيت‌نامه‌اي كه در زمان حيات تنظيم نموده بود، او را در گورستان عمومي بدون نام و نشان دفن كردند. پس از مرگ به هيچ وجه مالي از او باقي نماند.
 
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 3، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380
 
 

    207 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   حكومت پهلوي (170)

مطالعات منطقه اي
●   ایران (788)
●   مراغه (0)

تصاوير

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب