اپيکور، از فيلسوفان يونان باستان ﴿٣٤١-٢٧١ پ.م.﴾، که آموزش هاى او بنام اپيکوريسم معروف است. نمايندگان اين مکتب فکرى در غرب " لوکرز" و " هوراز" هستند و در ايران، فيلسوف برجسته و دانشمند گرامى و آزاده " خيام نيشابورى" است. ׳
در مکتب اپيکور، شناخت، طبيعت و چيزها به خودى خود هيچ معنا و اهميتى ندارند، بلکه در خدمت احساس و دريافت هاى لذت جويانه و خوشى طلبانه ﴿يا دردآور﴾ انسان مى باشند، احساس هايى که آخرين سنجه و ملاک خوبى و بدى مى باشند. تنها و يگانه هدف طبيعى انسان در تامين خوش بختى و رسيدن به آن حالتى است که خوشى و لذت را تضمين نمايد. اصل بر اين است که هماهنگى و هارمونى در وجود انسان با داشتن و برخوردارى از خرد ممکن و ميسر است. بى غمى و آرامش ﴿Atarax﴾ حالت تزلزل ناپذير يک خردمند است که بر کنترل شهوت هاى خود آگاه و تواناست. خردمندى که همچون خدايى است در ميان انسانها. از پيش شرط هاى خوش بختى اين است که انسان از وحشت دين و مذهب، خرافات و ترس از مرگ رهانيده گردد. ׳
مطابق اخلاق اپيکورى، نبايد بدنبال هر خوشى و لذتى بود و يا تسکين هر دردى را خواست. بايد از خوشى هاى دون و پست چشم پوشيد تا به خوشى هاى برتر دست يافت. خوشى هاى روحى، بالاترين خوشى ها هستند. خردمند براى رسيدن به مرحله " بى غمى" يا " آرامش" بايد خود را از گرفتارى هاى سياسى و اجتماعى دور نگه دارد. حکومت فقط مسئول امنيت جامعه و تامين عدالت است. مردم عادى را بايد با تنبيه و مجازات رهبرى نمود. ׳
دوستى، عشق به هم نوعان و مهربانى نسبت به زيردستان در سر لوحه اين مکتب فکرى نگاشته شده است. ׳