باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 16 شهريور 1387 كاربران برخط 125 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فمينيسم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


1 - كليات

واژه فمينيسم (2) از ريشه (feminine زنانه، زن آسا، مادينه، مؤنث) است كه در اصل از زبان فرانسه و نهايتا از ريشه لاتينى femina اخذ شده است.

فمينيسم در دو معناى قريب به هم در زبان انگليسى به كار مى‏رود; در معناى نخست فمينيسم عبارت است از: نظريه‏اى كه معتقد است زنان بايد به فرصتها و امكانات مساوى با مردان در تمامى جنبه‏هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى دست پيدا كنند. در زبان فارسى معادلهايى از قبيل «زن‏گرايى‏»، «زن‏باورى‏»، «زن‏ورى‏»، «زنانه‏نگرى‏» و «زن آزادخواهى‏» براى اين استعمال از لفظ فمينيسم ذكر شده است.

معناى ديگر براى واژه فمينيسم اين است كه اين لفظ بر جنبشهاى اجتماعى اطلاق مى‏شود كه تلاش مى‏كنند تا اعتقاد و باور فوق - كه در معناى نخست ذكر شد - را نهادينه كنند. در زبان فارسى معادل اين معنا از فمينيست واژه «نهضت زنان‏» و يا «نهضت آزادى زنان‏» قرار داده مى‏شود.

تنوع آرا و افكار و گرايشهاى گوناگون فكرى كه ميان فمينيست‏ها وجود دارد ما را بر آن مى‏دارد كه فمينيسم را يك رويكرد بدانيم; نه يك مكتب و همين نكته باعث‏شده كه گروهى از انديشمندان به جاى استفاده از كلمه «فمينيسم‏» از واژه «فمينيسم‏ها» استفاده كنند. اما با اين حال مى‏توان گفت تقريبا تمام نحله‏هاى فمينيستى خصوصا يك وجه مشترك مبنايى با هم دارند و آن اين است كه در آبشخور انديشه «اومانيسم‏» به همديگر مى‏رسند. همچنين دو مؤلفه اساسى وجود دارد كه همه فمينيست‏ها بر آن اتفاق دارند: اول آن كه زنان تحت ظلم و تبعيض قرار گرفته‏اند و اين ظلم و تبعيض ريشه در جنسيت آنها دارد (در واقع فمينيسم به مسائلى مى‏پردازد كه تحت عنوان زن بودن، براى زنان به وجود آمد نه تحت عناوين ديگر، همچون سياه بودن و يا شرقى بودن و..). ; دوم آن كه اين ظلم و تبعيض اصالت ندارد و بايد از بين برود. پس مى‏توان ادعا كرد هر نهضت و جريان فكرى كه داراى دو ويژگى فوق است، يك نهضت و جريان فمينيستى است. به عبارتى اين جريان در تمام اشكال آن بر مبناى تفكرات اومانيستى، «خانواده هسته‏اى‏» را كه بر مديريت و سرپرستى مرد تاكيد دارد مورد حمله قرار مى‏دهد و خواهان برچيدن تمام اختلافهاى جنسى در فرصتها، حقوق و امكانات و... است.

 

2 - پيشينه و سير تاريخى

اگر چه انتقاد از وضعيت موجود زنان و به چالش كشيدن كليشه‏هاى جنسيتى در طول تاريخ مطرح بوده است; ولى آغاز جنبشهاى فمينيستى و رواج اين واژه (به معناى امروزين آن) به اواخر قرن نوزدهم نسبت داده مى‏شود. در اين زمان بود كه واژه فمينيسم پيدا آمد و به سرعت رواج و مقبوليت‏يافت.

مبارزات اوليه فمينيستى در ابتدا بر روى اصلاح وضعيت اجتماعى و اقتصادى زنان متمركز بود و عمدتا ناظر به كسب حق راى، دسترسى به تحصيل و اشتغال، دست‏يابى زنان به حق حضانت فرزند و... مى‏شد.

نوشته‏جات اوليه‏اى كه در دفاع از آزادى زنان منتشر شد عموما توسط كسانى صورت گرفت كه درگير امور سياسى بودند; مانند نظريه برابرى زن و مرد در كتاب كنيزك كردن زنان (يا انقياد زنان) كه در 1869 توسط جان استوارت ميل نوشته و به پارلمان انگلستان پيشنهاد شد.

به وجود آمدن اين مبارزات در مغرب زمين امرى است كه زمينه‏هاى آن وجود داشته است: از بعد نظرى اصولا زن، انسان درجه دوم محسوب مى‏شد; ارسطو زن را مرد ناكامى مى‏دانست كه حاصل ناتوانى طبيعت در خلق مردان است و به هيچ روى سزاوار شركت در امور اجتماعى نيست. به موجود درجه دوم بودن زن از ناحيه عالمان دينى و نهاد دين (كليسا) نيز دامن زده مى‏شد; در كتاب مقدس حوا، عامل اصلى گناه اوليه آدم و مسؤول خروج وى از بهشت معرفى مى‏شود. وجود بحثهاى نظرى از قبيل اين كه آيا زن انسان است؟ آيا زن مخلوق كامل خداست‏يا نسخه ناقص مرد است؟ آيا زن و مرد در پيشگاه خداوند مساوى‏اند؟ نشانگر جايگاه زن در سنت مغرب زمين است.

در بعد عملى نيز بسيارى از حقوق فردى و اجتماعى از قبيل حق مالكيت، ارث بردن، حق راى، و... از زنان سلب شده بود. به گونه‏اى كه حتى تا اواخر دهه دوم قرن بيستم، در آمريكا و انگلستان، هنوز زنان از حق راى محروم بودند. در چنين فضايى زمزمه‏هاى مختلف بتدريج آغاز شد. اين مخالفتها عموما به طور غيرمستقيم و در آثار ادبى جلوه‏گر شد. در ابتدا وجهه همت اين آثار اثبات توانايى‏ها و شايستگى‏هاى زنان بود; و سپس بتدريج گرايش به اثبات برابرى زنان و مردان، قوت و رواج يافت.

 

3 - گرايشهاى فمينيستى

با توجه به گرايشها و نحله‏هاى فمينيستى و تفاوتهاى بسيار ميان آنها به برخى از مهمترين گرايش‏هاى فمينيستى اشاره مى‏شود:

 

1 - فيمينسم ليبرال: اين گروه از فمينيست‏ها با الگوپذيرى از فلسفه ليبراليسم، اصل را بر آزادى عملكردها، لذتجويى و ضايت‏خود محورانه قرار داده‏اند و نسبت‏به نقش مادرى و همسرى (از آن رو كه محدود كننده تمايلات افراد خانواده است) بدبين هستند و معتقدند كه با اصلاح قوانين و ساختار سياسى و اجتماعى جامعه مى‏توان به اهداف برابرى طلبانه رسيد.

اين نظريه معتقد به وجود نابرابريهاى ساختارى در جامعه (همچون نهاد خانواده، زبان و فرهنگ..). نيست و در اصلاح وضع موجود تحولات قانونى و سياسى را در نيل به اهداف فمينيستى كافى مى‏داند. در مقابل اين نظر، فمينيست‏هاى راديكال قرار مى‏گيرند. مارى ولستن كرافت، جان استوارت ميل، و بتى فريدان از چهره‏هاى برجسته اين گرايش هستند.

 

2 - فمينيسم ماركسيستى: اين گروه معتقدند كه «مالكيت‏خصوصى‏» در جوامع، سبب اسارت زنان شده است و تا زمانى كه مالكيت و نظم بورژوازى و خانواده بورژوازى وجود دارد، اين اسارت تداوم خواهد داشت. سؤال اساسى كه براى اين گروه مطرح است اين است كه آيا زنان مى‏توانند به گونه‏اى رضايت‏بخش در طبقات جامعه قرار گيرند؟ به عقيده اين گروه براى رهايى زن از اين اسارت تاريخى چاره‏اى جز تغيير شكل نظام اقتصادى وجود ندارد. زنان در كنار مردان براى ايجاد چنين تغييرى بايد تلاش كنند و مسائل جنسيتى را تا سرنگونى نظام سرمايه‏دارى به فراموشى بسپارند. از مهمترين شخصيتهاى ماركسيست فمينيست، مى‏توان به رزالو گزامبورك اشاره كرد.

 

3 - فمينيسم راديكال: اين گروه معتقدند از ميان تمام تبعيضها و ستمهاى طبقاتى، قومى، مذهبى، و نژادى، بنيادى‏ترين ساختار ستمگرى به جنسيت تعلق دارد، كه همان نظام پدرسالارى است. بر خلاف ديدگاه ليبرال، ريشه فرودستى زنان نه در وضع قوانين، بلكه در تمام حوزه‏هاى حيات انسانى زنان است و هيچ حوزه‏اى از حوزه‏هاى زندگى اجتماعى از نگاه مردم‏سالار جدا نيست. در نهايت، اين گروه، معتقد شدند كه اساسا ريشه ساير ستمها و بنيادى‏ترين شكل ستم، ستم بر زنان است. به عقيده آنها موتور حركت تاريخ، ديالكتيك جنسيت و تلاش براى تسلط بر زنان است. رويكرد اساسى اين گرايش، از بين بردن تمايزات موجود ميان موجود مؤنث و مذكر است. بسيارى از اين راديكالها بر خلاف آرمان دو جنسى (3) (كه متضمن تركيبى از صفات مردانه و زنانه است) صفات ارزشمند را صفات زنانه مى‏دانند. اين دسته، ازدواج را كه موجب خانه‏دار و بچه‏زا كردن زن و باعث نان آور (عنصر اصلى) شدن مرد مى‏شود تحقير مى‏كنند.

سيمون دوبوار و شولاميت فايرستون، از چهره‏هاى برجسته اين گرايش محسوب مى‏شوند.

 

4 - سوسيال فمينيسم: گرايش سوسيال فمينيسم از تلفيق دو ديدگاه ماركسيسم فمينيسم و راديكال فمينيسم به وجود آمده است. به نظر پيروان اين گروه، هم نظام جنسيتى مردسالارانه و هم نظام سرمايه‏دارى، در ستم عليه زنان نقش اساسى دارند. بنابراين، به منظور رهايى جنس مؤنث علاوه بر اصلاح نظام اقتصادى جامعه و حاكميت‏سوسياليسم، لازم است در ابعاد فرهنگى و روان‏شناختى نيز به اصلاح وضعيت موجود پرداخت. از مهمترين نظريه‏پردازان اين گروه مى‏توان از هايدى هارتمن نام برد.

 

5 - فمينيسم پست‏مدرن (جديد): فمينيسم پست مدرن را مى‏توان به نوعى، نقد گرايشهاى فمينيستى ديگر دانست. به عقيده اين فمينيست‏هاى جديد، تمام نحله‏هاى فمينيستى (بويژه راديكالها) تلاش مى‏كنند كه تفسيرى واحد و جهان شمول از جهان و از نگاه زنان ارائه كنند. اما تلاش در راه ارائه تفسيرى واحد از جهان و ارائه ديدگاه خاص فمينيستى، در واقع تداوم فرهنگ مردسالارانه‏اى است كه تلاش مى‏كند حكايت كلى و واحدى در باب واقعيت، حقيقت، معرفت، اخلاق و سياست ارائه كند. پست مدرنيسم، كه از اساس در تضاد و خصومت‏با هر گونه كليت‏بخشى و مخالف با تئورى‏پردازيهاى عام مدرنيته است و بر نسبيت (4) و وجود تفاوتهاى فرهنگى، منطقه‏اى، جنسيتى و... تاكيد مى‏كند، چنين كليت و وحدتى را نه مطلوب مى‏داند و نه ممكن. ممكن نيست; زيرا تجارب زنان با توجه به طبقه، نژاد و مليت آنان از يكديگر متفاوت است و مطلوب نيست; زيرا امر واحد و كلى، اسطوره‏اى است كه فلسفه و تفكر مدرن و مرسوم به كار مى‏برد تا از طريق آن صداهاى ديگر را خاموش كند. چندگانگى و كثرت (5) در اين تفكر فمينيستى امرى مطلوب تلقى مى‏شود; و عقيده بر آن است كه باورهاى جهان شمول فمينيست‏هاى راديكال، اشكال جديدى از ستم را مى‏آفريند; چرا كه در گرايش راديكال، تفاوت شرايط جوامع و فرهنگها مغفول واقع شده است. اين گرايش معتقد است، روابطى كه بر زنان تحميل مى‏شود و برخوردهايى كه ميان دختر و پسر تفاوت ايجاد مى‏كند، موجب بردگى زن در طول تاريخ شده است; نه امورى مانند ازدواج و نقش مادرى.

قرائتهاى پست مدرن از فمينيسم - كه به نوعى، نقد فمينيسم است - با واكنش منفى ديگر گرايشها روبه‏رو شده است و اساسا يكى از علل افول فمينيسم در اواخر قرن بيستم را، ظهور فمينيسم پست مدرن دانسته‏اند.

 

4 - فمينيسم اسلامى

ايده فمينيسم اسلامى با چالشهاى نظرى بسيارى روبه‏رو است، همان‏گونه كه نظريه‏پردازان فمينيسم تاكيد كرده‏اند، جنبش فمينيسم در غرب به رغم وجود گرايشهاى مختلف عمدتا محصول ليبراليسم است; و نيز اصل سكولاريسم و تفكيك حوزه دستورات دينى از متن جامعه، در نظريه‏هاى گوناگون اين جنبش تعبيه شده است.

فمينيسم اسلامى بر اساس قرائت پست مدرن از فمينيسم، معتقد است ارائه نسخه واحد فمينيستى، بدون در نظر گرفتن شرايط منطقه‏اى و خصوصيات فرهنگى ملل مختلف، امرى ناممكن است. اين گرايش مى‏خواهد نسخه‏اى بومى و متناسب با عقايد دينى، اما در عين حال مبتنى بر بسيارى از مبانى فمينيستى براى اين تفكر ارائه و ترويج دهد. در واقع اين گرايش براى جمع ميان تفكر اسلامى از سويى و تفكر فمينيستى از سوى ديگر، پيشنهاد شده است. از جمله اهداف اين گرايش، از بين بردن جو مخالف در جوامع اسلامى است; با اين ادعا كه آموزه‏هاى فمينيسم قابل تطبيق با اسلام است و يا اين ادعا كه اسلام با نگرشهاى فمينيستى نيز قابل قرائت و تفسير است.

ايده فمينيسم اسلامى با چالشهاى نظرى بسيارى روبه‏رو است، همان‏گونه كه نظريه‏پردازان فمينيسم تاكيد كرده‏اند، جنبش فمينيسم در غرب به رغم وجود گرايشهاى مختلف عمدتا محصول ليبراليسم است; و نيز اصل سكولاريسم و تفكيك حوزه دستورات دينى از متن جامعه، در نظريه‏هاى گوناگون اين جنبش تعبيه شده است. حال اگر تئورى فمينيسم اسلامى منجر به قرائتى از اسلام شود كه در آن از اصول مسلم اسلامى دست‏برداشته شود مسلما چنين گرايشى، اسلامى نخواهد بود. بنابراين به نظر مى‏رسد واژه فمينيسم اسلامى - با حفظ مفهوم غربى آن - واژه‏اى متناقض نما (پارادكسيكال) است. تاكيد نظريه‏پردازان فمينيسم اسلامى بر تفكيك ميان دين‏باورى و دين‏مدارى، تاكيد بر تشابه حقوق زن و مرد و عدم ثبات در شريعت، مؤيد اين مدعاست.

 

5 - ملاحظه

نكته اول: امروز پس از گذشت‏بيش از يك قرن از آغاز گسترده جنبش فمينيسم، ارزيابى نكات مثبت و منفى در كنار آراى موافق و مخالف آن تا حد زيادى امكان‏پذير شده است. سعى در از بين بردن تبعيضات و ستمهاى نارواى جنسيتى; مشاركت‏سياسى - اجتماعى زنان; برخوردارى از حق مالكيت و استقلال اقتصادى; اعتماد به نفس زنان براى حضور در صحنه‏هاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى; ارتقاى سطح علمى، فرهنگى و هنرى زنان، از ويژگيهاى مثبت جنبش فمينيسم ذكر مى‏شود.

نكته دوم: در كنار ذكر اين نكات بهايى كه براى به دست آمدن اين ويژگيها پرداخته شده نيز مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. اين گرايش علاوه بر افراطكاريها و مشكلات تئوريك و ناديده‏گرفتن واقعيتهاى زيست‏شناختى و روان‏شناختى، در عمل نيز به عقيده منتقدان پيامدهاى منفى فراوانى در پى داشته است. مهمترين پيامدهاى منفى فمينيسم عبارت است از:

1 - فروپاشى نهاد خانواده، ازدواجهاى غيررسمى و نامشروع، طلاقهاى مكرر و تولد فرزندان نامشروع، نقش خانواده را به عنوان پايگاه مطمئن براى آرامش روحى و روانى از بين برده است; و حتى تاثيرات آن بر جامعه نيز آشكار شده است. وجود فرزندان تك والد; زايمان در سنين بالا; فناورى توليد مثل يا پديده مادران ميانجى (6) (مادرانى كه با پذيرش نطفه ديگران، به عنوان ظرف جنين زحمت اجاره را متحمل مى‏شوند و در قبال آن پول دريافت مى‏كنند) ; كودكان سرراهى; اشتغال والدين و گريز از مسؤوليت عاطفى و تربيتى; و پرورش نسلى آسيب‏پذير، خشونت‏گرا، غيراخلاقى و نابهنجار، همگى از جمله پيامدهاى فروپاشى بنيان خانواده است.

2 - انكار ارزشها و هنجارهاى اخلاقى، موجب رواج فساد، فحشا و بى‏بند و بارى‏هاى اخلاقى گرديده است. رواج تجارت سكس و استفاده ابزارى از چهره، اندام و صداى زن در تبليغات تجارى و سياسى، نوع جديدى از تحقير شخصيت و بردگى زنان را به تصوير مى‏كشد.

3 - پرداختن يك سويه و شتابكارانه به برخى از ارزشهاى از دست رفته زنان، نظير حق مالكيت، حق راى و مشاركت‏سياسى، اجتماعى و اقتصادى، موجب شده است كه بسيارى از ارزشهاى ديگر زنان; همچون همسرى و مادرى، مورد غفلت و يا حمله قرار گيرد.

4 - شكست فمينيسم در اهداف پيش‏بينى شده يكى از مهمترين چالشهاى فراروى نظريه‏پردازان اين جنبش است. رسيدن به استقلال اقتصادى و كسب موقعيتهاى برتر شغلى از مهمترين اهداف جنبشهاى زنانه در غرب است; ولى امروزه بر اساس آمارهاى سازمانهاى بين‏المللى، زنان فقيرترين افراد جامعه بشرى هستند; كه از سويى امكان دسترسى به سرمايه‏ها را ندارند، و از سويى ديگر با از دست دادن كانون خانواده از امتياز حمايت‏خانواده نيز محرومند.

در بعد مشاركت‏سياسى - اجتماعى نيز آنچه كه آرمان جنبشهاى فمينيستى را تشكيل مى‏دهد با آنچه كه واقعيت امروز غرب است تفاوتهاى چشمگير دارد.

5 - دامن زدن به تقابل و تعارض ميان مرد و زن از نتايج جنبشهاى فمينيستى است; كه صرف‏نظر از اين كه خلاف فطرت و ناموس طبيعت است‏بروز ناهنجاريها در سطح اجتماعى را در پى دارد.

6 - تحقير نقش مادرى، آسيب‏پذيرى نهاد خانواده و پذيرش مسؤوليتهاى اجتماعى و اقتصادى از سوى زنان، خود باعث كاهش نرخ رشد جمعيت در بسيارى از كشورهاى غربى شده و بسيارى از اين كشورها را با بحران كاهش جمعيت روبه‏رو كرده است.

نكته سوم: به هر تقدير فمينيسم هم در ناحيه تئورى و هم در ميدان عمل متاثر از بسيارى از آموزه‏ها و مؤلفه‏هاى دنياى مدرن، بويژه فلسفه ليبرالى و سرمايه‏دارى است. به همين دليل اگر چه تلاش جدى و بدون طفره براى رفع تبعيضها و زدودن تفاوتهاى ناروا و ستمهاى تاريخى به زنان، ضرورتى انكارناپذير است، اما مسلما انديشه‏هاى فمينيستى (در معناى اصطلاحى) با اين مبانى و مؤلفه‏هاى ويژه و با اين لوازم زيانبار، نمى‏تواند براى هر نظام معرفتى و هر بافت فرهنگى قابل تطبيق و توصيه باشد.

 

پى‏نوشت:

1) مطالب اين بخش برگرفته و تلخيصى است از كتاب «فرهنگ واژه‏ها» نوشته عبدالرسول بيات، مؤسسه انديشه و فرهنگ دينى، قم، چاپ دوم، 1381، صص 423 - 436.

2. Feminism.

3. anderoguny.

4. relativity.

5. plurality.

6. surrogate mother.

 
 

    3803 بازديد     0 امتياز     95 مطلب

موضوعات مشابه :

صاحب نظران فمينيسم
●   سیمون   دوبووار(477)

منابع مرتبط
●  سایت - زنان(6)
●   فصل نامه - كتاب زنان(604)
●   سایت - مرکز اطلاعات و آما زنان(463)

زيرشاخه ها
●   جنسيت (28)
●   فمينيسم اسلامي (6)
●   فمینیسم پست مدرن (1)
●   فمينيسم مسيحي (1)

عناوين به ترتيب     


←  فمينيسم اسلامي نداريم / محمد رضا  زيبايى‏نژاد

22 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  كتاب «فمينيسم‌هاي ادبي» منتشر مي‌شود 
19 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فمينيسم در طول تاريخ / سید عبدالمجيد  زواري

35 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  سيماى زن در خطاب هاى قرآن / حميد  پارسانيا

61 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام ـ فمينيسم / مرتضي   اشرافي

77 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فمينيسم و خانواده 
63 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ترجمه فمنيستي از قرآن کريم 
124 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  روند ظهور فمينيسم در چهار قرن اخير / سرور  اسفنديار

44 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  سيماى زن در خطاب‏هاى قرآن / حميد  پارسانيا

123 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تاريخ انسان شناسي فمينيستي(3) / امیلیا   نرسیسیانس

180 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  تاريخ انسان شناسي فمينيستي(2) / امیلیا   نرسیسیانس

201 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  تاريخ انسان شناسي فمينيستي(1) / امیلیا   نرسیسیانس

257 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  پارادايم‌هاي فمينيستي(2) / امیلیا   نرسیسیانس

248 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  پارادايم‌هاي فمينيستي(1) / امیلیا   نرسیسیانس

142 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  جنبش دموکراتيک زنان / سينا  پرويزي

133 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  آيا زيبايي مصنوعي، فمنيسم نوين را شكل خواهد داد؟ / جنيفر كونگارد .  بلاك

184 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زنانگی و آرایش / مریم  نصر اصفهانی

276 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اخلاق فمینیستی / مریم  نصر اصفهانی

120 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  جنگ پست مدرن، عقده ای فمنیستی از موج سوم / حسین  اژدر

298 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  جهاني شدن فمنيسم: چالشها و فرصتها / حميرا  مشيرزاده

700 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  فمينيسم به مثابه فلسفه / رابرت  آورى

265 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  انديشه سياسي فمينيسم / ‍‌قدير  نصري

333 بازديد - 0 تعداد نظر - 8 امتياز

←  زنان در جنبش های اسلام گرا(2) / مارینا  اوتاوی

813 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  فلسفه جنسيت(3) / آلن  سوبل

466 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  حق و سقط جنين / محمد  نوذري فردوسیه

1085 بازديد - 0 تعداد نظر - 8 امتياز

←  فلسفه جنسيت / آلن  سوبل

1125 بازديد - 0 تعداد نظر - 10 امتياز

←  زنان در جنبش های اسلام گرا(1) / مارینا  اوتاوی

707 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  واگردهاي فمينيستي در ازدواج / آمنه  بختياري

765 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فلسفه جنسيت(2) / آلن  سوبل

775 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  فلسفه جنسيت(1) / آلن  سوبل

631 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 95 مطلب در 4 صفحه مي باشد.

►  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  

   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب