باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 35 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فئودالیسم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


فئوداليسم (Feudalism) كه به بزرگ مالكي، نظام خان خاني، ملوك الطوايفي و رژيم ارباب- رعيتي نيز ترجمه شده است، به آن نظام اجتماعي – اقتصادي اطلاق مي‌شود كه اساس آن را تيول يا اقطاع تشكيل مي‌دهد. تيول به قلمرو يك و اسال (مأمور گماشته شده از طرف ارباب يا سنيور براي حراست از تيول) اطلاق مي‌شد كه از ارباب كسب مي‌گرديد و روي آن افرادي به نام سرف يا رعيت كار مي‌كردند. مناسبات توليدي جامعه فئودالي بر اساس مالكيت ارباب برزمين و وابستگي شخصي دهقانان به ارباب فئودال قرار داشت. در اين نظام همچنين رعيت، ديگر بنده نبود و مستقلاً فروخته نمي‌شد، گرچه با زميني كه به فروش مي‌رسد، به مالك جديد منتقل مي‌شد.
قانون اساسي اقتصاد فئودالي عبارت است از توليد محصول اضافي براي تأمين نيازهاي ارباب فئودال و بهره‌كشي رعيتهاي وابسته بر اساس مالكيت ارباب بر زمين و مالكيت محدود او نسبت به رعيتها از طريق بيگاري، بهره جنسي و نقدي و گونه‌هاي ديگر عوارض و مالياتها و سيورسات. يكي از ويژگيهاي فئوداليسم در غرب كه در دوران قرون وسطي سيطره داشته، وابستگي سرف يا رعيت به سنيور يا ارباب است، به همين جهت، دوران فئوداليسم را سرواژ يا سرفداري نيز خوانده‌اند. در ايران قانوناً وابستگي شخصي رعيت به ارباب وجود نداشته و فئوداليسم نيز به رژيم ارباب – رعيتي شهرت داشته است.
عده‌اي اعتقاد دارند كه در ايران، هرگز فئوداليسم اروپايي پديد نيامد. زيرا بخش بزرگي از زمينهاي زراعي در مالكيت دولت بود و اصولاً ايران سرزمين پهناوري است كه غير از بخشهايي از آن، دچار كم آبي است. يعني در واقع، عامل كمياب توليد، آب است نه زمين. در نتيجه، آباديهاي آن اولاً مازاد توليد زيادي نداشتند و ثانياً از يكديگر دورافتاده بودند. به اين ترتيب، جامعه، جامعه‌اي خشك و پراكنده بود و امكان نداشت كه بر اساس مالكيت يك يا چند آبادي قدرتهاي فئودالي مستقلي پديد آيند. از سوي ديگر، يك نيروي نظامي متحرك مي‌توانست مازاد توليد بخش بزرگي از سرزمين را جمع كند و بر اثر حجم بزرگ مازاد اين مجموعه به دولت تبديل شود. اين نيروي نظامي متحرك را ايلات فراهم آوردند. اكنون صفت فئودالي نيز در مورد هر سازماني به كار مي‌رود كه در آن قدرتي انحصاري پديد آمده و موجبات سوءاستفاده فراهم باشد و موجب شود كه شخص در چارچوب آن از امتيازات كسب شده به نفع خود و به منظور حفظ سلطه‌اش استفاده كند.
 
منابع:
1. فرهنگ علوم سياسی، نوشته علی آقا بخشی با همکاری مينو افشاری راد، انتشارات مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران، 1376
 
 

    444 بازديد     0 امتياز     1 مطلب

موضوعات مشابه :

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  اروپا ؛ در گذار از فئوداليسم به سرمايه دارى / امير حسين  كبيرى

491 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 1 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب