| ادبیات ویژه رده سنی کودک و نوجوان که دارای سه ويژگي مهم است:
«نخست اينكه با زبان و بيان، درك زبان نوشتاري، تخيل و تجربه هاي كودكان و نوجوانان متناسب است. از اين رو براي هر گروه سني كودك و نوجوان از متنها وموضوعها و زبان و بيان متناسب با فهم و درك آنها استفاده مي شود.
دوم آنكه به رشد و پرورش شخصيت خواننده كمك مي كند و به اين نكته توجه دارد كه دوران كودكي و نوجواني مهمترين سالهاي شكل گرفتن و پرورش احساس و انديشه است. از اين رو، از آنچه سبب يأس و بدبيني و بدخواهي مي شود پرهيز مي كند.
سوم آنكه اهميت تصوير را براي كودك و نوجوان برابر با اهميت نوشته مي داند و همواره بخشي از پيام خود را به كمك تصوير بيان مي كند؛ به همين سبب، كتابهاي تصويري كودكان خردسال، كه حتي گاه نوشته اي به همراه ندارند، در ادبيات كودكان و نوجوانان ارزش بسيار دارند.»
طبعاً درباره خصوصيات يك اثر مناسب براي كودكان، نكات ديگري را نيز مي توان برشمرد:
۱ـ واقع گرايي:
منظور ازواقعگرايي آن است كه موضوع وتم و به عبارتي محتواي داستان يا شعر با دنياي واقعي كه كودك مي بايست در آن زندگي كند، متناسب باشد. ادبيات كودك موظف است آهسته آهسته و طي زمان، واقعيتهايي چون تولد، مرگ، غم، شادي، رنج، عشق و نفرت را به كودكان بشناساند و دراين شناساندن هرگز ازحد تعادل دور نشود. مثلاً شعر يا داستاني كه «مرگ» را سياهترين و مشؤوم ترين حوادث دانسته و آن را علت و مسبب بدبختي هاي بعدي مي انگارد، مردود است.
۲ـ منع پيش داوري هاي غيرمنطقي:
درونمايه (تم) و موضوع بسياري از افسانه ها، رنجها و حرمانهاي كودكان يتيم تحت آزار و فشارهاي پدرخوانده يا مادرخوانده است. اينگونه كارها در ذهن كودكان به يك موجود فرضي به نام پدرخوانده يا مادر خوانده، پيش داوري منفي پديد مي آورد و چه بسا باعث مي شود كه كودك با چنين پيش داوري قبلي بنا به دلايل طبيعي يا اجتماعي ناچار از زندگي با چنين كساني شود.
۳ـ واداشتن كودك به سازندگي وكار:
بسياري از افسانه ها و برخي از داستان ها، مشحون ازوقايع و حوادثي است كه بي خردانه به ياري پاره اي از اشخاص داستان مي شتابد، ايشان را ثروتمند مي سازد، كامروا مي كند و…
حقيقت اين است كه كودك بايد بداند كه تمام آسان زيستي هاي امروز ما نتيجه كوشش و تلاش صميمانه و پيگير اجداد و پدران ماست وما براي افزودن به اين بهروزي و سعادت بايد در صدد تلاش و كوشش برآييم.»
موفقيت نويسنده در رساندن پيام، تناسب قالب، تكنيك چاپ، نوع كاغذ، نوع حروف، طرز صحافي، جلد كتاب، تصاوير ونقاشي ها و… نيز از عوامل بسيار مهمي هستند كه در مناسب بودن يك اثر براي كودكان يا نوجوانان دخيل اند.
در اين ميان، شعر به عنوان بخشي از پيكره ادبيات كودكان و نوجوانان بايد ويژگي ها و خصلتهاي خاص خود را دارا باشد. «هنگامي كه ما از «شعر كودك» سخن مي گوييم، مراد ما شعري است كه فرصت ورود به دنياي شعر محض را به كودك بدهد(مي تواند) در وزن، پيرو شعر رسمي باشد، بااين تفاوت كه از ميان اوزان شناخته شده عروضي و متفرعات آن، و زنهايي انتخاب مي شود كه اولاً ـ با وزنهاي هجايي چندان بيگانه نباشد. ثانياً ـ اين وزنها كوتاه و پرجنب و جوش و رقصان باشد. نمي گوييم كه كودك با شعر خود همواره بايد به رقص آيد وهرگز با غم و حزن و اندوه و آرامش و ملايمت آشنا نشود؛ اما مي گوييم كه ما در شعر اومي خواهيم ياور بازيهاي جسمي وذهني او باشيم و به شادي و جنب و جوش او بيفزاييم.»
بنابراين در شعر كودك وجود سه خصيصه اصلي لازم و ضروري است:
«الف ـ آهنگين بوده و با موسيقي آميخته باشد.
ب ـ شوق انگيز، شورانگيز، جنبش زا يا احساس برانگيز باشد.
ج ـ صريح و گويا باشد.»
بديهي است با افزايش سن كودك و نزديك شدن او به دوران نوجواني، ويژگي هاي شعر مناسب براي او دستخوش تغييراتي مي شود. مثلاً از شعر متناسب با سن يك نوجوان، شايد چندان انتظار نرود كه طرب انگيز و جنبش زا باشد؛ اما انتظار مي رود كه زيبا و احساس برانگيز باشد. «زيبايي در ادبيات كودكان، شكل خاصي از زيبايي هنري و زيبايي به مفهوم عام است. زيبايي در ادبيات كودكان، شكل تلطيف شده اي از زيبايي در ادبيات است. زيرا كودكان به عنوان موجوداتي با حسهاي لطيف، به شكلي از زيبايي نياز دارند كه به رشد رواني و ذهني آنها كمك كند. چنين هدفي چهارچوبهاي زيبايي را در اين حوزه مشخص مي كند. در ادبيات بزرگسالان، گاهي زيبايي در بستري از بدبيني فلسفي، خشونت اجتماعي و پريشاني رواني ساخته مي شود، اما كودكان چون به دنيايي سرشار از شادي و صلح وخوش بيني و امنيت نياز دارند، نمي توان براي آنها زيبايي را در قلمروهايي تيره وجهنمي آفريد.»
البته بايد در نظر داشت كه زيبايي مفهومي نسبي است و به طور مطلق در ميان تمام جوامع قابل بررسي نمي باشد وهرگز نمي توان حكمي مطلق درباره زيبا بودن يا نبودن يك اثر صادر كرد. «زيبايي هنري، متأثر از جغرافياي زيستي، سنتها، آداب، پيشينيه تاريخي، روحيه اجتماعي و به طور كلي فرهنگ جوامع شكل مي گيرد. سليقه زيبايي شناختي اقوام وملتها، تفاوتهايي دارد و همين تفاوتها، سبكهاي ملي و قومي اثر هنري را مي سازد.»
منابع:
|