- اتیمولوگ، متخصص فلسفه و فلسفه هنر
- متولد ۱۳۳۶ بندر انزلى
- ریاست كمیته زبان شناسى زبان مادر جهان
- بنیانگذار كوینواتیمولوژى سودورلیان در زبان مادر جهانى
- بنیانگذار سیستم معنى شناسى زبان مادر جهانى
- بیش از چهل سخنرانى درباره پروتوگوراس دانادل دردانشگاههاى اروپا
- مجموعه كوینواتیمولوژى هنر، تخنه، isokostvo، Kunst، Art،...
- صاحب ده ها اثر منتشر شده و نشده به زبانهاى آلمانى، انگلیسى و فارسى از جمله مقدمه بر پست متافیزیك: پروتوگوراس دانا دل، تاریخ مختصر زبان شناسى زبان مادر جهانى،فتوحات معنوى (شرح مثنوى)، لغتنامه كوینواتیمولوژیك سومرى - باسك - لغتنامه كوینواتیمولوژیك هورواورارتوئى - لغتنامه كوینواتیمولوژیك عربى، آفروآسیاتیك، لغتنامه كوینواتیمولوژیك عربى، تبتى، لغتنامه كوتیواتیمولوژیك زبانهاى قفقاز شمالى، لغتنامه كوینواتیمولوژیك فارسى، سومرى، لغتنامه كوینواتیمولوژیك سومرى، كچوا و....
«حیرت انگیز است، سهمگین و درخشان، اتیمولوگ ها بى شك او را تأیید مى كنند و فیلسوفان را یاراى در افتادن با او نیست چون با دریایى از قوانین علمى فونولوژى و سمانتیك مواجه مى شوند...» این سخنانى است كه ژاك دریدا فیلسوف فقید معاصر با حضور درسخنرانى اسدیان با عنوان «مقدمه بر پست متافیزیك - پروتوگوراس دانادل » به پروفسور وسالى گفته است و به نقل از همین پروفسور وسالى زبان شناس، اسدیان در پاسخ به كنجكاوى دریدا كه به گمان او سخن اسدیان در باب ارجاع منشأ متافزیك به ۶۰۰۰ سال پیش حرف جدید و جالبى رسیده است تنها گفته است: «شبحى جهان را فرا گرفته است، شبح پست متافیزیك».
اسدیان یكى ازچهره هاى علمى كشور و متخصص جهانى در زمینه اتیمولوژى (علم ریشه شناسى ) زبان مادر جهانى است كه نام ایران را در كنار سه كشور فنلاند، روسیه و آمریكا كه بزرگترین متخصصان این رشته را در خود جاى داده اند برافراشته است؛ رشته اى كه در ایران كرسى دانشگاهى ندارد والبته تعداد كل متخصصان آن در جهان، از انگشتان دست تجاوز نمى كند كه یكى دیگر ازهمین متخصصان پروفسور هاكولاى فنلاندى است كه اسدیان با همكارى او براى نخستین بار در تاریخ زبان شناسى علمى، زبان سومرى را با زبانهاى دراویدى، اورالى، اكتائى، كره اى، ژاپنى، نوسترتتیك و... هم ریشه كرد كه این كار در سال ۲۰۰۳ توسط دانشگاه كوئوپیو منتشر شد.
او همچنین ترم «كوینواتیمولوژى»(۱) (ریشه مشترك) را ابداع كرد تا خط فاصلى میان ایتمولوگ هاى متخصص در یك زمینه و دیگر زبان شناسانى كه متخصص در چندین «پروتو» (۲) هستندكشیده شود.اسدیان همچنین زبان باسك را با زبان سومرى، هندواروپایى، آفروآسیاتیك، دراویدى، اورالى، اكتائى، زبانهاى بومى آمریكا و... هم ریشه كرده است واین كشف قوانین فونولوژیك میان شاخه هاى گوناگون زبانى جهت بازسازى زبان مادر جهانى بارها توسط زبان شناسان جهانى همچون پروفسور بومارد، پروفسور رولن، پروفسور سفروتزا و پروفسور رایان مورد ستایش قرار گرفته است. او موفق شده است تا براساس قوانین فونولوژیك ریشه مشترك میان این شاخه هاى زبانى را اثبات كند: هندواروپایى، آفروآسیاتیك (سامى - حامى)، اورالى، اكتائى، چین و تبتى، كارتولى، ناخ و داغستانى، آنجازوآدیگى، هورواورارتوئى، كره اى، ژاپنى، آینو، ایلامو، دراویدى، اسكیمو، آله اوت، استرالیایى، چوكچى كامچاتكان، هندوپاسیفیك، زبانهاى بومیان آمریكا (آمریندین)، سومرى، (زبان منفرد )، باسك (زبان منفرد) و اتروسك (زبان منفرد).
از جهت دیگر آنچه از نظراسدیان به موازات اتیمولوژى اهمیت دارد و هنوز مورد غفلت قرار گرفته، سمانتیك ومعنى شناسى است. به نظر او در زمینه سمانتیك در هر یك از شاخه هاى زبانى كارهایى نسبتاً دقیق صورت پذیرفته است اما هیچ یك از ظهورات سمانتیكى در پروتوهاى هر شاخه به تنهایى براى سمانتیك زبان مادر جهانى نمى تواند دقیق باشد و شرح این مطلب البته دراین صفحه نمى گنجد. تفكر اسدیان از تعمق در مبانى فلسفه ومتافیزیك آغاز و به اتیمولوژى ختم شده و در این رهگذر از محضر اساتید فلسفه معاصر ایران و زبان شناسى اروپا بهره برده است.در ایران او سالها از محضر دو متفكر وفیلسوف معاصر در زمینه حكمت وفلسفه اسلامى و غرب بهره مند شد: فیلسوف معاصر مرحوم استاد حاج سید جوادآشتیانى و متفكر معاصر مرحوم دكتر فردید.
جالب این است كه اسدیان از حوزه هاى مختلف فكرى و نزد اساتیدى كه گاه با هم تعارضى آشكار دارند دانش آموخته است كه این امر به نوبه خود به او خصلتى چندرشته اى بخشیده است ولى با این حال از تمامى اساتید خود با احترام یاد مى كند: او از دكتر محمدتقى راشد محصل به عنوان انسان و زبانشناسى كه شرافت علمى دارد با احترام زیادى نام مى برد. او زبانهاى اوستایى، سنسكریت و ودائى را نزد محصل آموخت و او را مشوق خود در یافتن ریشه مشترك زبانهاى هندواروپایى، آفرو آسیاتیك، دراویدى و... مى داند. اسدیان حتى از اساتید دوران نوجوانى خود در بندر انزلى با حسى عمیق از حق شناسى توأم با احترام یاد مى كند: استاد عسكر ظروفچى، استاد شمیل طارمیان، دكتر توفیق سبحانى و بالاخره دكتر مختار علیزاده كه براى نخستین بار به او آموخت كه فلسفه و متافیزیك آنچنان مسائل جدى هستند كه به هیچ وجه نباید زبان دقیق آن را با زبان فلسفه ژورنالیستى رایج اختلاط كرد. دكتر علیزاده در سالهاى نوجوانى از قول استادش به او گفته بود كه خواندن فلسفه بدون احاطه به زبانهاى یونان باستان، آلمانى و عربى اتلاف وقت است واین فى الواقع سنگ بناى روش مطالعاتى اسدیان براى یك عمر شد اما این یادگیرى زبان كه خانه وجود است (۳) براى اواز همان خانه آغاز شد: نخستین استاد او پدرش بود، استاد محمدرحیم اسدیان كه مدرس زبانهاى فرانسه، انگلیسى، عربى و روسى بود و زبان پارسى باستان را هم مى دانست. پدر بزرگش كشاورز بود وشرحى كوتاه بر ابیات مشكل مثنوى نگاشته بود و مدرس فصوص ابن عربى و مصباح الانس حمزه فنارى در طالقان بود. مادربزرگش هم كشاورز و خوشنویس بود و شدیداً به نقاشى و تذهیب علاقه داشت و چون نقاشى براى زنان به غیر از زنان دربار قاجار ممنوعیت داشت او دروس فقه و اصول خواند و از آیت الله اصفهانى دستخط اجتهاد گرفت و سپس به تذهیب و نقاشى پرداخت.
بنابراین منشأ رادیكالیسم روحى دكتر اسدیان را مى توان در همین شرح مختصر خانوادگى ریشه یابى كرد ولى در هر حال اینكه شخصى تا به این حد در كار خود رادیكال باشد و از رادیكالیسم به رادیكال شناسى (اتیمولوژى) سیر كند امر جالبى است. او معتقد است كه اتیمولوژى به معنى حقیقى لفظ مستلزم تا به غایت رادیكال بودن است زیرا: «رادیكال بودن رفتن به ریشه امور و دریافت كنه هر چیز در ریشه است و در واقع فلاسفه نیز هر یك به نحوى در پرسش هاى خود در پى پاسخ هاى رادیكال هستند اما تفكر فلسفى تفكرى مفهومى است و اتفاقاً براساس تعاریف مفهومى است كه شما مى توانید سیستم متافیزیكى و فلسفى ببافید اما ذات «تعریف» جز در «تحریف» حكمات از معانى اصلى اولى به مفاهیم گوناگون نیست و لذا رادیكالیسم متافیزیكى كه رادیكالیسم فلسفى یكى از انحاى بسیار مهم آن است رادیكالیسم مفهومى است. در این مقام «خودآگاهى» كه در نسبت با پرسش ماهوى است رخت برمى بندد و فقط مى ماند آگاهى صرف.»
و شاید براى نمایاندن همین حقیقت است كه او مضمون بسیارى از سخنرانى هاى خود را یكى از رادیكال ترین فیلسوفان تاریخ بشر قرار داده است: پروتوگوراس دانادل.
به گمان او تمامى متفكران ماقبل سقراطى بسیار عمیق بودند ولى پروتوگوراس در میان آنها نیز مطرود بود. عبارات دقیق و عمیق و حیرت آور پروتوگوراس نشان از تجربه دیگرى داشتند و از همین رو دیگر فلاسفه او را برنمى تافتند هم ماقبل سقراطیانى چون پارامنیدس یا فیلسوفان حوزه الیائى و هم سقراط و شاگردانش. اسدیان مى گوید: «او دسترسى به امورى حیرت آور یافته بود. مى دانستم كه پروتوگوراس اولین گرامر یونانى را نگاشته است پس زبان شناس است، اما صرف زبان شناسى نمى تواند آدمى را به این عالم فكرى بكشاند. مجبور بودم بارها و بارها متون ماقبل سقراطى را مطالعه كنم اما مطلوب همچنان مستور بود تا آنكه به سراغ زندگینامه هاى آنان رفتم وهمه را طبقه بندى و جدول بندى كردم.امور جالبى به ناگاه خود را نشان دادند: اكثر متفكرین شاهزاده، برده دار یا متمول بودند تنها یك تن بود كه استثنا بود: پروتوگوراس. پروتوگوراس حمال بود و سالها از حمالى روزگار مى گذرانید تا آنكه حكمت آموخت و وكیل مدافع محرومین در دادگاههاى یونان شد پس پروتوگوراس قلباً عالم را در نسبت مستقیم با كار دریافت و این بود اساس پیچیدگى فكر او. دستهاى پروتوگوراس بزرگتر از سر افلاطون تا هگل بوده است.»
اسدیان مى گوید كه تاكنون عبارت معروف پروتوگوراس را به این صورت ترجمه كرده اند:«انسان متر و میزان همه چیز است، میزان همه آن چیزهایى كه هستند وهمه آن چیزهایى كه نیستند.» شرح ترجمه دقیق توأم با اتیمولوژى تك تك این كلمات به یونانى باستان و همچنین عبارتى كه افلاطون به نقل از پروتوگوراس و به منظور تكذیب آن در جمهور خود آورده است، بدنه اصلى برخى از سخنرانى هاى اسدیان را پیرامون پروتوگوراس تشكیل مى دهد.
اسدیان چون دیگر متفكران انقلابى تاریخ تفكر را به سه بخش تقسیم مى كند:ماقبل متافیزیك، متافیزیك و پست متافیزیك.
طرح مبانى تفكر پست متافیزیكى به نظر او از سال۱۸۴۴ میلادى آغاز مى گردد اما نظر او در مورد منشأ تفكر متافیزیكى كه صورت كلاسیك آن را به یونان باستان و دیگرصور آن را به چین و هند ارجاع مى دهند با نظر دیگران متفاوت است. وى معتقد است كه نخستین صورت و سند مدون تاریخى متافیزیك، ارجاع به فرهنگ سومرى به عنوان باستانى ترین فرهنگ مكتوب جهان مى نماید.
منظور از متافیزیك چیست؟ به نظر اسدیان با تلاشى امت واحده براى نخستین بار در تاریخ آدمى، متافیزیك به ظهور رسید. متافیزیك نحوه تلقى انسان غیر امى یا انسان بیگانه گشته نسبت به كل عالم است و شكل كلاسیك آن به صورت متافیزیك خاص در یونان با سقراط و افلاطون و ارسطو به ظهور رسید و از همین رو متافیزیك خاص یونانى از یك سو با تفكر اصیل دینى داراى تضاد است و از سوى دیگر با نحوه تلقى پست متافیزیكى تباین دارد.
در میان اهالى فلسفه معاصر ایران دكتر فردید بیش از هر كس دیگر در مضان سخنان ضد و نقیض قرار دارد ولى آشنایى دكتر اسدیان با علم اتیمولوژى آن هم در سنین جوانى به واسطه وجود دكتر فردید بوده است. او قوانین فونولوژى زبانهاى هندو اروپایى و آفرو آسیاتیك را از فردید آموخت و سپس در غرب به جست وجوى شاخه هاى زبانى چون دراویدى، اورالى، اكتائى و... پرداخت. ضمناً اسدیان قرار بود كه با مرحوم دكتر محمد تقى مسعودیه اتنوموزیكولوگ نامدار ایرانى به طبقه بندى فوزیسى و فیزیكى سازهاى جهان براساس ادوار و اكوار تاریخى بپردازند كه متأسفانه با درگذشت دكتر مسعودیه تحقق نیافت ولى طبقه بندى او از زبانهاى جهان كه براساس مونوژنسیس زبانها در سال۲۰۰۰ میلادى در دانشگاه كوئوپیو به انجام رسیده، تاكنون اعتبار علمى خود را حفظ كرده است. نزد اسدیان هر نحو فلسفه، متافیزیك است ولى نزد او تنها در «كوره راه» بودن است كه اهمیت دارد. در «كوره راه»(۴) بودن براى او به مثابه راه رشد غیرمتافیزیكى است. وى تفكر اتیمولوژیك را در تقابل با تفكر متافیزیكى و فلسفى مى داند و لذا براى او طریقتى فكرى است، طریقتى كه براى ما هر بار از پس جملات صیقل یافته او لحظه اى روشن مى شود و دوباره در ظلمات متافیزیك گم مى شود.هنگام خداحافظى با اینكه مى دانستیم هم اكنون مشغول یافتن ریشه هاى مشترك میان هجده زبان قبلى هندو اروپایى، آفروآسیاتیك، اورالى، اكتائى، چین و تبتى، كارتولى، داغستانى، آنجازوآدیگى و... و زبانهاى خواسانى متعلق به جنوب آفریقا است. از او پرسیدیم اكنون چه مى كنى و او یكى دیگر از همان جملات صیقل خورده اش را به سویمان پرتاب كرد: «به اقبال ستاره اى مى رویم، فقط همین...»
پی نوشت:
(۱) كوینواتیمولوژى: این اصطلاح در سال۱۹۹۹ توسط اسدیان وضع گردید. كلمه كوینوس در زبان یونانى به مفهوم امر مشترك است و اتیمولوژى را هم معمولاً به علم ریشه شناسى كلمات ترجمه مى كنند. هر چند اسدیان حتى نسبت به همین تعریف سر راست هم نحوه تلقى دیگرى دارد، او مى گوید: كلمه اتیموس در زبان یونانى باستان به معنى حقیقت است. از طریق زبان است كه حقیقت امور را درمى یابیم اما حقیقت همواره در حجاب واقعیت نهان و مستور است. هنگامى كه ما حجاب واقعیت راكنار مى زنیم این حقیقت یا اتیموس است كه خود را عیان مى نماید بنابراین اتیمولوژى در اصل به معنى حق شناسى است. به تعبیر دیگر ریشه هر چیز حقیقت آن چیز است همچنان كه واقعیت درخت، تنه و شاخه ها و برگهاى آن است اما ریشه درخت كه اتیموس یا حقیقت درخت است در حجاب خاك مستور است.
۲- پروتو، پیشوندى به معنى آغازین است و proto Language همان چیزى است كه اسدیان در پى بازسازى آن به مثابه زبان مادرآغازین انسان است ولى آنچه كه نزد اسدیان به موازات اتیمولوژى اهمیت اساسى دارد و هنوز مورد غفلت قرار نگرفته سمانتیك و معناشناسى است. به نظر او در زمینه سمانتیك در هر یك از شاخه هاى زبانى كارهایى دقیق صورت پذیرفته است اما هیچ یك از ظهورات سمانتیكى در پروتوهاى هر شاخه زبانى به تنهایى براى سمانتیك زبان مادر جهانى نمى تواند دقیق باشد. او به عنوان مثال ریشه ab - آفراو آسیاتیك، Appe - اورالى، ab - آلتایى، Appe - دراویدى، Awo - هند و اروپایى و غیره از یك ریشه اند و از حیث سمانتیك در هر یك از این پروتوها به مفهوم پدر و شوهر و غیره است.
اسدیان این حیث سمانتیكى را براى ریشه زبان (مادر جهانى) مردود مى داند و به واسطه زبانهاى دیگر زیرگروه پروتوها و نیز مناسبات تولیدى در ادوار تاریخى نشان مى دهد كه پروتوى ab - در زبان مادر جهانى به معنى مادر از جهت مقام او به جماعت (ماتر ریاركال) بود و با ظهور مرحله (پاتر ریاركال) در تاریخ جوامع باستانى مورد اطلاق آن به جنس مذكر منقلب گردیده و به مفهوم پدر به كار رفته است.
(۳) اشاره به عبارت «زبان خانه وجود است» هایدیگر.
(۴) Holtzweg
منابع:
1. http://www.hammihan.com/pbio/id/000350.php نوشته: ایرج اسماعیل پور قوچانى
|