باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 205 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
محمد علي  فروغي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


ذكاءالملك



محمد علي فروغي: معروف به ذكاءالملك، فرزند مرحوم محمدحسين خان ذكاءالملك اول، متولد 1294 هـ . ق در تهران است. پدرش از دانشمندان و محققان و شعراء بلندپاية عصر ناصري و مظفري است كه در وزارت انطباعات اعتماد‌السلطنه رياست قسمت ترجمه و تأليف با او بود. علاوه بر آن بر مترجمان همايوني رياست داشت و شاعري توانا، اديبي دانشمند و مترجمي كم‌نظير بود. غالب كتبي كه اعتماد‌السلطنه به نام خود چاپ كرده است، قسمت اعظم آن نتيجه تحقيق و نگارش فروغي است.
محمدعلي فروغي تحصيلات خود را نزد پدرش آغاز كرد. پس از آموزش زبان پارسي به آموختن مقدمات عربي و قرآن و شرعيات پرداخت. پس از آن ادبيات زبان‌هاي فارسي و عربي را فرا گرفت و در آموزش فلسفه و عرفان و حسن‌خط همت گماشت و ابتدا زبان فرانسه و بعد زبان انگليسي را به خوبي فراگرفت و وارد دارالفنون ناصري شد. مدتي به علم طب روي آورد، سالي چند در اين علم غوطه‌ور بود تا اينكه طباطت را مطابق ذوق خود نيافت و بر فلسفه و عرفان متمايل شد و تحصيلات خود را در اين رشته در مدارس معروف آن روز تهران نزد اساتيد بزرگي چون ميرزا ابوالحسن جلوه و ميرزا طاهر تنكابني به حد كمال رسانيد و چون مسلط به زبان‌هاي خارجي بود، از نوشته فلاسفه مغرب زمين هم بهره‌مند گرديد.
پدرش در سال 1314 هـ . ق به انتشار مجلة تربيت همت گماشت. محمدعلي در كار اين نشريه دخالتي تام داشت. گذشته از سردبيري آن ترجمه‌هائي از او منتشر مي‌شد. در اين روزنامه از قانون و مدرسه و تجدد سخن بسيار آمده است و قريب ده سال منظماً انتشار پيدا مي‌كرد.
در 1317 هـ . ق كه ميرزا نصر‌الله خان مشيرالدوله به تشويق دو فرزند خود مؤتمن‌الملك و مشيرالملك (بعدها مشيرالدوله) مدرسة عالي علوم سياسي را بنياد نهاد، محمدحسين فروغي به استادي آنجا برگزيده شد و فرزندش نيز به ترجمة تاريخ براي دانشجويان پرداخت و پس از چندي معلم تاريخ در مدرسه سياسي گرديد. پس از مدتي محمدحسين ذكاءالملك به رياست مدرسه گمارده شد و فرزندش را به معاونت انتخاب كرد. اين وضع تا اوايل مشروطيت ادامه داشت. در اين سال ذكاءالملك درگذشت و لقب و شغلش را به فرزند ارشد او واگذار كردند. محمدعلي فروغي با لقب ذكاءالملك به رياست مدرسه عالي علوم سياسي منصوب گرديد. پس از صدور فرمان مشروطيت و تشكيل مجلس اول كه در حقيقت مجلس مؤسسان بود، فروغي براي رياست دبيرخانه دعوت شد و كار اداري مجلس را انجام مي‌داد. سازمان اداري و تأسيس كتابخانه از كارهاي اولية اوست. در انتخابات دوره دوم مجلس شوراي ملي كه پس از استبداد صغير انجام گرفت، محمدعلي ذكاءالملك به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد و پس از چندي به رياست مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد. چند ماهي بيشتر در اين سمت نبود كه جاي خود را به مؤتمن‌الملك سپرد و خود به نيابت رياست رسيد.
ذكاءالملك در سال 1290 ش در كابينة صمصام السلطنه بختياري ابتدا وزير ماليه و بعد وزير عدليه شد. در كابينه بعدي كه به رياست مشيرالدوله تشكيل يافت، همچنان وزير عدليه بود. در دورة سوم وكيل مجلس شد ولي در مجلس باقي نماند تا به رياست ديوان عالي كشور منصوب شد و ساليان دراز در آن سمت اشتغال داشت. پس از پايان جنگن بين‌الملل اول، به اتفاق مشاورالممالك انصاري به كنفرانس صلح رفتند ولي موفق به حضور در كنفرانس نشدند و آنها را مؤدبانه جواب كردند. در 1301 ش ذكاءالملك در كابينة مستوفي‌الممالك وزير امور خارجه شد و در جدال مستوفي و مدرس نقشي اساسي داشت و غالباً پاسخ مجلسان را او مي‌داد. در كابينة بعدي به رياست مشيرالدوله وزير ماليه شد. از 1302 تا 9 آبان 1304 در چهار كابينة رضاخان سردار سپه، دو بار وزير خارجه و دو بار وزير ماليه بود تا سرانجام در 9 آبان 1304 مجلس پنجم طرح انقراض قاجاريه را به تصويب رسانيد و حكومت موقت را به رضاخان پهلوي سپرد تا مجلس مؤسسان به اصلاح اصول قانون اساسي بپردازد. ذكاءالملك در اين تاريخ به كفالت نخست‌وزيري و سرپرستي دولت تعيين شد.
مجلس مؤسسان در آذرماه 1304 امور سلطنت را به رضاخان پهلوي واگذار كرد و محمدعلي فروغي به عنوان اولين نخست‌وزير سلطنت رضاپهلوي معرفي شد. او قريب شش ماه رئيس دولت بود. تاجگذاري رضاشاه، انتخابات دوره ششم قانون نظام اجباري و الغاء القاب و قانون ثبت در دوران نخست‌وزيري او انجام يا به تصويب رسيد. فروغي در اثر دخالت‌هاي تيمورتاش وزير دربار تاب مقاومت نياورد و از شاه اجازة استعفا گرفت. شاه استعفاي او را پذيرفت مشروط بر اينكه كاري در كابينه قبول كند. پس از مذاكرات لازم، قرار شد فروغي در كابينه بعدي وزير جنگ باشد ولي كارهاي وزارت جنگ را رضاشاه انجام بدهد. جانشين فروغي كه پس از لغو القاب حسن مستوفي نام گرفته بود، فروغي را به عنوان وزير جنگ معرفي كرد و پس از چند فروغي به اتفاق دو فرزند خود (جواد و محسن) از راه روسيه عازم اروپا شد تا ترتيب تحصيل فرزندان خود را تحت نظر علامه محمد قزويني در پاريس بدهد. برخي از مورخين دربارة اين مسافرت مطالب خلاف واقعي عنوان نموده و متذكر شده‌اند كه انگيزة فروغي در اين مسافرت صرفاً براي ملاقات با سلطان احمدشاه و اخذ استعفانامه از وي و پرداخت مبلغي حدود هفت ميليون تومان بوده است در حالي كه مرحوم فروغي در تمام عمر نسبت به اين مطلب معترض بود و قوياً آن را تكذيب مي‌نمود و اصولاً در پاريس بين او و احمدشاه ملاقاتي دست نداده بود.
فروغي چندماهي در پاريس اقامت گزيد تا به سمت سفارت كبراي ايران در آنقره تعيين شد و مراتب تلگرافي به او ابلاغ گرديد. مدت مأموريتش در تركيه دو سال به طول انجاميد و در ايجاد حسن روابط دو كشور زحماتي متحمل شد. ذكاءالملك در سفر تركيه دوستي و نزديكي زيادي با رجال ترك پيدا كرد مخصوصاً با كمال آتاتورك دوستي او زبانزد بود و همه‌روزه با رهبر مقتدر و اصلاح‌طلب تركيه ملاقات و مذاكره داشت.
در 1308 ش با سمت رياست هيئت نمايندگي ايران در جامعه ملل به ژنو رفت و به رياست جامعة ملل انتخاب شد. جامعه ملل در دوران رياست فروغي، قدم‌هائي براي رفاه مردم دنيا و صلح كشورها برداشت كه يقيناً فروغي نيز سهم بسزائي در اين امر مهم دارد. در 1309 به تهران بازگشت و در كابينة حاج مخبرالسلطنه هدايت به وزارت جديدالتأسيس اقتصاد منصوب شد. پس از دو ماه وزارت امور خارجه هم ضميمة كار او شد و هر دو وزارتخانه را توأمان اداره مي‌كرد ولي چند ماه بعد وزارت اقتصاد منحل گرديد. فروغي تا شهريور 1312 در پست وزارت امور خارجه مستقر بود.
در شهريور 1312 مهديقلي هدايت پس از شش سال و نيم صدارت، از كار كناره گرفت و محمدعلي فروغي به جاي او به نخست وزيري منصوب شد. در دوران نخست‌وزيري او، كار تأسيس دانشگاه تهران به اتمام رسيد. جشن هزارة فردوسي با شركت مستشرقان و دانشمندان دنيا در طوس برگزار شد. فرهنگستان ايران هم براي احياء زبان فارسي بنيان گرفت. در دوران نخست‌وزيري او، رضاشاه براي اولين بار از كشور خارج شد و چند روزي مهمان كمال آتاتورك شد و از نزديك با ترقيات كشور ترکیه آشنا گرديد. فروغي متجاوز از دو سال در رأس دولت بود تا واقعة گوهرشاد پيش آمد. پاكروان استاندار و نوائي رئيس شهرباني، كاسه و كوزه را بر سر محمدولي اسدي نايب التوليه شكستند و او را عامل اصلي قيام معرفي كردند. در آن تاريخ يكي از دختران فروغي، عروس اسدي بود لذا فروغي در مقام شفاعت برآمد ولي آتش غضب رضاشاه تندتر شد، نه تنها شفاعت او را نپذيرفت بلكه فروغي را هم از كار كنار گذاشت، تمام مشاغل او را گرفت و تحت نظر نظميه در منزل خود نيز زنداني شد. تيمورتاش و سردار اسعد در اين دوره از نخست‌وزيري او در زندان به قتل رسيدند.
فروغي تا 1320 در انزوا به سر مي‌برد تا اينكه پس از حملة روس و انگليس به ايران، رضاشاه به سراغ او رفت. در آن ايام پرتلاطم، سكان كشتي ايران را به دست او داد.
فروغي پس از اينكه زمام امور را به دست گرفت، در مقام مذاكره با شوروي و انگليس برآمد. نتيجه مذاكرات بر اين قرار گرفت كه رضاشاه از سلطنت كناره‌گيري شد. ابتدا قرار بود رژيم تغيير نمايد و جمهوري به جاي سلطنت انتخاب شود ولي پافشاري فروغي موجب شد كه رژيم باقي بماند و فرزند شاه طبق قانون اساسي سلطنت كند. از اقدامات فروغي در اين دوره تثبيت انتخابات دوره سيزدهم بود كه در زمان رضاشاه و جو ديكتاتوري صورت گرفته بود. قرارداد سه جانبه با متفقين كه پس از پايان جنگ ايران را تخليه كنند، از ديگر اقدامات فروغي است. وي در اين دوره نخست‌وزيري خود با مشكلات بزرگي مواجه شد. مورد هتاكي و حمله راديوهاي خارجي و مطبوعاتي داخلي قرار گرفت. در مجلس به سوي او سنگ پرتاب كردند. راديوي آلمان او را كليمي‌زاده خطاب كرد و ايران تيمورتاش در روزنامه رستاخيز به او نسبت دزدي داد ولي با تمام اين مشكلات، فروغي شش ماه دوام كرد و چهاربار كابينه را ترميم نمود ولي سرانجام توان خود را از دست داد. با وجودي كه در مجلس اكثريت داشت، از كار كناره گرفت و خود را مخفي ساخت و زير بار مسئوليت مجدد نرفت. وكلاء چون از فروغي مأيوس شدند، سهيلي را بدان سمت برگزيدند.
فروغي بعد از نخست‌وزيري به وزارت دربار منصوب شد و پس از چندي قرار شد با سمت سفيركبير به آمريكا عزيمت كند. برايش پذيرش خواستند، موافقت شد و قبل از حركت فروغي چون بيمار بود، تقاضا نمود در اين مأموريت محمود فروغي فرزند كوچكش كه عضويت وزارت امور خارجه را داشت با او همراهي كند. اين امر احتياج به تصويب‌نامه هيئت وزيرات داشت. قوام السلطنه نخست‌وزير موضوع را در هيئت دولت مطرح كرد و با مخالفت باقر كاظمي مهذب‌الدوله مواجه شد. كاظمي در زمره افرادي بود كه تمام ترقيات او مديون فروغي بود. فروغي او را از كارمندي ساده وزارت امور خارجه به سفارت و وزارت رسانيد و هميشه براي حمايت از او مورد ايراد و حتي طعن بعضي دوستان قرار مي‌گرفت و انتظار نداشت در آن ايام كاظمي با تقاضاي كوچك او مخالفت كند. موضوع چندي در هيئت دولت باقي ماند و اخذ تصميم به عمل نيامد. فروغي به شدت متأثر شد و بيماري او شدت يافت تا اينكه در آذرماه 1321 در سن 67 سالگي به بيماري سكته درگذشت.
فروغي داراي دو چهره متضاد است، يكي فروغي سياستمدار، ديگري فروغي دانشمند و اديب و فيلسوف. در چهره اول تمام مراحل ترقي و مشاغل مهم مملكت را پشت سر گذاشت. او در طول زندگاني سياسي خود سه بار نخست‌وزيري، يك بار كفيل نخست‌وزيري، يك بار رئيس مجلس شوراي ملي، پانزده بار وزير امور خارجه، دارائي، جنگ ، عدليه ، اقتصاد ملي، يك بار سفير، وزير دربار، رئيس جامعه ملل، رئيس مدرسه عالي حقوق و بالاخره رئيس ديوان عالي كشور بوده است.
محمدعلي فروغي در چهره ی دوم فيلسوف و اديب نیز بود. در جواني به امر ترجمه اشتغال داشت، چندين جلد تاريخ دنيا را ترجمه و تلخيص كرد كه در مدارس آن روز كشور تدريس مي‌شد. بعد به تصحيح دواوين شعر پرداخت. ديوان عمر خيام نيشابوري، ديوان حافظ و ديوان سعدي و از همه مهمتر شاهنامه فردوسي به همت او تصحيح و چاپ شده‌اند كه هنوز نوشته‌هاي او مورد استفاده است. در تأسيس فرهنگستان و احياء زبان فارسي جد و جهدي وافر داشت. خود مدتي رياست فرهنگستان را عهده‌دار بود. مقاله مستند «پيام به فرهنگستان» نمونه‌اي از طرز فكر او دربارة زبان فارسي است.
پربارترين دوران حيات علمي فروغي از 1314 تا 1320 است كه موفق شد آثار مهمي از خود به يادگار گذارد. سه جلد كتاب سير حكمت در اروپا و شرح اشارات بوعلي سينا از اهمّ كارهاي او در اين دوره است. او فلسفه شرق و غرب را به خوبي مي‌دانست، مع‌الوصف از مشورت و مذاكره با دانشمندان و فلاسفه شرق خودداري نمي‌كرد. در ايامي كه سرگرم تهيه سير حكمت در اروپا و شرح اشارات بوعلي سينا بود، غالباً با ميرزا طاهر تنكابني، سيد محمد مشكوه و فاضل توني در مذاكره و تبادل نظر بود. فروغي در نويسندگي از پيشقدمان ساده‌نويسي است. مقدماتي كه بر بعضي از دواوين نوشته است اين رويه را به اثبات مي‌رساند.
ذكاءالملك به خانواده خويش دلبستگي خاصي داشت. پس از فوت پدرش سرپرستي سه خواهر و يك برادر را عهده‌دار شد. يك خواهر و برادرش ابوالحسن فروغي تا روز مرگ با ذكاءالملك زندگي مي‌كردند و گذشته از اينكه جمع المال بودند، هرگز آنها را از خود دور نساخت. يكي از خواهران او همسر سرتيپ عبدالرزاق خان بغايري بود. خواهر ديگرش به عقد و ازدواج وقارالسلطنه وصال يكي از فرزندان وصال شيرازي درآمد ولي وقارالسلطنه در 1305 در ميانسالي درگذشت و فروغي مادام كه حيات داشت، خواهرزاده‌هاي خود را چون فرزندان خويش مراقبت مي‌كرد.
ذكاءالملك در جواني با خواهرزاده نظام السلطنه (رضاقلي) ازدواج كرد و ثمره اين وصلت چهار پسر و دو دختر بود. همسر او در سنين سي سالگي مبتلا به سل شد. تلاش اطباء به جائي نرسيد. او را از فرزندانش جدا كردند و در قلهك خانه‌اي اجاره و او را تنها در آن منزل قرار دادند تا تنها پزشك متخصص در سل كه پزشك سفارش انگليس بود، از او عيادت كند. او هفته‌اي يك بار فرزندان خود را از پشت شيشه مي‌ديد. معالجات پزشكان مؤثر واقع نشد و ان زن درگذشت. فروغي پس از فوت همسرش، قريب بيست سال زيست و هرگز ازدواج نكرد.
فروغي در جواني وارد لژ فراماسوني شد و به استاد اعظمي رسيد.
 
منابع:
1- کتاب شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران، ج 1، نوشته دکتر باقر عاقلی ، انتشارات گفتار با همکاری نشر علم، 1380
 
 

    351 بازديد     0 امتياز     3 مطلب


مطالعات موضوعي
●   حكومت پهلوي (157)
●   فراماسونری ایران (0)

مطالعات منطقه اي
●   ایران (765)
●   تهران (21)

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  محمدعلي فروغي و تلاش براي عدم تغيير سلطنت پهلوي در شهريور 1320 / حسین  کاوشی
72 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  وزارت خارجه رضاشاه از زبان فروغي 
111 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اعليحضرت، بايستي‌ پدرشان‌ را فراموش‌ كنند! / علي‌  ابوالحسني‌
136 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز



اين آرشيو هم اکنون داراي 3 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب