باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 شهريور 1387 كاربران برخط 135 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
محمد  ابن یعقوب کلینی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


ثقه الاسلام كليني



ولادت

در سال 269 ه . ق در روستاى «كلين» [روستايي در 38 كيلومتري شهر ري] در خانه اى آكنده از عشق اهل بيت عليه السلام كودكى متولد شد كه تاريخ حيات او با غيبت صغرى عجين شد. محمد نامى بود كه يعقوب بن اسحاق براى فرزند خويش برگزيد و اذان و اقامه اولين كلماتى بودند كه گوش او را نوازش دادند. اولين كلاس درس او دامان پاك و پر مهر مادرى عطوف و عفيف بود. محمد مراحل ابتدايى علوم اسلامى را نزد پدر و دايى بزرگوارش على بن محمد بن ابراهيم بن آبان كه از استادان علم حديث بود گذراند. وى پس از گذراندن دوران آغازين تحصيل و آشنايى با منابع رجالى و حديثى از كلين مهاجرت كرد و با كوله بارى از معرفت و شناخت مكتب اهل بيت عليه السلام براى شكوفايی خلاقيت هاى درونى و سيراب شدن از درياي بى پايان علوم وحى و پيمودن كمالات اخلاقى و انسانى به رى وارد شد.

 

گزينش هدف

در هنگام ورود كلينى به «رى» بيشتر مردمان اين شهر از پيروان مذاهب حنفى و شافعى بودند اما به دليل وجود شيعيان دلباخته در اطراف اين شهر، اكثرا اهل تسنن «رى» همواره تحت تاثير اخلاق و رفتار اسلامى آنها قرار داشتند. از اين رو ری به شهرى شيعه نشين معروف بود. «رى» در آن زمان شهرى بزرگ بود و عقايد و مذاهب گوناگون در كنارهم و در آرامش كامل در آنجا به حيات ادامه مى داد اما اين آرامش گاه دستخوش حركتهاى سياسى مى شد. فرقه اسماعيليه با انگيزه تسلط بر ايران در اين نقطه بيش از ديگر نقاط سرمايه گذارى كرده بود و به ترويج و تبليغ تفكر و آراء خود مى پرداخت. از اينرو «رى» به نقطه برخورد آراء و انديشه هاى فرقه اسماعيليه و مذاهب شافعى، حنفى و شيعه تبديل شده بود. كلينی در اين زمان در كنار گذراندن تحصيلات خود نه تنها با عقايد و انديشه هاى ديگر مذاهب و فرقه ها آشنا شد بلكه به ماهيت واقعى بعضى از اين فرقه ها كه مى رفت تشيع را ازمسير واقعي خارج كند پى برد. او درد را شناخت و درمان را تشخيص داد. درد، جدايی مردم از سخنان اهل بيت عليه السلام و دارو، رساندن اين سخنان به مردم بود. او در اين زمان هدف خويش را بررسى مى كرد و به دور از هياهو مسير خود را مشخص کرد و تصميم گرفت به فراگيرى و نوشتن آنها بپردازد.

از اين رو در محضر استادان بزرگى چون «ابوالحسن محمد بن اسدى كوفى ساكن رى»[1] به فراگيرى حديث پرداخت. در نوشتن و بحث و گفتگو پيرامون احاديث از خود گذشتگى بسزايى نشان داد. او بيشتر زندگى خود را صرف حديث كرد. اما با اين حال از واقعيت هاى اطراف خويش و از مسائلى كه شيعيان اطراف خويش و از مسائلى كه شيعيان با آن دست به گريبان بودند،غافل نبود. او از كسانى نبود كه عزلت گزيند و فقط به فكر نجات خويش باشد، بلكه در دورانهاى پر آشوب همراه همگام و همراه با جامعه شيعى بود. در دورانى كه «قرمطيان» با عقايد خود، كه مخلوطى از عقايد زردشتى، مانوى و اسلامى بود[2] به مبارزه با عقايد و مقدسات مسلمين پرداختند، كلينى با شجاعت خويش عقايد آنها را به نقد كشيد و براى آگاه كردن شيعيان از اين حركت انحرافى كتاب «الرد على القرامطه» را نوشت و در دسترس شيعيان قرار داد.

عصر كلينى را بايد عصر حديث ناميد. زيرا نهضتى كه براى فراگيرى و نوشتن احاديث آغاز شده بود سراسر ممالك اسلامى را فرا گرفته بود و تشنگان علم حديث از اين شهر به آن شهر و از اين محفل به آن محفل در جستجوى روايتگرى بودند تا از او فراگيرند و بر اندوخته هاى خويش بيفزايند. تلاش اهل سنت در اين عصر به قدرى چشمگير بود كه مى توان گفت اهل سنت هر چه دارد از اين عصر دارد. در اين عصر كه زمانش به حدود تقريبى يك قرن مى رسد كتاب هاى شش گانه حديثى اهل سنت (صحاح سته ) تدوين شد.

كلينى در اين عصر مشغول نوشتن احاديث بود. در اين زمان شاگردان امام هادى عليه السلام، امام حسن عسكرى عليه السلام و امام رضا عليه السلام هنوز زنده بودند.

خطر نابودى احاديث، هر لحظه احساس مى شد. زيرا با وفات اين حاملان احاديث و غيبت امام زمان عليه السلام، شيعيان از اين سخنان گرانبها محروم مى شدند.

كلينى با شناخت عصر خود و موقعيت حساس زمانى و درك اينكه تشيع اگر از اين مرحله به سلامت بگذرد براى هميشه از انحراف و التقاط رهايى يافته است، براى تكميل هدف و رسالت خويش به قم شهر محدثان و شاگردان اهل بيت عليه السلام مهاجرت كرد. در اين زمان در قم راويان و محدثان در هر مسجد و حسينه اى به نقل حديث مى پرداختند و بسيارى از اينان در شمار آخرين محدثانى بودند كه بدون واسطه از زبان ائمه عليه السلام حديث شنيده بودند. وجود اين فرزانگان موجب شد كه عاشقان كلام اهل بيت عليه السلام به اين شهر مهاجرت كنند و كلينى يكى از اين افراد بود. او با استفاده از محضر استادان بزرگى چون احمد بن محمد بن عيسى اشعرى، احمد بن جعفر بن عيسى اشعرى، احمد بن جعفر حميرى (مؤ لف كتاب قرب الاسناد) و فرزند او محمد بن عبدالله حميرى به فراگيرى حديث پرداخت.

در اين ميان كلينى را با علی ابن ابراهیم قمی آشنا می شود. نامی که کلینی را با نام او و او را با نام کلینی می شناسند. شايد اگر كلينى پروانه وار به گرد شمع وجود ابن ابراهیم قمی نمى چرخید و او را لحظه اى چه در حال بيمارى و چه در سلامت، چه در خانه و چه در مدرسه رها مى كرد و از او غافل مى ماند، روايات و احاديثى كه سلسله سندش به او ختم مى شود چون ديگر آثار او براى هميشه از ميان مى رفت. كلينی اين اقيانوس حديث را رها نساخت. او كه تشنه كلام اهل بيت عليه السلام بود جرعه جرعه نوشيد و به اين نوشيدن اكتفا نكرد بلكه دريايى از اين كوثر عشق را براى شيعيان پس از خود به يادگار نهاد.

 

هجرتى ديگر

گرچه قم مركز تشيع به شمار مى رفت و جويندگان كلام اهل بيت عليه السلام را سيراب مى كرد اما عطش سيرى ناپذير كلينى او را بر آن داشت تا آن ديار مقدس را به اميد يافتن روايات و احاديث ناشنيده ترك كند. در آن زمان كوفه يكى از مراكز بزرگ به شمار مى رفت و كمتر محدث و يا محققى بود كه در سفرهاى خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آنجا استفاده اى نكرده باشد.

كوفه در حقيقت جاى تبادل نظر و نقطه آغاز در جهان اسلام به شمار مى رفت كه همه آزادانه در آن به تبليغ مذهب خود مى پرداختند. از اين رو هر يك از نويسندگان و محدثان مذاهب گوناگون اسلامى مجلس درس و بحثى براى خود برپا داشته بودند و به نقل احاديث خويش مى پرداختند. «ابن عقده» يكى از كسانى بود كه در اين شهر سكونت داشت. او از حافظان بزرگ حديث به شمار مى رفت و حافظه قوى او موجب شده بود كه آيتى از آيات حافظه در جهان شود.[4]

بسيارى از بزرگان مذاهب از محضر او كسب علم می كردند. او اگر چه از نظر مذهبى «زيدى جاردى» بود اما زهد و پارسايى از او محدثى موثق ساخته بود كه همه مذاهب در نقل احاديث به او اعتماد داشتند. كلينى نيز از اين مرد بزرگ استفاده كرد و از او رواياتى فرا گرفت.

 

ثقة الاسلام

كلينى پس از كسب علم و حديث از دهها استاد و محدث در شهرها و روستاهاى آن زمان، سرانجام به بغداد رسيد. او در مسافرتهاى خويش چنان علم و فضل خود را به نمايش گذاشته و تصويرى از شيعه واقعى در اذهان مردم هر ديار باقى نهاده بود كه هنگام ورود به بغداد فردى گمنام نبود. شيعيان به او افتخار مى كردند و اهل سنت به ديده تحسين به او مى نگريستند. تقوا، علم و فضيلت او در اندك مدتى موجب شد كه هم شيعه و هم اهل سنت در مشكلات دينى به او مراجعه كنند، به طورى كه عام و خاص در فتاوا به او روى مى كردند و به همين سبب او اولين كسى بود كه به لقب ثقة الاسلام شهرت يافت.[5]

كلينى نام آورترين شخصيت عصر خود بود. عصرى كه اوج تلاش محدثان و عالمان بزرگ و حتى عصر چهار نايب خاص امام زمان عليه السلام بوده است. در اين عصر به دليل محدوديت ها و ممنوعيت هاى اجتماعى اين بزرگان، مسئوليت فرهنگى و علمى تشيع بر دوش كلينى بوده است.

 

تاليف كافى

بغداد براى كلينى سرزمين تاليف بود. وى در آنجا فرصت يافت تا اندوخته هاى سالها رنج و مشقت را در مجموعه اى گرد آورى كند. او كه كمبودهاى جامعه شيعى را به خوبى درك كرده بود و مى ديد كه با غايب شدن امام زمان (عج) و دسترسی نداشتن همه شيعيان به نواب خاص آن حضرت، جاى كتابى كه در بردارنده تعاليم اسلامى و شيعى باشد، خالى است تلاش خود را در پى تنظيم احاديث گردآورى شده، جهت داد.

حاصل این تلاش مجموعه کتاب های «الکافی» بود.

مجموعه كتاب «الكافى» شامل اصول كافى (دو جلد)، فروع كافى (پنج جلد) و روضه كافى (يك جلد) است و در بردارنده شانزده هزار و يكصد و نود و نه (16199) حديث از پيامبر اسلام(ص) و ائمه معصومين عليه السلام مى باشد.

این کتاب پس از 20 سال تلاش مستمر و شبانه روز تقریر و به جامعه شیعی عرضه شد. كارى كه کلینی در مدت بيست سال براى تشيع به پايان رساند، كارى بود كه شش تن از بزرگترين عالمان اهل سنت در مدت يك قرن براى مذهب خود انجام دادند و كتاب كافى مهمترين و نفيس ترين كتاب از مجموعه كتب چهارگانه حديثى ( كتب اربعه مذهب تشيع است).[6]

كتاب كافی را هر كسى از ديدگاه خود بررسى كرده است. بر كافى هم فيلسوف شرح نوشته است هم عارف و هم فقيه و اين نشانه بزرگى و جامع بودن كافى است. شرح هاى مهم عبارت اند از:

1 - مرآت العقول از علامه مجلسى، كه با ديدى فقهى نگاشته شده است.

2 - شرح صدرالمتاءلهين معروف به ملاصدرا، كه نگرش او نگرشى فلسفى و عرفانى به احاديث است.

3 - كتاب وافى نوشته ملاحسين فيض كاشانى.

4 - شرح ملا صالح مازندرانى.

 

سبك كلينى

روش كلينى در ترتيب احاديث هر باب اين است كه حديث صحيح تر و روشن تر را در اول باب قرار داده و سپس به همين ترتيب احاديث مبهم و مجمل را ذكر كرده است.[7] علاوه بر اين، كلينی دست به ابتكار ديگرى زد كه تا قبل از آن در ميان عالمان و محدثان معمول نبود و آن به كار بردن كلمه «عدة» به جاى سلسله سندى است كه به راوى حديث ختم مى شود. از مسائلى كه موجب شد كلينى اين رويه را در نقل حديث پيش گيرد، مشهور بودن راويان سلسله سند و نيز كم كردن حجم كتاب و كمبود وقت بوده است.

«عدة» كلينى گاهى از احمد بن محمد بن عيسى، گاهى از سهل بن زياد و زمانى از احمد بن خالد برقى روايت مى نمايد و اشخاص هر يك از اين سه، غير از اشخاص «عدة» ديگر می باشد. مثلا مراد او از «عده» در جايى كه به واسطه آن از احمد بن محمد عيسى روايت مى كند عبارت از پنج نفر: محمد بن يحيى عطار، على بن موسى كميدانى، داود بن كوره، احمد بنادريس على بن ابراهيم بن هاشم است. [8]

اين روش رهگشاى ساير عالمان و محدثان شد به طورى كه شيخ طوسى در كتاب رجال خويش اين روش را برگزيد و به همين شيوه روايت را نقل كرد[9] علاوه بر اين گاهی احاديثى بدون نام محدث و راوى و با عنوان «قد قالالعالم» و يا «فى حديث آخر» از كلينى نقل شده است كه جمعى از عالمان اين احاديث را دليلى بر وجود ارتباط بين كلينى و امام زمان (عج ) دانسته و گفته اند «ممكن است كه كتاب (كافى ) به نظر اصلاح آن حضرت رسيده باشد». [10] و از كلام بزرگان نقل شده است كه امام زمان (عج ) فرموده اند: «الكافى كافل شيعتنا»: «كافى» شيعيان ما را كافى است.

كلينى در زندگى سراسر نور و پربار خود علاوه بر تدوين و تاليف مجموعه الكافى، كتابهاى الرد على القرامة، تفسير رؤ يا (تعبير خواب)، مجموعه شعر (حاوى قصايدى كه شعرا در مناقب و فضايل اهلبيت عليه السلام سروده اند)، كتاب رسائل ائمه عليه السلام و كتاب رجال را تاليف كرده است.

 

كلينى بر مسند تدريس

كلينى در مسير تحقق و نگارش از تغذيه فكرى شاگردانى كه به اميد كسب علم از محضرش به بغداد سفر كردند لحظه اى غافل نبود. او در باور كردن انديشه خدايى شاگردانش از جان مايه گذاشت. بسياری از بزرگان از او روايت نقل كرده اند كه از آن ميان احمد بن ابراهيم معروف به ابن ابى رافع صيمرى، احمد بن احمد كاتب كوفى، احمد بن محمد بن سعد كوفى، ابوغالب احمد بن محمد رازى، عبدالكريم بن عبدالله بن نصر بزار تنسى، على احمد بن موسی دقاق، محمد بن مطلب شيبانى، محمد بن على ماجيلونه، محمد بن عصام كلينى، جعفر بن محمد بن قولوية قمى مؤلف كتاب كامل الزيارات، هارون بن موسى تلعكبرى، محمد بناحمد صفوانى و محمد بن ابراهيم نعمانى را مى توان نام برد. [11]

 

وفات

كلينى پس از هفتاد سال زندگى كه بيست سال آن تلاش و تحقيق همراه با رنج ها و غربت ها براى تدوين كتاب كافى بود از اين جهان عروج كرد. او غروب نكرد بلكه با كتاب ارزشمند كافى هماره در آسمان تشيع پرتو افشانى مى كند. او گرچه در قفس دنيا زيست اما در فضاى بهشت تنفسمى كرد چرا كه همه لحظه هاى عمرش را با كلام اهل بيت عليه السلام سپرى كرد. و سرانجام در ماه شعبان سال 329 ق. عروج كرد. [12] و نه تنها شيعيان بلكه پيروان ديگر مذاهب اسلامى را سوگوار و بغداد را با رفتنش يكپارچه ماتم كرد. ابوقيراط محمد بن جعفر حسنى[13] يكى از بزرگان بغداد بر پیکر مطهرش نماز خواند و شيعيان با دلى پر اندوه پيكر مقدس او را در باب كوفه بغداد در بازار كوفه و در نزديكى پل به خاك سپردند.

 

پی نوشت

[1] مفاخر اسلام، على داونى، ج 3، ص 26.

[2] فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشكور، ص 395.

[3] معجم رجال الحديث، آيت الله خويى، ج 11، ص 194.

[4] مفاخر اسلام، ج 3، ص 55.

[5] ريحانة الادب، ميرزا محمد على مدرس تبريزى، ج 5 ص 79.

[6] سه كتاب ديگر اين مجموعه عبارت اند از: من لا يحضره الفقيه تاليف شيخ صدوق، تهذيب و استبصار، تاليف شيخ طوسى.

[7] اصول كافى (مقدمه )، كلينى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 1، ص

[8] همان، ص 114.

[9] همان.

[10] همان، ج 5، ص 81.

[11] مفاخر اسلام، ج 3، ص 27 و 90.

[12] ريحانة الادب، ج 5، ص 80.

[13] همان

 

منبع: www.hawzah.net

 
 

    318 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   روحانيت شيعه (43)
●   محدثین شیعه (0)

مطالعات منطقه اي
●   ایران (712)

عناوين به ترتيب




 
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب