باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 74 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
الهیات
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


اِلهيّات‌، عنوانى‌ براي‌ فلسفة اولى‌ يا مابعدالطبيعه‌ كه‌ يكى‌ از شاخه‌هاي‌ دانشهاي‌ نظري‌ را تشكيل‌ مى‌دهد.

مطابق‌ تقسيم‌ بندي‌ ارسطو از علوم‌، فلسفة نظري‌ به‌ 3 بخش‌ طبيعيات‌، رياضيات‌ و الهيات‌ تقسيم‌ مى‌شود. الهيات‌ يا فلسفة اولى‌ كه‌ بعدها عنوان‌ مطلق‌ فلسفه‌ را به‌ خود گرفت‌، دانشى‌ است‌ كه‌ به‌ وجود و احوال‌ موجودات‌، از آن‌ حيث‌ كه‌ وجود دارند، مى‌پردازد و به‌ منزلة مبدأ و مبناي‌ دانشهاي‌ ديگر است‌.

واژة الهيات‌ ظاهراً از زمانى‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ رواج‌ يافت‌ كه‌ ابن‌سينا آن‌ را عنوان‌ بخش‌ فلسفة اولى‌ از دانشنامة بزرگ‌ خود الشفاء قرار داد، اما پيش‌ از آن‌ نيز از اين‌ دانش‌ به‌ علم‌ الهى‌ يا علوم‌ الهيه‌ تعبير شده‌ است.

اطلاق‌ عنوان‌ الهى‌ بر فلسفة اولى‌ نخستين‌ بار در آثار خود ارسطو آمده‌ است. ارسطو دربارة جايگاه‌ و موضوع‌ فلسفة اولى‌ مى‌گويد: «اگر چيزي‌ هست‌ كه‌ سرمدي‌، نامتحرك‌ و مفارق‌ از ماده‌ باشد، روشن‌ است‌ كه‌ پرداختن‌ به‌ آن‌ كار دانشى‌ نظري‌ است‌ كه‌ نه‌ از نوع‌ دانش‌ طبيعى‌ است‌ و نه‌ دانش‌ رياضى‌، بلكه‌ اين‌ كار تنها از دانشى‌ مقدم‌ برآن‌ دو برمى‌آيد... دانش‌ نخستين‌ [يا فلسفة اولى‌] بااموري‌ سر و كار دارد كه‌ هم‌ مفارق‌ از ماده‌اند و هم‌ نامتحرك‌. همة علتها به‌ ضرورت‌ بايد سرمدي‌ باشند، اما اين‌ امور به‌ خصوص‌ بايد چنين‌ باشند. زيرا علل‌ آن‌ دسته‌ از چيزهايى‌ هستند كه‌ بر حواس‌ ما آشكارند. بنابراين‌، 3 گونه‌ فلسفة (دانش‌) نظري‌ وجود دارد: رياضى‌، طبيعى‌ و الهى‌، زيرا بديهى‌ است‌ كه‌ اگر الوهيت‌ در جايى‌ حاضر است‌، بايد در اين‌ نوع‌ از هستيها (موجودات‌ مفارق‌ و نامتحرك‌) باشد. همچنين‌ شريف‌ترين‌ دانش‌ بايد به‌ شريف‌ترين‌ جنس‌ موجودات‌ بپردازد. پس‌ دانشهاي‌ نظري‌ بايد برتر از انواع‌ ديگر دانش‌ باشند و علم‌ الهى‌ بايد بر دانشهاي‌ نظري‌ ديگر برتري‌ داده‌ شود... دانشى‌ كه‌ دربارة جوهر نامتحرك‌ پژوهش‌ مى‌كند، بايد مقدم‌ بر دانش‌ طبيعى‌ باشد، يعنى‌ فلسفة نخستين‌ كه‌ كلى‌ و فراگير است‌ و مطالعة موجود از آن‌ جهت‌ كه‌ موجود است‌، موضوع‌ اين‌ دانش‌ است‌». وي‌ در جاي‌ ديگري‌ اين‌ دانش‌ را «فلسفة الهى‌».

تمايز فلسفة اولى‌ از ديگر علوم‌، از ديدگاه‌ ارسطو در اين‌ است‌ كه‌ علوم‌ ديگر هريك‌ قلمرو خاصى‌ از وجود را موضوع‌ پژوهش‌ قرار مى‌دهند، در حالى‌ كه‌ فلسفة اولى‌ به‌ وجود بر حسب‌ ويژگيهايى‌ كه‌ بر آن‌ عارض‌ مى‌شود، مانند كميت‌ يا اوصاف‌ جسمانى‌ نمى‌پردازد، بلكه‌ خود وجود و اوصاف‌ ذاتى‌ آن‌ را كه‌ مقتضاي‌ چيزي‌ جز صرف‌ وجود نيستند، مورد بحث‌ قرار مى‌دهد، يعنى‌ وجود بدون‌ قيد و شرط. بنابراين‌، مباحث‌ فلسفة اولى‌ مانند عليت‌، وحدت‌ و جز آنها امور عامى‌ هستند كه‌ همة مراتب‌ و مقولات‌ وجود را در بر مى‌گيرند و از اينجاست‌ كه‌ فلسفة اولى‌ كلى‌ترين‌ دانش‌ محسوب‌ مى‌شود، يعنى‌ آنچه‌ اصول‌ بنيادي‌ دانشهاي‌ ديگر بر آن‌ مبتنى‌ است‌ اما هرچند موضوع‌ و مسائل‌ اين‌ علم‌ به‌ نوع‌ خاصى‌ از وجود اختصاص‌ ندارد، با مطالعة مراتب‌ خاصى‌ از وجود، بهتر مى‌توان‌ به‌ شناخت‌ حقيقت‌ آن‌ دست‌ يافت‌. نحوة وجود داشتن‌ در ميان‌ موجودات‌ گوناگون‌ يكسان‌ نيست‌. از ديدگاه‌ ارسطو جوهر هر موجودي‌، از آن‌ِ همان‌ موجود است‌ و بنابراين‌، حقيقت‌ جوهر در فرد تحقق‌ دارد كه‌ همان‌ اتحاد ماده‌ و صورت‌ است‌. اما اگرچه‌ هر چيزي‌ در اين‌ جهان‌ مركب‌ از ماده‌ و صورت‌ است‌، آنچه‌ به‌ شى‌ء هويت‌ مى‌بخشد و موجب‌ تعين‌ و تشخص‌ آن‌ مى‌گردد، صورت‌ است‌، نه‌ مادة متغير و فسادپذير. بنابراين‌، جوهر در صورت‌ شى‌ء - كه‌ مادي‌ نيست‌ - تحقق‌ دارد و همان‌ است‌ كه‌ مى‌تواند موضوع‌ شناخت‌ و تعريف‌ علمى‌ قرار گيرد. در اين‌ ميان‌، مفارقات‌ يا صورتهايى‌ كه‌ بر خلاف‌ موجودات‌ جسمانى‌، مجرد از ماده‌اند، جوهر به‌ معناي‌ اصيلند و مى‌توانند موضوع‌ مطالعة موجود بماهو موجود باشند. بدين‌گونه‌، آنچه‌ براي‌ شناخت‌ وجود شايستگى‌ پژوهش‌ دارد، جوهري‌ است‌ كه‌ از وابستگى‌ و تغير بدور است‌، زيرا آنچه‌ محسوس‌ و دستخوش‌ حركت‌ و زوال‌ باشد، نمى‌تواند چهرة حقيقى‌ وجود را نشان‌ دهد. جوهري‌ كه‌ به‌ كامل‌ترين‌ وجهى‌ وجود را نمودار مى‌سازد، به‌ تعبير ارسطو صفت‌ الهى‌ دارد و فلسفة اولى‌ به‌ همين‌ اعتبار الهيات‌ ناميده‌ شده‌ است.

در فلسفة اسلامى‌ مباحث‌ مربوط به‌ شناخت‌ خدا و صفات‌ و افعال‌ او به‌ نحو برجسته‌اي‌ بسط يافته‌، و ارتباط آن‌ با مباحث‌ كلى‌ وجودشناسانه‌ تبيين‌ شده‌ است‌ و در اين‌ كار بيشترين‌ سهم‌ را فارابى‌ و ابن‌سينا داشته‌اند. فارابى‌ حكمت‌ را به‌ علم‌ اسباب‌ بعيد كه‌ هستى‌ ديگر موجودات‌ به‌ واسطة آنهاست‌، تعريف‌ مى‌كند. اين‌ اسباب‌ اگرچه‌ بسيارند، به‌ ترتيبى‌ منتهى‌ به‌ وجود واحدي‌ مى‌شوند كه‌ علت‌ وجود همة آن‌ اسباب‌ و مسببات‌ آنهاست. فارابى‌ بر وجود خداوند به‌ عنوان‌ مبدأ مشترك‌ همة موجودات‌ تأكيد مى‌كند و مطالعة آن‌ را لازمة بحث‌ در علم‌ كلى‌ مى‌شمارد، از آن‌ رو كه‌ خداوند مبدأ وجود مطلق‌ است‌ و نه‌ موجودي‌ خاص‌. بنابراين‌، آن‌ بخش‌ از دانش‌ عام‌ وجود كه‌ متكفل‌ بيان‌ مبدأ وجود است‌، بايد به‌ شناخت‌ خداوند اختصاص‌ يابد. اين‌ بخش‌ از فلسفة اولى‌ در مرتبة نخست‌ شامل‌ اثبات‌ وجود خدا از راه‌ برهان‌ عقلى‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ خدا را نمى‌توان‌ موضوع‌ اين‌ علم‌ دانست‌، زيرا موضوع‌ هر علم‌ امري‌ است‌ كه‌ وجود آن‌ مسلم‌ گرفته‌ مى‌شود و هيچ‌ دانشى‌ به‌ اثبات‌ موضوع‌ خود نمى‌پردازد. ابن‌سينا بر اين‌ اساس‌ ميان‌ موضوع‌ و غايت‌ فلسفة اولى‌ فرق‌ مى‌نهد و معرفت‌ خدا را غايت‌ مطلوب‌ اين‌ علم‌ و جزء شريف‌تر آن‌ به‌ شمار مى‌آورد.

با اطلاق‌ عنوان‌ الهيات‌ بر كل‌ فلسفة اولى‌، آن‌ بخش‌ از اين‌ دانش‌ كه‌ به‌ شناخت‌ خدا و جهان‌ موجودات‌ مجرد از ماده‌ اختصاص‌ دارد، «الهيات‌ به‌ معنى‌ اخص‌» ناميده‌ شده‌ است‌. البته‌ در برخى‌ آثار فلسفى‌ عنوان‌ علم‌ الهى‌ يا الهيات‌ تنها بر بخش‌ الهيات‌ به‌ معنى‌ اخص‌ اطلاق‌ شده‌ است‌.

در فلسفة اسلامى‌ اين‌ بخش‌ از الهيات‌ نسبت‌ به‌ آنچه‌ به‌ اشاره‌ در آثار ارسطو آمده‌، بسيار پردامنه‌، و در حكم‌ دانشى‌ مستقل‌ است‌، چنانكه‌ علاوه‌ بر برهانهاي‌ اثبات‌ وجود باري‌، موضوعاتى‌ چون‌ آفرينش‌ و نسبت‌ خداوند با مخلوقات‌، قضا و قدر الهى‌ و مسألة شرور، نبوت‌ و معاد در الهيات‌ ارسطو مطرح‌ نبوده‌اند. در اين‌ زمينه‌ بايد به‌ ميراث‌ فلسفى‌ نوافلاطونيان‌ اشاره‌ كرد كه‌ بر انديشة فيلسوفان‌ مسلمان‌ تأثير قاطعى‌ داشت‌ و به‌ آنان‌ در پرداختن‌ نظامى‌ الهياتى‌ مدد رساند. زمينة طرح‌ نظرية فيض‌ و عنايت‌ الهى‌ در فلسفة اسلامى‌ از طريق‌ آثاري‌ چون‌ اثولوجيا فراهم‌ شد. اين‌ اثر كه‌ ترجمة پاره‌هايى‌ از انئادها ي‌ افلوطين‌ است‌، در روزگار فارابى‌ و ابن‌سينا اثر ارسطو پنداشته‌ مى‌شد و واژة اثولوجيا (= تئولوگيا، به‌معنى‌ خداشناسى‌ يا علم‌ الربوبية) و معادل‌ عربى‌ آن‌ نيز براي‌ ناميدن‌ علم‌ الهيات‌ به‌ معنى‌ اخص‌ مورد استفاده‌ قرار مى‌گرفت‌.

طرح‌ مباحث‌ مرتبط با موضوعات‌ كلامى‌ در فلسفة اسلامى‌ به‌ ويژه‌ در دوره‌هاي‌ پس‌ از ابن‌سينا گسترش‌ بيشتري‌ يافت‌ و به‌ طور متقابل‌ آراء فلسفى‌ نيز بر علم‌ كلام‌ اسلامى‌ تأثير نهاد و به‌ مباحث‌ آن‌ وسعت‌ بخشيد. اما ضمن‌ آنكه‌ به‌كارگيري‌ تفكر فلسفى‌ دربارة موضوعات‌ دينى‌، بحثهاي‌ مشابهى‌ را در كلام‌ و الهيات‌ به‌ معنى‌ اخص‌ پديد آورده‌ است‌، برخى‌ تمايز اين‌ دو علم‌ را در روش‌ و مبانى‌ با تفصيل‌ بيشتري‌ مورد بحث‌ قرار داده‌اند.

 

مآخذ:

- ابن‌ سينا، الشفاء، الهيات‌، به‌ كوشش‌ جورج‌ قنواتى‌ و سعيد زايد، قاهره‌، 1380ق‌/1960م‌؛

- ابوالبركات‌ بغدادي‌، المعتبر فى‌ الحكمة، حيدرآباد دكن‌، 1358ق‌؛

- تهانوي‌، محمد اعلى‌، كشاف‌ اصطلاحات‌ الفنون‌، به‌ كوشش‌ على‌ دحرج‌، بيروت‌، 1996م‌؛

- جابر بن‌ حيان‌، «الحدود»، مختار رسائل‌، به‌ كوشش‌ پاول‌ كراوس‌، قاهره‌، 1354ق‌؛

- جرجانى‌، على‌، شرح‌ المواقف‌، قاهره‌، 1325ق‌/1907م‌؛ رازي‌، محمد بن‌ زكريا، «من‌ كتاب‌ العلم‌ الالهى‌»، رسائل‌ فلسفية، به‌ كوشش‌ پاول‌ كراوس‌، قاهره‌، 1939م‌؛

- فارابى‌، فصول‌ منتزعة، به‌ كوشش‌ فوزي‌ م‌. نجار، بيروت‌، 1971م‌؛

- همو، «مقالة فى‌ اغراض‌ ما بعد الطبيعة»، مبادي‌´ الفلسفة القديمة، قاهره‌، 1328ق‌/1910م‌؛

- قطب‌ الدين‌ شيرازي‌، محمود، شرح‌ حكمة الاشراق‌، تهران‌، 1315ق‌؛

- كندي‌، يعقوب‌، رسائل‌، به‌ كوشش‌ محمد عبدالهادي‌ ابو ريده‌، قاهره‌، 1369ق‌/1950م‌؛

- لاهيجى‌، عبدالرزاق‌، شوارق‌ الالهام‌، تهران‌، 1311ق‌؛

- لوكري‌، فضل‌، بيان‌ الحق‌، به‌ كوشش‌ ابراهيم‌ ديباجى‌، تهران‌، 1373ش‌

 
 

    7810 بازديد     0 امتياز     41 مطلب

صاحب نظران الهیات
●   ديتريش   بونهافر(0)
●   ولفهارت   پاننبرگ(2)
●   پل   تيليش(5)
●   کارل   رانر(0)
●   آلبرت   شوايتزر(440)
●   هانس   كونگ(432)
●   راينهولت   نيبور(359)
●   چارلز   هارتسهورن(389)

زيرشاخه ها
●   الهيات آزادي بخش (3)
●   الهيات مسيحي (13)
●   الهيات سياسي (1)

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  «دين و ساخت جامعه» منتشر شد 
34 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فصلنامه "الهیات اجتماعی" منتشر می شود 
51 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهيات، كيهان‌شناسي و اخلاق / نانسي  مورفي

54 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  علم كلام / رمضان  علي تبار

209 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  گذري بر مفهوم اميد در انديشه كانت، بلوخ و مارسل / فيليپ  استراترن

159 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الاهیات زندگی، عمل و رهایی / علي‌  قاسمي‌

101 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  کتاب «الهیات مرگ» منتشر می‌شود 
114 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  فيلم در الهيات / ديويد  جان گراهام

112 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  انتشار "الهیات الهی و الهیات بشری" 
108 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  جبرگرايي در الاهيات(2) / رابرت. ام.  كينگ دان

247 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  جبرگرايي در الاهيات(1) / رابرت. ام.  كينگ دان

209 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  بررسی انسان در نگاه اسلام و اومانيسم 
503 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهیات طبيعى / ديويد اى.  پايلين

474 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  برگزاری سمينار «سرطان، اخلاق و معناي زندگي» 
291 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  انتشار "هستی و زمان" 
221 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  معناشناسى اوصاف الهى / اميرعباس  على زمانى

581 بازديد - 0 تعداد نظر - 5 امتياز

←  معنويت و الهيات / فيليپ  شلدراک

1254 بازديد - 1 تعداد نظر - 4 امتياز

←  تاریخ و تبار گفتمان معنویت؛ از عهد عتیق تا عهد پسامدرن (1) / كاوه  احمدي علي آبادي

1098 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  پاسخ نهان قلب‌آدمي / ريحانه  دوستدار

74 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زايش الهيات در فلسفه‌ي يوناني و برآمد آن در فلسفه‌ي ابن سينا / رحمان  افشاري

71 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  زايش الهيات در فلسفه‌ي يوناني و برآمد آن در فلسفه‌ي ابن سينا / رحمان  افشاري

83 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تحول و تجدد در علم كلام‏ / على  ربانى گلپايگانى

90 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  گذشت از مابعدالطبیعه و الهیات / جيمز . ل .  پروتي

108 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  رستگارى در سايه الهيات اميد(1) / يورگن  مولتمان

93 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهيات، كيهان‌شناسي و اخلاق / نانسي  مورفي

156 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهيات و علم / نيكلاس  ولترشتروف

328 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهيات و علم گوش فرادادن به يكديگر / نيكلاس  ولترشتروف

261 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مطهري و الهيات فلسفي معاصر / ولي الله  عباسي‌

1021 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  كيث وارد: خداوند نام هاى بسيار دارد / حميد رضا  فرزاد

294 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  الهيات و فيلم / احمد  ميراحسان

449 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 41 مطلب در 2 صفحه مي باشد.

►  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب