حسن بن احمد بن عبد الرحمن البنا پايه گذار و رهبرجمعيت اخوان المسلمين در سال1324 قمري در شهرستان محموديه نزديک اسکندريه مصر چشم به جهان گشود
تولد و تحصيلات مقدماتي
«حسن بن احمد بن عبد الرحمن البنا» پايه گذار و رهبرجمعيت اخوان المسلمين در سال1324 قمري در شهرستان محموديه نزديک اسکندريه مصر چشم به جهان گشود. پدرش«احمدبن عبدالرحمن» از عالمان پرهيزکار و ازشاگردان «شيخ محمدعبده» بود.
حسن بنا از سن هشت سالگي تا دوازده سالگي در مدرسه ي رشاد درس خواند وي در سال 1920م به دارالمعلمين دمنهور منتقل شد و درآنجا قبل ازسن چهارده سالگي، بخش عمده اي از قرآن کريم را حفظ کرد و سپس وارد پيش دانشگاهي محموديه شد. او وارد «جمعيت اخلاق و آداب» شد و از آنجا به عضويت «انجمن منع ناروا» درآمد که کار آنها امر به معروف و نهي از منکر بود.
حسن البنا در سن چهارده سالگي وارد دانشسراي مقدماتي شهر «منهور» شد.
حسن البنا بعد از اتمام دوره ي مقدماتي، براي نخستين بار در سال1923 م به قاهره سفر کرد و براي شرکت دانشسراي عالي اين شهر، ثبت نام نمود و با وجود دشواري زياد، توانست از امتحان ورودي اين دانشسرا موفق بيرون آيد.
شهر اسماعيليه و سنگ بناي جمعيت اخوان المسلمين
حسن بنا پس از اينکه ازدانشسراي عالي در سال1927م فارغ التحصيل شد، به عنوان معلم ابتدايي در شهر اسماعيليه مصر مشغول تدريس شد.
تقريباً يک سال بعد، نخستين هسته ي تشکيلات اخوان المسلمين و شاخه هاي آن در شهر اسماعيليه تکوين پذيرفت. در ذيقعده ي1347 ق/مارس1928م شش تن از دوستان حسن بنا که سخت تحت تاثير درس ها و کنفرانس هاي او قرار داشتند به ديدار وي آمدند. آن ها «حافظ عبد الحميد»، «احمد حصري»، «فواد ابراهيم»؛ «عبد الرحمن حسب الله»، «اسماعيل عز» و «ذکي مغربي» از پايه گذاران اوليه ي نهضت اخوان المسلمين بودند. سپس در سال 1928 م جمعيت اخوان المسلمين را تاسيس کرد.
افکار حسن بنا که در قالب سخنراني ها و نوشته ها در روزنامه اخوان المسلمين انتشار مي يافت و سرانجام در کتابي به نام«مجموعة الرسالة» گرد آوري شد، مورد توجه محافل سياسي و ديني واقع شد و مردم نيز از اين جنبش استقبال نمودند.
عملکرد اخوان المسلمين در دوره ي حسن بنا
در سال 1932 م تشکيلات و رهبري اخوان به قاهره منتقل گرديد و پس از آن کنگره هاي مختلفي توسط اخوان المسلمين برگزارشد. پس از تشکيل کنگره سوم در سال 1935 م، گروه سياسي- نظامي «الجواله» تاسيس شد.
به مناسبت آغاز سلطنت ملک فاروق، چهارمين کنگره ي اخوان برگزار شد و اين سازمان، پادشاه جديد را تاييد کرد.
شايد بتوان هدف کلي اخوان را پس از کنگره ي پنجم، در آزادي وطن اسلامي از سلطه ي بيگانه و تشکيل دولت آزاد اسلامي در آن خلاصه کرد.
در سال1941 م، کنگره ي ششم در قاهره بر گزار شد و طي آن اخوان المسلمين تصميم به شرکت در انتخابات مجلس مصر گرفت. به فرمان ملک فاروق، دولت نقراشي پاشا فرمان انحلال اين جمعيت را در دسامبر 1948 صادرکرد. بسياري از اعضاي آن بازداشت شدند و اموال جمعيت مصادره شد. پس از آن، تبليغات گسترده اي برضد آنان از هر سو آغازشد. اندکي پس از انحلال، در 28 دسامبر 1948 م، نقراشي نخست وزير به دست يکي از اعضاي اخوان المسلمين کشته شد و چندي بعد نيز، حسن البنا به قتل رسيد.
عوامل موفقيت تشکيلات اخوان المسلمين و نقش بنا
عمده ترين عوامل دوام مبارزه ي اخوان به قرار زير است:
1- تشکيلات نيرومند و منسجم اخوان المسلمين.
2- تبليغات گسترده و جهاني.
3- هماهنگي شعارها و آرمان هاي اخوان که از سر خلوص و اسلام خواهي بود با رفتار و سيره ي آنان.
بنا و تاثير او برسايرجنبش ها
زمانه ي حسن بنا بسيار زمانه ي پرآشوبي بود و اغتشاشات از يک سو و غرب زدگي از سوي ديگر هجوم آورده بود.
حسن البنا درست در متن اين بحران و نابساماني متولد شد و رشد کرد.
به اين ترتيب مي توان گفت ظهور اخوان المسلمين به رهبري حسن البنا پاسخي به پريشاني اوضاع عمومي مسلمانان - به ويژه اوضاع مصر- و اثبات ناتواني حکمرانان کشورها ي اسلامي و جهان عرب بود. پس از تاسيس اخوان در مصر و شعبه هاي آن در سوريه، سودان، اردن، لبنان، فلسطين، اندونزي، پاکستان، تونس، الجزاير، مراکش، ليبي، عربستان، عراق و کشورهاي عربي حوزه ي خليج فارس، جنبش هاي اسلامي در همه جاي جهان اسلام و حتي مسلمانان کشورهاي غربي، کم و بيش تحت تاثير آن قرار گرفتند و وابستگي تشکيلاتي با اخوان المسلمين بر قرار کردند.
ريشه ي تفکرات اصلاحي حسن بنا
حسن از تعاليم طريقه ي حصافيه تاثير پذيرفته و پس از انتقال به قاهره، به «جمعيت مکارم اخلاق اسلامي» پيوست. براي وي بيش از هرچيز بازسازي مرجعيت و رهبري امت اسلام که منجر به وحدت و استمرار حرکت اسلامي مي شد، اهميت داشت.
بنا به عنوان شاگرد رشيد رضا و کسي که از او تاثير بسيار پذيرفته بود، در حقيقت او از آغازگران سنت گرايي داراي عقيده ي سلف خالص بود.
بنا معتقد بود که بايد همه ي احزاب مصري منحل و همه ي نيروها ي ملت در يک جا جمع شوند تا زمينه براي تحقق استقلال و آزادي ملت و شکل گيري بنيادهاي اصلاحات ديني فراهم گردد.
اين اعتقاد به اين معنا نبود که بنا در بازسازي جامعه ي اسلامي، با همه ي شيوه هاي غربي مخالف است، بلکه تفکر بنا ريشه در سنت گرايي و اصلاح جامعه بر اساس موازين ديني داشت.
اساتيد و مرشدان تاثيرگذار در بنا
يکي از مرشدان طريقت او «شيخ زهران» که بنا در سال هايي که در دانشسراي مقدماتي در «دمنهور» درس مي خواند، با وي آشنا شد. او از پيروان «شيخ عبد الوهاب حصافي» بود.
بنا با استاد «احمد سکري» (که بعد ها از مسولين ايالتي اخوان المسلمين گشت و مقام رياست انجمن خيريه حصافيه را نيز داشت) آشنا شد. اين آشنايي در زندگي هر دو اثري پايدار گذاشت.
همچنين شخصي به نام «شيخ محمد ابو شوشه» از ديگر استادان او به شمار مي آيد که به گفته ي بنا، حق تربيت معنوي برگردن وي دارد.
حسن بنا هنگامي که به قاهره رفت، مهمترين شخصي که مباني اعتقادي بنا را پس از مراجعت به مصر شکل داد «محمد رشيد رضا» بود که يک سلفي خالص و سنت گراي محض بود. به همين دليل، بخش مهمي از سخنراني ها و نوشته هاي بنا، مربوط به تربيت اسلامي و سنت رسول خدا (صلي الله عليه واله) مي باشد.
آثار و تاليفات
برخي از عناوين مقالات و رسالات بنا به اين قرار است:
1. احاديث الجمعه؛
2. اخوان المسلمون تحت راية القرآن؛
3. الي اي شي ء ندعو الناس؛
4. بين الامس واليوم؛
5. دعوتنا؛
6. رسالة الجهاد؛
7. العقايد؛
8. النظام الاقتصادي؛
وفات
حسن بنا سرانجام در چهاردهم ربيع الثاني 1368 قمري برابر با 12 فوريه ي1949 ميلادي (زرکلي، پيشين، ص183) در يکي از خيابان هاي قاهره به دست عوامل انگليس ترورشد.
منابع وماخذ
1- بنا، حسن، خاطرات خود نوشت حسن البنا بنيانگذار نهضت اخوان المسلمين، ترجمه ي جلال الدين فارسي، انتشارات برهان، تهران، 1358.
2--------، مجموعة رسائل الامام الشهيد حسن البنا، دار الحضاره الاسلامية، قاهره، بي تا.
3-بيومي، زکريا سليمان، اخوان المسلمون والجماعات الاسلامية، بي نا، قاهره، 1979 م.
4-حسيني، اسحاق موسي، اخوان المسلمون کبري الحرکات الاسلامية الحديثه، بي نا، بيروت، 1955 م.
5-رفعت، سعيد، قادة العمل السياسي في مصر، بي نا، قاهره، 1977 م.
6-زرکلي، خير الدين، الاعلام:قاموس تراجم، دار العلم للملايين، بيروت، چاپ پنجم، 1410 ق، ج2.
7-عنايت، حميد، انديشه ي سياسي در اسلام معاصر، ترجمه ي بهاء الدين خرمشاهي، تهران، 1362.
8-قرضاوي، يوسف، ومدرسه حسن االبنا، ترجمه ي مصطفي اربابي، مشهد، بي نا، 1367.
9- موسوي بجنوردي، کاظم، دائرة المعارف بزرگ اسلامي، تهران، 1383، ج7، 12.
10- ويلي، جويس، نهضت اسلامي شيعيان عراق، ترجمه ي مهوش غلامي، تهران، 1373.