باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 60 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چراغعلی خان‌  زنگنه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




چراغعلی‌خان‌ زنگنه، از بزرگان‌ طایفه زنگنه‌ و از رجال‌ دربار ناصرالدین‌شاه‌ قاجار. در برخی‌ منابع‌، او را چراغعلی‌خان‌ زنگنه كرمانشاهانی‌ و كلهر نیز ذكر كرده‌اند. از تاریخ‌ تولد و آغاز زندگی‌ وی‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌. نخستین‌ اطلاع‌ در باره وی‌ آن‌ است‌ كه‌ در 1259 به‌ همراه‌ میرزاتقی‌خان‌ وزیرنظام‌ (بعداً امیركبیر)، برای‌ تعیین‌ حدود ایران‌ و عثمانی‌، به‌ ارزنه الروم‌ رفت‌ و در شورشی‌ كه‌ در این‌ شهر، در رجب‌ 1262، بر ضد هیئت‌ ایرانی‌ روی‌ داد، زخمی‌ شد.

چراغعلی‌خان‌ در 1264، در نخستین‌ مأموریت‌ مهم‌ خود، به‌ اصفهان‌ رفت‌. در آن‌ زمان‌، سلیمان‌خان‌ حاكم‌ اصفهان‌ بود و میرزا عبدالوهاب‌ گلستانه‌ وزارت‌ او را برعهده‌ داشت‌ ولی‌ میرزاعبدالحسین‌ سررشته‌دار مدعی‌ وزارت‌ اصفهان‌ بود. بنابراین‌، چراغعلی‌خان‌ از طرف‌ امیركبیر مأمور شد كه‌ به‌ اصفهان‌ برود، موقعیت‌ میرزا عبدالوهاب‌ را در وزارت‌ تثبیت‌ كند و میرزا عبدالحسین‌ را به‌ تهران‌ ببرد. ولی‌ او، برخلاف‌ مأموریت‌ خود و از ترس‌ شورش‌ طرفداران‌ میرزاعبدالحسین‌ اعلام‌ كرد كه‌ میرزا عبدالحسین‌ وزیر است‌ و میرزا عبدالوهاب‌ باید به‌ تهران‌ برود.

در 1265 در شورش‌ محمدحسن‌خان‌ سالار در خراسان‌ نیز امیركبیر چراغعلی‌خان‌ را مأمور خاتمه‌ دادن‌ به‌ این‌ ماجرا كرد. او در این‌ مأموریت‌ موفق‌ نبود و سالار وساطت‌ وی‌ را نپذیرفت‌. چراغعلی‌خان‌ كه‌ جانش‌ در خطر بود، با ترفند از مشهد خارج‌ شد. سرانجام‌ پس‌ از تصرف‌ مشهد به‌دست‌ نیروهای‌ دولتی‌، وقتی‌ سالار و پسران‌ و برادرش‌ به‌ حرم‌ امام‌ رضا علیه‌السلام‌ پناه‌ بردند و در آنجا بست‌ نشستند، چراغعلی‌خان‌ به‌ فرمان‌ حسام‌السلطنه‌، سالار را از بست‌ بیرون‌ آورد و به‌ لشكرگاه‌ برد. چراغعلی‌خان‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ تهران‌، نشان‌ سرهنگی‌ و منصب‌ قوللر آقاسی‌باشی‌ گرفت.

در 1267، چراغعلی‌خان‌ به‌ نیابت‌ حكومت‌ اصفهان‌ منصوب‌ شد. او اصفهان‌ را آرام‌ كرد و اشرار آن‌ منطقه‌، از جمله‌ كریم‌ اروجنی‌ (بروجنی‌)، را دستگیر كرد و به‌ تهران‌ فرستاد. او همچنین‌ گروهی‌ از پیروان‌ علی‌ محمد باب‌ را دستگیر كرد، برخی‌ از علمای‌ اصفهان‌ را حاضر ساخت‌ كه‌ با آنان‌ سخن‌ بگویند ولی‌ چون‌ تغییری‌ در اعتقادشان‌ به‌ بابیت‌ سیدعلی‌محمد پدید نیامد، دستور كشتن‌ آنها را صادر كرد. ظاهراً سیاست‌ چراغعلی‌خان‌ در اداره امور اصفهان‌ سبب‌ رونق‌ كشاورزی‌ این‌ منطقه‌ شده‌ بود. او در دوره حكومتش‌ در اصفهان‌، به‌ فرمان‌ ناصرالدین‌شاه‌، پل‌ خواجو و عمارت‌ هزارجریب‌ را تعمیر كرد و جبه‌خانه‌ای‌ نیز در این‌ شهر ساخت‌. در همین‌ سال‌، ناصرالدین‌شاه‌ به‌ اصفهان‌ رفت‌ و اندكی‌ بعد چراغعلی‌خان‌ نشان‌ سرتیپی‌ گرفت‌. او تا 1271 در اصفهان‌ بود و در آن‌ سال‌ به‌ تهران‌ بازگشت‌.

چراغعلی‌خان‌ در 1272 برای‌ دستگیری‌ قاتلان‌ عباسقلی‌خان‌، حاكم‌ بسطام‌ و شاهرود، به‌ آنجا رفت‌ و پس‌ از دستگیری‌ پانزده‌ تن‌ از عاملان‌ قتل‌ به‌ تهران‌ بازگشت‌. او پس‌ از این‌ مأموریت‌، نشان‌ سوم‌ میرپنجگی‌ گرفت‌ و حاكم‌ خمسه‌ و زنجان‌ شد. چراغعلی‌خان‌ در حكومت‌ خمسه‌ نیز با مردم‌ حسن‌ سلوك‌ داشت‌ و رضایتمندی‌ مردم‌ از وی‌ در روزنامه وقایع‌اتفاقیه‌ منعكس‌ شده‌ است‌. وی‌ در 1276 ملقب‌ به‌ سراج‌الملك‌ شد.

در 1279، به‌ ریاست‌ دیوانخانه نظام‌ و بیگلربیگی‌گری‌ اصفهان‌ منصوب‌ شد كه‌ تا 1281 بر آن‌ مقام‌ بود و در این‌ سال‌ به‌ ریاست‌ احتساب‌ (شهرداری‌) تهران‌ تعیین‌ شد. از این‌ سال‌ به‌ بعد، راجع‌ به‌ چراغعلی‌خان‌ اطلاعی‌ نیست‌. احتمالاً مرگ‌ وی‌ پیش‌ از 1299 رخ‌ داده‌ است‌، زیرا در آن‌ سال‌ لقب‌ او را به‌ میرزارضاقلی‌ ایروانی‌، پیشكار ظل‌السلطان‌، دادند.

كنت‌ دوگوبینو، از اعضای‌ سفارت‌ فرانسه‌ در ایران‌، در سفر خود به‌ اصفهان‌ با چراغعلی ‌خان‌ ملاقات‌ كرد. گوبینو او را مردی‌ خوش‌قیافه‌، باهوش‌ و شریف‌، متمدن‌، آداب‌دان‌ و با اصل‌ و نسب‌ معرفی‌ كرده‌ است‌. مورخان‌ این‌ دوره‌ نیز چراغعلی‌خان‌ را فردی‌ كاردان‌، زیرك‌ و باكفایت‌، دست‌ پرورده امیركبیر و معتمد وی‌ ذكر كرده‌اند.

 

منابع‌:

فریدون‌ آدمیت‌، امیركبیر و ایران، تهران‌1354ش‌؛ محمدحسن‌بن‌ علی‌ اعتمادالسلطنه‌، تاریخ‌ منتظم‌ ناصری‌ ، چاپ‌ محمداسماعیل‌ رضوانی‌، تهران‌ 1363ـ1367 ش‌؛ همو، المآثر و الا´ثار، در چهل‌ سال‌ تاریخ‌ ایران‌، چاپ‌ ایرج‌ افشار، ج‌ 1، تهران‌: اساطیر، 1363 ش‌؛ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، میرزاتقی‌خان‌ امیركبیر، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1363 ش‌؛ امیركبیر، نامه‌های‌ امیركبیر؛ به‌ انضمام‌ رساله نوادرالامیر، چاپ‌ علی‌ آل‌داود، تهران‌1371ش‌؛ محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ خورموجی‌، حقایق‌ الاخبار ناصری، چاپ‌ حسین‌ خدیوجم‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ روزنامه وقایع‌ اتفاقیه، ش‌ 383، 20 شوال‌ 1273، ش‌ 405، 27 ربیع‌الاول‌ 1275، ش‌ 414، غره جمادی‌ الثانیه‌ 1275، ش‌ 443، 18 محرّم‌ 1276، ش‌ 453، 28 ربیع‌الا´خر 1276؛ محمدتقی ‌بن‌ محمدعلی‌ سپهر، ناسخ‌ التواریخ‌: تاریخ‌ قاجاریه، چاپ‌ جمشید كیانفر، تهران‌ 1377 ش‌؛ ژوزف‌ آرتور گوبینو، سه‌ سال‌ در آسیا 1855ـ1858،ترجمه عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوی‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ حسین‌ محبوبی‌ اردكانی‌، تعلیقات‌ حسین‌ محبوبی‌ اردكانی‌ بر المآثر و الا´ثار، در چهل سال‌ تاریخ‌ ایران‌، چاپ‌ ایرج‌ افشار، ج‌ 2، تهران‌: اساطیر، 1368 ش‌؛ رضاقلی‌بن‌ محمد هادی‌ هدایت‌، ملحقات‌ تاریخ‌ روضه الصفای‌ ناصری‌، در میرخواند، ج‌ 8 ـ10؛

EIr . s.v. "Čerāg ـ Al Khan Serāj-al-Molk Zangana" (by Denis M. MacEoin).

 

● برگرفته از دانشنامه جهان اسلام http://www.encyclopaediaislamica.com نوشته فهیمه‌ علی‌بیگی

 
 

    70 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   حكومت قاجار (38)

مطالعات منطقه اي
●   ایران (789)

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب