باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 21 مهر 1387 كاربران برخط 101 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
راينهولت  نيبور
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




راينهولت نيبور از شخصيت هاى مطرح در ميان الهيات دانان آمريكايى قرن بيستم محسوب مى شود. او خود را يك واعظ و فعال اجتماعى مى شمرد اما تأثير انديشه هاى الهياتى اش در قلمرو اخلاق اجتماعى و جامعه از وى چهره اى مهم ساخته است.
 
زندگی
راينهولت نيبور Reinhold Niebuhr در ۲۱ژئن ۱۸۹۲ در آمريكا به دنيا آمد. پدرش فردى روحانى بود كه از آلمان به آمريكا مهاجرت كرده بود. مادرش هم دختر يك مبلغ مذهبى بود. بدين ترتيب نيبور در جوى دينى رشد كرد و تربيت شد. پدرش معتقد بود كه مسيحيان براى بهبود و اصلاح اجتماعى نيز بايد تلاش كنند. نيبور با تأثيرپذيرى قوى از پدرش تصميم گرفت مثل او در سلك كشيشان درآيد.
او از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۰ تحصيلات الهياتى خود را در مراكز مختلف مذهبى پى گرفت. پس از فراغت از تحصيل در مدرسه علمى ايدن، به خاطر مرگ ناگهانى پدرش در ۱۹۱۳ با مشكل مالى جدى روبرو شد. در همان سال در مجمع روحانيان پروتستان انجيلى در سلك كشيشى درآمد. سپس وارد مدرسه مذهبى ييل شد و در ۱۹۱۴ در رشته الهيات ليسانس گرفت و در ۱۹۱۵ مدرك فوق ليسانس خود را در همين رشته از دانشگاه ييل دريافت كرد.
زندگى حرفه اى نيبور با فعاليتهاى مذهبى به عنوان كشيش در مراكز مختلف شروع شد و ادامه پيدا كرد كه با استقبال شايان توجهى روبرو شد. در ۱۹۲۸ به مدرسه الهياتى يونيون در نيويورك وچندى بعد هم به دانشگاه كلمبيا پيوست. در ۱۹۳۰ انجمن مسيحيان سوسياليست را تأسيس كرد. در ۱۹۳۵ اولين شماره فصلنامه مسيحيت و جامعه را منتشر ساخت.
نيبور در بسيارى نهادهاى مربوط به كارگران، اتحاديه هاى كارگرى و كشاورزى و در جهت حمايت از حقوق آنان فعاليت داشت. او دركنار فعاليتهاى گسترده اجتماعى به فعاليتهاى خاص الهياتى و مذهبى هم مى پرداخت. كتاب انسان اخلاقى و جامعه غيراخلاقى (نيويورك۱۹۳۲) در مباحث مربوط به اخلاق اجتماعى نقشى دوران ساز ايفا كرد.
شهرت بين المللى نيبور با شركت او در كنفرانس آكسفورد به نام زندگى و كار (۱۹۳۷) و نيز سخنرانى هايش در مجموعه گيفورد در دانشگاه ادينبورگ (۱۹۳۹) بالا گرفت.
پس از شعله ور شدن آتش جنگ جهانى دوم نيبور از حمايت آمريكا از بريتانيا و فرانسه بدون دخالت نظامى طرفدارى كرد. پس از حمله به پرل هاربر از جنگ حمايت كرد اما در عين حال به انتقاد از بمباران گسترده شهرهاى آلمان و ژاپن پرداخت. پس از جنگ مشاور يكى از مراكز سياستگذارى دولتى به سرپرستى جورج كنن شد و در كنار فعاليتهاى دينى به فعاليتهاى سياسى خود ادامه داد.
نيبور در ۱۹۷۱ ديده از جهان فرو بست.
 
اندیشه
کتاب انسان اخلاقى و جامعه غيراخلاقى (نيويورك، ۱۹۳۲) شهرت نيبور را به عنوان انديشمندى بزرگ تثبيت كرد. عنوان اين كتاب كه به تصديق نيبور به دلايل تربيتى واصلاح گرايانه چنين جنبه مبالغه آميز داشت حاكى از موضوع و محتواى كتاب است. شكاف و فاصله اى كه ميان فعاليت افراد در روابط شخصى شان و در جمع (ملتها، طبقات، انجمن ها، شركتها و نظاير اينها) وجود دارد. انسان اخلاقى و جامعه غيراخلاقى در دوران بحرانهاى بزرگ نوشته شد. نيبور در اين كتاب بر ضرورت سياستگذارى به منظور تأمين عدالت اجتماعى به سبب سرشت گناه آلود انسان يعنى خود محورى افراد و گروهها پاى فشرد.
او قائل به آن بود كه عقل براى برطرف ساختن بى عدالتى هاى اجتماعى تنگناها و محدوديت هايى دارد زيرا عقل همواره خادم خواسته هاى فردى در موقعيت هاى اجتماعى است. اين در واقع نقد او بود بر الهيات مسيحى ليبرال كه به توانايى عقلانى انسانها براى اخلاقى زيستن اعتقادراسخ داشت. نيبور دوگانگى اخلاقى ميان فرد و گروه را مفروض مى گيرد و معتقد است كه پذيرش و تن دادن به خودمحورى گروههاى اجتماعى واقعيت اجتناب ناپذير زندگى ماست. به ديد او افراداين توانايى اخلاقى را دارند كه علايق و خواستهاى ديگران را در نظر بگيرند و حتى وقتى خواستهاى ديگران با خواستهاى خودشان در تعارض بود به نفع آنها عمل كنند. افراد مى توانند خودمحور و منفعت پرست نباشند اما درجامعه اى متشكل ازگروههاى مختلف افراد، پرداختن به علايق و خواستهاى گروهها توسط قواى عقلانى انسان دشوار است زيرا گروهها مجموعه اى از خواستها و انگيزه هاى خودخواهانه افرادند و از نگرش غيرخودخواهانه آنها نسبت به ديگران حكايت نمى كنند. در واقع خودمحورى و نفع پرستى افراد در گروهها شدت بيشترى پيدا مى كند. نيبور در اين باره مى نويسد: «در هر گروه انسانى دليل كمى براى هدايت و كنترل انگيزه ها و خواستها، قابليت كمى براى تعالى معنوى و توانايى ناچيزى براى درك و فهم نيازهاى ديگران وجوددارد به همين خاطر خودمحورى در گروهها نسبت به خودمحورى در روابط شخصى افرادى كه آن گروهها را تشكيل داده اند عنان گسيخته تر و شديدتر است. نيبور از اينجا نتيجه مى گيرد كه «همه مناسبات و همكاريهاى اجتماعى اى كه در مقياسى وسيع تر از فعاليت خصوصى ترين گروههاى اجتماعى صورت مى گيرد نيازمند ميزانى از اجبار است. هر گروهى مانند هر فرد داراى تمايلات فزاينده اى است كه ريشه در غريزه بقا دارد و ديرى نمى گذرد كه از آن فراتر مى رود. خواست معطوف به زندگى به خواست معطوف به قدرت بدل مى شود و بدين ترتيب جامعه به صورت يك ميدان جنگ دائمى درمى آيد.» نيبور از همين رو طرح جامعه اى را پيش مى نهد كه در آن صلح و عدالت كافى وجود دارد و براى نيل به چنين جامعه اى مى كوشد ازعقل و دين مدد بجويد. نيبور از يك سو به حمايت از خرد و عقلانيت در شكل بخشيدن به عدالت اجتماعى حمايت مى كند و ويژگى دوگانه وجود انسان را اينگونه تصديق مى كند كه انسانها بنابر طبيعت خويش هم انگيزه هاى خودخواهانه دارند و هم انگيزه هاى غيرخودخواهانه. عقل و خرد به انسان توانايى تعالى و رشد معنوى مى بخشد. روابط اجتماعى هماهنگ مبتنى بر حس عدالت است. به همان اندازه ياحتى بيش از آن اندازه كه مبتنى بر احساس نيكوكارى است. اين حس عدالت محصول فكر و انديشه است نه دل و نتيجه پافشارى و تأكيد عقل بر انسجام و هماهنگى است. نيبور از سوى ديگر به نقش دين در پرداختن به معضلات اجتماعى اشاره مى كند نقشى كه دين با برانگيختن حس توبه و ندامت وروح عشق ومودت در كاستن از تأثير خودخواهى و خودمحورى دارد و البته اضافه مى كند كه چون حس عشق و محبت نمى تواند كاملا ً مانع ازتعارضات اجتماعى شوداستفاده از ابزار اجبار اجتناب ناپذير است.
نيبور بارها انكار كرده كه يك الهيات دان است. او گاه خود را يك واعظ علاقه مند به اخلاق خوانده است اما به هر روى آرا و انديشه هاى اصلى اش در كل جريان الهيات طنين انداز شد. نيبور به شيوه اى كه يادآور انديشه هاى پاسكال است دوست داشت از شكوه و عظمت و در عين حال ضعف مقام انسان سخن بگويد. او ذات سرشت انسان را آزادى مى دانست كه در دل خود كيفيت تخيل، عقلانيت و عاقبت انديشى را نهفته دارد و جملگى در اين تعبير كتاب مقدس بيان شده كه انسان بر صورت خدا آفريده شده است. آزادى، اضطراب مى آورد كه حاصل آگاهى از ناامنى و گريزناپذيرى مرگ است. ايمان در عوض مى تواند اضطراب و پريشانى را به خلاقيت و آفرينندگى بدل سازد.
اگر ايمان نباشد انسان در پى امنيت واهى (گناه تكبر) مى رود يا سعى مى كند با تنزل و تن دادن به سطح وجودى پايين تر از سطح انسانى از مخاطره بپرهيزد (سستى و كاهلى) از اين دو يعنى تكبر و كاهلى، نيبور بيشتر درباره تكبر مطلب نوشت شايد به اين دليل كه كاهلى در نزد او اغواكننده نبود. تكبر بر افراد و گروهها سلطه مى يابد و در گروهها ممكن است به شكل ملى گرايى، سلطه جويى اقتصادى، نژادپرستى، يا ادعاهاى مربوط به برترى نژادى ظاهر شود. جهد و تلاش براى مهار ساختن تكبر توسط مهارتهاى اخلاقى معمولاً نتيجه معكوس مى دهد و باعث تقويت آن مى شود. تنها راه حل، نزول فضل و رحمت الهى است، هم فضل و رحمت عام كه در بسيارى تجربيات بشرى جلوه گر مى شود و هم فضل و رحمت خاص كه در مسيح ظهور مى يابد.
نظريه نيبور درباره تاريخ مبتنى بر كتاب عهد عتيق است كه بر طبق آن تاريخ بيانگر علايم و نشانه هاى داورى و رحمت الهى است. او نظر يادشده را با اين عقيده عهد جديد شرح و بسط مى دهد كه تاريخ شكوفايى و تحقق كامل خود رافقط در حكومت خداوند مى يابد. هر كوششى براى يافتن معناى تاريخ در درون تاريخ فى المثل در شكوفايى و تفوق يك ملت يا يك دين يا يك طبقه اجتماعى يا حتى بهترين جوامع در زمره خطا و بت پرستى است. نيبور قائل به مفهوم خطى تاريخ بود نه مفهوم دورى آن اما در عين حال تبديل نگرش مسيحى در مورد سير خطى تاريخ به انديشه ترقى در دوره رنسانس و روشنگرى را يك بدعت مى شمرد و آن را رد مى كرد. به عقيده او در تاريخ شواهد روشنى دال بر پيشرفت تكنيكى و به نوعى پيشرفت خردورزى و سازماندهى اجتماعى وجود دارد اما تاريخ به طور كلى سيرى پيشرونده نداشته و دستاوردهاى آن هرگز خطرات دائمى و نهان و حضور گناه را از ميان نبرده است. نيبور به همين دليل از منتقدان ثابت آرمان شهرگرايى (utopianism) شد. به ديد نيبور عشق امكان اخلاقى غايى انسان است كه متقابلاً زندگى و جامعه را بهبود مى بخشد اما گاه نياز به ايثار و از خودگذشتگى هم دارد. هر چند عشق جنبه احساسى و رمانتيك خواهد داشت مگر آنكه توأم با عدالت باشد. عدالت كوششى است براى تجسم بخشيدن به عشق در نهادهاى بشرى. با اين حال عدالت با اشكال و صور قانونى و حقوقى اش در بهترين حالت تجسم ناكامل عشق است و از آنجا كه عدالت مستلزم تحميل و انضباط است به آسانى در تعارض با سرشت آزاد و اختيارى عشق قرار مى گيرد. عشق رها وبخشنده است اماعدالت تعهد و تكليف را تحميل مى كند.
از اين رو عشق و عدالت در رابطه اى متقابل برهم اثر مى گذارند و با يكديگر تعامل دارند. آنها به يكديگر نيازمند هستند. عشقى كه در طلب عدالت نيست عشقى غيرواقعى است وعدالت بدون عشق نوعى قانون گرايى خشك و بى روح است كه در واقع عادلانه نيست . مع الوصف آنها در كشمكش با هم به حيات خود ادامه مى دهند وهيچ قاعده وقانونى نمى تواند آنها را بطور كامل به يكديگر پيوند دهد. ايمان وفعاليت سياسى در رابطه اى متقابل بريكديگر اثر مى گذارند. ايمان جدى، پيامدهايى براى زندگى سياسى دارد. به عقيده نيبور ايمان يا اعتقادات دينى هرگز نمى تواند بطور كامل در سياست تجسم پيدا كند. علايق و اهداف غايى ايمان فقط به صورت شكننده وكم ثبات با معادلات مربوط به قدرت كه لازمه سياست است ارتباط پيدا مى كند. نيبور منتقد كسانى بود كه سعى مى كردند ايمان راكاملاً از سياست جدا نگه دارند و نيز كسانى كه براى ديدگاههاى سياسى شان فر وهاله ايزدى قائل بودند. چنان كه در مورد عشق وعدالت صادق بود هيچ راه سهل وساده اى براى جمع ميان ايمان و سياست وجود ندارد.
راجر لينكلن شين در مقاله اى كه درباره زندگى وآثار و انديشه هاى نيبور نوشته است در بحث مربوط به تأثير افكار نيبور مى گويد تأثير نيبور درميان كسانى كه ايمان دينى شان را از عمل سياسى جدا نگه مى دارند وكسانى كه قائل به هرديدگاه دينى وسياسى جزمى وصلب هستند درپايين تر سطح قرار دارد اما براى كسانى كه مجدانه مى كوشند دراين دنياى آشفته ايمان را با عدالت پيوند دهند نيبور چهره اى مهم محسوب مى شود.
نيبور نويسنده اى بسيار پركار بود. برخى از مهمترين كتابهاى او عبارتند از انسان اخلاقى وجامعه اخلاقى، سرشت و سرنوشت انسان دوجلد (۴۳ـ۱۹۴۱) كه حاصل سخنرانى هاى او در مجموعه گيفورد ومفصل ترين شرح ديدگاههاى او را در بردارد. فرزندان نور و فرزندان تاريكى: حقانيت دموكراسى و نقدى بردفاع سنتى از آن (۱۹۴۴) اين كتاب بحثى است راجع به مسائل سياسى واقتصادى برپايه درك ونگرش نيبور از ماهيت انسان كه با فردگرايى خوشبينانه فاصله دارد. هيچ اثرى از نيبور يا درباره او به فارسى منتشر نشده است.
 
 
 

    322 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   الهیات (38)

مطالعات منطقه اي
●   آمريكا (346)

تصاوير
●   راينهولت نيبور 

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب