سپندارمذ، يكى از امشاسپندان و ايزدان آيين مزديسنى است. سپندارمذ را در پهلوى «سپندارمَت Spandarmat» (خرد كامل)، در اوستا «سِپَنْتَه آرمئى تى Spenta¦Armaiti» (فروتنى و بردبارى مقدس) گويند و در فارسى به صورت هاى سپندارمذ، سپندارمد، اسپندارمد، اسفندارمذ و اسفند آمده است. سپنته آرمئى تى چهارمين امشاسپند و در ديانت زرتشتى روز پنجم هر ماه بدين نام موسوم است. اين واژه مركب است از سِپَنْتَه Spenta¦ يا سپند به معناى ورجاوند، پاك و مقدس، و آرمئى تى Armaiti كه خود مركب است از واژه هاى «اَرِمْ» به معناى درست يا آن چنان كه بايد و شايد و بجا، و «مئى تى» به معناى انديشيدن و همچنين به معناى محبت، فروتنى، پارسايى و پرهيزگارى نيز آمده است.
درگاه شمارى ايران باستان روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال سپندارمذ روز و سپندارمذ ماه ناميده مى شد. كه نگاهبانى اين روز و ماه با اين امشاسپند بوده است. اين فروزه اهوره مزدا در شكل معنوى ومينوى اش(مينوگ)مظهرفروتنى، بردبارى و سازگارى اهوره مزداست و در نمود جهان مادى و خاكى اش (گيتيگ) نگهبانى زمين، بارورى و سرسبزى به وى سپرده شده است. و به همين مناسبت آن را مؤنث دانسته و دختر اهوره مزدا خوانده اند.
سپندارمذ موظف است همواره زمين را خرم و آباد و بارور نگهدارد. هر كس به كشت و كار پردازد و خاكى را آباد كند، خشنودى وى را فراهم كرده است. آسايش و خشنودى در روى زمين تماماً به دست اوست. اين ايزد، همانند زمين، شكيبا و بردبار است، و به ويژه مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. ايزدان آبان، دين، اَرد (ارت)، اِسپند از همكاران و ياران امشاسپند سپندارمذ مى باشند. ديو ناخشنودى و خيره سرى «تَرومَئيتى Taromaiti» يا ديو «نااُنگ هئيثيا Na¦onghaithya¦» دشمن بزرگ و رقيب اصلى وى محسوب مى شود.
در سپندارمذ روز از سپندارمذ ماه كه تقارن نام روز و ماه بوده جشنى مى گرفتند كه به اسپندادگان يا جشن مُزدگيران (مژدگيران، مردگيران) معروف بوده است. ابوريحان بيرونى در آثار الباقيه آورده: «اسفندارمذ ماه، روز پنجم آن روز اسفندارمذ است. و براى اتفاق دو نام آن را چنين ناميده اند و معناى آن عقل و حلم است و اسفندرمذ، فرشته موكل بر زمين و نيز زن هاى درست كار و عفيف شوهردوست و خيرخواه است، و در دوران گذشته اين روز عيد زنان بوده، در اين روز مردان به زنان بخشش مى كرده اند و هنوز اين رسم در اصفهان و رى و ديگر بلدان پهله باقى مانده و به فارسى مُزدگيران مى گويند. و در اين روز افسون مى نويسند و عوام مويز را با دانه انگور مى كوبند و مى گويند ترياقى خواهد شد كه از زيان گزيدن كژدم ها دفع مى كند و از آغاز سپيده دم تا طلوع آفتاب افسون بر كاغذهاى چهارگوش مى نويسند... و در اين روز سه تاى از اين كاغذها را بر سه ديوار خانه مى چسبانند، و ديوارى را كه مقابل با صدرخانه است خالى مى گذارند و مى گويند اگر به ديوار چهارم هم از اين كاغذها بچسبانيم هوام و حشرات سرگردان مى شوند و راهروى نمى يابند كه خارج شوند و سرهاى خود را به قصد خروج از خانه بلند مى كنند، و خاصيت اين طلسم اين بود كه ذكر شد.»
درگاهان «سِپَنتَه آرمئى تى» پرورش دهنده آفريدگان و بركت بخش آنان شمرده شده و هموست كه رمه ها را مرغزارهاى نيكو مى بخشد. در اوستاى نو، او دارنده هزار داروى درمان بخش دانسته شده و به گفته بندهش در ميان گل ها «فرنجمشك» به اسفندارمذ اختصاص دارد.
منابع
1. اساطير و فرهنگ ايران در نوشته هاى پهلوى، دكتر رحيم عفيفى، انتشارات توس، 1379
2. بندهش (فرن بغ دادگى)، گزاره مهرداد بهار، انتشارات توس، تهران، 1369
3. دانشنامه مزديسنا، دكتر جهانگير اوشيدرى، نشر مركز، 1371
4. عصر اوستا، پروفسور اشپيگل، و ديگران، ترجمه مجيد رضى، انتشارات آسيا، 1343
5. فرهنگ ايران باستان، گزارش پورداود، بخش نخست، تهران چاپ سوم، 1356
6. فرهنگ نام هاى اوستا، هاشم رضى، انتشارات فروهر، تهران، 1346
7. گاه شمارى و جشن هاى ايران باستان، هاشم رضى، انتشارات بهجت، تهران، 1371
8. يشتها، گزارش پورداود، بخش اول، تهران، 1356
* برگرفته از فصلنامه هفت آسمان، شماره 19، نوشته سيد حسن حسينى (آصف)