فریتهوف شووآن(Frithjof Schuon ) در هشتم ژوئن سال ۱۹۰۷ متولد شد، پدرش یك آلمانیالاصل بود، در حالی كه مادرش از خانوادهای آلزاسی بود.
پدرش ویولوننواز كنسرت بود و در خانه آنها نه تنها موسیقی، بلكه ادبیات و معنویت نیز وجود داشت. شووآن تا زمان مرگ نابهنگام پدرش، در شهر باسل به مدرسه رفت. بعد از مرگ پدر، مادر به همراه دو پسر نوجوانش، نزد خانوادهاش در Mulhause فرانسه بازگشت و به این ترتیب شووآن مجبور شد تابعیت فرانسوی داشته باشد.
تحصیل او در دو كشور آلمان و فرانسه سبب شد بر این دو زبان تسلط پیدا كند و از دوره جوانی كه در جستوجوی حقیقت متافیزیكی بود، به خواندن upanishad و Bhagarad گرایش پیدا كرد. در مدت زمانی كه درMulhause زندگی میكرد، با آثار فیلسوف و شرقشناس فرانسوی، رنه گنون، آشنا شد و این آشنایی، كشف و شهودهای عقلی وی را قوت بخشید و پشتوانهای برای اصول متافیزیكیای كه در جستوجویشان بود، فراهم آورد.
شووآن پس از یك سال و نیم خدمت در ارتش فرانسه به پاریس عزیمت كرد و در آنجا به عنوان طراح پارچه مشغول به كار شد و همزمان با آن به یادگیری عربی پرداخت.
زندگی در پاریس این فرصت را نیز برایش فراهم كرد كه خیلی بیشتر از گذشته، با جلوههای گوناگون هنر سنتی روبهرو شود، بویژه جلوههای هنری مشرقزمین كه از دوران جوانی علاقه شدیدی به آنها داشت. این دوره آشنایی با دنیاهای سنتی با نخستین دیدار وی از الجزایر در سال ۱۹۳۲ كاملتر شد. پس از این سفر بود كه با شیخ احمد العلوی معروف ملاقات كرد. در دومین سفر وی به شمال افریقا در سال ۱۹۳۵، به الجزایر و مغرب رفت و در فاصله سالهای ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ به مصر سفر كرد و در آنجا با رنه گنون ملاقات كرد. وی با گنون، ۲۰ سال مكاتبه داشت. پس از خدمت در ارتش فرانسه و رهایی از اسارت آلمانیها، با كسب ملیت سوئیسی، چهل سال در آن كشور زیست.
شووآن را بنا بر آثارش، پیشرو جنبش سنتگرایی میدانند. در طول سالهای اقامت وی در سوئیس، پیوسته از جانب دینپژوهان معروف و اندیشمندان شرق و غرب درخواستهای ملاقات دریافت میكرد.
در سال ۱۹۴۹ ازدواج كرد. همسر وی یك سوئیسی ـ آلمانی بود كه در فرانسه تحصیل كرده بود و علاوه بر علاقهمندی به دین و متافیزیك، نقاش خوشذوقی هم بود. وی به همراه همسرش به بسیاری جاها سفر كرد.
در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۳، به دعوت دوستان خود در میان سرخپوستان Crow , sioux به غرب امریكا سفر كرد. این سفرها فرصت مشاهده نزدیك آیینهای سنتی سرخپوستان را برایش فراهم میكرد. در یكی از این مسافرتها، به همراه همسرش، با تشریفات كامل به خانواده James Eed cloud از قبیلهٔ sioux پیوستند. نوشتههای شووآن در بارهٔ آیینهای مذهبی سرخپوستان و نقاشیهای زیبای به یاد ماندنی او از شیوه زندگی آنها، گواه علاقه خاص وی به دنیای معنوی سرخپوستان plains است. در دیگر سفرهای خود به اندلس و مغرب رفت و در سال ۱۹۶۸ از خانه مریم مقدس در افسوس دیدار كرد. وی در سال ۱۹۸۰ به اتفاق همسرش به ایالات متحده مهاجرت كردند و تا سال ۱۹۹۸، زمان فوتش، به نوشتن ادامه داد.
فریتهوف شووآن یکی از سرشناسترین نمایندگان مكتب «جاودانگی دین» می باشد و فیلسوفی است كه در گرایش متافیزیكی شانكارا و افلاطون شهرت دارد. وی بیش از ۲۰ كتاب با موضوعات متافیزیك، معنویت و نژادی نوشته است. علاوه بر این، به طور منظم برای مجلات دینشناسی تطبیقی در اروپا و امریكا مقالاتی نگاشته است. آثار شووآن در نوشتههای پژوهشی و فلسفی بسیاری مورد نقد و بررسی قرار گرفته و تحسین دانشمندان و صاحبنظران این حوزه را برانگیخته است.
تی. اس. الیوت در باره اولین كتاب وی، Transcendent Vnity of Religions چنین نوشت: در زمینه مطالعه تطبیقی دنیای شرقی و غربی، كار تحسینبرانگیزی است. رنه گنون، فیلسوف فرانسوی، و آناندا كوماراسوآمی، شرقشناس و استاد دانشگاه هاروارد، دیدگاه سنتباوری یا جاودانگرایی را در آغاز قرن بیستم مطرح كردند كه اساس این دیدگاه برگرفته از تعالیم Sanatana Dharma از پیروان حكمت هندوست. این نظریه را آكهارت و افلاتون در دنیای مسیحی مدون كردند كه در اسلام نیز به شكل تصوف یافت میشود. هر دینی (مذهبی)، گذشته از معنای ظاهری آن، جنبهای باطنی نیز دارد كه امری ضروری، بنیادین و فراگیر است. چنین دیدگاهی، یكی از مشخصههای آثار شووآن است كه علاوه بر آیینهای مذهبی، دیدگاههای جذابی درباره تاریخ، علم و هنر ارائه میكند. نخستین رویارویی وی با یك مُرابط (marabout) كه همراه با چند روستایی سنگالی، برای توضیح در باره فرهنگشان به سوئیس آمده بودند، الهامبخش اصلی نوشتههای وی بود. وقتی با وی گفتوگو میكرد، آن پیر، روی زمین دایرهای كشید و گفت: خدا در مركز قرار دارد و همه راهها به او منتهی میشوند.
آثار شوان
- (فراديدهاي معنوي و واقعيتهاي انسان) Spiritual Perspectives and Human Facts
- (عالمان مابعدالطبيعه و هنرمندان) Metaphysician and Artist
- (وحدت متعالي اديان) The Trandcendent Unitiy of Religions
- (دگرساني انسان) The Transfiguration of Man Esoterism as Principle and as way
- (عرفان: حكمت الوهي) Gnosis: Divine Wisdom
- (نوري برجهانهاي قديم) Light on the Ancient Worlds
- (به دنبال آيين بودا) The Feathered Sun Plains Indians in Art and philosophy In the Track of Buddhism
- (منطق و تعالي) Logic and Transcendence
- (فهم اسلام) Understanding Islam
- (چشم دل) The Eye of the lteart
- (دين دل) Religion of the Heart
- (كاستها و نژادها) Casts and Races
- (مقامات حكمت) Stations of wisdom
- (زبان نفس كلّي) Language of the Self
- (ايماژهاي روح) Images de L'esprit
- (ابعاد اسلام) Dimensions of Islam
- (اسلام و حكمت خالده) Islam and the Perennial Philosophy
- (گوهر و صدف عرفان اسلامي) Sufism, Vei and Quintessence
- (از خدا تا انسان) From the Divine to the Human
- (در باب طرق قديم) Regarsd sur Les Modes Anciens
- (صدف و گوهراديان) Forme et Substance Dans les Religons
- (مسيحت / اسلام - جستارهايي درباب وحدتگرايي باطني) Christianity / Islam- Essays on Esoteric Ecumenism
- (در تعقيب دين خالده) On the Traces of Perennial Religion
- (رويكردهايي به پديدهي ديني) Approches du Phإnomene religieux
- (در مواجهه با امر مطلق) In the Face of the Absolute
- (تيغ عرفان: مابعدالطبيعه،كيهانشناسي، سنّت، نماد) The Sword of Gnosis: Metaphysics, Cosmology, Tradition, Symbolism
- (ارزيابي مابعدالطبيعه) Survey of Meitaphysics
- (بازي نقابها) The Play of Masks