باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 81 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
  طالس
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




(Thales)

طالس نخستين متفكر و فيلسوف يونانى در نيمه دوم قرن هفتم پيش از ميلاد (640 پیش از میلاد) از پدر و مادرى فينيقى در شهر ميلتوس به دنيا آمد. وى تازه به سن عقل رسيده بود كه با نخستين كشتى كه در ساحل لنگر انداخت، سفرهاى طولانى خود را به مصر و خاورميانه آغاز كرد. وى پايه گذار مكتب ايونيا به شمار مى رود.

آگاهى از زمان و زندگى او بسيار ناچيز است و محدود به گزارش هايى است كه مورخان يا فيلسوفان بعدى مانند ارسطو درباره او داده اند. آنچه از شواهد تاريخى به دست مى آيد نشانگر آن است كه وى نيز مانند بسيارى ديگر از مردم ايونيا خون شرقى در رگ هاى خود داشته است.

يكى از خصوصيات فيلسوفان يونان باستان اين بوده است كه ايشان نه تنها مردانى اهل انديشه و مشاهده علمى بوده اند، بلكه در زندگى اجتماعى نيز فعاليت و علاقه داشته اند. شواهد نشان مى دهد كه طالس نيز در سرنوشت سياسى ميلتوس دخالت داشته و هموطنان خود را راهنمايى مى كرده است. گفته مى شود طالس به مصر سفر كرده و مدتى را در آنجا به مطالعه و آموزش و كاوش علمى پرداخته بود. آموزش او را عملاً كاهنان مصرى و كلدانى به عهده داشتند و آنچه در آن هنگام از ستاره شناسى و رياضى و دريانوردى مى دانستند به او آموختند.

از نظر اهالى ميلتوس طالس انسان بسيار عجيبى بود اما قابليت كارى را نداشت. از ديدگاه مردم «او درس خوانده است اما چه فايده كه هميشه بى پول است». بر اين اساس حتى كنيزش هم اهميتى برايش قائل نبود و يك بار طالس كه غرق تماشاى ستارگان بود، در چاهى افتاد و كنيز تمام روز مسخره اش مى كرد و مى گفت: «اى طالس، تو هميشه مواظب چيزهايى هستى كه در آسمان است و هيچ مواظب چيزهايى كه جلو پايت است نيستى! »

طالس نمونه بارز دانشمند گيج و حواس پرت بود و به نظافت خود توجه نداشت اما مى توانست پنج قضيه هندسى را يكجا حل كند. افلاطون، طالس را «مبتكر زبردست فنون» ناميده است. طالس پس از پيش بينى كسوف سال ۵۸۵ پيش از ميلاد، به عنوان يك مرد دانشمند شناخته شد.

وى نخستين كسى است كه دانش هندسه را از مصر به يونان آورد. طالس نظريه خاصى براى طغيان رود نيل داشته و آن اين بوده است كه بادهاى ساليانه شمالى _ شرقى درياى اژه كه در نيمه تابستان به سوى مصر مى وزد، در اثر وزش در سوى مخالف جريان رود نيل مانع جريان و ريختن آن به دريا مى شود و موجب طغيان آن مى گردد. هرودوت نيز همين نظريه را بى آن كه صاحب آن را نام ببرد، تكرار مى كند.

جاى هيچ گونه شگفتى نيست كه مرد پژوهنده و متفكرى مانند طالس به قصد آگاهى يافتن از فعاليت هاى علمى مصريان به آن ديار سفر كرده باشد و از آن سرزمين متمدن و پيشرفته كهن، چيزهايى به شهر خود ارمغان آورده باشد. به ادعاى پروكلوس وى نخستين يونانى است كه دانش هندسه را از مصر به يونان آورده بود.

اطلاعات رياضى نيز به طالس نسبت داده مى شود و مهم ترين نكته اى كه به وى نسبت مى دهند اين كه دو مثلت مساوى يكديگرند، اگر يكى از ضلع هاى آنها و دو زاويه مجاور آن با هم مساوى باشند. طالس همچنين در واقع ارتفاع اهرام مصر را به وسيله سايه آنها اندازه گيرى كرد و آن از راه مشاهده زمانى بود كه سايه ما مساوى بلندى قامت ما است. طالس همچنين توانسته بود فاصله كشتى ها را از دريا تا ساحل، تعيين كند.

آنچه كه بيش از هر چيز طالس را به عنوان نخستين فيلسوف مطرح كرده است نظريه وى درباره شناخت سرچشمه هستى و اصل نخستين است كه منبع اصلى درباره نظريه جهان شناسى طالس، ارسطو است. طالس همچنين عقيده داشت كه زمين بر آب قرار گرفته است. ارسطو همين نظريه را در كتاب ديگرى تكرار مى كند. وى معتقد بود كه زمين مانند تنه درخت بريده شده يا چيزى ديگر مانند آن، بر آب شناور است.

طالس نيز مانند ديگر فيلسوفان طبيعى يونان احتمالا بايد به ازلى بودن جهان و قبول نداشتن به وجود آمدن طبيعت از عدم اعتقاد داشته است. يونانيان باستان يا برايشان شروع جهان اهميت نداشته و يا ازلى بودن و بى آغازی جهان برايشان امرى مسلم بوده است به عبارت ديگر آنها معتقد بوند كه جهان قديم است نه حادث از اين روست كه فيلسوفان طبيعى يونان بيشتر به ماهيت و كيفيت و چگونگى طبيعت پرداخته اند.

تنها چيزى كه در اين ميان از نظر فلسفى طالس را در تاريخ انديشه ممتاز مى كند، كوشش وى براى شناختن جهان از راه مشاهده و تفكر و واقع بينى و دورى از افسانه هاى دين و تفسير هاى اساطيرى بوده است و يافتن يك سرچشمه مادى براى وجود اشيا، و اين چيزى است كه نظريه وى را از ساير نظريات در انديشه هاى بابلى و مصرى جدا و مشخص مى سازد و راه را براى آيندگان باز مى كند كه جهان را بى توسل به خدايان و افسانه ها و نيروهاى آنان بشناسند. طالس نه به خاطر پاسخ هايى كه به برخى مسائل داده بلكه بيشتر به لحاظ پرسش هايى كه طرح كرده است در تاريخ فلسفه به جايگاه رفيعى دست يافته است.

مرگ طالس در ورزشگاهى هنگام تماشاى مسابقه دوهاى ميدانى اتفاق افتاد. گرماى هوا و تشنگى و به خصوص ازدحام و فشار جمعيت باعث مرگ وى شد.

 

منابع:

1. http://philosophers.atspace.com/miltus.htm

2. http://www.shafighi.com/forum/showthread.php?t=1477

 

 
 

    640 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   فلسفه یونان (20)

مطالعات منطقه اي
●   يونان (27)

تصاوير
●   طالس 

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب