در نظام های دمکراسی که دولت و سیاست های آن باید منتخب و مورد پذیرش و حمایت مردم باشد، سرنوشت همه ی عاملان و مسایل سیاسی را در نهایت افکار عمومی(Public Opinion) رقم می زنند. افکار عمومی یا نظر عموم مردم به معنای مجموعه دیدگاه های آن دسته مردمی است که برای تعیین سرنوشت یک دیدگاه یا یک فعالیت سیاسی، اقدام می کنند. جنبه های مهم افکار عمومی، شامل موارد زیر است:
1 - وسعت: چه بخشی از مردم «عموم» را تشکیل می دهند؟
2 - اهمیت: یک مساله یا یک موضع خاص سیاسی برای عموم چقدر اهمیت دارد؟
3 - جهت: موضع عموم در رابطه با آن مساله سیاسی چیست؟
4 - درجه ی حمایت: یک حزب، یک موضوع سیاسی یا یک نماینده تا چه حد از حمایت عموم برخوردار است.
بدیهی است که تمام موارد بالا قابل تغییر است و این تغییرات باید مورد توجه سیاست مداران باشد. افکار عمومی آن محیطی است که سیاست مداران در آن با رعایت شرایط و نیازها و خواسته های آن، فعالیت های سیاسی خود را تنظیم می کنند. بدین ترتیب عموم مردم در اغلب جلسه های دولتی، احزاب و غیره شرکت دارند، بی آنکه حضور فیزیکی آن ها مشهود باشد. اما حضور عموم در این گونه فعالیت ها محسوس است و غالبا به آن با جملاتی مانند «مردم می خواهند»، «مردم نیاز دارند»، «نظر مردم این است» و از این قبیل یاد می شود. این حضور همچنین در موارد دیگر حالت حق و تویی را می یابد که سیاست مداران رقیب در مباحثات خود به آن تکیه می کنند و از این امتیاز و حق با جمله هایی همچون «مردم هرگز نخواهند پذیرفت» یاد می کنند.
قدرت «عموم» به شیوه های زیر محدود می گردد:
1 - حضور و نفوذ «عموم» یا «مردم» با درجه ی تخصصی و تکنیکی بودن یک بحث سیاسی، تغییر می کند. هنگامی که شرکت در یک مناظره ی سیاسی و موضع گیری در قبال آن آشنا بودن به جزئیات مساله را طلب می کند، «عموم مردم» به علت نداشتن آگاهی های لازم، از شرکت و موضع گیری ناتوان خواهند بود. باید توجه داشت که توجه «عموم مردم» در مورد مواضع متفاوت سیاسی (و اقتصادی)، به هدف های کلی و نتایج ممکن روش های متفاوت وابسته است، نه وسایلی که برای رسیدن بدان ها مورد استفاده قرار می گیرد.
2 - بدیهی است که باید به مردم آگاهی های لازم داده شود. نظام هایی که در دادن آگاهی های همه جانبه به عموم مردم، اولویت قائل نمی شوند و حتی از راه های مستقیم و غیرمستقیم مانع آن می شوند، مشارکت «عموم مردم» را مطلوب نمی دانند.
3 - عموم مردم معمولا در تعیین اولویت های خود میان سیاست های متفاوت و مخارج آن ها تفاوت قایل نمی شوند. به عنوان مثال عموم مردم در آن واحد طرفدار کاهش میزان مالیات بر درآمد و بهتر شدن سیستم بهداشت یا تحصیل رایگان هستند.
4 - سیاست مداران معمولا در تعیین سیاست مطلوب، مشورت با سازمان های ذیربط و گروه های فشار را بر مشاورت با عموم مردم ترجیح می دهند.
یکی از مهم ترین روش ها برای بالا بردن نفوذ عموم مردم، نظرسنجی های عمومی است که سازمان های پژوهشی دولتی و غیردولتی انجام می دهند. هدف این نظرسنجی ها تعیین خواست ها و اولویت های عموم مردم است . در نتیجه ی این گزارش ها، باید روش های پذیرفته شده ی آماری تاثیر داده شود. در غیر این صورت خود این گزارش ها نیز وسیله ای برای تشدید تضادهای میان دولت و اپوزیسیون و یا دیدگاه های متفاوت موجود می گردد و اعتبار خود را از دست خواهد داد.
بدین ترتیب نظرسنجی های عمومی که از راه تماس مستقیم (پرسش های تلفنی یا حضوری) با خود مردم و نه نمایندگان آن ها به دست می آید، زحمت و کوشش نمایندگان، رهبران و سخنگویان مردم را به حداقل ممکن می رساند. از سوی دیگر باید توجه داشت که وظیفه ی مبرم و اساسی پژوهشگران نظر عموم، رعایت شیوه ها و روش های پذیرفته شده و معتبر علمی است. در غیر این صورت خود این نظرخواهی ها اهداف مشخص سیاسی را دنبال می کند و اعتباری نخواهد داشت.
منابع:
1 - کتاب دانش نامه در علم سیاست، نوشته علی رحیق اعضان، با همکاری مارک گلی، انتشارات فرهنگی صبا، 1384.