2-اداره روابط بينالملل به وسيله مذاكره سياسي و روشي كه سفرا و نمايندگان براي اصلاح و اداره اين روابط به كار ميبرند و شغل يا فن ديپلماتها.
3- هنري كه براي انجام امور ديپلماتيك و حقوقي و حفظ منابع كشور خودي در خارجه صورت پذير ميگردد.
4- تطبيق درايت و فراست و ادب در اداره روابط رسمي بين كشورها.
5- دانش روابط بينالمللي كه بر بنياد قواعد به رسميت شناخته شده همگاني استوار شده و به وسيله يك سلسله مراتب ديپلماتيك رهبري ميشود.
تكامل حيات اقتصادي و اجتماعي قرون وسطايي اروپا، يعني به وجود آمدن و استوار شدن پايههاي به دولت رسيدن طبقه بورژوازي سرمايهدار و انحطاط اصول و سرنگوني رژيم فئودالي و قدرت فئودالها، سبب و علت اصلي پيداشدن ديپلماسي دائم، يعني ديپلماسي معاصر است.
ديپلماسي جديد به تدريج و به موازات تغييرات و تكامل اقتصادي و اجتماعي توسعه يافت و از حال بسيط خارج و مركب گرديد: دستگاه ساده ديپلماسي متناوب و سفارت غيردائم به دستگاه مفصل وزارت امور خارجه مبدل شد. سياست در دوران معاصر به دليل نقش مهم سازمانهاي اطلاعاتي و بالارفتن حد پنهانكاري (سرپوشي لازم) و علمي بودن آن، اغلب زماني آشكار ميشود كه كاملاً در صحنه جهان يا كشور، شكل خود را ظاهر كرده باشد. در غير اينصورت، در شطرنج ديپلماسي، خواندن دست حريف جز براي اهل فن و جز بر مبناي اطلاعات وسيع وموفق، آسان نيست.
منابع:
1. فرهنگ علوم سياسی، نوشته علی آقا بخشی با همکاری مينو افشاری راد، انتشارات مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران، 1376