باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هرمنوتیک
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تعبير هرمنوتيک (1) (دانش تاويل) از واژه يوناني [ Hermeneuien ] به معناي تفسير کردن اخذ شده است. گرچه انسان‏ها در طول تاريخ انديشه همواره براي فهم و تفسير متون و عبارات و گفتارها مي‏کوشيده‏اند و در پي به دست آوردن قواعدي براي تفسير متون بوده‏اند; اما هرمنوتيک به معناي جديد آن و به عنوان شاخه‏اي از دانش، سابقه‏اي طولاني ندارد.

از هرمنوتيک - يا دانش تاويل و تفسير - به تناسب ديدگاه‏ها و نظريات متعددي که در آن وجود دارد، تعاريف گوناگوني ارائه شده است که در طول اين مقال تا حدي با آن ديدگاه‏ها و تعريف‏ها آشنا خواهيم شد. در عين حال، به عنوان يک تعريف اجمالي مي‏توان به تعبير پل‏ريکور، يکي از صاحبنظران هرمنوتيک معاصر اشاره کرد; به عقيده وي «هرمنوتيک دانشي است که به شيوه فهم و ساز و کار تفسير متون مي‏پردازد». در واقع بحث اصلي هرمنوتيک اين است که فرايند فهميدن چگونه صورت مي‏گيرد و معنا چگونه از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‏يابد. پس هرمنوتيک را مي‏توان دانش تفسيرشناسي يا معناشناسي قلمداد کرد. بدين حساب ، و نشانه‏هاست (4) و به همين خاطر است که با حوزه‏هاي مختلفي چون: الهيات، فلسفه، هنر، زيبايي شناسي، نقد ادبي، تفسير متون مقدس و... عميقا مرتبط مي‏شود. بطور واضحتر مي‏توان گفت که امروزه هرمنوتيک، تنها در تفسير متن و عبارات خلاصه نمي‏شود; با توجه به معناي کنوني، تلاش براي فهميدن يک اثر هنري يا يک حالت رواني يا يک رفتار اجتماعي و مانند آن همگي، فعاليت‏هايي هرمنوتيکي به حساب مي‏آيند.

 

سير تاريخي و تحولات مفهومي در هرمنوتيک

در قرون وسطي، هرمنوتيک به معناي «هنر تفسير و تاويل کتاب مقدس‏» به کار مي‏رفته است. اما هرمنوتيک جديد توسط فردريش شلاير ماخر (1768 - 1834) تدوين و صورت بندي شد. شلاير ماخر هرمنوتيک را به عنوان «روشي براي تفسير متون و راهکاري براي پرهيز از سوء فهم‏» تعريف مي‏کرد. پس از وي، ويلهلم ديلتاي (1833 - 1911) تصميم گرفت تا هرمنوتيک را به عنوان يک روش بنيادي و واحد براي علوم انساني قرار دهد. از همين رو، ديلتاي هرمنوتيک را «دانش روش‏شناسي علوم انساني‏» تعريف کرد.

با ظهور مارتين هيدگر (1889 - 1976) فيلسوف بزرگ آلماني، اين دانش وارد مرحله نوين و امروزين شد. هيدگر اين علم را از «روش‏شناسي‏» خارج کرد و در «هستي‏شناسي‏» (آنتولوژي) به کار گرفت، که به «هرمنوتيک فلسفي‏» معروف شد. هرمنوتيک در نظر هيدگر اين گونه تعريف مي‏شود: «علمي که ماهيت و چيستي و فهم و شرايط حصول فهم را تبيين مي‏کند».

هانس گئورک گادامر شاگرد هيدگر و متاثر از اوست. گادامر از جانبداران و مروجين بزرگ هرمنوتيک فلسفي هيدگر محسوب مي‏شود و آراي او بيشترين چالش را در حوزه‏هاي معرفتي و نيز در حوزه‏هاي فهم و معرفت ديني برانگيخته است.

گادامر در کتاب «حقيقت و روش‏»، مباحث هستي‏شناسي هيدگر را به شکل معرفت‏شناسي ارائه کرد. در واقع گادامر در تلاش خود، هستي‏شناسي فهم را پايه ريزي کرده است. پس هرمنوتيک در نظر او عمدتا عبارت از تبيين جريان تحقق فهم و هستي‏شناسي آن است.

 

عمده‏ترين رويکردهاي هرمنوتيکي

 

1. رويکرد شلاير ماخر

همچنان که گذشت، هرمنوتيک در نظر او روشي است‏براي فهم درست و براي پرهيز از سوء برداشت در هنگام فهميدن و تفسير کردن. به عقيده وي، اين سوء فهم و سوء برداشت‏ها معمولا از فاصله تاريخي و تمايز زماني ميان مفسر ناشي مي‏شود. به عبارتي، تاريخ و فرهنگ و سنت مخاطبيني که با مؤلف و گوينده فاصله زماني دارند، و بر روي آنها تاثير مي‏گذارند، و باعث مي‏شوند تا کلام مؤلف را در فضاي فرهنگي و در اين قالب‏هاي سنتي خودشان فهم کنند; نه در فضاي فرهنگي مؤلف.

پس به عقيده او، اين تفاوت فرهنگي و تاريخ مي‏تواند موجب تحميل ذهنيت مفسر و مخاطب بر کلام مؤلف يا گوينده شود و در واقع، مفسر مي‏تواند با به کار بستن هرمنوتيک يا قواعد و راهکارهاي درست فهميدن، از اين سوء برداشت جلوگيري کند و خود را به نيت و ذهنيت مؤلف نزديک و نزديکتر نمايد. پس دانش هرمنوتيک شيوه و فن درست‏شنيدن و درست فهميدن است. حال به عقيده او براي تفسير و فهم درست دو کار عمده لازم است:

1. نفوذ در بافت و زمينه فرهنگي و تاريخي مؤلف; از طريق فهم زبان شناختي و گرامري و به تعبيري شناخت نسبت‏به زبان فرهنگي دوران مؤلف.

2. نفوذ در ذهنيت و روان مؤلف; از طريق فهم روان شناختي و به عبارتي، شناخت تکنيکال نسبت‏به روحيات او.

به عقيده شلاير ماخر، مفسر مي‏تواند از طريق آگاهي از بافت فرهنگي گسترده‏اي که مؤلف نيز شناخت‏خود آگاهانه‏اي از آن نداشته است، متن را به نحوي ژرفتر از خود مؤلف فهم کند. در عين حال، وي از جمله کساني است که - برخلاف رويکردهاي جديد - هرمنوتيک را ملتزم به کشف نيت و قصد مؤلف مي‏داند.

 

2. رويکرد ديلتاي

همچنان که پيشتر نيز گفتيم، هرمنوتيک ديلتاي عبارت است از: دانش روش‏شناسي علوم انساني. او مي‏خواست‏يک روش واحد براي تمامي علوم انساني ارائه دهد و با آن روش، علوم انساني را در عين تمايزاتي که با علوم تجربي دارند، همپاي اين علوم و به اندازه آنها اعتبار بخشد.

 

به نظر ديلتاي، تفاوت‏هاي فراواني ميان علوم انساني و تجربي وجود دارد; چرا که بطور کلي، اعمال انساني نيز با رفتارها و کنش‏هاي طبيعت‏بسيار متفاوت است. همچنان که ديلتاي تصريح مي‏کند، رفتارهاي بشري برخلاف اعمال طبيعي داراي «باطن و ذات‏» (5) هستند و به تبع آن، فهم و تفسير اعمال و رفتارهاي بشري تنها از طريق کشف نيات، انگيزه‏ها، آرزوها و منش و شخصيت فاعلان و عاملان اين افعال و اعمال ميسر است.

به نظر ديلتاي مخاطب يا مفسر، گاه در يک متن يا در يک اثر هنري، با ژرفايي از تجربه زندگي مؤلف يا هنرمند مواجه مي‏شود و با توجه به کل اثر، تحليلي ارائه مي‏دهد که حتي براي خود صاحب اثر نيز ناشناخته است. اساسا به نظر وي هدف از هرمنوتيک درک کاملتري از مؤلف به وسيله متن است.

 

3. رويکرد هيدگر

هيدگر در فلسفه، «هستي‏شناسي‏» را به جاي «معرفت‏شناسي‏» قرار داد. وي هرمنوتيک را نيز بر مبناي يک بنياد هستي شناسانه استوار نمود. به عقيده او هرمنوتيک عبارت است از: تبيين ماهيت فهم و شرايط حصول آن. به نظر هيدگر حصول فهم و تفسير هر مفسر در گرو پيش فرض‏ها و پيش فهم‏هاي اوست. در واقع، همين پيش دانسته‏ها و پيش فرض‏هاي ما هستند که افق و فضاي هر گونه تفسير و فهم راشکل مي‏دهند. هر تفسيري حتي تبيين‏هاي علوم طبيعي نيز مستلزم پيش فرض هستند.

حال به عقيده او تفسير و برداشت انسان - يا به تعبير او «دازاين‏» - از خودش يکي از پيش فهم‏هايي است که بر فهم انسان نسبت‏به کل وجود سايه مي‏اندازد. تفاسير و تعاريفي چون «حيوان ناطق‏»، «جوهر متفکر» و... باعث‏سوء فهم و سوء برداشت انسان از کل هستي مي‏شود. با تصحيح و اصلاح تعريف انسان از خودش، وجود، متون و آثار ديگر را نيز مي‏توان درست‏تر تفسير کرد.

 

4. رويکرد گادامر

هرمنوتيک فلسفي گادامر که عمدتا از هيدگر اقتباس شده است، جزء جديدترين رويکردهاي اين علم و مناقشه‏انگيزترين آنهاست. هرمنوتيک فلسفي نوآوري و چرخشي اساسي و راديکال در تاريخ هرمنوتيک محسوب مي‏شود. اين علم در نگاه گادامر اساسا تبيين کننده جريان شکل‏گيري و حصول فهم است، و همچنان که معلوم خواهد شد، وي به صحت و سقم و اعتبار و عدم اعتبار فهم بي‏التفات است و برخلاف ديدگاه شلايرماخر - و تا حدي برخلاف ديلتاي - در قيد کشف نيت و هدف مؤلف نيست.

به عقيده او کار اصلي هرمنوتيک يا عمل تفسير عبارت است از: «ترکيب افق‏ها» (6) يعني ترکيب و پيوند «افق فهم مفسر» و «افق متن‏». توضيح اين مطلب به شرحي که در پي خواهد آمد، آشکارتر خواهد شد.

گادامر به تبع هيدگر معتقد است اولا; هر مخاطبي با انبوهي از پيش فرض‏ها، معلومات و پرسش‏ها به سراغ متن مي‏رود، که اين پيش فرض‏ها «افق‏» ذهني مخاطب را درست مي‏کنند، يا به تعبيري منظر و زاويه نگرش او را تشکيل مي‏دهند. ثانيا; اين افق يا زاويه نگاه، همواره از سنت و فرهنگ و زمانه مخاطب تاثير و رنگ مي‏گيرد.

گادامر از اين مطالب نتيجه مي‏گيرد که فرايند تفسير و فهم، همواره مسبوق به يک افق خاص است; ما هيچ متني و هيچ اثري را نمي‏توانيم آزادانه و به دور از پيش فرض‏ها و پرسش‏ها و انتظارات خود، فهم و قرائت کنيم. ثالثا و بنابراين; عمل تفسير يا هرمنوتيک، عبارت است از: ترکيب و اتصال افق‏ها; يعني ترکيب افق مفسر با افق متن، يا به عبارتي، افق فرهنگي زمان گذشته به افق فرهنگي زمان حال. پس فهم نيز عبارت است از آن چيزي که از اين ترکيب و تزويج متولد مي‏شود. فهم مولود و محصول ديالوگ و گفتگوي مداوم هر مفسر با متن است.

نتيجه‏گيري نهايي گادامر اين است که از آن جا که هر ديدگاهي اسير زمان و فرهنگ زمان خود است، هيچ ديدگاه و قرائتي نمي‏تواند تمام سويه‏هاي معنايي را باز بتاباند; پس هيچ ديدگاه و قرائت مطلقي از يک متن وجود ندارد. اساسا هيچ تفسير خالي از پيش‏داوري و بي‏طرفانه‏اي را از هيچ مفسري نمي‏توان توقع داشت. تفسير همواره اسير و دربند افق فرهنگي و تحولات عصري است. به نظر گادامر، تفسير مقيد به نيت و هدف مؤلف نيست و اساسا نبايد متن را تجلي و تبلور ذهنيت مؤلف دانست; بلکه متن تجلي و تبلور گفتگوي هر مفسر با متن است. به همين خاطر است که در نگاه گادامر و طرفداران او تمايزي ميان فهم‏ها و قرائت‏هاي مختلف نيست و به طور کلي، چيزي به نام فهم درست و نادرست و معتبر و نامعتبر وجود ندارد.

ديدگاه هرمنوتيکي گادامر و ديدگاههاي نظير آن را رويکردهاي «مفسر محور» ناميده‏اند، و در مقابل، آن نظرياتي را که بر کشف مقصود مؤلف التزام دارند، رويکردهاي «مؤلف محور» قلمداد کرده‏اند.

 

نقدهايي بر ديدگاه گادامر

ديدگاه گادامر از آن جا که به کشف مقصود متن و مؤلف آن بي‏توجه است و به يکساني تمامي فهم‏ها معتقد است و نيز به خاطر اين که در حوزه‏هاي معرفت و فهم متون ديني بيشترين مناقشات را برمي‏انگيزد، مورد اعتراض و چالش‏هاي فراواني واقع شده است. رويکردهاي روشنفکرانه متاخر در کشورهاي اسلامي - و از جمله ايران - و مباحثي که تحت عنوان «قرائت‏هاي مختلف از دين‏» مطرح مي‏شود، عمدتا از رويکرد هرمنوتيکي گادامر اخذ و اقتباس شده است. در ادامه، به برخي از نقدها و اعتراضاتي که به هرمنوتيک گادامر وارد شده است، اشاره مي‏کنيم:

در تفسير متون سه مطلب جداگانه وجود دارد که خصوصا جانبداران هرمنوتيک گادامر آنها را با هم خلط مي‏کنند: يکي «امکان‏» تفسير جانبدارانه و متکي به پيش‏فرض‏ها و انتظارات; دوم «وقوع‏» اين مطلب و سوم «مطلوب بودن‏» آن.

اگر چه دو مطلب اول و دوم امري پذيرفتني است و در واقع، بسياري از تفسيرهاي ما همراه به پيش‏داوري و جانبداري است، اما نمي‏توان نتيجه گرفت که چنين تفسير و فهمي، يک فهم درست و قابل قبول و «مطلوب‏» است. به تعبير اميليوبتي بر اساس کدام دليل بايستي به معناي متن و هدف مؤلف، بي‏التفات باشيم؟ و عامدانه تغافل کنيم؟ به عقيده بتي رويکرد مفسر محور، چيزي نيست جز عجز از ارائه معيار و ملاکي براي تمايز افکندن ميان فهم سره از ناسره.

اشکال دوم; همچنان که کساني چون يورگن هابرماس نيز در اعتراض به گادامر خاطرنشان کرده‏اند، کليت و عموميت نظريه گادامر و نسبي خواندن کليه فهم‏ها و قرائت‏ها، امري است که هيچ دليل منطقي آن را پشتيباني نمي‏کند. به عبارت ديگر، اين عقيده گادامر که هر فهمي جبرا و قهرا متکي به پيش‏فرض‏ها و پرسش‏هاست، نمي‏تواند امري هميشگي و بي‏تخلف و بي‏چون و چرا باشد. به تعبير هابرماس، اين چنين رويکردي که انسان را اسير فرهنگ و سنت زمانه خود مي‏داند، مغاير با آزادي و نگاه نقادانه انسان به سنت‏ها و فرهنگ و افق حاکم بر زمانه است. انسان مي‏تواند براي رهايي از اين افق و فضا بکوشد تا در فضايي نسبتا آزاد به فهم يک سخن يا اثر بپردازد.

اشکال سوم; بعضي منتقدان گفته‏اند: اگر هر فهمي نيازمند به پيش‏فرض باشد، مسلما فهم همان پيش‏فرض نيز محتاج به پيش‏فرض است و اين نهايتا منجر به دور يا تسلسل خواهد شد.

اشکال چهارم; تلاش عقول سليم و خردهاي مستقيم براي فهم هر چه درست‏تر و نزديکتر به هدف مؤلف يا صاحب اثر و مساعي روش شناسانه براي يافتن روش‏هاي معتبر و بازشناسي صحيح از سقيم توسط آن روش‏ها خود، نشان دهنده مطلوبيت و امکان چنين اموري در نزد عقول انسان‏هاست.

 

هرمنوتيک و قرائت‏هاي مختلف از دين

بي‏ترديد بحث روش‏هاي تفسير و فهم متون مقدس، پيشينه کهني در علوم اسلامي دارد. در واقع، عمده مباحث هرمنوتيکي - البته با مباني متفاوت - در علوم اسلامي، خصوصا در علم تفسير و علم اصول و عرفان نظري با گستره‏اي فراوان مطرح بوده است. اما در سال‏هاي اخير، نظريه‏پردازي‏ها و بحث‏هاي روش شناسانه نسبتا جديدي در راستاي فهم، تفسير و برداشت از متون ديني مبتني بر امکان «قرائت‏»هاي (7) مختلف از دين و از گزاره‏هاي ديني رخ نموده است.

همچنان که پيشتر نيز گفتيم، اين رويکردها که توسط برخي از روشنفکران مسلمان عرب و عجم مطرح مي‏شود، عمدتا مقتبس از هرمنوتيک مفسر محور گادامري است. اين متفکران خواسته‏اند اصول و متد مباحث هرمنوتيک فلسفي را در تفسير قرآن و روايات و در منطق فهم دين به کار گيرند.

گزيده‏اي از دعاوي مهم ايشان بدين قرار است:

1- شريعت و متون ديني صامت و خاموشند.

2- پيش فرض‏هاي ذهني و پرسش‏هاي مفسران و مخاطبان در تفسير و قرائت آنها از متون تاثيرگذار است.

3- حقيقت و گوهر دين، در تور هيچ مفسري نمي‏افتد.

4- هيچ قرائت ناب و مطلقي از دين وجود ندارد و ما همواره با آميخته‏اي از حق و باطل مواجهيم.

يک نکته اساسي که بايد به آن التفات داشت، اين است که ميان اين نظريات جديد و نظريات رايج انديشمندان اسلامي، اختلافي در اصل مساله امکان قرائت‏هاي گوناگون نيست; در واقع، هر دو گروه به نحوي بر سر قرائت‏پذيري و نيز وقوع قرائت‏هاي مختلف و متکثر متفقند. آن چه با مباني ديني و با انديشه‏هاي رايج‏سازگار نيست، در دو سويه عمده است:

1. يکي از جهات اختلاف، در گستره و محدوده تعدد و تکثر قرائت‏هاست. در واقع، يک اشکال نظريات جديد در اين است که به هيچ فهم و برداشت ثابتي اعتقاد ندارند. پس آن چه را که مي‏توان پذيرفت، اختلاف برداشت در برخي از گزاره‏هاي ديني است ، و آن چه مورد پذيرش نيست، انکار حقانيت کليه برداشت‏ها و تفسيرهاست (اختلاف کلي قرائت‏ها) (9) .

2. يکي ديگر از جهات اختلاف، در ضابطه‏مندي و عدم ضابطه‏مندي برداشت‏ها و قرائت‏هاست. در واقع مي‏توان گفت از جمله اشکالات ديگر اين نظريات بها ندادن به معيارها و ضابطه‏هاي جداسازي فهم درست از نادرست و صحه گذاردن بر تفاسير غير روشمند و غير مضبوط و افتادن در دام «تفسير به راي‏» است. اگر چه ميان عالمان اسلامي نيز اختلاف در برداشت وجود دارد; اما اين اختلاف تا جايي معتبر است که ضابطه‏مند و معقول و براساس ملاک‏ها و معيارها و منطق فهم دين باشد. پس «اجتهاد» در فهم دين، به معناي تفسير به راي و معتبر شمردن هر گونه قرائت و تفسير نيست.

اساسا بايد توجه داشت که يکي از فلسفه‏هاي نزول وحي و يکي از عللي که باعث احتياج ما به فرستادن متون مقدس شده است، خطا پذيري و محدوديت فهم انساني است. اکنون دخالت و دست کاري عامدانه در اين متون قدسي و تحميل ذهنيت‏خويش بر آنها به يقين نقض غرض آشکار خواهد بود. به همين خاطر است که مخاطبان پيام الهي، متون مقدس را واقع نما و نجات بخش و مبراي از خطا مي‏دانند.

البته قابل انکار نيست که بخشي از متون و گزاره‏هاي ديني مجمل و متشابه وصامت است، اما - همچنان که در نصوص ديني و در اصول استنباط و معرفت ديني به آن تصريح شده است - بايستي از بخش‏هاي مبين و محکم و ناطق در تفسير بخش‏هاي ديگر مدد گرفت.

 

پي‏نوشت‏

1. Hermeneutics.

2. Text.

3. Message.

4. Sing.

5. Inside.

6. Fusion of horizons.

7. Reading.

8. Pertial diversity of readings.

9. Universal diversity of readings.

 
 

    6131 بازديد     0 امتياز     108 مطلب

موضوعات مشابه :
   علم تاویل :

صاحب نظران هرمنوتیک
●   ويلهلم   ديلتاي(5)
●   پل‌   ريكور(11)
●   يوهان گوتفريد   فن هردر(98)
●   هانس‌   گئورگ‌ گادامر(758)

زيرشاخه ها
●   نظريه نيت مؤلف (1)
●   نيت مؤلف (1)
●   هرمنوتيك زباني (0)
●   هرمنوتيك فلسفي (5)
●   هرمنوتيك حقوقی (1)

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  چيستى هرمنوتيك / ‌احمد  واعظي‌

125 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "گذار از پدیدارشناسی به هرمنوتیک و بعد " منتشر می‌شود 
68 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هرمنوتيک و برساخت گرايي اجتماعي / توماس  شوانت

48 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هرمنوتيك، هنر تأويل / پريسا  صادقيه

58 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  شماره جدید پگاه حوزه منتشر شد 
35 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  كتاب «هرمنوتيك و نوانديشی دينی» منتشر شد 
58 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  «گذار از پديدار شناسي به هرمنوتيك» منتشر می شود 
61 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ملاحظات هرمنوتيكى در ترجمه (2) / حميد رضا  آيت اللهي

80 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ملاحظات هرمنوتيكى در ترجمه (1) / حميد رضا  آيت اللهي

77 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تفسيرگرايي و هرمنوتيک / توماس  شوانت

103 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تأويل و تفسير / محمد كاظم  شاكر

159 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "هرمنوتیک و نواندیشی دینی" منتشر شد 
72 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هجوم «هرمنوتيك سفسطه‌گر» به وحي و رسالت پيامبر (5) / حسين  كهفي

129 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هجوم «هرمنوتيك سفسطه‌گر» به وحي و رسالت پيامبر (4) / حسين  كهفي

143 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هجوم «هرمنوتيك سفسطه‌گر» به وحي و رسالت پيامبر (3) / حسين  كهفي

223 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هجوم «هرمنوتيك سفسطه‌گر» به وحي و رسالت پيامبر (2) / حسين  كهفي

145 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هجوم «هرمنوتيك سفسطه‌گر» به وحي و رسالت پيامبر (1) / حسين  كهفي

115 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  علم شدن یک علم / سمیرا  الیاسی

84 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  استعاره به مثابه‌ي استعاره‌ي فهم / جوئل   واينسامر

99 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  پويايي، تكثر و تفسيرپذيري معاني را چگونه توجيه كنيم؟ / فرهاد  ساساني

103 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عوامل مؤثر در تأويل متن / فرهاد  ساساني

111 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فهم در قلمرو سنت و تاریخ / اصغر  واعظي

96 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  هرمنوتيك و نظريه‌ي هنر / نيكلاس  ديوي

148 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  مكتب تفكيك و اعتبار تاويل(1) / حسين  مظفري

109 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مكتب تفكيك و اعتبار تاويل(2) / حسين  مظفري

96 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ماخذشناسى «هرمنوتيك» / ولي الله  عباسي‌

126 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مكتب تفكيك و اعتبار تاويل(3) / حسين  مظفري

116 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نقدى بر هرمنوتيك فلسفى / عبد الحسين  خسروپناه

128 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بررسی هرمنوتيك متن، تأويل و روش‏شناسى فهم قرآن 
201 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نوانديشى دينى معاصر و قرائت پذيرى دين / ولي الله  عباسي‌

99 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 108 مطلب در 4 صفحه مي باشد.

►  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب