ابوقيسبنفاكِهبنمغيرهقريشى: از تيره بنىمخزوم و از اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله)
او از تيره بنىمخزوم[1] و يكى از 7[2] يا 5 تن[3] مسلمانى است كه در مكّه به پيامبر(صلى الله عليه وآله)گرويده؛ امّا هنگام هجرت حضرت به مدينه، از طرف پدران و اقوام خويش از هجرت بازداشته و زندانى شدند و اندك اندك فريفته شده،[4] يا در برابر شدت شكنجههاى مشركان تاب نياورده، از اسلام برگشتند.[5] از جزئيات زندگى ابوقيسدر اين دوره و پيش از آن، بيش از آنچه بيان شد، اطلاعى در دست نيست.
وى در سپاه مشركان مكّه، در جنگ بدر (دومهجرى) حضور يافت و به دست حمزةبن عبدالمطلب[6] يا على بنابىطالب (به گفته ابناسحاق) و يا بهدست عمار بنياسر (به گفته ابنهشام)[7] كشته شد. واقدى چگونگى كشته شدنش را چنين گزارش مى كند: چون بنىمخزوم در جنگ بدر، شدت خشم مسلمانان را درباره ابوجهل دريافتند، براى حفظ جان او، لباس جنگىاش را به تن عدهاى كردند تا مسلمانان را بفريبند و ابوقيس يكى از افرادى بود كه لباس ابوجهل بر تنش پوشانده شد و حمزه، به تصوّر اينكه ابوجهل است، بر او حمله برد و به قتلش رساند.[8] در هر صورت ابوقيس در جنگ بدر و در حال كفر كشته شد.[9]
ابوقيس در شأن نزول:
مفسران در ذيل دو آيه، از ابوقيس سخن بهميان آوردهاند:
1. درذيل آيه97 نساء/4: «اِنَّ الَّذينَ تَوَفّـهُمُ المَلـئِكَةُ ظالِمى اَنفُسِهِم قالوا فيمَ كُنتُم قالوا كُنّا مُستَضعَفينَ فِى الاَرضِ قالوا اَلَم تَكُن اَرضُ اللّهِ وسِعَةً فَتُهاجِروا فيها فَاُولـئِكَ مَأوهُم جَهَنَّمُ وساءَت مَصيرا= كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مىستانند؛ درحالىكه بر خويشتن ستم كرده بودند. از آنها مىپرسند: در چه كارى بوديد؟ گويند: ما در روى زمين مردمى زبون گشته بوديم. فرشتگان گويند: آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد؟ مكان اينان جهنّم و آن بد فرجامى است.» طبرى مىگويد: آيه درباره عدهاى از جوانان مرتد، ازجمله ابوقيسبنفاكه نازل شده است.[10]
طبرسى به نقل از ابوحمزه ثمالى آورده است كه آيه درباره گروهى از مردم است كه به اسلام گرويده بودند؛ امّا در بدر با مشركان همراه شدند و گويا ابوقيسبن فاكه ازجمله آنان بودهاست.[11]
2. طبرى در ذيل آيه 49 انفال/8 از مجاهد نقل كرده است كه آيه، درباره گروهى از قريش ازجمله ابوقيس است.[12] طبرسى[13] و آلوسى[14] نيز آيه را در همين باره دانستهاند. مجلسى، تفصيل داستان شأن نزول را چنين آورده است: عدهاى از جوانان قريش در مكّه اسلام آوردند؛ امّا پدرانشان، آنان را زندانى كردند و مانع هجرتشان شدند. آنان [هنگامه] بدر با قريش خارج شدند؛ درحالىكه در ترديد و نفاق بودند. ازجمله آنان ابوقيسبنفاكه بود. اينان چون به ياران اندك رسول خدا نظر كردند، گفتند: اينان تهىدستاناند و دينشان آنان را فريفته و هم اكنون كشته مىشوند كه خداوند اين آيه را درباره آنان نازل فرمود: «اِذيَقولُ المُنـفِقونَ والَّذينَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ غَرَّ هـؤلاءِ دينُهُم و مَن يَتَوَكَّل عَلَىاللّهِ فَاِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيم= منافقان و كسانىكه در دل بيمارى دارند، گفتند: اينان را دينشان فريفته است و هركس به خدا توكل كند، همانا خداوند با عزت و حكمت است».[15]
منابع
بحارالانوار؛ تاريخ اليعقوبى؛ جامعالبيان عن تأويل آى القرآن؛ جمهرة انسابالعرب؛ روحالمعانى فىتفسير القرآن العظيم؛ السيرة النبويه، ابنهشام؛ مجمعالبيان فى تفسير القرآن؛ المغازى
پی نوشت:
[1]. السيرة النبويه، ج2، ص641.
[2]. المغازى، ج1، ص72.
[3]. تاريخ يعقوبى، ج2، ص28.
[4]. السيرة النبويه، ج2، ص641.
[5]. تاريخ يعقوبى، ج2، ص28.
[6]. المغازى، ج1، ص150.
[7]. السيرة النبويه، ج2، ص711.
[8]. المغازى، ج1، ص86.
[9]. جمهرةانسابالعرب، ص144.
[10]. جامعالبيان، مج4،، ج5، ص317و319.
[11]. مجمعالبيان، ج3، ص150.
[12]. جامعالبيان، مج6، ج10، ص29.
[13]. مجمعالبيان، ج4، ص846.
[14]. روحالمعانى، مج6، ج10، ص23.
[15]. بحارالانوار، ج19، ص255.
● برگرفته از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com نوشته سيد عليرضا واسعى