باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 شهريور 1387 كاربران برخط 81 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
  ابن سينا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة الحق شرف الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم ترین کتاب های او عبارت اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.

«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵)

«وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)

بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم.نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان که آموزگارانم از دانسته های من شگفتی می نمودند.

در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش های روزگار خود چیزهایی می دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می گفت می گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می پرداختم و آن را روشن تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی رفت در کوتاه ترین زمان در این رشته موفقیت های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می شدم و می گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.

پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره ای در شهرها می گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد.

 

آثار ابن سینا

به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می زیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد.

 

فلسفه

- شفا

- نجات

- الاشارات والتنبیهات

 

ریاضیات

- زاویه

- اقلیدس

- الارتماطیقی

- علم هیئت

- المجسطی

- جامع البدایع

 

طبیعی

- ابطال احکام النجوم

- الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد

- فضا

- النبات والحیوان

 

پزشکی

- قانون

- الادویة القلبیه

- دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه

- قولنج

- سیاسة البدن وفضائل الشراب

- تشریح الاعضا

- الفصد

- الاغذیه والادویه

 

کتاب قانون یک دایره المعارف پزشگی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفته است مانند: مبانی تشریح/ اناتومی/ مبانی علامت شناسی/ سمیولوجی/ داروشناسی و داروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوجی/ وغیره. کتاب قانون در سال 1360 توسط مرحوم شرفکندی هژار از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد و توسط انتشارات سروش منتشر گردید و ت اکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. کتاب قانون در دانشگاههای اروپایی و امریکایی تا دو قرن پیش مورد استفاده پزشگان بوده و به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است. و بعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته است.

 

موسیقی

- جوامع علم موسیقی

- موسیقی وکاربرد در طب

 

الشفاء یا به پارسی شفا:

این کتاب مهم ترین و جامع ترین اثر مولف در فلسفه مشاء و مبین آرای شخصی اوست. کتاب دانشنامه گونه ای است در زمینه منطق، ریاضیات، طبیعیات و الهیات که در سال ۴۱۰ قمری نوشته شده است. درابتدای کتاب، سخن ابو عبید عبد الرحمن محمد جوزجانی که بیانگر هدف و میزان تبعیت مولف از آرای ارسطوست، ذکر شده است. بخش منطق در نه فن و هر فن شامل چند مقاله است. عناوین آن عبارت اند از مدخل، مقولات، باری آرمنیاس، قیاس، برهان، مغالطه و شعر است. این بخش ۴ جلد از مجموعه را تشکیل می دهد.

 

منابع:

1. http://243.blogfa.com/post-6.aspx

2. http://fa.wikipedia.org

 
 

    1493 بازديد     0 امتياز     23 مطلب


مطالعات موضوعي
●   فلسفه اسلامی (111)

عناوين به ترتيب


←  حكمت مشرقى 
10 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مفهوم نبي و جايگاه آن در فلسفه سياسي ابن‌سينا (2) / طيبه  محمدي‌كيا
9 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مفهوم نبي و جايگاه آن در فلسفه سياسي ابن‌سينا (1) / طيبه  محمدي‌كيا
12 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زيارت شرق(2) / هانرى  كربن‏
75 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زيارت شرق(2) / هانرى  كربن‏
28 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بررسی واجب‌الوجود از ديدگاه ابن‌سينا 
66 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  متفكران اسلامى و همبستگى دين و دولت 
27 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نگاهي به فلسفه ابن سينا / شيدا  اميني
61 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زايش الهيات در فلسفه‌ي يوناني و برآمد آن در فلسفه‌ي ابن سينا / رحمان  افشاري
38 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(2) / محمد رضا  شفيعى كدكنى
119 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عطار نيشابوري ميان ابن سينا و مولانا(1) / محمد رضا  شفيعى كدكنى
147 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عقل عملى در آثار ابن سينا / رضا  برنجكار
38 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مرگ و جاودانگی از دیدگاه ابن سینا / سمانه  جوادی
63 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ابن‌سينا و نظريه نسبي‌گرايي فرهنگي در اخلاق 
90 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  روش ابن سينا در فلسفه سياسي و مباني آن 
201 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بررسی نوآوری‌های ابن‌سينا در علم‌النفس در فصل‌نامه «پژوهش‌های فلسفی ـ كلامی» 
138 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ديدگاه ابن‏سينا و صدرالمتالهين در باره علم الهى / محمد  ذبيحى
186 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ادراك حسي از ديدگاه ابن سينا – جلد دوم / محمد تقي‌  فعالي‌
647 بازديد - 0 تعداد نظر - 9 امتياز

←  ادراك حسي از ديدگاه ابن سينا – جلد اول / محمد تقي‌  فعالي‌
661 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  پيامبران در انسان شناسي ابن سينا / ميثم‌  اماني
343 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ارسطو و ابن سينا / حسین  لطیفی
768 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  حكيم جامع نگر / عبدالحسين  خسروپناه
367 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مابعدالطبيعه ابن سينا / اليور  ليمپن
551 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز



اين آرشيو هم اکنون داراي 23 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب