● به نام خدا - امروز ، جمعه 12 شهريور 1389 - كاربران برخط: 278   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
ميلان  كوندرا
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ



زندگی
ميلان كوندرا milan kundera، آوريل ۱۹۲۹ در شهر برنو(Brno) چكسلواكي به دنيا آمد. پدرش، لودويك كوندرا، موسيقي شناس و رئيس دانشگاه برنو بود. ميلان كوندرا اولين اشعار خود را در دوران دبيرستان سرود كه انتشار آنها در همان زمان تشويق وتحسين همگان را برانگيخت. وي سال ۱۹۴۸ ديپلم خود را گرفت.
بعداز جنگ جهاني دوم و قبل از شروع تحصيلات دانشگاهي مدتي به عنوان كارگر و نوازنده جاز كار مي كند. سپس وارد دانشكده شده و به مطالعه درمورد موسيقي، فيلم، ادبيات و زيبايي شناسي در دانشگاه «چارلز» شهر «پراگ» مي پردازد. پس از پايان تحصيلاتش نيز مدتي به عنوان دستيار و سپس به عنوان استاد دانشكده فيلم آكادمي هنرهاي نمايشي پراگ مشغول به كار شد و در همان زمان اشعار،مقالات و نمايشنامه هاي خود را منتشر مي ساخت و بعدها به جمع نويسندگان مجلات ادبي چون «Literarninoving» و «Listy» پيوست. وي در سال ۱۹۴۸ همچون بسياري روشنفكران آن زمان باعلاقه به حزب كمونيست پيوست. و در سال ۱۹۵۰ به خاطر تمايلات فردگرايانه از اين حزب اخراج شد. اما بار ديگر از ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۰ به اين حزب پيوست.
بعداز فارغ التحصيل شدن، سال ۱۹۵۲ به عنوان سخنران در زمينه ادبيات جهان در آكادمي فيلم منصوب شد. سال ۱۹۵۳ اولين كتابش را كه مجموعه شعري تحت عنوان «انسان، باغ بزرگ» بود منتشر کرد و در سالهاي دهه ۵۰ به عنوان مترجم، مقاله نويس و نمايشنامه نويس كار مي كرد.
به واقع كوندرا بعداز انتشار مجموعه سه قسمتي اشعارش تحت عنوان «عشقهاي خنده دار» شناخته شد. خالق «جاودانگي » در اين اشعار به اجبارهاي دوران استالين مي تازد؛ ادبيات دولتي را نكوهش كرده و به دفاع از انديشه آزاد و مفهوم حقيقي هنر مي پردازد. آن هم هنر سوسياليستي.
آخرين مجموعه شعرش با عنوان «تك گويي»، سال ۱۹۵۷ و با شروع امواج آزادي خواهي در كشورش چاپ مي شود. نويسنده «ژاك و اربابس» پس از آن ديگر مجموعه شعري چاپ نمي كند و به نوشتن رمان روي مي آورد چرا كه «تك گويي» هم مانند «عشقهاي خنده دار» مورد تهاجم اعضاي حزب واقع شد و تا ۸سال بعد اجازه تجديد چاپ نيافت. «عشقهاي خنده دار» سعي در نشان دادن روي ديگر مناسبات ويرانه عاشقانه در جامعه اي متلاطم دارد و به فردگرايي متهم مي شود.
اما… از ۱۹۵۸ نوشتن رمان هاي كوتاه را شروع كرد.
در رمان «زندگي جاي ديگر است» از عدم قدرت تشخيص درست در دوران جواني سخن مي گويد و نهايت در،۱۹۶۰ به آموزش ادبيات در دانشكده سينما ونيز به تحليل نظرات خود درباره به شهادت بسياري، در پرورش بينش فرهنگي ـ اجتماعي دانشجويان نقش بسزايي داشته است.
وي در سال ۱۹۶۱، نمايشنامه «مالكان كليدها» را مي نويسد كه از ترس و وحشت حاكم برجامعه آن روز سخن مي گويد و مورد استقبال مردم قرار مي گيرد. شاعر «عشق هاي خنده دار» آن را فقط به خاطر سبك خاصش قابل توجه مي شمرد.
اكثر رمانهاي كوندرا به رابطه فرد با اجتماع معطوف است و قرباني شدن افراد را در رژيم هاي توتاليتر بررسي مي كند. نخستين رمان كوندرا، «شوخي»، كه در فرانسه چاپ شد، شهرت جهاني براي او به ارمغان آورد. «شوخي» درسال ۱۹۶۷، منتشر و كوندرا در آن به تقبيح ارزشهاي حاكم برجامعه مي پردازد.
در سال ۱۹۶۸ و پس از اشغال چكسلواكي توسط نيروهاي شوروي، انتشار و عرضه كتابهاي اين داستان نويس در تمام كتابخانه ها ممنوع مي شود. ضمناً حق فعاليتهاي مطبوعاتي نيز از او گرفته مي شود و سال ۱۹۶۹ از دانشكده سينما هم اخراج مي شود. اما سراينده «انسان، باغ بزرگ» باز هم به نوشتن ادامه مي دهد. رمان «زندگي جاي ديگر است» در سال ۱۹۷۳ در فرانسه منتشر مي شود كه پس از چاپ اين رمان و مشكلاتي كه درخصوص همين كتاب برايش ايجاد مي شود به فرانسه مهاجرت مي كند.
رمان هاي «والس خداحافظي»، «كتاب خنده و فراموشي»، «بار هستي»، «جاودانگي »، «هويت» و «جهالت» را كوندرا در دوران تبعيد نوشته است. كتاب «هنر رمان» هم اولين كتاب وي به زبان فرانسه است. رمانهاي كوندرا به اكثر زبانهاي دنيا ترجمه شده اند و رمان «شوخي» و «بارهستي » هم به فيلم درآمده اند.

آثار ترجمه شده به فارسی
- هنر رمان
- شوخی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
- عشق‌های خنده‌دار - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - اانتشارات روشنگران و مطالعات زنان
- دون ژوان - ترجمهٔ آیسل برزگر - نشر سروینه
- زندگی جای دیگری‌ست
- مهمانی خداحافظی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
- کلاه کلمنتیس - ترجمهٔ احمد میرعلائی - نشر باغ نو
- کتاب خنده و فراموشی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
- بار هستی - ترجمهٔ پرویز همایون پور - نشر گفتار
- ژاک و اربابش - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
- جاودانگی - ترجمهٔ حشمت‌الله کامرانی -نشر تنویر
- آهستگی
- وصایای تحریف شده
- هویت - ترجمهٔ دکتر پرویز همایون‌پور - نشر قطره
- جهالت - ترجمهٔ آرش حجازی - نشر کاروان

نگاهی به آثار

رمان شوخی:
از زبان چندین داستان‌گو روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی چک نیز ساخته شده است. لودويك، شخصيت اين رمان، دانشجوى جوانى است كه به علت مسخره كردن ارزش هاى نظام حاكم از دانشگاه و حزب اخراج مى شود. در واقع زندگى و درگيرى هاى لودويك تجربه نسل رمان نويس و تجربه جمعى مردم چكسلواكى را در حكومت توتاليتر باز مى نمايد.

كتاب هنر رمان:
عصر جديد اروپا را همچون دورانى توصيف مى كند كه داراى دو خصيصه متضاد، يا به عبارت ديگر داراى ماهيتى «دوگونه» است؛ از يك سو فلسفه و علوم، انسانى را پرورش مى دهند كه جهان را منحصراً از ديد علمى و فنى مى نگرد، مى كوشد تا بر طبيعت و انسان هاى ديگر مسلط شود و سرانجام، در آنچه هيدگر «فراموشى هستى» مى نامد، فرو مى رود. ميلان كوندرا تاريخ تحول رمان را با «چهار ندا» مشخص مى كند: نداى بازى، نداى رويا، نداى انديشه و نداى زمان. رمان در قرن هيجدهم سرگرم مى كند، شگفتى مى آفريند و خواننده را با روياهاى نامحتمل و تصادف هاى پيش بينى ناپذير محور مى سازد.

رمان «بار هستى:
این اثر تفكر و كاوش درباره زندگى انسان و فاجعه تنهايى او در جهان است، جهانى كه در واقع دامى بيش نيست و بشر مغرور و سرگردان در ريسمان هاى به هم تنيده آن تلاش مى كند. برداشت فلسفى و زبان نافذ كتاب، از همان آغاز خواننده را با مسايل بنيادى هستى بشر روبه رو مى كند و به تفكر وا مى دارد. شخصيت هاى رمان با بيان احساسات، تفكرات و روياهاى خود، انسان معاصر را در برابر چشمان ما به نمايش مى گذارند و تلخكامى ها و سرخوردگى هايش را مى نمايانند.
عنوان كتاب در اصل «سبكى تحمل ناپذير هستى» بوده كه انديشه زيربنايى و درونمايه بنيادى رمان است. بارهستى يك رمان فلسفى است كه بايد با تأنى و تأمل مطالعه شود تا رابطه ميان رويدادهاى داستان و تفكرات ميلان كوندرا به خوبى آشكار گردد. كوندرا نه فيلسوف است و نه جامعه شناس، نه مورخ است و نه مفسر سياسى... او فقط رمان نويس است، رمان نويسى كه هستى انسان را مى كاود و به مدد «شعرى» كه همانا رمان است فاجعه از خود بيگانگى انسان معاصر را مى نماياند.

رمان خنده و فراموشی:
در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند می‌گوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعه‌ای داستان کوتاه، و تفکرات نویسنده است.

رمان جاودانگی:
در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیش‌تر تفکرات سیاسی را مطرح می‌کنند، این کتاب از درون‌مایهٔ فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانی‌تری را در خود می‌گنجاند.


منابع:
1. http://www.ketabnews.com
2. http://fa.wikipedia.org
 
 

    1584 بازديد     0 امتياز     6 مطلب


تصاوير
تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ تصویر بزرگ
براي مشاهده تصوير قبل و بعد از دكمه فلش هاي چپ و راست استفاده كنيد.

مطالعات موضوعي
●   ادبیات غرب 
●   رمان 

مطالعات منطقه اي
●   چك 

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  ميلان كوندرا 
547 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  به مثابه يك سيستم /نويسنده: كريم فيضي
161 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  به مثابه يك سيستم /نويسنده: كريم فيضى
357 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  پرده هاي بزك شده دروغين /نويسنده: گي سکارپتا
266 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  رمان و انقلاب اسلامي /نويسنده: سيد مرتضي آويني
336 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تماشاخانه ي ذهن /نويسنده: ميلان كوندرا
273 بازديد - 1 تعداد نظر - 0 امتياز



اين آرشيو هم اکنون داراي 6 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت