باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 27 اسفند 1388 كاربران برخط 114 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
تئوزوفى
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
تئوزوفى (Theosophy): فلسفه اى دينى با دغدغه هايى عرفانى كه اهميتى كاتاليزى در تفكر دينى قرن نوزدهم و بيستم عمل كرده است. اصطلاح؛theosophy برگرفته از واژه يونانى؛theos به معناى خدا، و sophia به معناى حكمت است و روى هم رفته به حكمت الهى؛(divine wisdom) ترجمه شده است. اساس همه تأملات اين حكمت الهى بر اين فرض استوار است كه خدا، براى اين كه اصولا بتواند شناخته شود، بايد به طور مستقيم تجربه شود.

امروزه بسيارى تئوزوفى را با آموزه هايى برابر مى دانند كه عارف دينى هلينا بلاواتسكى آن را در گروه «جامعه اشراقى» ترويج مى كرد. شايد اين اصطلاح در معناى عام ترى براى اشاره به جريان خاصى در تفكر عرفانى به كار رود كه نزد متفكرانى چون متفكران يونان باستان: فيثاغورث و افلاطون، معلمان گنوسى مانند سيمون ماگ و والنتينيوس، فيلسوفان نوافلاطونى مانند فلوطين و پراكليوس، عارفان شمال اروپا در قرون وسطى مانند مايستر اكهارت و نيكولاس اهل كوزا، عارفان نظرى (speculative) در عصر رنسانس مانند پاراتسلزوس و جوردانو برونو، عرفان فلسفى آلمان مانند ياكوب بومى و فيلسوف رمانتيك آلمانى فردريك شلينگ يافت مى شد؛ اما غنى ترين و ريشه دارترين منبع براى ديدگاه هاى تئوزوفى، تفكر هندويى بوده است كه آن نيز مى تواند ريشه در نوشته هاى اوليه وداها در ضمن اوپانيشادها و بگود گيتا تا روزگار معاصر داشته باشد. عناصر تئوزوفى را مى توان در ساير اديان آسيايى، به ويژه در تصوف اسلامى و بوديسم و تائوئيسم يافت.

تأملات تئوزوفى بر تجربه عرفانى تاكيد دارد كه عبارت اند از وجود واقعيتى معنوى و عميق تر، امكان برقرار كردن رابطه اى مستقيم با حقيقت يادشده در ضمن شهود، تأملات و مكاشفه. تمايز ميان تعاليم باطنى يا رمزگونه (esoteric) و تعاليم ظاهرى يا همه كس فهم (exoteric) در مجموع پذيرفته شده است و توجه بسيارى به كشف معانى نهفته در متون مقدس داده مى شود.

بسيارى از تأملات تئوزوفى از مسحورشدن به حوادث فوق طبيعى يا ساير رويدادهاى غيرعادى با دستاوردهاى قدرت هايى فراروانى (psychic) اعتقاد بر آن است كه شناخت حكمت الهى راه را براى كشف رازهاى طبيعت و وجود عميق ترى از بشر باز مى كند. به رغم پذيرش تفاوتى اساسى ميان «ظاهرى» و «رمزگونه»، ميان جهان پديده ها و واقعيت معنوى بالاتر و ميان بشر و مقام الوهى، كه ثنويت ((Dualisn را مى رساند، بسيارى از نويسندگانى كه تمايلات تئوزوفى دارند، نوعى وحدت (Monism = وحدت گرايى) را در وراى آن پذيرفته اند كه تمامى تمايزات را در خود جاى داده است.

از قرن نوزدهم، تئوزوفى را با انجمن تئوزوفى يكى دانسته اند كه آن را فردى به نام هلينا يترونا و هنرى استيل آلكوت در سال 1875 در نيويورك سيتى تأسيس كردند. انجمن تئوزوفى اهداف زير را تأييد مى كرد:

(1) تشكيل قانون جمعيت بشردوستان در سراسر جهان، صرف نظر از تمايزات نزادى، اعتقادى، جنسى، طبقاتى يا رنگِ پوست.

(2) ترغيب به مطالعه در زمينه دين، فلسفه و دانش تطبيقى.

(3) جستجو در باره قوانين تبيين نشده طبيعت و توانايى هاى نهفته در افراد بشر.

اين جامعه تأكيد مى كند كه نظام جديدى در باب تفكر ارائه نمى كند، بلكه تنها بر مفاهيم جهانى خاصى مانند خدا، طبيعت و بشريت تأكيد دارد كه مى توان آن را در تعاليم همه اديان بزرگ يافت. يكى از پر مناقشه ترين مدعيات اين جامعه در باب وجود نوعى برادرى ميان Adepts يا Great Master است كه بنا به ادعا، خود را كامل ساخته و تكامل معنوى بشر را مورد توجه قرار مى دهد.

انجمن تئوزوفى در ايالات متحده امريكا، تقريباً در سال هاى انتقال بلاواتسكى و آلكوت به هند، افول كرد. اين انجمن در دهه هاى 1880 و 1890 به دست ويليام جاج (1851 ـ 1896)، راهب امريكايى ايرلندى تبار، بار ديگر احيا شد. وى موفق شد كه بخش امريكايى اين جامعه را به فعال ترين بخش در جنبش جهانى تبديل كند. با اين حال، شاخه امريكايى به دليل انشعابات در سال هاى بعد بار ديگر دچار انشقاق شد و متلاشى گشت. به دنبال مرگ بلاواتسكى در سال 1891، به سرعت آتش اختلاف ميان جاج و آلكوت شعله ور شد كه به جدايى جنبش امريكايى از كنترل هندى ها در سال 1895 انجاميد.

پس از مرگ جاج در سال 1896، كاترين تينگلى (1847 ـ 1926) موفق شد كه رهبرى بخش امريكايى را به دست گيرد و با كوشش هاى وى، مراكز امريكايى به منطقه يوينت لوما در كاليفرنيا منتقل شد و توجه جنبش در اقداماتش به شكل دهى دوباره جنبش در چارچوبى عمل گرايانه تر بود. در سال هاى 1950 ـ 1951، مركز جنبش به پسادنا كاليف منتقل شد. در اين زمان انشعاب تازه اى به وقوع پيوست. اين گروه سوم مدعى عرضه تئوزوفى در امريكا بود. در سال هاى اخير، اين انشعابات فرقه اى رو به افول نهاده است.

با اين كه جاج پس از سال 1891 بر شاخه امريكايى فائق آمد، آلكوت به دشوارى بر اين جنبش جهانى نظارت و كنترل داشت. به هنگام مرگ آلكوت در سال 1907، آنى بى سنت (1847 ـ 1933)، زن انگليسى فرهمند، در هند مقام رياست را احراز كرد و رهبرى او در هندوها اين احساس غرورى را ايجاد كرد كه آنان انديشه هاى مهمى را به غرب صادر مى كنند.

وى در سال 1911 ادعا كرد كه جيدو كريشنامورتى Jiddu Krishnamurti (1895) ـ 1986، نوجوان گمنام هندى، ابزار آمدن معلمى جهانى است. اين اقدام مناقشات زيادى را به دنبال آورد. كريشنامورتى بعدها هر گونه ادعايى مبنى بر معلم جهانى بودن را انكار كرد و به كار نوشتن و تعليم پرداخت. با شروع دهه 1920، او زمان زيادى را در ايالات متحده و اروپاـ جايى كه كتاب هايش به شهرت و محبوبيت چشمگيرى دست يافت ـ سپرى كرد.

تأثير جامعه تئوزوفى، به رغم اندك بودن طرفدارانش، پيوسته از اهميت برخوردار بوده است. جنبش يادشده نيرويى كاتاليزى در احياى بوديسم و هندوئيسم در آسيا در قرن بيستم بوده و نيرويى پيشتاز در ارتقاى آشنايى عرب با تفكر شرق بوده است. در ايالات متحده بر رشته اى از جنبش هاى دينى تأثير داشته است.

 

منابع:

1. فصلنامه هفت آسمان، شماره 23، برگرفته از:

"Theoshphy" in Merrian - Webster's Encyclopedia of World Religions.
 

    539 بازديد     0 امتياز     0 مطلب

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب