باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 84 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
  دموكريتوس
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ




زندگی

دموكريتوس Democritus فرزند هگسيستراتوس و زادگاه وى شهر آيدرا بود. هرچند سال تولد وى به درستى مشخص نيست اما مى توان سال تولد وى را در حدود ۴۶۰ پيش از ميلاد دانست. گروهى نيز سال تولد وى را هشتادمين المپياد مى دانند.

درباره زندگى و رويدادهاى عمر وى گزارش هاى فراوانى در دست است كه جز اندكى از آنها بقيه همه افسانه و ساختگى است و اصالت تاريخى ندارد. اما آنچه از اين ميان مى توان پذيرفت اين است كه وى در جوانى با لوكيپوس ارتباط داشته و نزد وى چيزهاى زيادى آموخته است. رويداد مهم در زندگى اين فيلسوف سفرهاى فراوانى است كه وى به كشورهاى آن دوران و در جست وجوى دانش و گرد آوردن تجارب و دانستنى ها كرده بود.

وى در جوانى، ميراث پدرى خود را به برادرانش بخشيد و سهم خود را كه از همه كمتر بود به پول نقد دريافت داشت و با آن سفر هاى خود را آغاز كرد. گفته مى شود وى نخست به مصر رفت و سپس به بابل و در پايان به ايران سفر كرد. از جمله سفرهاى او رفتن به هندوستان و همنشينى با «فيلسوفان» آن سرزمين بود.

دموكريتوس پس از پنج سال جهانگردى سرانجام به زادگاه خود بازگشت و در آنجا بقيه عمر را به كار نوشتن و آموزش دادن به ديگران پرداخت. داستان هايى كه درباره پايان كار وى و اين كه از ترس ناتوانى و سالخوردگى به خودكشى دست زده بود باوركردنى نيست و همچنين افسانه اين كه وى به همه چيز جهان مى خنديد و همه چيز را بازيچه مى پنداشت و لقب فيلسوف خندان لقب گرفته بود.

دموكريتوس از شهرت گريزان بود اما به دليل آگاهى، دانايى و برترى علمى و عقلى بى شك از احترام و بزرگداشت همشهريانش برخوردار بوده است. دموكريتوس مردى بسيار آگاه و دانشمند بوده و از نظر جامعيت و چيره دستى در شاخه هاى گوناگون دانش، وى را مى توان در دوران باستان تنها با ارسطو برابر دانست كه البته ارسطو در نوشته هاى خود از وى به نيكى ياد مى كند و در رساله «درباره پيدايش و تباهى» معتقد است: «اين مرد (دموكريتوس) به نظر مى رسد كه درباره همه چيز انديشيده است.»

در مدرسه ارسطو و شاگردان وى، نوشته هاى دموكريتوس مانند ديگر فيلسوفان پيشين فراوان يافت مى شده است. ارسطو با عقايد و نوشته هاى دموكريتوس كاملاً آشنا بود و كتاب هاى شخص ارسطو، سرچشمه مهم آگاهى ما از عقايد دموكريتوس است. اين شخصيت جامع و درخشان با انديشه ناآرام و پرتكاپو در همه جا و در هر زمينه جوياى حقيقت بوده است و همواره داشتن دوستان و پژوهندگان را در تاريخ انديشه انسانى به شگفتى و ستايش واداشته است و حتى مخالفين فلسفى او را مجبور به ستايش و تمجيد از وى كرده است.

در ميان فيلسوفان و دانشمندان يونانى دموكريتوس متفكرى بسيار پركار و با نوشته هاى بسيار بود كه همين امر نشانگر جامعيت و احاطه حيرت انگيز او در رشته ها و شيوه هاى دانش هاى گوناگون است. بسيارى پركارى وى را با ارسطو مقايسه مى كنند و اما اين پرسش بارها مطرح گرديده است كه چرا از نوشته هاى دموكريتوس چيزى برجاى نمانده است؟ آيا اين امر يك موضوع تصادفى است يا بداقبالى وى. و شايد نيز جنگ ها، ويرانى ها، آتش سوزى ها و تاراج هاى گوناگون و متعدد كه طى قرن ها در سرزمين آسياى صغير و نيز در خود سرزمين يونان روى داده است و يا اين كه فيلسوفان بعدى در حفظ آثار ايشان و متفكران پيشين سهل انگارى و كوتاهى كرده اند. اما آنچه كه ترديد در آن نيست اين كه تاثير عامل انسانى و تلقى او از فرهنگ و دانش پيشين و به ديگر سخن تاثير احساسات، عقايد دينى و اجتماعى در حفظ آثار پيشينيان يا تعمد در فراموش كردن و حتى از ميان بردن آنها است.

وى عملاً در زمينه همه علوم و دانستنى هاى انسانى صاحب نظر بوده و كتب و رساله هاى متعددى نوشته كه هيچ كدام از دستبرد مصون نمانده است. مجموعه نوشته هاى وى ۵۲ رساله است كه در پنج عنوان «اخلاقيات، فيزيك يا مبحث طبيعت، رياضيات، موسيقى و موضوعات فنى» بوده است. بزرگترين كتاب وى «نظام جهانى كوچك» است كه وى اصول عقايد خود درباره هستى و پيدايش جهان را در آن عرضه كرده است. شگفت انگيز اينجا است كه كتاب هاى افلاطون براى آيندگان باقى ماند اما نوشته هاى دموكريتوس ناپديد شد كه يكى از علل اين امر مى تواند اين باشد كه پس از نفوذ مسيحيت، كليسا و وابستگان به آن در كتاب هاى افلاطون و نيز ارسطو، پيشينيان فكرى و پايه فلسفى و عقلى استوار و نيرومندى براى توجيه عقلايى ايمان و عقيده خود يافتند. بدين ترتيب كشيشان كه دانشوران آن دوران ها بودند هنگام جنگ ها، تاراج ها و آتش سوزى ها اين نوشته ها را يا در جايى مطمئن پنهان مى كردند و يا همراه خود مى بردند و در حفظ و نگهدارى آن مى كوشيدند. اما چون به كتاب هاى ديگر دلبستگى هايى نشان نمى دادند طى دوران ها و رويدادهاى گوناگون تاريخى، نوشته هاى بسيارى از فيلسوفان و دانشمندان دوران هاى پيش از ميان رفت، اما كتاب هاى افلاطون و ارسطو كه كليسا حفظ آنها را لازم مى دانست و كتاب هايى پيرامون رياضيات، پزشكى و هندسه كه براى زندگى روزانه اجتناب ناپذير بودند، نگهدارى شدند و براى دوران هاى بعدى باقى ماندند.

گفته مى شود وى عمرى طولانى داشته است و هنگام مرگ ۱۰۹ساله بوده است و بدين ترتيب سال مرگش را حدود ۳۸۰ مى دانند.

 

اندیشه

بيشتر فلسفه دموكريتوس در باره اتم است. اتم در زبان يونانی به معنای تجزيه ناپذير است. دموكريتوس به اين نتيجه رسيده بود كه ماده را نمی توان به صورت نامحدود به ذرات ريزتر تقسيم كرد و پس از تقسيم كردن متوالی ماده به ذره ای تجزيه ناپذير به نام اتم خواهيم رسيد. اتم ها در نظر دموكريتوس جاودانی بودند يعنی ازلی و ابدی. دليل آن هم اين است كه نه هيچ چيز از عدم پديد می آيد نه وجود قابل تبديل به عدم است. از اين جهت دموكريتوس با الئاييها موافق است ولی برخلاف آنها دموكريتوس خلا و حركت و تغيير را قبول دارد. به اعتقاد او اتم ها با يكديگر فاصله دارند و حركت می كنند و فاصله بين اتمها نيز خلا است. او معتقد بود كه اجسام از اتم های گوناگونی تشكيل شده اند كه اين اتمها با هم پيوند يافته اند، اگر جسم تجزيه شود اين اتمها د وباره از هم جدا خواهند و پراكنده می گردند. نظريات ارسطو در باره طبيعت باعث شد كه تئوری اتم دموكريتوس تقريبا به دست فراموشی سپرده شود تا اينكه بالاخره قريب دو هزار سال بعد دوباره همين نظريه توسط شيميدان انگليسی جان دالتون دوباره مطرح شد.

به عقيده او نيروی ماوراطبيعت يا چيزی خارج از طبيعت وجود ندارد. برای دموكريتوس تنها وجودی قابل قبول است كه از اتم تشكيل يافته باشد از اين روست كه او را فيلسوفی كاملا ماترياليست (ماده گرا) می شناسيم. به نظر او همه چيز در طبيعت مكانيكی و جبری و تخلف ناپذير است، چون همه چيز از اتم ساخته شده وآن هم فقط از قوانين ذاتی خود پيروی می كند. پس با كشف قوانين طبيعت به راحتی قادر خواهيم بود آينده را پيشبينی كنيم. دموكريتوس در اين باره می گويد ترجيح می دهد قانونی تازه از طبيعت را كشف كند تا اينكه پادشاه ايران شود.

به نظر دموكريتوس تمامی رفتارها و واكنش های انسانی هم بوسيله اتم ها قابل توجيه است. مثلا حواس ما نتيجه برخورد و واكنش اتم های بدن ما با اتم های اجسام ديگر است. برای نمونه هنگامی جسمی را می بينيم ديدن ما حاصل برخورد قسمت كمی از اتم های جسم با اتمهای چشم ماست. يا لمس اجسام بر اثر تماس اتم های پوست با جسم لمس شده است. دموكريتوس روحی جاودانه و غير مادی را در بشر قبول نداشت. به نظر او روح انسان از ماده ای رقيق با اتمهايی صاف و گرد تشكيل شده بود كه اتمهای اين ماده هنگام مرگ از هم جدا و پراكنده می شوند.

براى دموكريتوس برترين خير، نيكبختى فردى و اجتماعى انسان ها است و سرچشمه نيكبختى هركس در درون خود وى نهفته است. اين سرچشمه در روح او است. از انديشه هاى درخشان وى مسئله زندگى اجتماعى و سياسى انسان ها و مسئوليت ايشان در برابر آن است. كارهاى اجتماعى را بايد از هرچيزى مهم تر دانست و در آنها شركت كرد. بايد در دفاع از آنچه خير و صلاح همگان در آن است، كوشيد. كشورى كه به درستى اداره شود گنجينه اى است كه همه چيز در آن هست و اگر از دست برود همه چيز از كف رفته است. و بهترين شكل حكومت و دولت، حكومت و فرمانروايى دموكراسى است.

 

منابع:

1. http://philosophers.atspace.com/democrit.htm

2. http://www.sharghnewspaper.ir/850223/html/hist.htm

 

 
 

    360 بازديد     0 امتياز     0 مطلب


مطالعات موضوعي
●   دموكراسي (341)
●   فلسفه یونان (20)

مطالعات منطقه اي
●   يونان (27)

تصاوير
●   دموكريتوس 

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 




 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب