مایکل اوکشات (Michael Oakeshott) در 11 دسامبر 1901 در شفیلد انگلستان متولد شد. پدرش کارمند دولت و از اعضای سرشناس گرایش سوسیالیستی معتدل بود كه در سال 1884 در انگلستان تشكیل شد و در واقع پایه حزب كارگر محسوب میشود. تحصیلات ابتدایی خود را از سال 1912 تا 1920 در مدرسه جرج هارپن دن گذراند، او 1920 برای تحصیل در رشته تاریخ وارد کمبریج شد؛ دورهای که آغاز شکوفایی او بود. بسیاری از استادان بزرگ کمبریج او را ستودند. او موفق شد مدرک فوق لیسانس خود را در 1923 در رشته تاریخ از کمبریج بگیرد و پس از مدتی به عنوان یك مورخ در این دانشگاه استخدام شود.
او همواره منتقد بسیاری از مورخان بزرگ كمبریجی بود. از جمله این افراد ای. اچ. كار، مورخ اتحاد جماهیر شوروی بود. اوكشات مدعی آن بود كه او دیدگاههای طرفداران بلشویك را پذیرفته است. اوكشات از مخالفان ماركسیسم و سوسیالیسم بود. این مخالفت او در سخنرانیاش در دهه 1930 نیز جلوهگر است.
در پی جنگ جهانی دوم، اوكشات در سال 1941 به ارتش بریتانیا پیوست. اوكشات پس از جنگ، بارها رهبری سیاسی بریتانیا را زیر سوال برد و جدلهای بسیاری را برانگیخت. برخی بر این باورند كه او در این موضع به سمت سوسیالیسم گراییده است. در 1945 پس از برقراری صلح به كمبریج بازگشت، اما دوسال بیشتر آنجا نماند. در 1947 به آكسفورد رفت و نزدیك به یكسال آنجا تدریس كرد. پس از آن وارد مدرسه اقتصادی لندن شد و از 1950 تا زمان بازنشستگی در 1969 به تدریس علوم سیاسی مشغول شد. او درجه فوق لیسانس تاریخ افكار سیاسی را در این مدرسه پایهگذاری كرد و تا 70 سالگی ریاست این كرسی را برعهده داشت.
اوكشات پس از آنكه بازنشسته شد، برای ادامه زندگی یك كلبه روستایی را برگزید؛ تصمیمی كه به روحیات، افكار و ایدههای او در مخالفت با زندگی مدرن باز میگشت. او سرانجام در 19 دسامبر 1990 در خانه روستایی خویش درگذشت.
آثار اوکشات
اوكشات، آثار بسیاری را نوشت. آثار او را در نثر انگلیسی بیهمتا میدانند. روش كار اوكشات در نویسندگی، بر مقالهنویسی متمركز است. آثار او، هر یك مشتمل بر چندین مقاله است كه حول موضوعی واحد اشتراك مییابند. برخی این روش او را برگرفته از اندیشههای خاصش میدانند كه میكوشید از تئوریپردازیهای دورودراز و افتادن به دام انتزاعات اجتناب كند. آثار او بهصورت ممتد و سریع چاپ نشد، چراكه اصراری برای انتشارشان نداشت.
اولین کار اوکشات، «تاریخ چیست؟» بود. این اثر پس از مرگ اوکشات در سال 2004 انتشار یافت. این کار در واقع، انعکاسی از مطالعات تاریخی او بود. نخستین كتاب اوكشات در 1933 در حالی كه بیش از 30سال نداشت به چاپ رسید و مایه شهرت او شد: «تجربه و شیوههای آن. این کتاب در زمینه فلسفه عمومی و متافیزیك است و رد پای افکار متفکرانی چون هگل، برادلی، پلاتو و اسپینوزا را میتوان در آن یافت.
روش اوكشات در این كتاب، تمییز فلسفه، از شیوههای گوناگون تجربه است. شیوههای گوناگونی كه اوكشات در كتاب خود برشمرده است، عبارتند از: تاریخ، علم و عمل. همه آثار اوكشات جدلی نبود. مثلا در اثری با عنوان «آوای شعر در گفتوگوی بشر» به این نتیجه میرسد كه باید تجربه هنری را به فهرست روشهای تجربه كه قبلا آنها را در قالب تاریخ، علم و عمل برشمرده بود، اضافه كند. این اثر در سال 1959 به چاپ رسید.
«هابز و اجتماع مدنی»كتابی است با چندین مقاله درباره هابز كه در 1979 چاپ شد. اوكشات از هواخواهان توماس هابز بود. او «لویاتان» هابز را كه خود آن را ویراستاری كرده است (1996)، «بزرگترین و احتمالا یگانه شاهكار فلسفه سیاسی میداند كه به زبان انگلیسی نوشته شده است». از نظر او هابز، یك عقلانیتگراست؛ اما نه از آن نوعی كه او در «عقلانیتگرایی در سیاست» توصیف كرده است.
از دیدگاه اوكشات، هابز یك عقلانیتگرای فلسفی است تا یك عقلانیتگرای سیاسی. هابز، اگرچه ممكن است كه در برخی از مولفههای جهانبینی ماتریالیستی و مكانیكی با برخی بنیانگذاران حقیقی علوم اجتماعی سهیم باشد، اما تعبیر مكانیكی وی از جهان، نتیجه محدودی است از یك تصور فلسفی از جهان و نه با هدف توجیه فلسفی.
منابع:
1. روزنامه کارگزارن 14/6/87