{از زبان فرانسه، به معناي «مخالفت» يا «مخالفان»} در معناي وسيع كلمه عبارتست از كوشش اتحاديهها، حزبها، گروهها، دستهها و افراد براي دستيابي به هدفهايي در جهت مخالف هدفهاي دارندگان قدرت سياسي، اقتصادي و اجتماعي؛ خواه با استفاده از شيوههاي پارلماني خواه با شيوههاي ديگر. در معناي محدود، «اپوزيسيون» ناميست براي گروهي كه در نظامهاي حكومت پارلماني به موجب قانون اساسي موجوديت آن به رسميت شناخته شده و در پارلمان گروهي را تشكيل ميدهد كه به حكومت (يا دولت) پيوسته نيست و از آن حمايت نميكند، ولي با آن خود را به يك قانون اساسي وفادار ميداند. اپوزيسيون پارلماني با شركت در گفتوگوهاي مجلس و با شور قانوني، مطابق شرايطي كه قانون اساسي معين كرده است، در كار حكومت نظارت مستقيم دارد و افكار عمومي را در جريان ميگذارد. مهمترين وظيفهي اپوزيسيون آنست كه به انتخاب كنندگان امكانات انتخاب ديگري را نشان دهد و از اين راه امكان انتخابات در ستتر را فراهم كند. اپوزيسيون مظهر حكومت احتمالي آينده است. اينگونه اپوزيسيون جزء مكمل نظامهاي پارلماني در كشورهاي سنتي ليبرال، مانند انگلستان، فرانسه و سوئد است كه معمولاً دو حزب اصلي در آنها وجود دارد كه به نوبت نقش حاكم و اپوزيسيون را به عهده ميگيرند. در نظامهاي يك حزبي اپوزيسيون به صورت رسمي و قانوني وجود ندارد. در اين نظامها هرگونه مخالفت با حزب و دولت حاكم مخالفت با نظم عمومي و قانون اساسي شمرده ميشود.
در ايالات متحده امريكا، به سبب وجود نظام رياست جمهوري وجود يك اكثريت يكدست در پارلمان ضروري نيست و نامتمركز بودن حزبها تشكيل فراكسيونهاي يكپارچه را ناممكن كرده است و به همين دليل، در امريكا اپوزيسيون به عنوان يكي از نهادهاي مربوط به قانون اساسي وجود ندارد، و به علت در كار نبودن يكپارچگي فراكسيوني در آن كشور، در مسائل اساسي نميتوان از وجود اپوزيسيون، به معناي محدود كلمه، سخن گفت. نظام رياست جمهوري (نك رئيس جمهور) اين امكان را ميدهد كه اكثريت پارلماني از يك حزب باشد و رئيس جمهور از حزب ديگر و اين دو با يكديگر همكاري كنند و اين وضع بارها در آن كشور پديد آمده است.
نخستين اپوزيسيون سياسي در سدهي هجدهم ميلادي در انگلستان با دو گروه (و يگها و توريها) پديد آمد كه از نظر منشاء اجتماعي اختلاف اساسي نداشتند و در بسياري موارد با هم همصدا بودند و جنگ اكثريت و اقليت ميان آندو و جابجا شدن حزب حاكم و حزب مخالف بيشتر جنبهي اختلاف نظر سياسي شخصي داشت تا معناي كلي سياسي.
در يك نظام كامل حكومت پارلماني، اپوزيسيون وظايفي را به انجام ميرساند كه در نظريهي كلاسيك «تفكيك قوا» براي پارلمان در نظر گرفته شده است. زيرا از زماني كه نظام پارلماني شكل گرفت، همواره رئيس دولت و رهبر اكثريت پارلماني يكي يا با هم متحد بودهاند و اين يگانگي ميتواند نقش پارلمان را، كه نظارت بر اجراي قانون و وضع قوانين مطابق قانون اساسي است، خراب كند؛ از اينرو، اپوزيسيون وسيلهاي موثر براي نظارت بر قوهي مجريه به شمار ميآيد.
منابع:
1. کتاب دانشنامه سیاسی، نوشته داریوش آشوری، تهران، انتشارات مروارید.