باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 18 شهريور 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ادبیات تطبیقی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


ادبيات تطبيقي شاخه اي است از نقد ادبي كه از روابط ادبي ملل مختلف با هم و از انعكاس ادبيات ملتي در ادبيات ملت ديگر سخن مي گويد؛ مثلاً از تأثير ادبيات ايران در ادبيات عرب و فرانسوي و انگليسي و روسي و تركي و هندي و چيني و يا برعكس بحث مي نمايد. به عبارت ديگر «ادبيات تطبيقي تصوير و انعكاس ادبيات و فرهنگ ملتي است در ملت يا ملتهاي ديگر» پس نفوذ ادبي بر دو قسم است: يكي نفوذ شاعران و نويسندگان كشوري در نويسندگان و شاعران همان كشور مانند تأثير نظامي و فردوسي و سعدي در شاعران معاصر يا بعد از آنها؛ ديگر نفوذ شاعر يا نويسنده يا ادبيات ملتي است در شاعر يا نويسنده يا ادبيات ملت ديگر كه آن را ادبيات تطبيقي مي گوييم. مانند تأثير فردوسي در ماتيو آرنولد انگليسي و تأثير حافظ در گوته.
ادبيات تطبيقي نوعي دادوستد فرهنگي است زيرا همانطور كه فرهنگ ملل مختلف در هم تأثير مي كنند ادبيات آنها هم كه يكي از اركان فرهنگ است در هم اثر مي گذارد. بنابراين تحقيق در ادبيات تطبيقي به چند موضوع كمك مي كند: يكي به كشف روابط فرهنگي بين ملتها، ديگر به درك آن قسمت از تحولات ادبي كه مربوط به اين نوع روابط است. از اين رو اين رشته از معارف بشري در برقراري دوستي و صلح بين ملل مؤثر است.
در تحقيق تطبيقي بايد به اين مسائل توجه كرد:
 
۱ـ آثار مشابهي كه بدون رابطه فرهنگي و ادبي بين دو ادب به وجود مي آيد موضوع بحث تطبيقي قرار نمي گيرد. زيرا اين مشابهات حاصل شباهتها و مشتركات روحي انسانها با هم است نه ثمره اخذ و اقتباس ادبي ملتها از يكديگر. مانند روابط عاشقانه مردم كه تحت تأثير غرايز در بسياري از موارد بين همه انسانها شبيه به هم است و نياز عاشق و ناز معشوق اختصاصي به يك ملت و يك ادبيات خاص ندارد، بنابراين بسياري از هماننديهاي ادبي بر اثر تصادف و توارد به وجود مي آيد نه در نتيجه تأثير و تأثر بحث درباره اينگونه مشابهات را نخستين محققان ما ادبيات تطبيقي مي ناميدند ولي امروز كه تحقيقات ادبي پيشرفت بيشتري كرده است نبايد دچار چنين پنداري شد بلكه بايد براي اين امر عنواني خاص قائل گرديد و آن را ادبيات مقابله اي نام داد كه البته مي توان آن را ذيل و تكمله اي بر ادبيات تطبيقي شمرد.
 
۲ـ ديگر آنكه تأثير بدون تصرف اثري خارجي در ادبيات ملت ديگر ادبيات تطبيقي به معني واقعي خود نيست. مثلاً ترجمه ساده شعر يا داستان يا نمايشنامه اي از زباني به زبان ديگر به خودي خود مورد بحث ادبيات تطبيقي نمي باشد. مثل هزاران اثر ادبي اي كه از عربي و تركي و فرانسه و انگليسي بدون گرفتن رنگ ايراني به فارسي ترجمه شده است و لي اقتباس شعر يا داستان به صورتي كه در ادبيات ملت گيرنده حل و هضم شود و مهر و نشان خاص آن ملت را بگيرد در قلمرو ادبيات تطبيقي است مانند اقتباس توأم با تصرف اين قطعات و آثار و موارد به فارسي:
- تأثير زهره و منوچهر ايرج ميرزا از ونوس و آدونيس شكسپير.
- تأثير داستان ليلي و مجنون عربي در ليلي و مجنونهاي فارسي.
- تأثير دختر سروان پوشكين در عقاب خانلري.
- تأثير عروض و صناعات ادبي عربي در شعر فارسي.
- و دهها مورد ديگر.
تأثير مكتبهاي ادبي اروپايي هم در يكديگر چون با دخل و تصرف توأم بوده است از مقوله ادبيات تطبيقي است، مگر ادبيات تمام كشورهاي اروپايي را يك واحد فرض كنيم كه بي شك چنين نيست.
 
۳ـ به وجود آمدن صناعات و قالبها و شكلهاي ادبي تحت تأثير ملل ديگر نيز از جلوه هاي ادبيات تطبيقي است مانند پيداشدن قالب قصيده در فارسي زيرنفوذ شعر عربي و پديد آمدن شعر نو و رمان و داستان كوتاه و نمايشنامه تحت تأثيرا دبيات فرنگي در كشور ما.
 
۴ـ پيدا كردن منابع خارجي يك اثر ادبي به خودي خود نيز يك تحقيق تطبيقي نيست بلكه مقدمه اين كار است و هنگامي به پژوهش تطبيقي بدل مي شود كه تغييرات و تصرفاتي كه در اينگونه آثار به عمل آمده است مشخص گردد.
 
۵ـ بحث از تأثير ادبي مرحله پيشين زبان و ادبياتي در مرحله بعدي آن نيز بحث تطبيقي نيست، مثلاً گفت وگو از تأثير ادبيات اوستايي و مانوي و پهلوي در زبان فارسي دري ادبيات تطبيقي نمي باشد، همچنين تحقيق در باره رابطه ويس و رامين را با اصل پهلوي آن ادبيات تطبيقي نمي نامند؛ به عبارت ديگر نقد تاريخي را نبايد با نقد تطبيقي اشتباه كرد.
 
۶ـ اخذ و اقتباس لابي از منابع خارجي را نمي توان سرقت ادبي ناميد. زيرا هنگام ترجمه و اقتباس با اندازه كافي در اثر ترجمه شده دخل و تصرف به عمل مي آيد كه شائبه سرقت را از آن زائل مي كند، بخصوص اگر شاعران يا نويسندگان به منبع الهام خود اشاره هم بكنند.
 
۷ـ تأثيري كه زبان يك ملت در زبان ملت ديگر مي كند سبب تأثير ادبي هم مي شود از اين رو تأثير زبانها در يكديگر را هم مي توان در كنار تأثير ادبي بين ملتها مورد مطالعه قرار داد.
تأثير زبان ملتي در ملت ديگر شامل اين مباحث مي شود:
الف ـ تأثير مستقيم لغوي يعني قرض و اقتباس لغت به عين كلمه از زبان ديگر مانند لغات عربي وانگليسي و رومي وتركي و فرانسوي كه وارد زبان فارسي شده اند؛ اين امر را در اصطلاح زبانشناسي قرض گيري يا اقتباس مي گويند.
ب ـ تأثير غيرمستقيم لغوي يعني تأثير ترجمه تعبيرات خارجي از زباني كه از آن ترجمه شده است؛ اين نوع تعبيرات را تعبير ترجمه اي مي نامند مانند ابراز اميد كردن، سبك شناسي، مكتب ادبي كه همه ترجمه از عبارات فرنگي هستند.
ج ـ تأثير دستوري: تأثير دستوري زباني در زمان ديگر كمتر از تأثير لغوي آن است.
 
۸ـ گاهي تأثير ادبي جنبه فردي دارد نه جنبه دوره اي. يعني نويسنده يا شاعري از كشوري ديگر قرار مي گيرد بدون آنكه متأثر از دوره اي از ادوار ادبي واقع شده باشد؛ مثلاً سعدي از متنبي شاعر عرب متأثر مي شودو تولستوي نويسنده رئاليست روسي ازطبيعت گرايي روسو نويسنده فرانسوي تأثير مي پذيرد يا شكسپير در ولتر و هوگو و تولستوي اثر مي گذارد بدون آنكه اين تأثير مكتبي باشد.
 
۹ـ گاهي جريانهاي فرهنگي و تاريخي كشوري سبب پديد آمدن آثاري ادبي در كشور ديگر مي گردد؛ مثلاً نبرد سالامين (نبرد بين ايرانيان و يونانيان در عهد خشايارشاه) منبع الهام بسياري از اشعار اروپايي شده است (به ايران در ادبيات جهان نوشته شجاع الدين شفا نگاه كنيد) يا كرني براساس ازم كراسوس و سورن تراژدي «سورناسر دار اشكاني را نوشته و تا همين نمايشنامه نويس تحت تأثير تاريخ ايران تراژدي ديگر خلق كرده است به نام «ردوگون شاهزاده خانم اشكاني)
 
۱۰ـ گاهي تأثير ادبيات كشوري در كشور ديگر سبب به وجود آمدن نوع ادبي تازه اي مي گردد. مثلاً داستان كوتاه و كمدي و ادبيات نمايشي و رمان جديد ايراني نخست تأثير اين قسم ادبيات در اروپا پيدا شده يا رمانهاي تاريخي در فرانسه و روسيه تحت تأثير اين قسم رمان در انگليس به وجود آمد به اين معني كه ويكتور هوگو رمانهاي تاريخي نوتردام دوپاري و مريمه و وقايع سلطنت شارل نهم را، گوگول تاراس بولبارا و الكساندر دوما پدرسه تفنگدار و كنت مونت كريستورا تحت تأثير رمانهاي تاريخي والتر اسكات نوشتند زيرا او بود كه با نوشتن كتابهاي «باب روي» و «ايوانهو» رمان تاريخي را در اروپا رواج داد.
 
۱۱ـ گاهي نيز ادبيات كشوري در كشور ديگر بطور كلي و صرفنظر از جنبه مكتبي اثر مي كند و اين تأثير ياحاصل روابط فرهنگي است و يا در نتيجه تسلط نظاميست مانند تأثير ادبيات عرب در ادب فارسي و نفوذ زبان و ادبيات پهلوي در ادب عرب و تأثير ادبيات يونان در رم و يا تأثير ادبيات هندي در ايران و يا نفوذ ادبيات فارسي در تركي و اردو و هندي و ياتأثير ادبيات فرانسه در آلمان و يا برعكس.
 
منابع:
1. http://www.iran-newspaper.com/1380/801119/html/litera.htm نوشته خسرو فرشيد ورد
 
 

    1768 بازديد     0 امتياز     2 مطلب

عناوين به ترتيب     


←  اولين كتاب ادبيات تطبيقي در ايران منتشر شد 
5 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  چشم انداز نظریه های ادبیات تطبیقی / علیرضا  انوشیروانی

744 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 2 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب