توتم (Totem) واژهاي است از زبان سرخپوستان آمريكا دال بر قرابت محارم. توتميسم يكي از مهمترين اشكال و صور ديني در جوامع ابتدايي است كه طرفداران زيادي داشته است. قبايل و عشيرههاي توتمپرست، هر كدام حيوان يا نوعي گياه و گاهي يك پديده بيجان طبيعت را تقديس ميكنند و نسبت به او در ميان خود وظايفي بر عهده دارند. از سوي ديگر زندگي يك قبيله يا كلان بر محور توتم مورد قبول، رسميت مييابد و نوعي خويشاوندي ميان اعضاء شكل ميگيرد. به طوري كه دو فرد از يك قبيله اجازه ازدواج با يكديگر را ندارند.
بخش پهناوري از قاره آفريقا داراي سكنهاي است كه به توتميسم گرايش دارند. آفريقاييها داراي كلانهاي جانوري و گياهي فراواني هستند كه مهمترين آنها عبارتند از: پلنگ، گاوميش، سگ، طوطي، كلان گياه بارهنگ، ساقه غله و نخل شيرهدار.
مثلاً در كلان پلنگ، احترام و تقديس پلنگ واجب است و كسي حق بياحترامي به آن و يا كشتن آن را ندارد. اگر تصادفاً چنين كند بايد بگويد برادرم را كشتم و با اعتذار، شيره درخت نخل محلي را روي زخم پلنگ بمالد. اگر پلنگي را مرده بيابند، بايد تكههاي پارچه سفيدي بر آن بگسترانند و پوزهاش را شيره درخت نخل بمالند تا مراتب تأسف توأم با احترام خود را نسبت به پلنگ به جاي آورند. در مورادي اعضاي كلان پلنگ به نشان سوگواري، خود را به گچ ميآلايند و پلنگ را به خاك ميسپارند. نكته حائز اهميت اين است كه افراد قبيله براي مشخص كردن كلانهاي خود البسه خاصي به كار ميبرند و در موارد خاصي از آنها استفاده ميكنند.
مثلاً وقتي كه عضوي از كلان پلنگ ميميرد، عزادارن وي با گل و لاي رنگي، لكههاي سرخ و سفيد و سياه بر بدنهاي خود نقش ميكنند تا هيبت و هيأت پلنگ را نمودار سازد و بر دروديوار كلبههاي خود و بدنه تابوت پلنگ هم نقش پلنگ ميكشند و در اين نقاشيها بر اثر استمرار زمان ماهر و متخصص شدهاند.
در توتميسم ابتدايي هيچگونه عقايد مربوط به مسائل ماوراي طبيعي و لاهوتي و ارواح آزاد غيرمادي كه در آنيميسم (جانگرايي) مشاهده ميشود، وجود ندارد. توتميسم يك نوع مقررات اجتماعي بدوي است كه روابط افراد قبيله را نسبت به خود و توتمهايشان معين ميكند. بنابراين توتميسم يك فلسفه زندگي ابتدايي است كه در درجه نخست اجتماعي و در درجه دوم جنبه ديني دارد، يعني داراي عقايد، اساطير و مناسك اجتماعي و مذهبي است.
توتميسم در ميان قبايل آفريقا:
آيين توتميسم در ميان مردم آفريقا از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است. بوميان «بچوانا» در مركز كشور آفريقاي جنوبي، به قبايل متعددي تقسيم ميشوند كه هر يك نامها و مراسم توتمي دارند ولي توتميسم آنها يك دست و بيتغيير مانده است. مثلاً چون زنان پس از ازدواج، به كلانهاي شوهران خود ميروند، بدين مناسبت رفته رفته پدر تباري بر مادر تباري غلبه ميكند، هر قبيله از بوميان بچوانا توسط رئيس اداره ميشود كه توتمش، توتم مردم قبيله نيز هست و رئيس قبيله هميشه با نام توتم خود مورد خطاب قرار ميگيرد.
بعضي طوايف قبيله «كوتوكو» با اين كه با تمدن جديد آشنا شدهاند، در دهكدههاي خود هميشه نوعي مار كبري نگهداري ميكنند و معتقدند كه اولاً حامي آنها است و ثانياً از او مشورت ميخواهند و به وسيله او در امور مهم قبيله خود، مانند انتخاب رئيس استخاره ميكنند. بعضي بوميان در ساحل كنيا درخت «ايروكو» را مقدس ميشمارند و معتقدند كه آن درخت منشأ فراواني نعمت است. قبيله «كيكوير» در كنيا بعضي درختان را مقدس و داراي روح ميپندارند، برخي از اهالي آن قبيله، بوته «كدو» را توتم خود ميشمارند و معتقدند كه جد اوليه آنها از كدو بيرون آمده است.
اما اين شكل از توتيسم به مرور زمان مضمحل شد و با ورود اروپاييان به قاره آفريقا، توتميسم در جريان تحولات در اكثر اجتماعات آفريقايي منسوخ شد. اما اشكال جديدي از باورهاي قبيلهاي مبتني بر اعتقاد به يك توتم جايگزين شد كه چند ويژگي اساسي داشت: اول آن كه بنيان هاي اساسي و اصولي دين توتميسم در آن تغيير يافت. در توتمپرستي پيشرفته، اعتقاد به تابوها كاهش يافته و ممنوعيت و حرمت بين قبيلهاي كمتر ديده ميشود. دوم آن كه توتميسم از شكل جمعي به شكل فردي درآمده و كمتر در حوزه يك قبيله يا كلان مطرح است. با وجود اين در بخشهاي مختلف قاره آفريقا توتميسم چه به شكل سنتي و چه به شكل پيشرفته آن هنوز ديده ميشود.
در كنگو عليا، بوميان «بانكالا» هنوز جانور توتمي را نميكشند و نميخورند. زن پس از ازدواج، احترام توتم شوهرش را نيز نگه ميدارد. كودكي كه از آن ازدواج پديد آيد، هم توتم پدر و هم توتم مادر را محترم ميدارد، ولي بعد از بزرگ شدن، شوراي هر دو خانواده توتم قطعي او را تعيين ميكند. شورا معمولاً توتم پدري را براي كودك برميگزيند زيرا بوميان بانكالا به پدر تباري پايبندند.
در حال حاضر در كشورهاي گينه بيسائو، سيرالئون، بوركينافاسو، بنين و … توتميسم به عنوان ديني رسمي در كنار ساير اديان مثل اسلام و مسيحيت در ميان مردم رواج دارد. آمارها نشان ميدهد كه اين نظام ارزشها و باورهاي قومي نه تنها روبه ضعف و اضمحلال ننهاده، بلكه كاربست آن بر مبنا و محور يك آيين اخلاقي تأثيرات فراواني از خود به جاي گذاشته است.
بسياري از مردمشناسان ثابت كردهاند كه تأييد توتميسم در فرهنگ جهاني و ساير اديان بسيار فراگير و گسترده است. از جمله ميراث توتميسم در آيين مسيح ميتوان به تقديس كبوتر اشاره كرد. در كتاب انجيل كبوتر حيواني مقدس و فرستاده خدا معرفي شده است.
در بخشهايي از كتاب مقدس ميخوانيم: «چون تمامي قوم تعميد يافتند و عيسي هم [پيش از بعثت] تعميد گرفته دعا ميكرد، آسمان شكافته شد و روحالقدس به شكل كبوتري بر او نازل شد».
مراسم عشاي رباني و اجراي مراسم به صورت دستهجمعي از آثار و ريشههاي توتميسم تلقي ميشود.
حتي بعضي پا را فراتر نهاده و شكل صليب در نزد مسيحيان را نوعي توتم قلمداد كردهاند. در دنياي امروز خارج از دايره اعتقاد قبيلهاي در قاره آفريقا، نمادهايي از تقديس يك توهم ديده ميشود. مثلاً اعتقاد به پرنده خوشاقبال به مثابه سمبل يك تيم فوتبال و حضور آن در كنار زمين از تجليات و نمودهاي توتميسم در فرهنگ جهاني است.
همچنين استفاده فراوان از علائم و نشانهها به عنوان سمبل خوشبختي و يا دوري كردن از بديها كه در ميان مردم سراسر دنيا مرسوم است به نوعي از اصول فرهنگي توتميسم نشأت گرفته و به خوبي تأثير اديان ابتدايي را بر روي فرهنگ ملل متمدن امروز نشان ميدهد.
ويل دورانت در اين باره معتقد است: «توتم كه عنوان شعاري و رمزي داشته، علامت مفيدي براي خويشاوندي ملتهاي اوليه بوده و پس از آن رفته رفته، از جنبه ديني خود خارج شده، عنوان علامت خوشبختي يا نظرقرباني پيدا كرده يا همچون شير و عقاب، وارد علامت پرچمهاي پارهاي از دول گشته، يا مانند گوزن علامت جمعيتهاي برادري شده و يا به صورت حيواني بيزبان نماينده استواري يا جنبش لجوجانه بعضي از احزاب سياسي شده است. اينك در ابتداي ظهور دين مسيح، كبوتر، ماهي و بره حالت رمزي براي اين دين داشته، خود آثاري از توتمپرستي قديمي بوده، حتي حيوان بيقدر و منزلتي چون خوك زماني توتم يهوديان به شمار ميرفته است».