روح زمان Zeitgeist (Spirit of the Times). واژه آلماني كه مربوط به فلسفه تاريخ هگل (1770-1831) فيلسوف آلماني و باني ايدهآليسم جديد است. از نظر هگل، سير تحول تاريخ به منظور تكامل روح و آزادي و عقل است و نمايشگر روح جهاني، زندگي هر ملت، از لحاظ جغرافيائي و انساني، بر يك اصل طبيعي قرار دارد و اگر اين اصل با يكي از مراحل تكامل روح جهاني انطباق يابد، آن ملت عهدهدار اجراي ضرورتهاي آن مرحله تكامل ميگردد. در زمان معين، اين ملت بر ديگر ملتها برتري پيدا ميكند و مشعلدار تمدن و تكامل روح جهاني ميشود. ولي چون سير زمان، آن اصل را كهنه كرد، ملت ديگري تسلط فكري پيدا ميكند كه پايه زندگيش به حق مطلق نزديكتر است. بنابراين، نزاع دائمي بين دولتها، نابودي يك قوم و غلبه قوم ديگر، لازمه پيشرفت روح جهاني به سوي حق مطلق است. از اين رو، پيروزي دولتي بر دولت ديگر، پيروزي حق بر باطل است. بدينترتيب، با توجه به تاريخ تمدن مشاهده ميشود كه در هر زمان، قومي مظهر حق بوده و چندي بعد به جاي خود را به ديگري داده است. چنانكه سير تمدن از خاور زمين آغاز شده، سپس به يونانيها و روميها رسيده و سرانجام زمان حكومت و برتري قوم ژرمن و دولت آلمان فرا رسيده است. هگل عقيده دارد كه روح ملت در هر زمان بر اساس همه مظاهر تمدن، زبان، فرهنگ، مذهب، سازمانهاي سياسي و حقوق بنا شده و اصولاً حقوق و دولت، همان است كه بايد باشد و ملت ، سزاوار حكومتي است كه در زمان معين دارد. هرچند كه هگل در اين سير تاريخي، بيشتر به غلبه فكري و تمدن توجه دارد تا به پيروزي نظامي، اگر اين سير تكامل با اصل ديگر فلسفه وي كه معقول را واقع ميداند (آنچه معقول است واقع است و آنچه واقع است معقول) تركيب شود، مشاهده ميشود كه هگل، زور را حق ميداند و فلسفه او به جائي ختم ميگردد كه حكومت زمان خود را كمال مطلوب، عين عدالت و مشعلدار تمدن مي شمارد.
منابع:
1. فرهنگ علوم سياسی، نوشته علی آقا بخشی با همکاری مينو افشاری راد، انتشارات مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران، 1376