باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 شهريور 1387 كاربران برخط 43 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مكتب سياسي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


مكتب سياسي(1)، مكتب سياسي، نخست، عبارت است از نظريه‌اي درباره‌ي دولت، يعني نظريه‌اي كمابيش روشن درباره‌ي منشاء جامعه‌ي سياسي (دولت) غايت و مقصود، و سرانجام، بهترين شكل آن، از آنجا كه مفهوم «دولت» همواره با مفهوم قدرت آميخته است، نظريه‌هاي سياسي، اگر به صورت آرمان جنبشهاي سياسي درآيند، شامل روشهاي دستيابي به قدرت نيز مي‌شوند و در اين مرتبه عنوان ايدئولوژي به خود مي‌گيرند، كه حزبها و گروههاي متشكل سياسي هواداران و اجراكنندگان آنند. مثلاً، اگر در اصول عقايد و همچنين روشهاي هواداران مكتبهاي ليبراليسم، كمونيسم و فاشيسم دقيق شويم، اختلاف آنها را درباره‌ي منشاء‌جامعه‌ي سياسي، غايت و مقصود، و بهترين شكل آن مي‌توان ديد، و همچنين ديده مي‌شود كه اين اختلاف در اصول نظري چگونه به اختلاف در روشهاي عملي دست يافتن به قدرت و حفظ آن مي‌انجامد.
 
پيدايش مكتبهاي سياسي:
مكتبهاي سياسي، به معنايي كه امروز مي‌شناسيم، پيشينه‌اي طولانيتر از دو سه قرن ندارند و حاصل تحولات بزرگ فكري و اجتماعي اروپا در چند قرن اخيراند. يعني از دوره‌هاي نوزايش (رنسانس) و دين پيرايي (رفورماسيون) رفته – رفته زمينه‌هاي پيدايش افكار و مكتبها و نهضتهاي سياسي جديد فراهم مي‌شود. البته اين سخن بدان معني نيست كه پيش از آن انديشه‌ي سياسي يا جنبش سياسي وجود نداشته است، بلكه تفكر سياسي از زمان افلاطون و ارسطو به عنوان بخشي از فلسفه در غرب وجود داشته و جنبشهاي سياسي نيز به صورت انقلابها و جنبشهاي ديني و تشكيلات زيرزميني در گوشه و كنار جهان همواره وجود داشته است، ولي از يك قرن و نيم پيش به اين سو، بخصوص از دوران انقلاب كبير فرانسه است كه جنبشهاي سياسي با ايدئولوژيهاي مشخص به صورت نهادهاي پايدار اجتماعي درمي‌آيند.
ريشه‌ي انديشه‌هاي كنوني درباره‌ي دولت و سياست همانا انديشه‌هاي متفكران يونان باستان، بويژه ارسطو و افلاطون است كه با نام فلسفه‌ي سياست در سيستم فلسفي آنها جاي ويژه‌اي داشته است. نكته‌ي مهم اين است كه تفكر سياسي نزد اين متفكران بيشتر جنبه‌ي نظري صرف داشته و هر فيلسوفي در خورد سيستم فلسفي خود نظرهايي در باب سياست ابراز مي‌كرده است. در ميان فيلسوفان كهن افلاطون نخستين فيلسوفي است كه طرحي آرماني براي حكومت پيشنهاد كرده است (نك آرمانشهر خواهي). سپس ارسطو با تقسيم‌بندي حكمت به شاخه‌هاي حكمت نظري (الاهيات، منطق، رياضيات) و حكمت عملي (اخلاق و سياست) جاي استواري به تفكر سياسي در بابهاي فلسفه داد.
ولي در سده‌هاي جديد است كه از يكسو با كساني روبرو مي‌شويم كه متفكران سياسي شناخته مي‌شوند ولي فيلسوف به معناي جامع كلمه نيستند (مانند ماكياولي، روسو، با كونين، لنين) و از سوي ديگر، با جنبشها و نهادهاي سياسي تازه‌اي كه بخشي اساسي از زندگي جامعه‌هاي جديد را تشكيل مي‌دهند. در اين تاريخ است كه انقلابهاي سياسي براي اولين بار در كار دادن تغيير اساسي در تمامي ساخت سياسي جامعه و از ان راه، در ديگر شئون آن مي‌شوند.
اين تحول اساسي از آنجا ناشي شد كه در تاريخ عصر جديد اروپا به دنبال اشاعه‌ي عقل‌باوري (راسيوناليسم) و گيتيانه (دنيوي) شدن فكر اروپايي منشاء قدرت و حاكميت براي نخستين بار مورد پرسش جدي فلسفي قرار گرفت و همين پرسش بنياد استبداد سنتي را، كه بر اصل منشاء الاهي سلطنت (نك حق الاهي) قرار داشت، به لرزه درآورد. رشد و قوت گرفتن طبقه‌ي بورژوازي عقل باوري را دامنه داد و از حوزه‌ي تفكر فلسفي به حوزه‌ي عمل سياسي و اجتماعي كشاند؛ و اين اصل پذيرفته شد كه در امر سياست و حكومت بايد عقل سلطنت كند نه خودرايي و سلطنت عقل يعني حكومت قانون . هدف انديشه‌ها و جنبشهاي سياسي و انقلابهاي پيش از قرون جديد اغلب برقراري عادلانه‌ترين شكل حكومت و يا واداشتن حكومتها به رعايت «عدالت» بود، اما اين «عدالت» غالباً مفهومي مبهم بود كه از سنت و عقايد ديني ريشه مي‌گرفت و انتقاد آن متوجه انحراف از مباني سنتي حكومت و «دادگري» شاهانه بود و الگوهاي كهن، به عنوان نمونه‌ي راه و رسم حكومت، از راه حكايتها و افسانه‌ها يادآوري مي‌شد (كه نمونه‌هاي برجسته‌ي آن وجود كتابهايي مانند كليله و دمنه و سياست‌نامه‌ي نظام الملك است).
در اين مورد باز در تفكر يوناني اين فرق هست كه افلاطون و ارسطو مي‌خواهند بر مبناي استدلال عقلي بهترين نظام سياسي را استنتاج كنند و مباني عقلي استواري براي اداره‌ي امور جامعه پايه‌ريزي كنند، و همين سنت تفكر مبتني بر عقل محض است كه بعد از قرون وسطا در اروپاي عصر جديد دوباره زنده مي‌شود و به نظريات جديد، كه پايه‌ي آنها بر سنجش عقلاني نظام سياسي است، مي‌ انجامد. در عصر جديد چند جريان اين سير را تشديد مي‌كند و مباني دولت نوين را پايه‌گذاري مي كند. يكي از اين جريانها پيدايش نهضت دين پيرايي در قرن شانزدهم است كه سبب پيدايش آيين پروتستان در مسيحيت شد. آيين پروتستان، كه طغياني بر ضد كليساي كاتوليك و سلطنت خودسرانه‌ي آميخته با فساد آن بود، با ردّ مرجعيت مطلق كليسا در امور روحاني، براي هر كس اين حق را شناخت كه مستقيم و بي‌واسطه‌ي كليسا و احكام رسمي بتواند با خداي خود در ارتباط باشد و همين تصور پايه‌ي فردباوري جديد را گذاشت، و همين تصور بود كه راه را بعدها (درسده‌هاي هفده و هجده) براي پيدايش نظريه‌ي حقوق طبيعي باز كرد. به موجب اين نظريه، جامعه سياسي (دولت) متشكل از افرادي است كه هر يك از هنگام تولد حقوقي با خود به همراه مي‌آورند و اين حقوق شامل «آزاديهاي طبيعي» است كه انسان پيش از تشكيل جامعه‌ي سياسي داشته است و غايت جامعه‌ي سياسي خدمت به يكايك افراد و حفظ حقوق و آزاديهاي آنهاست. همين نظريه است كه پايه‌ي دموكراسي را مي‌گذارد، زيرا، بر طبق اين نظريه، پايه‌ي حكومت برهمرايي مردم (دموس) براي زيستن در جامعه‌ي سياسي قرار دارد، و بنابراين، همواره رأي مردم به صورت رأي اكثريت بايد تعيين كننده‌ي شكل نظام حكومت و قوانين آن باشد و اين نظريه درست در مقابل نظريه‌ي معروف به «حق الاهي» قرار دارد كه اساس سلطنت را مشيّت خداوندي مي‌دانست.
اين نظريه، كه در جوامع اروپاي غربي (و نخست در انگلستان) پديد آمد، به صورت يك ايدئولوژي سياسي درآمد كه اساس نظامهاي سياسي را در جهان عوض كرد؛ و طبقه‌ي تازه‌اي كه به بورژوازي معروف است، مركب از پيشه‌وران، سوداگران و اهل حرفه‌هاي آزاد و نيز قشري كه به روشنفكران (انتلكتوئل) معروفند، رفته رفته چنان قدرتي در زمينه‌ي اقتصادي و سرانجام، فكري و معنوي بهم زدند كه بنيان جامعه‌ي قرون وسطايي را از هم پاشيدند و جهان‌بيني خود را در همه‌ي زمينه‌ها، از جمله در زمينه‌ي سياست، جايگزين كردند. در زمينه‌ي سياست دو جريان اساسي در دو كشور اروپايي پايه‌هاي رژيم‌هاي سياسي جديد را ريخت. يكي از اين دو جريان تحول تدريجي انگلستان از مرحله‌ي استبداد سلطنتي به پارلمانداري (حكومت پارلماني) بود كه بعدها نظام سياسي آن اساس نظامهاي بسياري از مستعمره‌هاي انگلستان قرار گرفت؛ و ديگر تحول انفجاري فرانسه با انقلاب كبير كه دموكراسي را در آن كشور بصورت كاملاً قانوني (برخلاف انگلستان كه قسمت عمده‌ي حقوق آن عرفي است) بوجود آورد و اين رژيم در قسمت عمده‌ي جهان مورد تقليد قرار گرفت.
امروزه در سراسر جهان حكومتها همه خود را «قانوني» معرفي مي‌كنند، يعني نماينده‌ي اراده‌ي اكثريت مردم كشور (نك خواست همگاني).
مفهوم «دولت – ملت»، يا دولتي كه مظهر ملت و تبلور خواست آنست، پديده‌اي است كه در چند قرن اخير تكوين يافته و پيش از آن سابقه نداشته است و پيشينه‌ي مكتبهاي سياسي به عنوان ايدئولوژي جنبشهاي توده‌اي سياسي از اين حدود فراتر نمي‌رود.
از لحاظ ترتيب تاريخي، سير مكتبهاي سياسي چنان بوده است كه نخست انديشه‌هاي آزاديخواهانه (نك ليبراليسم) و فردباورانه (نك فردباوري) پديدار شده‌اند و سپس، بعد از برافتادن رژيمهاي استبدادي و طرح مسائل جديد اجتماعي و اقتصادي، گرايشهاي جمع باورانه (نك جمع باوري) و جامعه باورانه (نك سوسياليسم) پديد آمده است، تا بدانجا كه امروزه آراء و افكار و مكتبهاي سياسي آميزه‌اي از اين دو گروه عقايد و افكارند يا حالت افراطي يكي از آنها .
 
پاورقي‌ها:
1-Geneva Convention
2-political school
 
منابع:
1. کتاب دانشنامه سیاسی، نوشته داریوش آشوری، تهران، انتشارات مروارید.
 
 

    175 بازديد     0 امتياز     0 مطلب

عناوين به ترتيب     


 
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب