باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 132 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اصلاحات
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


1. اصلاح

اصلاح واژه اى عربى و مصدر باب افعال از ريشه «ص ل ح» است. و داراى دو معنى مى باشد: يكى به معنى «آشتى دادن» و «برقرارى رابطه بين دو نفر يا دو گروه كه ميانشان اختلاف و جدايى ايجاد شده است.» و ديگرى در برابر فساد است. بنابراين «اصلاح» به معنى برطرف كردن فساد و تباهى و انجام كار شايسته است. (1)

در قرآن كريم نيز اصلاح هم به معنى اول آمده است: «لا خير في كثير من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس... ; در بسيارى از رازگويى هاى آنان خيرى نيست. مگر آن كس كه به صدقه اى يا به كار نيكى يا اصلاح ميان مردم فرمان دهد.» (2) و هم به معنى دوم: «و لا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها... ; و در زمين پس از به سامان آوردنش تباهى مكنيد...» (3) در بسيارى از روايات نيز اين واژه به هر دو معناى لغوى به كار رفته است. على عليه السلام مى فرمايد: «من اصلح ما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله امر دنياه; هر كس رابطه بين خودش و خداوند را اصلاح نمايد خداوند [نيز ] رابطه او با مردم را اصلاح مى نمايد و هر كه امر آخرتش را سامان دهد، خداوند دنياى او را سامان مى بخشد». (4) البته، چنان كه خواهد آمد، معناى اصطلاحى اصلاح در علوم سياسى با اين معنا تفاوت دارد.

 

2. تفاوت بين «اصلاح» و «انقلاب»

اصطلاحا اصلاح (Reform) اقدام براى تغيير و تعويض برخى از جنبه هاى حيات اقتصادى و اجتماعى و سياسى، بدون دگرگون نمودن اساس جامعه است. «مهندسى اجتماعى» يا نقشه كشى اجتماعى يكى از انواع اقدامات اصلاحى است كه معمولا براى جلوگيرى از نهضت انقلابى صورت مى گيرد. (5) ولى انقلاب (Revolution) در لغت به معنى برگشتن از حالى به حالى و دگرگون شدن است و در اصطلاح شورشى است عمومى براى از بين بردن حكومت و ايجاد حكومتى نو، به منظور تغييرات اساسى، سريع و بنيادين در تمام نهادها، مناسبات، ساختار سياسى و اجتماعى و جايگزينى سازمان نوين و مطلوب در چارچوب اهداف و آرمان هاى ويژه.

در ادبيات سياسى اعراب، «انقلاب» به معنى كودتا است. ولى واژه «ثوره» كنايه از تحولات اساسى و به معنى انقلاب در فارسى است. اصول انقلاب عبارتند از: تغيير بنيادها و نظام اجتماعى، نوگرايى، آرمان خواهى، خشونت سياسى يا نظامى در مقابل نظام حاكم. در كاربردى عام، انواع انقلاب عبارتند از: «انقلاب فرهنگى» ، «انقلاب ادارى» ، «انقلاب سياسى» و «انقلاب اجتماعى». (6)

 

3. كاربرد اصلاح در مفهوم رايج فرهنگ امروزى

 

الف - اصلاح دينى:

اين جنبش براى اولين بار در سال 1517 م توسط مارتين لوتر (Luther Martin) آلمانى به وجود آمد. كليسا بر آن بود كه هر شخصى مى تواند با پرداخت مقدارى پول خود را از مجازات باز خريد نموده و نجات دهد. مارتين لوتر با اين ايده به مخالفت برخاست و با ارائه اعلاميه اى مشتمل بر 95 ماده در برابر كليسا و پاپ قيام نمود. يكى از اصول مهم او اين بود كه «نجات» و «رستگارى» تنها از راه ايمان به دست مى آيد. و «كتاب مقدس» تنها منبع ايمان مسيحى است. هدف لوتر اين بود كه كليسا را بر اساس تعاليم اصلى كتاب مقدس اصلاح نمايد. بدين سبب نهضت وى «اصلاح انجيلى» نام گرفت. لوتر حاكمان آلمان را تشويق نمود كه در برابر پاپ ايستادگى نموده و مردم را به پذيرش اصلاح انجيلى مجبور نمايند. قيام لوتر به پيدايش كليساهاى مختلف «پروتستانى» در كشورهاى اروپاى شمالى نظير «آلمان» ، «نروژ» ، «سوئد» ، «دانمارك» و «فنلاند» انجاميد. زيرا ديرى نپاييد كه وحدت بين لوترى ها از هم پاشيد و با اين جدايى حركت اصلاح نيز از هم گسست. و برخى از پيروان او كليساهاى خاصى را ايجاد نمودند. به عنوان مثال، زوينگلى، (zwingli) م. 1531، در مساله حضور حضرت مسيح عليه السلام در عشاى ربانى با لوتر اختلاف پيدا نمود. و در سال 1519م كليساى ويژه اى را در «زوريخ» تاسيس نمود. نهضت اصلاحى لوتر و شاخه هاى جدا شده آن در طول قرن شانزدهم تاثيرات زيادى در كليساهاى «سويس» ، «فرانسه» ، «انگليس» ، «آفريقاى جنوبى» و در نهايت «ايالات متحده آمريكا» ، به وجود آورد. به گونه اى كه هم اكنون بسيارى از مسيحيان آمريكا، پروتستان هستند.

جنبش اصلاحى ديگرى كه در برابر «اصلاح انجيلى» به وجود آمد «اصلاح كاتوليكى متقابل» نام گرفت. كليساى كاتوليك چون بسيارى از اشكالات وارده توسط مصلحان را به جا مى دانست، و از طرفى مصلحان بر اثر انگيزه اصلاحى خود عناصر مهمى از ايمان مسيحى را به فراموشى سپرده بودند، تحول جديدى را به وجود آورد كه هدف آن اصلاح كليساى كاتوليك از درون بود. اين اصلاح كه بعد از دعوت پاپ براى برگزارى شورايى در شهر «ترنت» بوجود آمد، به بيشتر تخلفات مورد سرزنش لوتريان، پايان بخشيد. و بر تعاليم كاتوليكى سنتى تاكيد ورزيد. اين نهضت در كشورهايى مانند: «اسپانيا» ، «لهستان» و «ايرلند» كه اكثريت آنها كاتوليك بودند، ادامه يافت. (7)

سومين جنبش اصلاحى بنام «اصلاح راديكالى» (Radical Reformation) بعد از اصلاح كاتوليكى و پروتستانى به وجود آمد كه برخى آن را «اصلاح سوم» گويند. در اين جنبش به جاى نصوص انجيل بيشتر به اجتهاد در بحث و دخالت نكردن كليسا در امور سياسى تكيه مى شد. البته با توجه به اين كه كليساهاى ارتودكسى طرفدارى خود را نسبت به سنت هاى مسيح اعلام كردند، از اين رو نزديكى ديدگاه آنان به كاتوليك ها و توجه به متن انجيل و محور قرار دادن آن به عنوان منبعى موثق و معتبر روشن مى شود و ادعاى روى آورى به اجتهاد در بحث را ضعيف مى كند. (8)

 

ب: اصلاحات ارضى (Land Reformation):

به معنى اصلاح نظام هاى نگاهدارى زمين براى تقسيم املاك بزرگ و توزيع حداكثر مالكيت و تثبيت مالكيت هاى خرد. رژيم هاى اصلاح طلب و نيز رژيم هاى انقلابى اصلاحات ارضى را به عنوان يك گام ضرورى به سوى اشتراكى كردن و شكستن قدرت دهقانان به كار گرفته و از آن بهره برده اند.

 

ج. اصلاحات ساختارى (Structural Reformation):

به معنى فرايند كمك به آن بخش هايى از صنعت كشاورزى است كه غير اقتصادى اند، تا بتوانند شرايط قابل قبولى براى زندگى فراهم آورند. البته چون كشاورزان چيز زيادى براى عرضه و فروش ندارند، اقداماتى هم كه در زمينه اصلاح قيمت هاى فرآورده هاى كشاورزى صورت مى پذيرد نمى تواند مشكلات آنان را كاملا حل نمايد. لذا برخى از كشورها براى مبارزه با اين پديده به اقداماتى از قبيل بازنشستگى زودرس كشاورزان و تشويق آنان به ادغام و تلفيق مزارع دست زده اند. (9)

 

4. اصلاح طلبى (Reformism)

امروزه در علوم سياسى و اجتماعى آنچه كه به عنوان «اصلاحات» از آن سخن به ميان مى آيد بيشتر به «اصلاح طلبى» يا «رفورميسم» تعبير مى شود. اين اصطلاح غالبا در مقابل دو اصطلاح قرار مى گيرد:

 

الف: «ارتجاع» يا «گذشته گرايى» و «واپس گرايى» (Reactionarism):

اين واژه در لغت به معناى بازگشت است. و در اصطلاح به گرايشى گفته مى شود كه در برابر هرگونه دگرگونى سرسختى نشان داده و در صدد آن است كه زمان را به عقب برگرداند. مرتجعان و واپس گرايان در هر نظامى، راستى هاى افراطى هستند، كه به روابط و نهادهاى اقتصادى و اجتماعى كنونى يا گذشته وابسته اند. و در برابر هر گونه دگرگونى ايستادگى مى كنند. ارتجاع با هر گونه سلب قدرت و ثروت از دست طبقات يا گروه زبردست و سپردن آن به طبقات يا گروه هاى فرودست مخالفت مى ورزد.

 

ب: محافظه كارى (Conservatism):

به معنى مجمو عه اى از انديشه ها و نگرش هاى سياسى است كه در نظم اجتماعى و سياسى عقايد كهنه و ريشه دار را بر عقايد نو و ناآزموده ترجيح مى دهد. از اين رو طرفداران آن بر اهميت قانون و نظم، استمرار عرف، احتياط در نوآورى، سنت، تنوع و اهميت قراردادهاى اجتماعى، تاكيد نموده و منكر از بين رفتن رذائل بشرى و پستى ها از روى زمين اند. زيرا آنان معتقدند، طبيعت بشرى و ذات انسانى ناقص است. واژه «محافظه كار» (Conservative) نخستين بار در سال 1835م در انگلستان به كار رفت. مهم ترين ويژگى محافظه كارى اين است كه در برابر تندروى (راديكاليسم) و انقلابى گرى است. به نظر يك محافظه كار، انقلابى ها و تندروها بر اساس هدف هاى صرفا تئوريك و مكتبى مى خواهند بسيارى از نهادهاى ارزشمند اجتماعى را نابود نمايند. برطبق اين نظريه جامعه تار و پود پيچيده اى از روابط بشرى است كه طرح هاى اصلاحى بزرگ و شتاب كارانه به آسانى نظم آن را به هم مى زند. بنابراين محافظه كاران بر ديرينگى و ماندگارى اهميت فراوان قايلند و هر چه نهادهاى اجتماعى ديرينه تر باشند، ماندگارى آنها براى محافظه كاران دليل اصالت و عمق آنهاست. در نظر آنان دخالت دولت و كمك هاى مالى آن هم براى افراد و هم نهادهاى اقتصادى بايد فقط در حداقل آن صورت گيرد. (10) جنبش اصلاح طلبى خود را نهضتى مى داند كه در برابر ديدگاه مرتجعانه و محافظه كارانه مى ايستد و خواهان تغيير در اين دو ديدگاه است. بنابراين، اصلاح طلبى با هيچ يك از اين دو قابل جمع نيست. اصلاح طلبى داراى شكل هاى گوناگونى است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

اصلاح طلبى در جنبش سوسياليستى: (كه مى گويد: جامعه بايد بر ابزار توليد مانند سرمايه، زمين، اموال و غيره نظارت داشته باشد و سود حاصل از آن نيز به همگان برسد). به گرايشى اطلاق مى شود كه هدفش دست برداشتن از انديشه قهر انقلابى و به جاى آن تكيه بر تبديل آهسته نهادهاى اجتماعى از راه هاى دموكراتيك و مسالمت آميز است.

اصلاح طلبى در مكاتبى مانند فابيانيسم (fabianism) بريتانيايى (جنبشى سوسياليستى كه در انگلستان پديد آمد و هواداران آن در سال 1884 م در جامعه «فابيان» گرد آمدند): فابيانيسم جنبشى مسالمت جو است. و نام خود را از «فابيوس» سردار رومى گرفته است كه با استراتژى پر شكيب و جنگ و گريزها «بنيبال» سردار كارتاژى را شكست داد. فابيان ها معتقدند، سوسياليسم از راه واكنش آشتى جويانه و تدريجى جامعه در مقابل مالكيت انحصارى و در نتيجه پيشرفت دموكراسى سياسى و كاربست اصول دموكراسى در اقتصاد و توسعه مالكيت ملى و دگرگونى ديد نسبت به اخلاق اجتماعى و احساس مسئوليت در برابر سود همگان پديد مى آيد.

اصلاح طلبى در نهايت به عنوان خط مشى بين المللى «سوسياليستى» شد. و ايجاد بين الملل كمونيست شكافى ميان ديدگاه هاى انقلابى و اصلاح طلب كارگرى پديد آورد، كه به رويارويى اساسى سوسياليست ها و كمونيست ها به شكل دموكراسى، انجاميد. برخى از احزاب سوسياليست مانند حزب كارگر انگلستان هرگز ماركسيسم را نپذيرفتند. و برخى ديگر، مانند سوسيال دموكرات هاى آلمانى، بعدها از آن روى گردان شدند. تغييرات بعدى جنبش سوسياليستى اختلاف فزاينده اى ميان تندروان و ميانه روها پديد آورد. از اين رو ميانه روان عنوان «سوسيال دموكرات» را براى خود برگزيدند و تندروان عنوان «سوسياليست» را. در برخى كشورها مانند ايتاليا و ژاپن اين تقسيم بندى به تاسيس احزاب سوسياليست و سوسيال دموكرات جداگانه اى منجر شد. و در كشورهاى ديگر شكاف فزاينده اى بين جناح ميانه رو و چپ رو، پديد آورد. (11)

 

جنبش اصلاح طلبى در ايران

اصولا جنبش اصلاح طلبانه به معنى ايجاد تحول و حركت در ميان ملل مسلمان از نيمه دوم قرن سيزدهم هجرى در هندوستان، ايران، بين النهرين، مصر و سودان پيدا شد.(اگر چه زمينه تاريخى جنبش اصلاح طلبى شيعى به سال 61 ق و قيام امام حسين عليه السلام باز مى گردد:... خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى)... عوامل پيدايش اين گونه جنبش ها در ميان مسلمانان بسيار زياد است كه اين مقاله به بررسى آن نمى پردازد ولى آنچه مهم است اين است كه اين جنبش ها در دوران گوناگون تاريخ كشورمان به شكل هاى متفاوتى و به وسيله رهبران دينى يا سياسى در جريان بوده اند و مصلحان بزرگى مانند: سيد جمال الدين اسد آبادى (1245- 1315ق)، ميرزا محمد حسين نائينى غروى (1277- 1355ق)، سيد حسن مدرس (1287- 1356ق)، آيت الله سيد محمود طالقانى (1290- 1358ش) و در صدر همه آنها حضرت امام خمينى رحمه الله تلاش زيادى در اين راه مبذول داشتند كه در هايت به بزرگ ترين اصلاح تاريخ شيعه يعنى انقلاب اسلامى منجر گشت. (12)

اما آنچه كه بيشتر به عنوان يك جنبش جديد در ايران مطرح گرديده است، اصلاح طلبى بعد از انتخابات دوم خرداد 1376 مى باشد. اصولا اصلاح طلبان و نظريه پردازان علم سياست براى اين حركت خود حد و مرز مشخصى را بيان ننمودند. به همين دليل، برداشت هاى متفاوتى از اين واژه مبهم صورت گرفته است. ولى به طور كلى جنبش اصلاحات در اين محدوده زمانى را به دو دسته مى توان تقسيم نمود: 1- اصلاحات اسلامى كه مورد تاييد رهبر معظم انقلاب نيز مى باشد و عبارت است از ريشه كن كردن فقر و فساد و تبعيض در جامعه و سر و سامان دادن به وضعيت اقتصادى و فرهنگى كشور و فراهم نمودن شرايط زندگى سالم براى تمامى افراد جامعه; 2- اصلاحات آمريكايى: اين جنبش اصلاحات را در نفى دين، تعطيل نمودن احكام اسلامى و حذف برخى از اصول قانون اساسى - كه بقاى اسلام را لازم شمرده و بر حفظ آرمان هاى انقلاب و بنيان گذار آن، حضرت امام خمينى رحمه الله تاكيد نموده - مى داند. اين جنبش كه هدفى جز جلب رضايت سردمداران غربى و ليبرال هاى مال اندوز ندارد مورد تاييد و حمايت مخالفان جمهورى اسلامى قرار گرفته است و حتى از طرف آنان كمك هاى مالى و تبليغاتى زيادى نيز دريافت مى نمايد (13) تا به شيوه هاى گوناگون حكومت دينى را از كشورى كه 2/98 مردم به آن راى داده اند برانداخته و حكومتى سكولار جايگزين آن نمايد.

 

پى نوشتها:

1) محمدمرتضى الزبيدى، تاج العروس، منشورات دار مكتبة الحياة، بيروت، بى تا، ج 2، ص 182.

2) سوره نساء، آيه 114.

3) سوره اعراف، آيه 56.

4) نهج البلاغه، حكمت 86.

5) على آقا بخشى، فرهنگ علوم سياسى، ، نشر چاپار، تهران، 1379، ص 494.

6) ع. پاشايى (ويراستار)، فرهنگ انديشه نو، انتشارات مازيار، تهران، 1369، ص 131; احمد صدر حاج سيدجوادى و ديگران، دائرة المعارف تشيع، نشر شهيد محبى، تهران، چاپ چهارم، 1380، ج 2، ص 562.

7) توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1377، ص 110. همچنين ر. ك: ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 6، (اصلاح دينى.)

8) عبدالوهاب الكيالى، موسوعة السياسة، المؤسسة العربية للدراسات و النشر، بيروت، 1990، ج 1، ص 207

9) ع. پاشايى، پيشين، ص 87.

10) داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، مرواريد، تهران، چاپ چهاردهم، 1368، ص 138.

11) داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، مرواريد، تهران، چاپ چهاردهم، 1368، ص 125.

12) احمدصدر حاج سيد جوادى، پيشين، ج 2، ص 235- 238.

13) هفته نامه پرتو سخن شماره 36، چهارشنبه 15 تير 1379.

 
 

    3791 بازديد     0 امتياز     47 مطلب

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  پدرخوانده اصلاح طلبان نیستم / عبدالكريم  سروش

176 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اصلاحات عربی / مارینا  اوتاوی

396 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تعهد و تهدید اصلاحات کنترل شده(4) / مارینا  اوتاوی

124 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تعهد و تهدید اصلاحات کنترل شده(3) / مارینا  اوتاوی

156 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تعهد و تهدید اصلاحات کنترل شده(2) / مارینا  اوتاوی

142 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تعهد و تهدید اصلاحات کنترل شده(1) / مارینا  اوتاوی

133 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بيگانگان يار ديرين تندروها در جبهه اصلاحات / بيژن  ذبيحي

69 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مدعيان اصلاح‌طلبي و آمريكا / رمضان  شعباني سارويي

100 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بيگانگان يار ديرين تندروها در جبهه اصلاحات / بيژن  ذبيحي

68 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  چرايي و چگونگي حمايت آمريكا از اصلاح‌طلبان / حسين  عبداللهي‌فر

106 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بن بست تجديدنظرطلبي / جهاندار  اميري

92 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  سلطانيسم و رفرميسم در ايران / عباس  منوچهري

304 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  استراتژي امريكا و جهان غرب براي حمايت از اصلاحات در جهان اسلام / چريل  بنارد

80 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اصلاحات / سيد حسين  هاشمي

417 بازديد - 0 تعداد نظر - 2 امتياز

←  توصيه هايى براى اصلاحات / تقى  رحمانى

34 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اصلاحات حسينى در پرتو كلام وحى / عبدالكريم  پارسانيا

46 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عاشورا، اصلاحات و دموكراسى‏ / محمد  اخوان

40 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  شهروندان اصلاح طلب / سجاد  نوروزى

130 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اشتباه سياستمداران، خطاى روشنفكران / محمد  حكيم پور

117 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ضرورت اصلاحات / بيژن  حاجى اميرى

200 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  روشنفكر زدگى سياسى / محمد رضا  جمالى

92 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اصلاحات چونان يك راهبرد امنيتي / امير حسين  ترکش دوز

129 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عبرتِ دوم خرداد / مجيد  احساني نيک

142 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  پنج ستون مردم سالاری / چريل  بنارد

431 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموكراسي ايران در منطقه / كريستين  امانپور

226 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  سلفى ها درخاورميانه واصلاحات درعربستان / مراد  ويسي

276 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  پيش به سوى اصلاحات در خاورميانه / ملك  عبدالله

219 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دانشگاه و انقلاب در فرم / اميد  مهرگان

242 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  انتخابات مجلس هفتم و ره توشه آينده 
206 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نگاه آمريكايي به مجلس ايراني / گري  سيك

146 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 47 مطلب در 2 صفحه مي باشد.

►  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب