باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آريستوكراسى
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


آريستو كراسى (Aristocracy) از واژه يونانى آريستوس (Aristos) به معنى بهترين و شايسته ترين است و در فلسفه سياسى يونان، به معناى حكومت كسانى است كه به ايده آل كمال انسانى از همه نزديكترند(1) و به عبارت ديگر نوعى از حكومت است كه در آن به طور نسبى بخش كوچكى از شهروندان، در تعيين مقامات عمومى و تدوين سياستها نقش دارند. (2)

از نظر ارسطو حكومتى را مى توان به راستى آريستوكراسى يا حكومت نيكان ناميد كه از بهترين مردان فراهم آمده باشد و منظور از بهترين مردان، كسانى اند كه در فضيلت به نحو مطلق و نه با معيارى نسبى يا خودسرانه، برتر از ديگران باشند؛ زيرا فقط در آريستو كراسى است كه شهروند خوب، مرادف با انسان خوب است. (3)

به اين نوع حكومت، مهانسالارى يا نژاد سالارى (حكومت نژادگان و اشراف) نيز مى گويند. در عرف، حكومتى را «مهانسالار» (آريستو كراتيك) مى خوانند كه قدرت دولت در آن مطلق و در دست طبقه ممتاز باشد و آن طبقه، حاكميت را از راه وراثت و امتيازهاى طبقه اى در دست گرفته باشد و ديگر طبقات را در آن راه نباشد. نوع كامل اين نوع نظام سياسى را در ايران پيش از اسلام و اروپاى قرون وسطى مى يابيم.

اين گونه حكومت، امروزه در كمترين جاى جهان ديده مى شود و جاى خود را به ديكتاتوريهاى جديد سپرده است. در فلسفه سياسى چين باستان، به ويژه در فلسفه كنفوسيوس نيز توجه خاصى به نوعى بهانسالارى، يعنى حكومت با فضيلت ترين مردمان، به عنوان بهترين نوع حكومت، ديده مى شود. (4)

بيشتر حكومتهاى آريستوكراتيك در اروپا، بر مبناى توارث و يا ثروت و يا هر دو قرار دارند. (5)

 

حكومت آريستوكراسى، علاوه بر مزاياى خاص خود داراى زيان هايى است كه عبارتند از:

 

الف) انـحـصـارگـرى:

آريـسـتـوكـراسـى بـاعـث انـحصارگرى در حكومت كردن مى شود؛ زيرا آريـسـتـوكـرات ها به جز طبقه خود، ديگر طبقات مردم را ناديده مى گيرند. از اين رو، فقط به مـنـافـع خـود مـى انـديـشـنـد، فـاسـد مـى شـونـد و سـرانـجـام بـه اوليـگـارشـی تبديل مى گردند.

 

ب) اسـرافـكـارى:

آريـسـتـوكـراسـى بـه فـريـبـنـدگـى دروغـيـن و جـاه و جـلال و شـكـوه اعـتـقـاد دارد كـه بـه هزينه مردم به دست مى آيد. بى ترديد، خودنمايى، عظمت حكومت را افزون مى كند اما به اسراف هم منجر مى شود.

 

ج) دشـوارى گـزيـنـش افـراد بـا صـلاحـيـت:

حتى اگر پـذيرفته شود كه آريستوكراسى حكومت بهترين مردمان است، اين پرسش برجاست كه چگونه مـى تـوان بـهـتـريـن را برگزيد؟ تولد در خانواده آريستوكرات يا داشتن ثروت، معيار درست گزينش بهترين نيست. در خانواده هاى بزرگ هم آدم هاى ضعيف و كودن به دنيا مى آيند.

 

د) عدم آموزش سياسى مردم:

آريستوكراسى به دشوارى مى پذيرد مردم آموزش سياسى ببينند. مردم فقط وقتى آموزش سياسى مى يابند كه براى مشاركت در كارهاى حكومتى فرصت برابری داشته باشند.

 

ه) عـيـب آشكار اصول موروثى:

درست همان طور كه سخن گفتن از رياضيدانى موروثى ابلهانهاسـت، همين طور هم خردمندانه نيست كه قدرت را به فرزندان آريستوكرات ها داد. با اين بهانه كـه آن هـا در خـانـواده آريستوكرات به دنيا آمده اند. به گفته كارنر استعداد و نجابت سياسی صفاتى نيستند كه از پدر به پسر برسند.

 

پی نوشت:

1. فرهنگ سياسى، داريوش آشورى، تهران، انتشارات مرواريد، چاپ يازدهم، 1357،ص4.

2. ر. ك: حميد عنايت، بنياد فلسفه سياسى در غرب، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1349،ص82.

3. كتاب سياست، ارسطو، ص172.

4. داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، ص19و 20.

5. كارلتون كلايمروردى و ديگران، آشنايى با علم سياست، ترجمه بهرام ملكوتى، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ سوم، ج 1، ص53.

 
 

    981 بازديد     0 امتياز     0 مطلب

موضوعات مشابه :

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب